کتابی برای نسلی که نمیخواهد تماشاگر بماند - نوشته شهرام بهزادی - انتشار جلد اول «کانون شورشی؛ از میلیشیا تا هزار اشرف»
چرا جامعهای سرشار از خشم، نارضایتی و آمادگی برای اعتراض، هنوز به پیروزی نهایی نرسیده است؟ چرا برخی قیامها با وجود شجاعت و فداکاری گسترده، پس از مدتی زیر فشار سرکوب فروکش میکنند؟ حلقهٔ مفقوده میان فرد معترض، خیابان و آزادی چیست؟
جلد اول مجموعهٔ آموزشی «استراتژی کانونهای شورشی» با عنوان «کانون شورشی؛ از میلیشیا تا هزار اشرف»، نوشتهٔ شهرام بهزادی، برای پاسخ دادن به همین پرسشها منتشر شده است.
این کتاب از یک اصل آغاز میکند: خشم ضروری است، اما کافی نیست. خشم میتواند سکوت را بشکند و انسانها را به خیابان بیاورد؛ اما برای ادامهٔ راه به آگاهی، تشکل، استمرار، رهبری و هدفی روشن نیاز دارد.
موضوع کتاب، شناخت نیرویی است که میتواند میان خشم پراکنده و قیامی هدفمند پیوند برقرار کند: کانون شورشی.
برای فهم این مفهوم، کتاب تنها به یک تعریف کوتاه اکتفا نمیکند. خواننده را به ریشههای تاریخی سازمانیافتگی میبرد و نشان میدهد استراتژی کانونهای شورشی چگونه از تجربهٔ چند نسل، از میان شکستها، پایداریها و فداکاریهای بزرگ عبور کرده است.
مسیر از نسل میلیشیا آغاز میشود؛ نسلی از جوانان که فعالیت سیاسی و اجتماعی را با آگاهی و مسئولیت جمعی پیوند زد. سپس به مقاومت پس از ۳۰خرداد۱۳۶۰، شورای ملی مقاومت و ارتش آزادیبخش ملی ایران میرسد. در این روایت، هر مرحله تجربهای بر تجربهٔ پیشین افزود و ضرورت سازمانیافتگی را روشنتر کرد.
در مرکز این تاریخ، اشرف قرار دارد.
اشرف فقط یک قرارگاه نبود. در سالهای محاصره، حمله و جنگ روانی، به مدرسهٔ پایداری و سازمانیافتگی تبدیل شد. دشمن میخواست با نابودی اشرف ثابت کند مقاومت را میتوان با تصرف زمین، تخریب ساختمان و کشتن انسانها پایان داد.
قتلعام ۱۰شهریور۱۳۹۲ قرار بود آخرین صفحهٔ این تاریخ باشد. ۵۲ تن از ساکنان اشرف بهشهادت رسیدند و هفت تن به گروگان گرفته شدند. اما همان واقعهای که برای پایان دادن به اشرف طراحی شده بود، به نقطهٔ تولد یک استراتژی تازه تبدیل شد:
«یک، دو، سه، صد... هزار اشرف میسازیم.»
معنای این پاسخ آن بود که اشرف دیگر در یک نقطه محصور نمیماند. تجربه و فرهنگ آن به درون جامعه منتقل میشود و در قالب هستههای کوچک مقاومت تکثیر میگردد. دشمن میتوانست یک قرارگاه را محاصره کند، اما در برابر صدها و هزاران نقطهٔ آگاهی و ایستادگی با مسئلهای کاملاً متفاوت روبهرو میشد.
کتاب سپس به زبان ساده توضیح میدهد که کانون شورشی چیست و چه چیزی آن را از یک جمع هیجانی یا حرکت موقت جدا میکند.
کانون از انسانهایی افسانهای ساخته نمیشود. اعضای آن از میان همین مردم برمیخیزند: دانشجو، کارگر، زن جوان، بیکار، معلم یا انسانی که در یک محلهٔ محروم زندگی میکند. تفاوت آنان با دیگران در برخورداری از قدرتی خارقالعاده نیست؛ در نوع انتخابشان است.
آنان به این نتیجه رسیدهاند که آزادی مردم، مسئلهای بیرون از زندگی شخصیشان نیست. هرکس سهمی از مسئولیت تغییر را بر عهده میگیرد و بهجای انتظار برای ظهور یک منجی، خود به بخشی از راهحل تبدیل میشود.
در این نگاه، کانون شورشی «موتور کوچک» و «آتشزنه» است. مردم موتور بزرگ قیاماند و همهٔ نیروی تغییر از متن جامعه برمیخیزد؛ اما کانون میتواند این موتور را روشن کند، ترس را بشکند و به مردم نشان دهد که مقاومت امکانپذیر است.
یکی از ویژگیهای آموزشی کتاب، مقایسهٔ این مفهوم با تجربهٔ کانون انقلابی چهگواراست. چهگوارا نشان داد یک جمع کوچک و پیشتاز میتواند افسانهٔ شکستناپذیری دیکتاتوری را درهم بشکند. مقاومت ایران این اصل را با تجربهٔ تاریخی، شبکهٔ سراسری، حضور تعیینکنندهٔ زنان، رهبری و آلترناتیو سیاسی پیوند داد و آن را در استراتژی «هزار اشرف» تکامل بخشید.
پیام جلد اول برای نسل جوان روشن است:
تو برای مؤثر بودن، ابتدا نباید بزرگ و پرشمار باشی. یک جمع کوچک، اگر آگاه، منضبط، مسئول و پایدار باشد، میتواند اثری بسیار فراتر از شمار خود ایجاد کند. هر کانون میتواند کانونی دیگر بیافریند و هر اشرف میتواند اشرفهای تازهای را به میدان بیاورد.
به همین دلیل، «کانون شورشی؛ از میلیشیا تا هزار اشرف» را میتوان کتابی دربارهٔ تبدیل انسان تنها به انسان مسئول دانست؛ کتابی برای نسلی که نمیخواهد تماشاگر تاریخی باشد که دیگران برایش مینویسند.
ادامهٔ مسیر در جلد دوم
این روایت با جلد اول پایان نمییابد. جلد دوم مجموعه، با عنوان:
«کانون شورشی؛ از قیام تا ایران آزاد»
و زیرعنوان:
«شهر شورشی، سه نیروی پیروزی و حاکمیت جمهور مردم»
بهزودی منتشر خواهد شد.
در جلد دوم، خواننده وارد میدان قیامهای سراسری میشود. نقش کانونها در قیامهای ۱۳۹۶، ۱۳۹۷، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱، چگونگی شکلگیری شهر شورشی، هراس رژیم از مقاومت سازمانیافته، جایگاه زنان پیشتاز، زندانیان مقاوم، خانوادههای دادخواه و نسل جوانی مانند وحید بنیعامریان و مهدی خانکی بررسی خواهد شد.
جلد دوم همچنین به پرسش نهایی کتاب پاسخ میدهد: پیروزی چگونه ساخته میشود؟
پاسخ در پیوند سه نیروست: مردم بهعنوان موتور بزرگ قیام؛ کانونهای شورشی بهعنوان آتشزنه و سلسلهاعصاب آن؛ و مقاومت سازمانیافته بهعنوان نیروی برخوردار از حافظه، رهبری، برنامه و آلترناتیو دموکراتیک.
جلد اول، تولد و هویت استراتژی را روایت میکند. جلد دوم نشان میدهد این استراتژی چگونه از خیابان و شهر شورشی عبور میکند و به ایران آزاد، انتخابات آزاد و حاکمیت جمهور مردم میرسد. شهرام بهزادی
کانون شورشی از میلیشیا تا هزار اشرف تاریخچه ،بنیان وتولد یک استراتژی جلد۱شهرام بهزادی
کانون شورشی از میلیشیا تا هزار اشرف تاریخچه ،بنیان وتولد یک استراتژی جلد ۱ پیشگفتار چرا نسل جوان باید کانون https://efshayaranshitan.org/
Read More
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر