ژنو؛ ایستگاه جدید یک بحران قدیمی-اما تعیین کننده مردم ومقاومت ایران
آیا تفاهم احتمالی تهران و واشینگتن آغاز یک مسیر تازه است؟
گزارشهای منتشرشده از سوی رسانههای بینالمللی و منطقهای حاکی از آن است که ژنو به گزینه اصلی برای امضای تفاهمنامه احتمالی میان ایران و آمریکا تبدیل شده است. هرچند هنوز هیچ مقام رسمی جزئیات نهایی این توافق را تأیید نکرده، اما حجم اطلاعات منتشرشده نشان میدهد که دو طرف در حال بررسی یک چارچوب موقت برای مدیریت تنشهای موجود هستند.
آنچه بیش از خود خبر اهمیت دارد، شرایطی است که دو طرف را به سمت چنین تفاهمی سوق داده است. سالها تقابل، تحریم، بحران هستهای، درگیریهای منطقهای و هزینههای سنگین اقتصادی و انسانی، اکنون همه بازیگران را در برابر این پرسش قرار داده است که آیا ادامه مسیر گذشته ممکن است یا خیر.
اختلاف روایتها؛ نشانهای از پیچیدگی توافق
بر اساس گزارشهای منتشرشده، میان روایت رسانههای ایرانی و منابع غربی تفاوتهای قابلتوجهی وجود دارد.
در حالی که برخی رسانههای داخلی از تعلیق تحریمها، دسترسی گسترده به منابع مالی و آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای مسدودشده سخن میگویند، منابع آمریکایی و غربی تأکید دارند که هرگونه کاهش تحریمها مرحلهای، مشروط و وابسته به اجرای تعهدات از سوی تهران خواهد بود.
همین تفاوت روایتها نشان میدهد که حتی اگر تفاهمنامهای امضا شود، هنوز فاصله قابلتوجهی میان انتظارات دو طرف وجود دارد.
پرونده هستهای؛ گره اصلی همچنان باقی است
مهمترین موضوع در مذاکرات همچنان پرونده هستهای است.
گزارشها حاکی از آن است که ایران متعهد خواهد شد به سمت تولید سلاح هستهای حرکت نکند و درباره سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده و سطح غنیسازی نیز گفتوگوهای بیشتری انجام شود.
در مقابل، تهران انتظار دارد بخشی از فشارهای اقتصادی و محدودیتهای مالی کاهش یابد.
با این حال تجربه سالهای گذشته نشان داده است که توافقهای موقت میتوانند تنشها را کاهش دهند، اما بدون حل ریشهای اختلافات، تضمینی برای پایداری آنها وجود ندارد.
اقتصاد ایران؛ مهمترین آزمون هر توافق
برای مردم ایران، آنچه اهمیت دارد نه متن توافق، بلکه آثار واقعی آن بر زندگی روزمره است.
تورم، کاهش ارزش پول ملی، بحران سرمایهگذاری، بیکاری و مشکلات معیشتی، مسائلی هستند که با انتشار خبر یک تفاهمنامه حل نخواهند شد.
حتی در صورت کاهش بخشی از تحریمها نیز بازگشت اعتماد اقتصادی، جذب سرمایه و خروج از رکود نیازمند زمان و تغییرات گستردهتر خواهد بود.
غایب بزرگ؛ مردم ایران و مقاومت سازمانیافته
در اغلب روایتهای منتشرشده درباره تفاهم احتمالی میان تهران و واشینگتن، یک عنصر اساسی بار دیگر غایب است: مردم ایران.
گویی سرنوشت ایران صرفاً میان دولتها، پرونده هستهای، تحریمها و ملاحظات امنیتی تعیین میشود؛ در حالی که در پس این معادلات، جامعهای قرار دارد که دههها بهای استبداد، سرکوب، جنگافروزی و بحرانهای اقتصادی را پرداخته است.
همچنین در بسیاری از تحلیلهای بینالمللی، نقش جریانهای سازمانیافته اپوزیسیون و مقاومت سیاسی که طی دههها، چه در دوران سلطنت و چه در دوران جمهوری اسلامی، برای تغییر سیاسی فعالیت کردهاند، کمتر مورد توجه قرار میگیرد. موافقان و مخالفان این جریانها هر دیدگاهی داشته باشند، نمیتوان انکار کرد که بخشی از معادله سیاسی ایران را نیروهای اجتماعی، معترضان، زندانیان سیاسی، خانوادههای دادخواه و سازمانهای مخالف حکومت تشکیل میدهند.
هر توافقی که صرفاً به موضوعات هستهای، امنیتی یا اقتصادی محدود شود، بدون توجه به مطالبات سیاسی و مدنی بخشهایی از جامعه ایران، با این پرسش روبهرو خواهد بود که آیا میتواند به حل ریشهای بحران ایران کمک کند یا تنها مدیریت موقت یک بحران باشد.
واقعیت این است که مسئله ایران تنها موضوع سانتریفیوژها، تحریمها یا نفت نیست؛ بلکه به آینده سیاسی کشور، حقوق شهروندان، آزادیهای بنیادین و نقش مردم در تعیین سرنوشت خود نیز مربوط میشود.
از این منظر، مردم ایران نباید صرفاً تماشاگر توافقهایی باشند که درباره آینده کشورشان شکل میگیرد؛ بلکه باید بهعنوان یکی از بازیگران اصلی هر چشمانداز سیاسی برای آینده ایران دیده شوند.
منطقه در انتظار نتیجه
اگر تفاهمنامه امضا شود، احتمال تمدید آتشبسها و کاهش تنشهای منطقهای افزایش خواهد یافت.
لبنان، عراق، سوریه، دریای سرخ و خلیج فارس از جمله مناطقی هستند که هرگونه کاهش تنش میان تهران و واشینگتن میتواند بر وضعیت آنها تأثیر مستقیم بگذارد.
در مقابل، شکست مذاکرات نیز میتواند بار دیگر منطقه را به سمت بحرانهای تازه سوق دهد.
جمعبندی
ژنو بار دیگر به صحنه یکی از حساسترین تحولات سیاسی سالهای اخیر تبدیل شده است.
اما حتی اگر تفاهمنامه احتمالی میان ایران و آمریکا در روزهای آینده امضا شود، این توافق بیش از آنکه پایان یک بحران باشد، آغاز مرحلهای جدید از مذاکرات و آزمونهای سیاسی خواهد بود.
آنچه سرنوشت این روند را تعیین میکند نه صرفاً امضای یک سند، بلکه میزان پایبندی طرفین به تعهدات، حل اختلافات بنیادی و پاسخ به مطالبات واقعی مردم ایران برای صلح، ثبات، توسعه و آیندهای بهتر است. شهرام بهزادی





