مزدوران را بشناسید که در سرکوب مردم ایران دست دارند

مزدوران را بشناسید که در سرکوب مردم ایران دست دارند

۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۸, دوشنبه

جزئیات بیشتری از مزدورسپاه واطلاعات بتول سلطانی گرداننده بنیادسحر خانواده که به ایران رفت وبکمک سپاه واطلاعات این بنیاد را برای عضوگیری ساخت

جزئیات بیشتری از مزدورسپاه واطلاعات بتول سلطانی گرداننده بنیادسحر خانواده که به ایران رفت وبکمک سپاه واطلاعات این بنیاد را برای عضوگیری ساخت 

بتول سلطانی بهمراه  مزدور اطلاعات وسپاه قدس مسعود خدابنده یکی از معرکه گرداننان شوهای وزارت اطلاعات آخوندی درخارج کشور میباشد.

بنیاد سحر خانواده (مسعود خدابنده - بتول سلطانی ) از بنیادهای اطلاعات سپاه ووزارت اطلاعات است که مسئول عضوگیری وجابجائی بریده مزدوران بصورت قاچاق را بعهده دارد.


او گرداننده بنیاد پوششی وزارت اطلاعات واطلاعات سپاه پاسداران وبخش برون مرزی سپاه تروریستی قدس میباشد .

بتول سلطانی گرداننده بنیاد سحر خانواده مامور سپاه قدس واطلاعات ایران است- مک کلاسکی افسر حفاظت اشرف

امروز میخواهیم با مزدور بتول سلطانی کمی آشنا شویم وبه جزئیات استخدام وارتباطاتش با رژیم بیشتر پی ببریم

قبلا طی مطلبی ماهیت این مامور وزارت اطلاعات افشا شده بود که برای آگاهی بیشتر میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید.
اکنون به بخش دیگری از عملکرد و شگردهای وزارت اطلاعات که بتول سلطانی مجری آن بوده است می پردازیم .
بتول سلطانی، در سال دسامبر 2006 پس ازتسلیم خود به نیروهای امریکایی درتیف درتاریخ 14 ژانویه   2008  به وسیله صلیب سرخ به  ایران رفت.
مطالب جدید را از اینجا بخوانید
صلیب سرخ طی ایمیلی که درتاریخ 5 فوریه 2008 ارسال نموده بود ، اعزام بتول سلطانی را  به همراه دو تن دیگر به ایران منعکس کرده است که درزیر مشاهده میکنید .

ترجمه ایمیل صلیب : “كميته بين المللي صليب سرخ انتقال داوطلبانه 3 نفر را از كمپ پناهندگي اشرف (آرك) به ايران در تاريخ  14ژانويه تسهيل نموده است.
با بهترين سلامها, رائول بيتل- 5 فوريه2008“
بتول سلطانی درتیف همکاریش را با وزارت اطلاعات شروع میکند ، از سال ۲۰۰۷ مصاحبه هایی را با بنیاد خانواده سحر که شعبه وزارت اطلاعات در عراق میباشد، آغاز میکند.
بنیاد خانواده سحر درتاریخ 11   خرداد 88 دراین باره مینویسد:
“سلسله مصاحبه های خانم بتول سلطانی، عضو سابق شورای رهبری فرقه رجوی، با بنیاد خانواده سحر طی سالهای 2007 تا 2009 در بغداد صورت پذیرفت که به صورت مسلسل در سایت بنیاد خانواده سحر درج گردید.»
بتول سلطانی ، پس از رسیدن به ایران به خانه های امن وزارت اطلاعات منتقل میشود .



 تا طرح و برنامه وزارت اطلاعات را تحت عنوان “عضو شورای رهبری مجاهدین“ به پیش ببرد . درحالی که او هیچگاه عضو شورای رهبری مجاهدین نبوده است ، این دروغی است که وزارت اطلاعات برای ا و دست و پا کرده است، تا توطئه هایش را علیه مجاهدین به پیش ببرد .ازهمان خانه امن ، با ایمیلی که از قبل داشته است تماس گرفته  و تلاش میکند، برای پیش برد توطئه های وزارت اطلاعات زمینه های بازگشت مجدد خودش به اشرف را فراهم نماید. به این منظور درنقش فردی

که ضدیتی با مجاهدین ندارد مینویسد:
 “چهارشنبه ۱۳ فوریه ۲۰۱۳ ساعت 8.56.16
سلام فرزانه جان :
من تونستم به ترکیه بیایم و حالم خوب است .قرار است که برادرم برایم پاسپورت بیاورد.این جا در یک کاف شاپ کارگیرم آمده،  من افشین (منظورش کلانتری است که درتیف با او ازدواج کرده بود ) را نتوانستم بیاورم و به ایران رفت. آیا راست میگفتند تیف را خالی کردند. آیا من میتوانم اگر به عراق آمدم حسین مرادی همسر قبلیم را ببینم ، نمیخواهم او را ببرم ، فقط میخواهم ببینم .
خداحافظ به همه سلام برسان“
درپیگیری ایمیل ارسال شده مشخص میشود که ایمیل بتول سلطانی از همان خانه امن وزارت اطلاعات درتهران ارسال گردیده است .
این ایمیل درتاریخ 24 بهمن 86 مطابق با 13 فوریه 2008 یعنی حدود یک ماه قبل از آمدن بتول سلطانی به درب قرارگاه اشرف  نوشته شده است .
 -آدرس رديابي شده آي پي کامپیوتر در تهران که ایمیل از آن طریق ارسال شده است عبارت است از:
  Parvaneh  sol200812@yahoo.com
 خيابان شريعتي-كوچه الهيه -ساختمان شاتل-شماره 2

-ثبت آي پي به نام «پيام پورسعيد» از وزارت اطلاعات
-ثبت رسمي شركت به نام « محمد حسن شانه سرزاده»
-اسم شركت : آريا رسانا تدبير
-شماره تلفن : 22612601
روز 11 مارس2008, بتول سلطاني, به همراه چند مامور ديگر وزارت اطلاعات با يك خودروي نمره موقت عراق به شماره“ 8549- بغداد موقت “كه متعلق به ايادي رژيم آخوندي در  عراق بوده است و به رانندگی یکی از عوامل رژیم در عراق به اشرف مراجعه میکند
در ورودي اشرف آنها خواستار ديدار با مجاهد خلق حسين مرادي( همسرسابقش) میشود.
بتول سلطاني و دو نفرهمراهش ازآقای حسين مرادي مصرانه میخواهند که  اشرف را ترك نموده و به ايران باز گردد، ولی وقتی که با جواب قاطع حسین مرادی مواجه گردیده و به او میگوید که تو مزدور وزارت اطلاعات هستی، بتول سلطاني بناي فحاشي را گذاشته و حتي شيشة پنجره بنگال  محل را میشکند .درنتیجه افسران آمریکایی او را به بیرون از محل هدایت میکنند.

سایت وزارت اطلاعات به نام بنیاد خانواده سحر  درتاریخ 12 مارس 2008 دراین مورد مینویسد:
“ساعت 900 صبح سه شنبه 11 مارس 2008 خانم بتول سلطانی عضو جدا شده شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق که در بغداد مستقر است به اتفاق آقای اکبر مرادی (برادر آقای حسین مرادی) و همچنین آقای امیر صفائیان (از اقوام آقای حسین مرادی) برای دیدار با آقای حسین مرادی مستقر در قرارگاه اشرف به درب این قرارگاه مراجعه نمودند“
طی کنفرانسی در پاریس  درتاریخ 5 فروردین 1391 برابر با 24 مارس 2012 تحت عنوان ،“ ساکنان اشرف - وظايف جامعه جهانی“ سرهنگ مك گلاسي افسر مسول حفاظت قرارگاه اشرف بود در این مورد بتول سلطانی  چنین گفت :
“در فاصله ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۸، نزديک به  300نفر به ايران برگشتند. از آنها بجز تعداد بسيار کمی، خبری در دست نيست. اما می توانم در مورد يک نفر به شما بگويم که ما از او خبر دريافت کرديم. او بتول سلطانی بود. اگر اين نام را تابه حال نشنيده ايد، او ساکن اشرف بود و به ايران رفت. يکی دو ماه بعد من نصف شب از طرف يکی از ايستگاههای پليس ما در خارج از اشرف يک تماس عجولانه تلفنی دريافت کردم، که می گفت خانم سلطانی با پاسپورت ايرانی به عراق بازگشته است. او از طريق مترجم خودم، به من گفت که او مجبور شده است که به عراق بازگردد تا خانواده اش در ايران امن بماند. او گفت از دست گروگانگيرانش در بغداد فرار کرده و میخواهد به اشرف بازگردد
بسيارخوب، مدت کوتاهی بعد، او دوباره در اشرف ظاهر شد. اين بار با اعتراض به اين که گويا همسرش در اشرف توسط اشرفيها به زور نگهداری شده است

من شخصاً با همسر سابق او مصاحبه کردم. همان طور که با هزاران نفر ديگر در اشرف بهمراه خانواده های آنها مصاحبه کرده بودم. او (سلطانی) حالا ديگر مأمور نيروی قدس و رژيم ايران بود.
بتول سلطانی با وقاحت آخوندی ، درحالی خواهان دیدن همسر سابقش، آقای حسین مرادی شده بود که پس ازکش وقوسهای زیاد ، نهایتا در اواخر سال 2007 درتیف رسما با فردی به نام  “افشین کلانتری“ ازدواج کرده بود و خودش در ایمیلش نوشته بود که با افشین به ایران رفته است .
 پس از روشدن دست بتول سلطانی ، او دریک شوی وزارت اطلاعات در بغداد شرکت کرده وعلیه مجاهدین لجن پراکنی میکند.
روز 26 می  2009  “كميته بين المللي حقوقدانان در دفاع از اشرف ICJDA“كه در برگيرنده 8500 وكيل و حقوقدان در اروپا و آمريكامیباشد, توطئه هاي رژيم ايران عليه ساكنان اشرف از طريق بتول سلطاني را در نامه هايي به مقامات آمريكايي و عراقي اطلاع داد و نوشت ”روز شنبه شب 22 مه 2009 سفارت رژيم آخوندي در بغداد با ترتيب دادن يك كنفرانس مطبوعاتي براي يك عامل لو رفته وزارت اطلاعات  رژيم ايران بنام بتول سلطاني تحت عنوان كسي كه به تازگي اشرف را ترك كرده است,  به تكرار دروغها و اتهامات خود عليه سازمان مجاهدين خلق ايران و ساكنان اشرف پرداخت. هدف بسيار روشن است.  زمينه سازي سركوب و نقض حقوق اوليه ساكنان اشرف. در شرايطي كه بسياري از توطئه هاي رژيم ايران و همدستانش در عراق عليه ساكنان اشرف به سنگ خورده است, نيازمند دستاويزهاي جديد براي اعمال فشار عليه آنان است”.
بتول سلطانی  طی این سالها ،تبدیل به یک عروسک کوکی لجن ، بدست  لمپن های فاسد وزارت اطلاعات شده است  و برای خدمت به وزارت اطلاعات خودش را به هر رنگی در می آورد تا جیره و مواجب اش رابگیرد.

هر چه زمان میگذرد  ، هرزه درییهایش مشمئز کننده تر و رسوا تر میشود ، او به همراه نسرین ابراهیمی و زهرا معینی  در فیلم هایی که تلویزیون آخوندی برای 18 سال به پایین دیدن و یا شنیدن آنها را منع کرده اند ، شرکت میکنند .
درحالی که داشتن و پخش این گونه فیلم ها در نظام آخوندی، مجازاتهای سنگین دارد، ولی تلویزیون آخوندی به دلیل ترس از اعتبار مجاهدین درمیان جوانان ، به ناچار برای خراب کردن چهره مجاهدین  بارها دروغهای آنها را پخش کرده است و درسایتهای وزارت اطلاعات با آب وتاب این دروغها را منعکس میکند.
اوطی این مدت دگردیسی زیادی پیداکرده است. درتیف غسل تعمید یافته ومسیحی شده بود . ولی وقتی که از تیف خارج شد، به توصیه وزارت اطلاعات و برای پیشبرد توطئه های وزارت اطلاعات ، تا مدتها سعی میکرد که با حجاب ظاهر بشود . اوایل مانند دختران معاویه از مقنعه استفاده میکرد .
وقتی که برای بار دوم به عراق بازگشت ، روسری سرش کرد . وقتی که  پایش به اروپا رسید ، تحت عنوان عضو شورای رهبری مجاهدین ( که هیچگاه نبوده است ) سعی کرد که از روسری متفاوتی استفاده کند ، ولی وقتی که دید حنایش دیگر رنگی ندارد، از این عنوان، که بدروغ به توصیه وزارت اطلاعات برای خودش دست و پا کرده بود دست برداشت .





،هادي شعباني 











سیروس عضنفری و


هادی شعبانی (قسمت اول)فاصله کرسی ندامت و خیانت تا میز ریاست نجات رژیم در مازندران را چگونه طی ویا پیموده است.



 هادی شعبانی (قسمت دوم) با همکاری قربانعلی پور احمدی نهایتا با سربه نیست کردن صمد نظری(اطلاعاتی دیگر ) به میز ریاست نجات رژیم در مازندران دست یافت



 ، پاسدار حسن عباسی رفت 


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر