مزدوران را بشناسید که در سرکوب مردم ایران دست دارند

مزدوران را بشناسید که در سرکوب مردم ایران دست دارند

۱۳۹۳ دی ۱, دوشنبه

آنرا كه براندازند - با ماش دراندازند تيتر برگرفته از كتاب كوچه جلد1شاملو

آنرا كه براندازند - با ماش دراندازند


تيتر برگرفته از كتاب كوچه جلد1شاملو
داغ كردن نظام ولايت توسط مقاومت سازمان يافته مردم ايران، در موضوع اتمي چنان خاطره تلخي در اعماق ضمير آن بوجود آورده و به عنوان كسي كه رسالت خليفه اش را سالها پيش از «داعش» با صداي بلند و بدون هيچگونه شرم و حيايي «دست بريدن»، «چشم درآوردن»، «حد زدن» و «رجم كردن» اعلام كرده بود، به چاره انديشي واداشته است.
تلاش براي سد بستن در برابر تهاجم سياسي مقاومت كه با عزم و اراده يي پولادين و خستگي ناپذير مي رود طناب دار نقض هولناك حقوق بشر را هم به گردن اين رژيم خون آشام بيندازد، البته تلاشي عبث و بيهوده خواهد بود. اين رژيم درنده خو و عقب مانده، سربرآورده از اعماق گورستان تاريخ, نخواهد توانست از آن راه فراري پيدا كند و لاجرم در تله آن مثل موضوع اتمي به نقطه «نداشتن راه پس و پيش» خواهد رسيد و بيداري وجدانهاي انساني، به يمن راهبري و هدايت، مايه گذاري و تلاش مافوق تصور و خستگي ناپذير فرزندان راستين ملت ايران، سرانجام به تغييردادن سياست, از «ناديده انگاري و مماشات» به «يقه گيري بين الملليِ» اين نظام سفاك و خونريز منجر خواهد شد.
بي جهت نيست كه گرازي وحشي، شكنجه گر, بيرون آمده از سياهچالهاي گشتاپوي آخوندي كه در آن جسم و روح زندانيان بي گناه را با شكنجه هاي شقاوت بار از هم مي درند، در يكي از سايتهاي وزارتي پيش بيني مي كند: «...با پايان پرونده هسته‌اي، بحث حقوق‌بشر مي‌تواند اهرم بعدي براي ادامه فشارها بر (رژيم آخوندي) باشد...».
 محكوم كردن اين رژيم «ضد بشري» كه ضديتش با «حقوق بشر» را هم به هيچ وجه كتمان نمي كند و روزانه طناب دار و شكنجه گاههايش برپا هستند، يكي از صحنه هاي جنگ ارگانهاي بين المللي و حقوق بشري و مدافعان آزادي و كرامت انساني است كه با اين هيولاي سفاك ضدتاريخي مي كنند. هرچند كه خليفه ارتجاع سرمست از دكترين مماشات و امداد هاي غيبي غرب در اين ساليان كه در مسكوت گذاشتن اين موضوع تبلور مي يافت، هرچه دلش خواسته تا بحال اسب تاخته، بي رحمي كرده و حرامزادگي به خرج داده است و به محكوميت ها وقعي نگذاشته, طوريكه تنها يك قلم كشتار 120000 نفر از فرزندان اين ميهن, از عملكرد آن بوده است. ولي به يمن ايستادگي و سماجت نسل وفا و ايمان، سرما و انجماد «مماشات» و «چشم پوشي بر اين وحشي گريها» هم ديگر طاقتش را از دست داده، ناچار از ذوب شدن و بيان بخشي از واقعيات شده است. همين طليعه، سراپاي رژيم خون سرشته آخوندي را از نگراني حسابرسي و يقه گيري به وحشت انداخته است. بنابراين مذبوحانه جلادان و شكنجه گراني را كه دستشان تا مرفق در خون بهترين فرزندان ايران زمين است, به صحنه مي فرستد تا ترس و لرز خود را از همين جلسات، مثلا جلسه يي كه در مجلس انگليس توسط نمايندگان آن برگزار شده، به نمايش بگذارد: «...منصورحقيقت پور... نائب رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس (بخوانيد يك جاني و شكنجه گر اطلاعاتي) گفت... نمايندگان پارلمان انگليس اين حق را ندارند كه از حقوق‌بشر صحبت كنند، البته جمهوري اسلامي ايران به هيچ دولتي اجازه نمي‌دهد كه در خصوص مسأله حقوق‌بشر اظهار نظر كند...»
يا در آستانه شصت و يكمين محكوميت رژيم وحشي آخوندي و حكومت دست نشانده و جنايتكارش در سوريه به خاطر «نقض فاحش و سيستماتيك حقوق بشر» از سوي مجمع عمومي ملل متحد بعنوان عالي ترين ارگان بين المللي، يك مهره نمايشي مجلس ارتجاع كه از باب خالي نبودن عريضه او را در عداد وحوش اسطبل ولايت آورده و بقول هم قطارانش بيشتر از يك «ضعيفه» و «زينت المجالس» نيست، ابلهانه رو در روي آنچه جامعه جهاني به چشم خود ديده و بيان مي كند، وارونه گويي مي كند كه: «...حقوق‌بشر به‌معناي دموكراسي بوده كه در جمهوري اسلامي ايران با رأفت و رحمت اعمال مي‌شود(!)، يا اين‌كه به‌معني انتخاباتهاي قانوني(!) و سالمي(!) است كه به‌طور متوالي در عراق (!) و سوريه(!) انجام مي‌شود،...»
واقعيت اين است كه رژيم درمانده آخوندي، در ميانه سركشيدن ذليلانه زهر اتمي، با جامعه يي انفجاري مواجه است كه حتي در ميان مدعوين بشدت گزينش شده اش در دانشگاه تهران هم با شعارهاي «بازجو برو گمشو» و «خائن فتنه گر تويي، تيشه تويي، تبر تويي», از نماينده ولي فقيه ارتجاع اسقبال مي شود كه بايد لاجرم از شكستن اهرم هاي استراتژيكش در «بمب سازي اتمي»، «سركوب بي رحمانه» و «صدورتروريسم» وحشت كند.
گامهايي كه با حساب شدگي و استواري از سوي مقاومت سرفراز مردم ايران در زدن پايه هاي استراتژيكي اين رژيم برداشته شده و ادامه خواهد داشت. برگزاري هر كنفرانس و به دست آوردن هر محكوميت جهاني در اين رابطه، مهماتي قوي براي نبرد براندازي و جنگ نهايي با اين دشمن پليد و گواه مشروعيت عزم مردم ايران براي «سرنگوني به هر قيمت و با شدت هر چه تمامتر» است.
بنابراين بايد خليفة ارتجاع اين تحركات را جدي گرفته، حتي با دست و پازدن مزدورانش هم كه شده واكنش نشان دهد، پاسخ چنين تلاشهاي ذليلانه و مأيوسانه يي ، قطعنامه اخيرمجمع عمومي ملل متحد است كه آخرين محصول تلاشهاي اين مقاومت براي تنگ كردن بيشتر طناب بر گردن اوست.
سرسخن سايت ايران افشاگر

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر