مزدوران را بشناسید که در سرکوب مردم ایران دست دارند

مزدوران را بشناسید که در سرکوب مردم ایران دست دارند

۱۳۹۷ تیر ۸, جمعه

علیرضا نصراللهی پادو وگماشته ولی فقیه ، محاصره شده توسط کانونها وشهرهای شورشی - چگونگي استخدام عليرضا نصراللهي توسط وزارت اطلاعات

  علیرضا نصراللهی پادو وگماشته ولی فقیه ، محاصره شده توسط کانونها وشهرهای شورشی -

چگونگي استخدام عليرضا نصراللهي توسط وزارت اطلاعات 

 


عليرضا نصراللهي در دي 79 به ‏قرارگاه‌هاي مجاهدين در عراق پيوست. وي پس از جنگ در آذرماه 82 به دليل برملا شدن سه بار دستگير در داخل ايران به خاطر جرائم عادي و آزادي با قول همكاري، اخراج شد و به تيف رفت و درتيف به فاصله كوتاهي در ارتباط با وزارت اطلاعات قرار گرفت. همزمان با انحلال تيف، در بهمن 86 سفارت رژيم در بغداد، به راه‌اندازي شعبه اطلاعات آخوندي بنام «بنياد خانواده سحر» 

 
در شهر خالص در نزديكي اشرف مبادرت كرد و تعدادي از مزدورانش را به سردمداري مسعود خدابنده تحت پوش اين شعبه به عراق اعزام كرد. در همين اثنا وزارت اطلاعات آخوندي و نيروي تروريستي قدس مأموريت ‏يافتند در كردستان عراق به‌ويژه در شهرهاي سليمانيه و اربيل نفوذي‌هاي رژيم را كه در سال‌هاي گذشته به تيف رفته بودند و همچنين خودفروختگاني را كه در تيف به خدمت ‏رژيم درآمده بودند به ايران ببرند و يا در سليمانيه و اربيل توجيه كنند و با ‏دستورالعمل‌هاي جديد براي مصرف عليه مجاهدين و مقاومت ايران روانه كشورهاي اروپايي سازند. برخي از اين افراد ازجمله عليرضا نصراللهي را در مقري در اربيل اسكان دادند كه پاتوق سركنسولگري و عوامل رژيم شد. دو مأمور وزارت اطلاعات به نام‌هاي امامي و اسماعيلي توجيه و بروز كردن و ‏فرستادن آن‌ها به ايران يا كشورهاي اروپايي را به عهده گرفتند. ‏عليرضا نصراللهي پس از ورود قاچاق به فرانسه روز 17 فروردين 87 در يك كافه در پاريس با چند مزدور پيشاني سياه وزارت اطلاعات مانند جواد فيروزمند، ‏محمدحسين سبحاني، جهانگير شادانلو، امير موثقي، بتول ملكي، علي قشقاوي و… گرد آمدند تا «نقض حقوق بشر توسط مجاهدين»! و «قتل اعضاي ناراضي»! را افشا ‏كنند!‏

فقط معلوم نيست كه در هفت دور اسكرين و تحقيقات خصوصي توسط سرويس‌هاي مختلف آمريكايي و پس از چند سال اقامت در تيف تحت كنترل نيروهاي آمريكايي، چرا دم برنياورده بودند تا دعاوي آن‌ها به‌طور زنده و حضوري مورد استماع و تحقيق قرار بگيرد، اما به‌يک‌باره پس از چفت و جور شدن با وزارت بدنام، دچار اين قبيل نشخوار ياوه‌هاي چند دهه گذشته وزارت جعل و دروغ شدند!

يك روز بعد از اجراي نمايش فوق در پاريس، سايت‌هاي نشان‌دار وزارت اطلاعات در يك اعتراف ناخواسته، اعلام كردند عناصري كه روي سنِ نمايش رفتند ازجمله عليرضا نصراللهي، از محصولات «صنايع» وزارت بدنام بودند:

«در فوريه 2008 مسعود خدابنده از ايران- اينترلينك از بغداد گزارش داد كه بعد از جلساتي كه در آن‌ها مقوله تروريزم خارجي در عراق موردبحث قرار گرفت، خواست دولت عراق براي اخراج تمامي 3000 نفر و اندي كه در كمپ اشرف اسيرند متوقف‌شده است زيرا كه هيچ كشور غربي اين گروه را حاضر نيست از ليست خارج كند تا آن‌ها بتوانند پناهندگي بگيرند. در همين راستا بود كه بنياد خانواده سحر در عراق ايجاد شد تا به اعضاي ناراضي از مجاهدين كه تروريزم را كنار گذاشته‌اند كمك كند كه به خانواده‌شان بپيوندند و به زندگي عادي‌شان بازگردند. اين كنفرانس توسط انجمن حمايت از آوارگان ايراني در فرانسه تشکيل‌شده بود. بنا به گزارش بي. بي. سي سخنگوي اين انجمن بنام جواد فيروزمند گفت بعد از تشكيل بنياد خانواده سحر، اين اولين گروهي است كه وارد فرانسه شده است» (اينترلينك 18 فروردين 87)

پيش‌ازاين، مأمور وزارت اطلاعات مسعود خدابنده كه تحت پوش بنياد سحر در ايجاد و فعال كردن شبكة مزدوران در تيف نقش داشت؛
طي نامه‌يي به يك مأمور ديگر اطلاعات به نام بهزاد عليشاهي، به هدف ايجاد سلول جاسوسي و استخدام مزدور در تيف به‌منظور پيشبرد توطئه‌هاي تروريستي عليه اشرف و شكار طعمه‌هاي وزارت اطلاعات صراحتاً چنين اعتراف كرده بود:

«بهزاد جان سلام، چند هفته‌يي است که بچه‌هاي تيف ارتباطات مستقيمشان برقرارشده و … الآن بچه‌ها تلفن‌هاي ما رادارند. آمريکايي‌ها و دولت عراق هم دارند و هر کس بخواهد مي‌تواند از آن‌ها بگيرد. تثبيت‌تر که شديم سري تلفن‌هاي کانال تماس را اعلام مي‌کنيم… از دولت عراق و بخش‌هاي مختلفش که بعداً اسامي را اعلام خواهيم کرد هم بايد تا جا دارد تشکر کنيم… بچه‌هاي اربيل هم سروسامان مختصري پيداکرده‌اند و الآن وضع بهتر شده. بعد از اربيلش هم بماند بعداً صحبت کنيم که خيلي مسائل باز نشود. قربانت مسعود بغداد بدون صدام پنج فوريه» (اينترلينك 17 بهمن 86)

قابل‌توجه اينكه به دنبال نمايش خيمه‌شب‌بازي فوق در پاريس، دريکي ديگر از سايت‌هاي زنجيره‌يي وزارت بدنام درباره او نوشته‌شده بود: «عليرضا عضو ديگر جداشده از مجاهدين که 36 بهار از زندگي‌اش را پشت سرنهاده در اولين روزهاي بهاري پاريس از درد و رنج‌ها و سرگذشت تلخش در مجاهدين گفت. او… براي داشتن يک هدف متعالي و يک کار آبرومندانه در ترکيه توسط يک شرکت دروغين تجاري هوادار مجاهدين جذب مي‌شود. تا همراه با آن‌ها کارکرده و بخشي از درآمد خود را صرف خيريه و کمک به ايرانيان نمايد. ولي پس از مدتي خود را در عراق- کمپ اشرف بازمي‌يابد».

اين دروغ‌گويي در حالي است كه نامبرده در مصاحبه با بي‌بي‌سي گفته بود: «در پاكستان تعهدات ارتش آزادي‌بخش را جلويم گذاشتند كه زن وزندگي نداريم… نوار مرزي است. مبارزه ما مبارزه مسلحانه است… و من برگه‌ها را امضاء كردم».

همان‌گونه كه اخيراً در محاكمه و محكوميت عامل وزارت اطلاعات ميثم پناهي به خاطر جاسوسي عليه مجاهدين و شوراي ملي مقاومت ايران در دادگاه آلمان در تاريخ 29 تير نشان داده شد
 بیشتر بخوانید

سجاد (کیانمهر) سرتیپ پاسدار نیروی تروریستی قدس و شبکه جاسوسی آن در خارج وداخل ایران ؟


جاسوس میثم پناهی در آلمان دستگیر شد اما سجاد به قربانعلی حسین نژاد در فرانسه ماموریت پشتیبانی میدهد



محاكمه ديگر جاسوسان رژيم ايران لازمه تأمين امنيت مخالفان و اعضا و هواداران مقاوم اين رژيم در كشورهاي خارجي است 

 


همچنان که مسئولان اين شبكه در سفارتخانه‌هاي رژيم در كشورهاي مختلف بايد محاكمه، مجازات و از اين كشورها اخراج شوند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر