انتشار جلد دوم کتاب «مسعود رجوی؛ روایت پنجاه سال پرورش یک نسل» در سایت خروش جنگل شهرام بهزادی
از فروغ جاویدان تا هزار اشرف؛ روایتی از پایداری، بازسازی و پرورش نسل شورشگر
جلد دوم کتاب «مسعود رجوی؛ روایت پنجاه سال پرورش یک نسل» با عنوان فرعی «از فروغ جاویدان تا هزار اشرف» در سایت خروش جنگل منتشر شد و در دسترس خوانندگان قرار گرفت.
این جلد، ادامهٔ مسیر تاریخی جلد نخست است؛ روایتی که از مکتب محمد حنیفنژاد، زندان شاه، آزادی در دیماه ۱۳۵۷، مقابله با استبداد تازهمتولدشدهٔ ولایت فقیه، میلیشیا، سی خرداد، شورای ملی مقاومت، ارتش آزادیبخش و انقلاب درونی مجاهدین آغاز شد.
جلد دوم از عملیات فروغ جاویدان شروع میشود و تا اشرف، قتلعام ده شهریور، استراتژی هزار اشرف، کانونهای شورشی و پرورش نسل جوان مقاومت ادامه مییابد.
عنوان کامل کتاب چنین است:
نویسنده: شهرام بهزادی
این اثر در ۸۱ صفحه، فصلهای دهم تا شانزدهم کتاب و فرجام آن را دربرمیگیرد.
از یک عملیات تا یک پرسش تاریخی
فصل دهم با عنوان «فروغ جاویدان؛ تصمیم، پرداخت بها و حفظ راه»، این عملیات را فقط بهعنوان یک نبرد نظامی بررسی نمیکند. پرسش اصلی فصل این است که چرا مسعود رجوی پس از پذیرش آتشبس از سوی خمینی، تصمیم گرفت تمام موجودیت ارتش آزادیبخش را وارد آزمایشی بزرگ کند.
در این روایت، فروغ جاویدان نه از نتیجهٔ نظامی آن، بلکه در ارتباط با استقلال استراتژیک مقاومت، مسئولیت رهبری و آمادگی برای پرداخت بها بررسی میشود. کتاب موفقیتها، تنگناها و بهای سنگین عملیات را پنهان نمیکند؛ اما نشان میدهد چگونه یک ضربه میتواند بهجای فروپاشی، به سرچشمهٔ بازسازی تبدیل شود.
اشرف؛ از قرارگاه تا فرهنگ پایداری
فصل یازدهم به اشرف اختصاص دارد؛ قرارگاهی که پس از بمباران، خلع سلاح، محاصره، جنگ روانی و حملههای خونین، از یک مکان جغرافیایی فراتر رفت و به مدرسهای برای پایداری تبدیل شد.
در این فصل، نقش پیامها و هدایتهای مسعود رجوی در حفظ اراده و انسجام ساکنان اشرف بررسی میشود. کتاب نشان میدهد چگونه در شرایطی که دشمن انتظار فروپاشی داشت، اعضای مقاومت توانستند خلع سلاح نظامی را به خلع اراده تبدیل نکنند.
ده شهریور؛ پایان یک اشرف و آغاز هزار اشرف
یکی از محوریترین بخشهای جلد دوم، فصل دوازدهم با عنوان «ده شهریور؛ از قتلعام یک اشرف تا تولد هزار اشرف» است.
در این فصل، زنجیرهٔ طراحی و اجرای قتلعام ده شهریور ۱۳۹۲ از علی خامنهای و نیروی قدس تا قاسم سلیمانی، نوری مالکی، فالح فیاض و نیروهای مهاجم بررسی شده است. همچنین نقش مسعود دلیلی بهعنوان راهنمای آشنا با مسیرها و ساختمانهای اشرف، قتل ۵۲ تن از ساکنان و ربودن هفت اشرفی تشریح میشود.
هدف حمله فقط کشتن مدافعان اشرف نبود. رژیم میخواست نام، تجربه و فرهنگ اشرف را از تاریخ پاک کند. اما پاسخ مسعود رجوی، بازسازی همان قرارگاه در نقطهای دیگر نبود. او اعلام کرد:
«یک، دو، سه، صد... هزار اشرف میسازیم.»
از همین نقطه، پایان اشرف بهعنوان یک قرارگاه متمرکز، به آغاز استراتژی هزار اشرف و تکثیر مقاومت در شهرهای ایران تبدیل شد.
بازگشت استراتژی به شهرهای ایران
فصل سیزدهم با عنوان «کانونهای شورشی؛ بازگشت استراتژی به شهرهای ایران»، پیوند میان تجربهٔ زندان شاه، میلیشیا، مقاومت، ارتش آزادیبخش و اشرف را توضیح میدهد.
کانون شورشی در این کتاب، هستهای کوچک اما آگاه، مسئول، پایدار و تکثیرشونده معرفی میشود؛ هستهای که قرار نیست جای مردم را بگیرد، بلکه میخواهد فضای ترس را بشکند، اعتراضهای پراکنده را به یکدیگر پیوند دهد و موتور بزرگ قیام را روشن کند.
در این فصل، قیامهای دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸ و خیزش ۱۴۰۱، نقش زنان و جوانان و اعتراف خامنهای به حضور و تأثیر مجاهدین در اعتراضها مورد توجه قرار گرفته است.
چرخهای که بقای یک مقاومت را توضیح میدهد
فصل چهاردهم با عنوان «پرورش نسل؛ رشتهای که در پنج دهه قطع نشد»، یکی از مباحث مرکزی کتاب را مطرح میکند:
مسئولیت انسانی ← مبارزه ← ایدئولوژی ← تشکیلات ← پرداخت بها ← استمرار مبارزه
این فصل با احترام به پیشینه و فداکاری دیگر سازمانهای مبارز، از جمله چریکهای فدایی خلق، میپرسد چرا برخی جریانها با وجود سابقه، نیروی اجتماعی و قهرمانیهای بسیار، نتوانستند نقش و سازمانیافتگی پیشین خود را در مراحل بعد ادامه دهند.
کتاب پاسخ را در گردش مستمر چرخهٔ مسئولیت، مبارزه، ایدئولوژی و تشکیلات مییابد و مسعود رجوی را پس از بنیانگذاران، معمار استمرار این چرخه معرفی میکند.
رهبری در لحظههای ناممکن
فصل پانزدهم با عنوان «رهبری در لحظههای ناممکن»، دربارهٔ مفهومی انتزاعی و بیچهره سخن نمیگوید. موضوع آن انسانی معین در کوران نیم قرن بحران است؛ انسانی که در برابر اعدام بنیانگذاران، ضربهٔ اپورتونیستی، استبداد خمینی، سی خرداد، شهادت اشرف ربیعی و موسی خیابانی، فشار دولت فرانسه، فروغ جاویدان، قتلعام زندانیان، خلع سلاح، محاصره و قتلعام اشرف، سکان هدایت را رها نکرد.
این فصل نشان میدهد رهبری در لحظههای ناممکن به معنای یافتن راهی بیهزینه نیست؛ بلکه به معنای تشخیص راه درست، پذیرفتن مسئولیت تصمیم و پرداخت بهای آن است.
تعریف مسعود رجوی از مجاهدین، جان این فصل را تشکیل میدهد:
«وفای به پیمان، با فدای بیکران، در تاریخ ایران.»
مردی در امتداد یک راه
فصل شانزدهم، مسعود رجوی را نه جدا از بنیانگذاران، شهیدان و مردم، بلکه در امتداد یک راه بررسی میکند.
محمد حنیفنژاد و بنیانگذاران، پایهٔ سازمان، مسئولیت انسانی و مبارزهٔ حرفهای را گذاشتند. مسعود رجوی این میراث را از زندان و اعدام عبور داد، در شرایط تازه گسترش داد و آن را در قالب شورای ملی مقاومت، ارتش آزادیبخش، انقلاب درونی، اشرف، هزار اشرف و کانونهای شورشی به نسلهای بعد منتقل کرد.
در پایان فصل، تعهد مشخص مسعود رجوی دربارهٔ آینده مورد توجه قرار میگیرد: کنارهگیری از هر مقام و منصب پس از آزادی ایران و تشکیل مجلس مؤسسان منتخب مردم.
او بالاترین خواستهٔ خود را چنین بیان کرده است:
«میخواهم مجاهد بمانم و مجاهد بمیرم؛ فقط همین.»
پنجاه سال و پرسشی که همچنان باقی است
فرجام کتاب، حکم نهایی صادر نمیکند. رویدادها، تصمیمها، بهای پرداختشده و نتایج تاریخی را در برابر خواننده میگذارد و میپرسد:
چگونه سازمان و نسلی که بارها پایان آن اعلام شد، توانست تغییر شکل دهد، خود را بازسازی کند و ادامه یابد؟
پاسخ کتاب در یک عامل خلاصه نمیشود. آرمان آزادی، انسان مسئول، ایدئولوژی، تشکیلات، فداکاری، رهبری و انتقال تجربه از نسلی به نسل دیگر، اجزای بههمپیوستهٔ این استمرارند.
جلد دوم کتاب «مسعود رجوی؛ روایت پنجاه سال پرورش یک نسل» اکنون در سایت خروش جنگل منتشر شده است؛ کتابی برای خواندن یک تاریخ و اندیشیدن به پرسشی که هنوز در برابر نسل امروز قرار دارد:
در روزگاری که تاریخ ایران همچنان نوشته میشود، مسئولیت انسان در برابر آزادی چیست؟

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر