مزدوران را بشناسید که در سرکوب مردم ایران دست دارند

مزدوران را بشناسید که در سرکوب مردم ایران دست دارند

۱۳۹۷ تیر ۸, جمعه

علیرضا نصراللهی پادو وگماشته ولی فقیه ، محاصره شده توسط کانونها وشهرهای شورشی - چگونگي استخدام عليرضا نصراللهي توسط وزارت اطلاعات

  علیرضا نصراللهی پادو وگماشته ولی فقیه ، محاصره شده توسط کانونها وشهرهای شورشی -

چگونگي استخدام عليرضا نصراللهي توسط وزارت اطلاعات 

 


عليرضا نصراللهي در دي 79 به ‏قرارگاه‌هاي مجاهدين در عراق پيوست. وي پس از جنگ در آذرماه 82 به دليل برملا شدن سه بار دستگير در داخل ايران به خاطر جرائم عادي و آزادي با قول همكاري، اخراج شد و به تيف رفت و درتيف به فاصله كوتاهي در ارتباط با وزارت اطلاعات قرار گرفت. همزمان با انحلال تيف، در بهمن 86 سفارت رژيم در بغداد، به راه‌اندازي شعبه اطلاعات آخوندي بنام «بنياد خانواده سحر» 

 
در شهر خالص در نزديكي اشرف مبادرت كرد و تعدادي از مزدورانش را به سردمداري مسعود خدابنده تحت پوش اين شعبه به عراق اعزام كرد. در همين اثنا وزارت اطلاعات آخوندي و نيروي تروريستي قدس مأموريت ‏يافتند در كردستان عراق به‌ويژه در شهرهاي سليمانيه و اربيل نفوذي‌هاي رژيم را كه در سال‌هاي گذشته به تيف رفته بودند و همچنين خودفروختگاني را كه در تيف به خدمت ‏رژيم درآمده بودند به ايران ببرند و يا در سليمانيه و اربيل توجيه كنند و با ‏دستورالعمل‌هاي جديد براي مصرف عليه مجاهدين و مقاومت ايران روانه كشورهاي اروپايي سازند. برخي از اين افراد ازجمله عليرضا نصراللهي را در مقري در اربيل اسكان دادند كه پاتوق سركنسولگري و عوامل رژيم شد. دو مأمور وزارت اطلاعات به نام‌هاي امامي و اسماعيلي توجيه و بروز كردن و ‏فرستادن آن‌ها به ايران يا كشورهاي اروپايي را به عهده گرفتند. ‏عليرضا نصراللهي پس از ورود قاچاق به فرانسه روز 17 فروردين 87 در يك كافه در پاريس با چند مزدور پيشاني سياه وزارت اطلاعات مانند جواد فيروزمند، ‏محمدحسين سبحاني، جهانگير شادانلو، امير موثقي، بتول ملكي، علي قشقاوي و… گرد آمدند تا «نقض حقوق بشر توسط مجاهدين»! و «قتل اعضاي ناراضي»! را افشا ‏كنند!‏

فقط معلوم نيست كه در هفت دور اسكرين و تحقيقات خصوصي توسط سرويس‌هاي مختلف آمريكايي و پس از چند سال اقامت در تيف تحت كنترل نيروهاي آمريكايي، چرا دم برنياورده بودند تا دعاوي آن‌ها به‌طور زنده و حضوري مورد استماع و تحقيق قرار بگيرد، اما به‌يک‌باره پس از چفت و جور شدن با وزارت بدنام، دچار اين قبيل نشخوار ياوه‌هاي چند دهه گذشته وزارت جعل و دروغ شدند!

يك روز بعد از اجراي نمايش فوق در پاريس، سايت‌هاي نشان‌دار وزارت اطلاعات در يك اعتراف ناخواسته، اعلام كردند عناصري كه روي سنِ نمايش رفتند ازجمله عليرضا نصراللهي، از محصولات «صنايع» وزارت بدنام بودند:

«در فوريه 2008 مسعود خدابنده از ايران- اينترلينك از بغداد گزارش داد كه بعد از جلساتي كه در آن‌ها مقوله تروريزم خارجي در عراق موردبحث قرار گرفت، خواست دولت عراق براي اخراج تمامي 3000 نفر و اندي كه در كمپ اشرف اسيرند متوقف‌شده است زيرا كه هيچ كشور غربي اين گروه را حاضر نيست از ليست خارج كند تا آن‌ها بتوانند پناهندگي بگيرند. در همين راستا بود كه بنياد خانواده سحر در عراق ايجاد شد تا به اعضاي ناراضي از مجاهدين كه تروريزم را كنار گذاشته‌اند كمك كند كه به خانواده‌شان بپيوندند و به زندگي عادي‌شان بازگردند. اين كنفرانس توسط انجمن حمايت از آوارگان ايراني در فرانسه تشکيل‌شده بود. بنا به گزارش بي. بي. سي سخنگوي اين انجمن بنام جواد فيروزمند گفت بعد از تشكيل بنياد خانواده سحر، اين اولين گروهي است كه وارد فرانسه شده است» (اينترلينك 18 فروردين 87)

پيش‌ازاين، مأمور وزارت اطلاعات مسعود خدابنده كه تحت پوش بنياد سحر در ايجاد و فعال كردن شبكة مزدوران در تيف نقش داشت؛
طي نامه‌يي به يك مأمور ديگر اطلاعات به نام بهزاد عليشاهي، به هدف ايجاد سلول جاسوسي و استخدام مزدور در تيف به‌منظور پيشبرد توطئه‌هاي تروريستي عليه اشرف و شكار طعمه‌هاي وزارت اطلاعات صراحتاً چنين اعتراف كرده بود:

«بهزاد جان سلام، چند هفته‌يي است که بچه‌هاي تيف ارتباطات مستقيمشان برقرارشده و … الآن بچه‌ها تلفن‌هاي ما رادارند. آمريکايي‌ها و دولت عراق هم دارند و هر کس بخواهد مي‌تواند از آن‌ها بگيرد. تثبيت‌تر که شديم سري تلفن‌هاي کانال تماس را اعلام مي‌کنيم… از دولت عراق و بخش‌هاي مختلفش که بعداً اسامي را اعلام خواهيم کرد هم بايد تا جا دارد تشکر کنيم… بچه‌هاي اربيل هم سروسامان مختصري پيداکرده‌اند و الآن وضع بهتر شده. بعد از اربيلش هم بماند بعداً صحبت کنيم که خيلي مسائل باز نشود. قربانت مسعود بغداد بدون صدام پنج فوريه» (اينترلينك 17 بهمن 86)

قابل‌توجه اينكه به دنبال نمايش خيمه‌شب‌بازي فوق در پاريس، دريکي ديگر از سايت‌هاي زنجيره‌يي وزارت بدنام درباره او نوشته‌شده بود: «عليرضا عضو ديگر جداشده از مجاهدين که 36 بهار از زندگي‌اش را پشت سرنهاده در اولين روزهاي بهاري پاريس از درد و رنج‌ها و سرگذشت تلخش در مجاهدين گفت. او… براي داشتن يک هدف متعالي و يک کار آبرومندانه در ترکيه توسط يک شرکت دروغين تجاري هوادار مجاهدين جذب مي‌شود. تا همراه با آن‌ها کارکرده و بخشي از درآمد خود را صرف خيريه و کمک به ايرانيان نمايد. ولي پس از مدتي خود را در عراق- کمپ اشرف بازمي‌يابد».

اين دروغ‌گويي در حالي است كه نامبرده در مصاحبه با بي‌بي‌سي گفته بود: «در پاكستان تعهدات ارتش آزادي‌بخش را جلويم گذاشتند كه زن وزندگي نداريم… نوار مرزي است. مبارزه ما مبارزه مسلحانه است… و من برگه‌ها را امضاء كردم».

همان‌گونه كه اخيراً در محاكمه و محكوميت عامل وزارت اطلاعات ميثم پناهي به خاطر جاسوسي عليه مجاهدين و شوراي ملي مقاومت ايران در دادگاه آلمان در تاريخ 29 تير نشان داده شد
 بیشتر بخوانید

سجاد (کیانمهر) سرتیپ پاسدار نیروی تروریستی قدس و شبکه جاسوسی آن در خارج وداخل ایران ؟


جاسوس میثم پناهی در آلمان دستگیر شد اما سجاد به قربانعلی حسین نژاد در فرانسه ماموریت پشتیبانی میدهد



محاكمه ديگر جاسوسان رژيم ايران لازمه تأمين امنيت مخالفان و اعضا و هواداران مقاوم اين رژيم در كشورهاي خارجي است 

 


همچنان که مسئولان اين شبكه در سفارتخانه‌هاي رژيم در كشورهاي مختلف بايد محاكمه، مجازات و از اين كشورها اخراج شوند.

۱۳۹۷ تیر ۷, پنجشنبه

غلامرضا صادقی جبلی مزدور بی مقدار وگماشته اطلاعات ملاها در بلزیک وفرانسه در اوج قیام مردم ایران را باز شناسی میکنیم

  غلامرضا صادقی جبلی مزدور بی مقدار وگماشته اطلاعات ملاها در بلزیک وفرانسه در اوج قیام مردم ایران را باز شناسی میکنیم

نتیجه تصویری برای صادقی جبلی مزدور اطلاعات
غلامرضا صادقی جبلی اکنون ساکن  کشور بلژیک میباشد . او به دلیل سوابق جنایی گذشته در کانادا و مشکلاتی که در رابطه با پناهندگیش  دربلژیک دارد تلاش میکند که ارتباطش با مزدوران فوق را خیلی علنی نکند ولی ، او در تمامی فعالیت های مزدوران فوق شرکت فعال دارد .

ما ذیلا به بخشی از پرونده سراسر خیانت غلامرضا صادقی جبلی اشاره ای خواهیم کرد تاماهیت این جاسوس رژیم ولایت فقیه درخارج کشور روشنتر گرددغلامرضا صادقی جبلی درسال 60به جرم ارتباطات محدود باهواداران  سازمان دستگیر وبه زندان افتادوغلامرضا صادقی جبلی دراوین وبخصوص در انفرادی گوهر دشت برید

اودر زندان خیانت کرده وبا سپاه وبازجویان همکاری میکند.

او در زندان سر سپردگی خود را با شکنجه زندانیان ولو دادن نفرات وحاضر شدن برای زدن تیر خلاص به زندانیان دیگر اثبات میکند.


اودر سال 67 توسط وزارت اطلاعات بعنوان نفوذی به خارج کشوریعنی کانادا فرستاده شد

در خارج ابتدا بعنوان راننده تاکسی مشغول به کار میشود او همزمان سعی در نفوز وبرقراری رابطه با هواداران مجاهدین میکند اما موفق نمیشود.

او در سال 95 با زیر پای گذاشتن حکم دادگاه که حکم داده بود بچه 4ساله اش پیش مادرش نگه داشته شود در یک فرصتی بچه را دزدید وبه ایران فرستاد،

با شکایت مادر او تحت تعقیبپلیس بین الملل قرار گرفت ونهایتا در بلژیک دستگیر وبه کانادا مسترد شد.
غلامرضا صادقی جبلی در دادگاه محکوم به 22ماه زندان و2سال حبس تعلیقی شد.

او در زندان به فرمان وزارت اطلاعات سعی نمود خود را هوادار مجاهدین جا بزند تا مجاهدین را بدنام واز اعتبار مجاهدین سو استفاده نماید که موفق نشد.

روزنامه کانادا ترونتوسان نوشت که غلامرضا صادقی جبلی بجرم ربون کودک به 22 ماه زندان و2سال حبس تعلیقی محکوم گردید او کودکی که سال 95 دادگاه حکم کرده بود که در کانادا وپیش مادرش نگهداری شود را ربود وبه ایران جائی که دیکتاتوری حاکم است فرستاد ومادر این کودک با این اقدام خورد شده است.

او سپس به آمریکا میرود وبا توجه به اینکه خودرا هوادار جا زده بود و بریدگی وخیانتش را مخفی کرده با فریب وسابقه سازی توانست اعتماد افراد را جلب ونهایتا او در سال 1997 یعنی 1376  به عراق اعزام شد.

کمی بعد او توسط مجاهد صدیق مسعود آقائی که  از زندان او را میشناخت شناخته شد او که همه چیز را لو رفته دید به بریدگی وخیانتش در زندان اعتراف کرد که نوشته هایش هم موجود است.

غلامرضا صادقی جبلی بریده وتواب شکنجه گر در زندان

مجاهد صدیق در رابطه غلامرضا صادقی جبلی مینویسد:

من او را اززندان جمشیدیه میشناختم او بعد به قزل حصار رفت از عمل کردهای دیگر اودر اتاقهای بازجوئی خبری ندارم ،اماشاهد بودم که با صدای بلند جلو همه میگفت خدا کند بتوانم به بچه های سازمان تیر خلاص بزنم او به این کار افتخار میکرد بارها از او شنیدم که من طرفدار امام خمینی هستم وبرای او کارهای اطلاعاتی هم میکنم .

او بچه ها را کتک میزد وهنگام کتک زدن با کینه حیوانی عمل میکردودیگران را هم به این کار تشویق میکرد.

معمولا اتاقهایمان دربهایش بسته بود وپاسداران در نوبتهائی میامدند که دربها را باز کنند اما صادقی را بارها دیدم که بجای پاسداران میامد ودربها را باز میکرد یعنی مثل پاسداران کلید داشت واختیار باز کردن دربها را داشت، او در انفرادی گوهر دشت برجوری بریده بود وخیانت کار شده بود.

او یک بار گفته بود در انفرادی فکرکردم ودیدم گول خوردم وحالا حاضرم از سازمان انتقام بگیرم واینجوری خیانتش را توجیه میکرد.

غلامرضا صادقی جبلی یک روز با پاسداری آمد توی اتاف وبه نفرات اتاق گفت چند روز دیگر بلائی سرتان بیاورم که ندیده باشید،که چند روز بعد رضا صادقی با چند بریده خائن دیگر آمد وبچه ها را زیر ضرب وشتم وحشیانه گرفتند وجند نفر را هم بردند که نفهمیدیم چی شد.

او به هر بهانه ای اقدام به کتک زدن نفرات میکرد مثلا میگفت اسم خمینی را میاورم همه صلوات بفرستید ، ماهم که صلوات نمیفرستادیم میرفتیم زیر ضرب وشتم وکتک.

خوب حالا ببینید که وقتی او لو رفت وتمامی جنایات وخیانتش آشکارشد سازمان با او چه کرد؟

او را صدا کردند ومطالب را جلوی او گذاشتند او همچنین  همه چیز را لو رفته دید به التماس ودرخواست تقاضا کرد که او را در همانجا نگهدارند و وارد مناسبات کنند تا گذشته اش را جبران نماید .

بر اساس سنت سازمانی ومناسبات انسانی ، نهایتا بنا به اصرار خودش مورد بخشش  قرار گرفت و وارد مناسبات شد.

یک بار هم در سال 80 که بحث چراغ خاموش وانتخاب ماندن ورفتن مطرح شد او نوشت من در درون مناسبات با لباس اعتماد کارهائی میکردم که شاه وشیخ در 37سال گذشته نتوانستند بکنند.

پس از جنگ عراق وآمریکا دوباره خط خیانت را رفت وخط وزارت اطلاعات را در رابطه با فروپاشی مناسبات وتشکیلات را شروع کرد اوب ا ایجاد بی اعتمادی ودست زدن به دزدی های متعدد میخواست مناسبات را خراب کند.

او سراغ نیروهای جدیدالورود میرفت تا آنها را از مناسبات جدا نماید وقتی موفق نمیشد با اذیت وآزار نفرات جدید الورود میپرداخت.

مزدور دوجانبه نفوزی وزارت اطلاعات واف بی آی

در پروسه تحقیقات ومصاحبه هائی توسط آمریکائیها او خود را به اف بی آی فروخت وهمکاری نمود واز این نقطه بصورت دوجانبه با اطلاعات ملاها واف بی ای آمریکا همکاری میکرد .

او بطور دو جانبه برای وزارت اطلاعات واف بی آی جاسوسی میکرد. او در حین مصاحبه در اشرف وتا قبل از اخراج برای اف بی ای اطلاعات ارسال نمود، او با ایمیل هم انتقال اطلاعات غلط را انجام میداد وهم برای شیطان سازی خط وزارت اطلاعات را پیش میبرد.

در سال 84با سخت تر شدن شرایط عراق او اقدام به ارتباطات مشکوکی نمود ووقتی که اقداماتش لو رفت اخراج وبه تیف خروجی آمریکائی ها رفت.

در تیف با باندهای وزارت اطلاعات از جمله محمد رزاقی ومحمد کرمی ومجید روحی وپاسدار نادری وپیرانسرو... چفت وتوسط وزارت اطلاعات رسما کارش را با رژیم شروع کرد.

تصاويري از مجید روحی ،محمد كرمي وحامد صرافپورو محمد رزاقي(محمد رذل) در تيف- چراگاه وزارت اطلاعات

http://efshayaranshitan.blogspot.co.uk/2016/03/blog-post.html

 

محمد كرمي از مزدوران اطلاعات وهمكار لمپنها وشعبان بي مخ هاي سپاه قدس در فرانسه2

در همین مرحله به او پیشنهاد رفتن به آمریکا توسط اف بی آی داره شد ولی چون او تحت تعقیب پلیس انترپل بود ترسید که به آمریکا برود چون امکان دستگیری واستردادش به کانادا وجود داشت وبهمین دلیل وزارت اطلاعات او را به تهران میبرد.

او ابتدا تخلیه اطلاعاتی شده وهمه اطلاعاتش را مینویسد ، سپس توبه نامه ها وتعهد نامه وغلط کردن گوئی های جدید را پر میکند ، برای اینکه از او اسناد انکار ناپزیری گرفته شود او را به جاهای مختلف برده ودر حال ارتکاب شکنجه وجنایت و..در زندانها فیلم میگیرند.

بعد از آموزشهای دیگر نهایتا او را در نجات رژیم در اصفهان وتهران به خدمت میگیرند.

اما این تنها ماموریت رضا جبلی  نبود اوبعلت زندگی در کانادا وبلد بودن زبان انگلیسی برای شیطان سازی وابقای سازمان در لیست وبازدید هیئتهای خارجی که وزارت اطلاعات به انجمن نجات دعوت میکرد بکار گماره میشد.


مثلا او در ملاقات با هیئت پارلمان انگلیس ودیدار اما نیکلسون ازتهران که مهمان ویژه وزارت اطلاعات واز دوستان قدیمی وزیر جنایتکار اطلاعات یونسی بود شرکت داشت.

زابینه مایرلابی قهاررژیم وکینه توزعلیه مردم ومقاومت ایران که هیچ فرصتی را علیه مجاهدین وبنفع رژیم در پارلمان اروپا از دست نمیدهد به تهران رفته بود ودر انجمن نجات دیدار داشت جبلی نیز شرکت داشت.

خوب است همینجا نکته ای را اشاره کنیم:


در 5فوریه 2011 یعنی 16بهمن 89 ریلی تلگراف با 12 سند از ویکیلیکس نوشت که" رژیم تلاش میکند تا بریده ها را گرد آورد این کار از کانال انجمن نجات وبا بوجه های سرسام آورانجام میشود این بریدگان در برابر شنوندگان غربی آورده میشوند تا علیه سازمان مجاهدین خلق شیطان سازی کنند آنها بطور شگفت انگیزی به لابی رژیم وعلیه مجاهدین تبلیغ میکنند گویا در ایران همه چیز خوب است وتنها مشکل مجاهدین هستند آنها به استخدام وزارت اطلاعات در آمده وتنها از وزارت اطلاعات فرمان میبرند"
 
 
 

ماموریت جدیدغلامدضا صادقی جبلی

مراجعه به اشرف وپرونده سازی علیه مجاهدین

غلامرضا صادقی جبلی بعد ازاتمام دوره آموزشی توسط وزارت اطلاعات وپایان مامورتش درانجمن نجات به عراق اعزام وبا همانگی سفارت وسپاه قدس ووزارت اطلاعات دست به پرونده سازی در قضائی عراق میزند.


 

 


در ماه مارس 2008 غلامرضاصادقی جبلی  همراه اصغر فرزین وعلی بیگلری با پاسپورت شماره 11029364  که در تاریخ 17اسفند 1385 توسط وزارت اطلاعات صادر شده به بغداد وارد شده ودر هتل منصور مستقرگردید.

با نگاهی به مهرهای خورده شده در پاسپورت او میشود پی برد که او در این مدت 3بار به خارج از ایران تردداشته است.

همزمان که غلامرضا صادقی جبلی به هتل منصور مستقر شد با هماهنگی وزارت اطلاعات اکیپ دیگری از بریده مردوران خارج کشوری و تنی چند هم از ایران  مانند مسعود خدابنده، مهدی خوشحال ،رضا اکبری نسب ،مصطفی محمدی، الهام نوروزی،تیمور خطار، علیرضا بشیری به هتل منصور وارد شدند
 
 تا تحت امر کاظمی قمی سرکرده سپاه تروریستی قدس وسفیر رژیم در عراق طرح های جدیدی علیه اشرفیان اجرا نمایند


که جنگ روانی شیطان سازی پرونده سازی در قضائیه عراق وزمینه سازی کشتار بخشی از آنها میباشد.

غلام رضا صادقی ودستگیری جلوی اشرف

11مارس 2008صاقی جبلی بهمراه بتول سلطانی به جلو درب اشرف رسیدند آنها سعی کردند با جاروجنجال وجنجال آفرینی ایجاد مشکل ومزاحمت نمایندکه با تماس با پلیس محلی اکیپ پلیس محلی عراق به دم درب اشرف رسیدند صادقی جبلی که ترسیده بود سعی کرد که فرار نماید اما پلیس او را محاصره کرده ودستگیر نمود وبا خفت وخواری در حالی که دستبند به او زده بودند او را با خود بردند.

2آوریل یک سایت پوششی وزارت اطلاعات مصاحبه با بنیاد سحر ماجرای خفت بار دستیگیری صادقی جبلی مزدور اطلاعات را منعکس نمود.

البته در مارس 2008 مقاومت ایران در یک افشاگری ای ماجرای دستگیری مزدور صادقی و بنیادسحر را که یک انجمن پوششی وزارت اطلاعات میباشد را افشا نمود.

از جمله گفته شد که بعد از جنگ آمریکا وعراق انجمنها ونهادهای مختلف پوششی وزارت اطلاعات مانند قارچ از خورجین وزارت اطلاعات بیرون زده که بنیاد سحر یکی از آنهاست.

http://efshayaranshitan.blogspot.co.uk/2016/02/blog-post_87.html

بنیاد سحر توسط بتول سلطانی ومسعودخدابنده راه اندازی شده که اهداف وزارت اطلاعات از این راه اندازی اهداف زیر را دنبال میکرد.


بتول سلطانی و ريل تفاله شدنش توسط ملا ها ووزارت اطلاعات به همدستي بريده مزدوران فاسد خارج كشوري

عاقبت بتول سلطاني






بیشتر بخوانید

بتول سلطانی ، معرکه گردان شوهای وزارت اطلاعات

بتول سلطانی یکی  از معرکه گردانان شوهای وزارت اطلاعات آخوندی درخارج کشور میباشد.
قبلا طی مطلبی ماهیت این مامور وزارت اطلاعات افشا شده بود که برای آگاهی بیشتر میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید.
اکنون به بخش دیگری از عملکرد و شگردهای وزارت اطلاعات که بتول سلطانی مجری آن بوده است می پردازیم .
بتول سلطانی، در سال دسامبر 2006 پس ازتسلیم خود به نیروهای امریکایی درتیف درتاریخ 14 ژانویه   2008  به وسیله صلیب سرخ به  ایران رفت.
 ادامه مطلب را اینجا بخوانید
1-تبلیغ برای برگشت به ایران

2-عضوگیری ازبریده مزدوران

3-جمع آوری اطلاعات علیه مجاهدین

4-کارزار شکنجه روانی علیه ساکنان اشرف

5-اعزام مزدوران اطلاعاتی با نام خانواده

حمایت از همایش بزرگ ایرانیان توسط ۳۳شخصیت برجسته آمریکایی- العربیه ۶تیر۹۷:

حمایت از همایش بزرگ ایرانیان توسط ۳۳شخصیت برجسته آمریکایی-

العربیه ۶تیر۹۷:

حمایت از همایش بزرگ ایرانیان توسط ۳۳شخصیت برجسته آمریکایی
حمایت از همایش بزرگ ایرانیان توسط ۳۳شخصیت برجسته آمریکایی
۳۳شخصیت برجسته سیاسی آمریکایی از همایش ۳۰ژوئن مقاومت ایران که با عنوان «ایران آزاد آلترناتیو» قرار است در پاریس برگزار شود، اعلام حمایت کرده‌ بر حضور خود در این گردهمایی تأکید کردند.
این شخصیت‌های سیاسی آمریکایی که از نمایندگان کنگره، دیپلومات‌های برجسته باسابقه و برخی از اعضای دو حزب جمهوریخواه و دموکرات هستند، طی نامه‌یی به «شورای ملی مقاومت ایران» و سازمان مجاهدین خلق، اعلام کردند، که در همایش سالانه ۲۰۱۸در کنار ایرانیان آزادیخواه در این گردهمایی شرکت خواهند کرد.

همایش سالانه ایرانیان در پاریس

در بیانیه ۳۳شخصیت سیاسی آمریکایی آمده است: «ما هیأت آمریکایی شرکت‌ کننده در همایش سالانه ایران آزاد در سال ۲۰۱۸، به همراه شهروندان دیگر که قادر به شرکت نبودند، افتخار آن را داریم که در کنار همکارانمان از سراسر جهان و بسیاری از دوستان شورای ملی مقاومت ایران بایستیم که اعضای آن برای دهه‌ها قاطعانه در مقابل دیکتاتوری مذهبی ایستاده و بهای سنگینی پرداخت کرده‌اند».
در بخش دیگری از بیانیه هیأت آمریکایی شرکت‌ کننده در همایش مقاومت ایران در پاریس آمده است:« در دورانی که حزب‌گرایی سیاستهای آمریکا را شکل می‌دهد، ما در همبستگی دو حزبی متحد هستیم، یک صدا ارزشها و اصول مشترک آمریکایی را با پیوستن به فراخوان برای آزادی، عدالت و پایان دادن به سرکوب مردم ایران را منعکس می‌کنیم. در حالیکه بسیاری از ما برای سفر به فرانسه آماده می‌شویم، مراتب سپاسگزاری خود به سیاستهای رئیس‌جمهور ماکرون در پیدا کردن یک موضع هماهنگ راجع به ایران در بین کشورهای اتحادیه اروپا و ایالات متحده و به‌ویژه تأکید او بر حقوق‌بشر در ایران اعلام می‌کنیم. ما اعتقاد داریم که رهبران منتخب و نمایندگانمان در ایالات متحده می‌توانند در حمایت از یک سیاست دوحزبی راجع به ایران که منعکس‌کننده شرافت و فضیلت استراتژیک است به وحدت برسند. در اینجا دیدگاه ما راجع به سیاست آمریکا نسبت به ایران آورده شده است».

حاکمیت و حقوق مسلم و طبیعی مردم ایران

هیئت شرکت‌ کننده در همایش سالانه مقاومت ایران در بیانیه خود تأکید کردند: «حاکمیت به مردم تعلق دارد، کسانی که دارای حقوقی هستند که هیچ دولتی نمی‌تواند آنها را بگیرد. هیچ آیین، قانون یا حکم مذهبی وجود ندارد که به دولت اختیار سرکوب، باز داشت ناعادلانه، شکنجه یا اعدام مردم را بدهد یا از شهروندان بخواهد که به استبداد تسلیم شوند. مدت زیادی است که جهان به نقض وحشیانه حقوق اولیه مردم ایران توسط رژیم تهران پشت کرده است. ما در کنار شهروندان ایرانی در فراخواندن به تشکیل حاکمیتی مشروع، قابل حسابرسی و صادق که به مردم خدمت کند ایستاده‌ایم. رژیم آخوندی حاکم بر ایران هرگز منافع سایر کشورها را محترم نخواهد شمرد یا از یک نظام پایدار بین‌المللی حمایت نخواهد کرد. رژیم تهران مزورانه از تظاهر به مدراسیون به‌عنوان پوششی برای تلاشهای ۳۹ساله‌اش برای حفظ قدرت تحت نام ” انقلاب” مذهبی استفاده کرده است. بی صداقتی رژیم ایران با جهان شهرت یک ملت بزرگ را تخریب کرده است. ما از سیاستی حمایت می‌کنیم که به تروریسم، جنگ فرقه‌ای، تهدیدات موشک بالستیکی، توسعه سلاحهای غیرمتعارف، دخالت در سایر کشورها و نقض فاحش حقوق‌بشر در داخل از جانب ایران بگوید "دیگر کافی" است.»

حمایت از اعتراضات سراسری مردم ایران

در بیانیه هیأت ۳۳نفره آمریکایی همچنین آمده است:«اعتراضاتی که در ۱۴۲شهر در سراسر ایران در دسامبر ۲۰۱۷رخ داد و تا هم‌اکنون نیز ادامه داشته، خواسته یک ملت در بند برای آزادی است. شهروندان عادی که از ثروت و امتیازات محروم هستند، کشاورزان، کارگران، بازنشستگان، رانندگان کامیون، و فرهنگیان – خواستار حاکمیتی هستند که به آنها احترام گذاشته نیازهای آنها را برآورده کند. ما در کنار ۸۰میلیون ایرانی که خواستار شرف و آزادی هستند ایستاده‌ایم و کاملاًً درک می‌کنیم که چرا اعتراض کنندگان در سرتاسر ایران امید خود را از دست داده‌اند.
در بیانیه هیأت آمریکایی آمده است: «فرهنگ ۵هزار ساله ایران که پیشرفت‌های بزرگی در زمینه پزشکی، ریاضیات، جبر، شیمی و فلسفه را برای بشریت به ارمغان آورده است از دنیای مدرن عقب‌افتاده و ایران امروز گرفتار فقر، بیکاری و بحران در منابع آب شده است. کشور ما از مردم ایران حمایت می‌کند، نه از رژیم ورشکسته اخلاقی که تنها میراث آن حاکمیت پلیسی در داخل و شبه‌‌نظامیان تروریست دست‌نشانده در خارج است. رژیم ایران با برگزاری انتخابات نمایشی غیردموکراتیک که در آن هر کاندید ریاست‌جمهوری از طرف دفتر ولی‌فقیه انتخاب می‌شود به دنیای مدرن اهانت می‌کند. هیچ شخصیتی از اپوزیسیون و هیچ حامی دولت از طرف مردم و برای مردم در انتخابات دوران بعد از انقلاب ایران شرکت نکرده است. برای شرکت در انتخابات، هر کاندیدی باید وابستگی تمام عیارش را به ولی‌فقیه اثبات کند. با این وجود، هیچوقت در ربع قرن گذشته حتی دو درصد از ثبت نام کنندگان کاندیداهای قانونی برای انتخابات ریاست‌جمهوری اجازه شرکت در انتخابات پیدا نکرده‌اند.

دخالت رژیم ایران در کشورهای دیگر

در ارتباط با دخالتهای رژیم ولایت فقیه در امور داخلی کشورهای منطقه از جمله سوریه، عراق، یمن، لبنان و بحرین و عربستان و... حامیان آمریکایی مقاومت ایران در بیانیه خود تأکید کردند: «سؤاستفاده‌ها از قدرت توسط حاکمان ایران که جهان را بیش از هر چیز نگران می‌کند استفاده بی‌ثبات کننده از نیروی نظامی، انتقال تسلیحات به عوامل غیردولتی، حمایت از تروریسم، حمایت مالی از رژیمهای نامشروع و شبه‌‌نظامیان فرقه‌ای، عملیات خصمانه اطلاعاتی در سراسر دنیا و جاسوسی است. و در ارتباط با ماهیت دیکتاتوری این رژیم اضافه کردند: هیچ نشانی از مدراسیون در این رژیم دیده نمی‌شود و در رابطه با مسئولیتهایی که در قبال رژیم ولایت فقیه احساس می‌کنند نوشتند: نقش عوامل این رژیم ایجاد سپری برای جلوگیری از حسابرسی از ولی‌فقیه بوده است. ما دیگر نباید در برابر تجاوزات آشکار رژیم کوتاه بیاییم. همه نمایندگان رژیم باید مسئول تمامی اعمال رژیم تلقی شوند».
در قسمت دیگری از بیانیه شخصیتهای آمریکایی آمده است:«... ما از رسانه‌ها و جامعه کارشناسان سیاست خارجی می‌خواهیم که محبوبیت، ابعاد، سازماندهی و فراتر از همه برنامه سیاسی شورای ملی مقاومت که در طرح ۱۰ماده‌ای خانم مریم رجوی برای آینده ایران خلاصه شده را درست گزارش کنند».

تغییر رژیم حق مسلم مردم ایران است

در بیانیه هیأت آمریکایی به مقاومت ایران همچنین آمده است:«ما معتقدیم که عمده تفاسیر ارائه شده در آمریکا در مورد "تغییر رژیم" حق مردم ایران، پتانسیل، و ظرفیت آنها برای مقاومت در برابر استبداد را در ابهام برده است. ما هیچ ضرورتی برای دخالت نظامی خارجی نمی‌بینیم و بررسی آن را نیز توصیه نمی‌کنیم، و بدرستی هیچکس به آن فرا نمیخواند. اپوزیسیون شورای ملی مقاومت ایران ایده دخالت نظامی خارجی را رد می‌کند و تأکید دارد که خاتمه دادن به حاکمیت سرکوبگر رژیم مسئولیت مردم ایران است. با توجه به غرور ملی و آرمانهای این ملت، ما فکر نمی‌کنیم که تغییر در ایران به جنگ و آشوب راه خواهد برد. برخلاف این، ما اعتقاد داریم که تغییر دموکراتیک در ایران از هر واقعه‌یی بیشتر به ثبات و فروکش کردن آتش افراطی‌گری در منطقه کمک خواهد کرد. مردم ایران با تاریخ و تمدن غنی خود، توان تشکیل دولتی چند حزبی و مشروع از طریق صندوق رأی را دارند. به‌طور واقع، این آرمان بیش از یک قرن است که اعلام شده است...

مطلب مرتبط