۱۴۰۴ اسفند ۴, دوشنبه

گزارش تردستون ۷۱؛ رمزگشایی از «اسب تروا» در فضای مجازی

 

گزارش تردستون ۷۱؛ رمزگشایی از «اسب تروا» در فضای مجازی

گزارش تردستون ۷۱
گزارش تردستون ۷۱

افشای گزارش ۹۳صفحه‌یی مؤسسه تحقیقات سایبری «تردستون ۷۱» با همکاری دانچو دانچف، پرده از یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های «مهندسی مشروعیت دیجیتال» در تاریخ معاصر ایران برداشت. این تحقیق که بر پایه تحلیل ۷۰میلیون رکورد داده استوار است، نشان می‌دهد که محبوبیت جنجالی «بچه شاه» در شبکه‌های اجتماعی، نه یک جوشش ارگانیک مردمی، بلکه محصول یک «رفتار هماهنگ غیرواقعی»(CIB) و همکاری نانوشته با بازوهای سایبری رژیم است. اما سؤال اصلی اینجاست: چگونه اکانت‌های متصل به «سیم‌کارت‌های سفید» امنیتی، در نقش سلطنت‌طلبان افراطی، اپوزیسیون واقعی را هدف قرار می‌دهند؟

 

کالبدشکافی یک رسوایی؛ وقتی «ایکس» نقاب‌ها را افکند

به‌روزرسانی‌های فنی اخیر در پلتفرم ایکس(توئیتر سابق) که منجر به نمایش کشور مبدأ و شیوه اتصال کاربران شد، حقیقتی هولناک را فاش کرد. ده‌ها هزار حسابی که تا دیروز خود را کنشگران پرشور سلطنت‌طلب در غرب معرفی می‌کردند، با برچسب «Iran – Android App» و بدون نیاز به VPN(اتصال مستقیم) ردیابی شدند.

این نوع دسترسی که در ایران به «سیم‌کارت سفید» معروف است، امتیازی است که فقط در اختیار مقامات، اپراتورهای سایبری سپاه و نهادهای اطلاعاتی قرار می‌گیرد. گزارش تردستون تبیین می‌کند که این حساب‌ها در واقع «اسب‌های تروا»ی حاکمیت هستند؛ پوسته‌ای از زیبایی‌شناسی سلطنت‌طلبانه که درون آن، اپراتورهای حکومتی برای تزریق پیام‌های تفرقه‌افکن و آزار هماهنگ رقبای سیاسی رژیم پنهان شده‌اند.

 

مترونوم مشروعیت؛ کارخانه بات‌سازی با دقت ۶۰ثانیه

یافته‌های فنی دانچو دانچف، برجسته‌ترین کارشناس دیجیتال جهان، جای هیچ تردیدی باقی نمی‌گذارد: ۹۰درصد فعالیت‌های پیرامون «بچه‌ٔ شاه»، مکانیکی و اسکریپتی است. زبان به‌کار رفته در این حساب‌ها، ماشینی، قالبی و تکراری است. از میان ۳۵۶هزار حساب متمایز، بیش از ۳۲۱هزار حساب دارای فواصل زمانی دقیقاً مضرب ۶۰ثانیه در انتشار محتوا یا ایجاد حساب هستند.

این الگو با هیچ منطق انسانی قابل توضیح نیست. ما با یک «مترونوم دیجیتال» روبه‌رو هستیم که وظیفه‌اش جعل حمایت عمومی است. این شبکه با استفاده از تصاویر و نام‌های شهدای قیام -بدون رضایت خانواده‌هایشان- دست به «مصادره رنج» می‌زند تا برندی سیاسی برای پهلوی دست‌وپا کند.

 

استراتژی «قیف فریب»؛ مدیریت ادراک و ترور شخصیت

گزارش تردستون ۷۱ توضیح می‌دهد که این ماشین دیجیتال از «قیف‌های فریب»(Deception Funnels) برای هدایت خشم و امید کاربران واقعی به مسیرهای از پیش طراحی شده استفاده می‌کند. این سیستم ۲هدف راهبردی را دنبال می‌کند:

۱. القای این حس کاذب به جامعه بین‌المللی که ایرانیان پشت وارث یک دودمان صف کشیده‌اند.

۲. آزار هماهنگ و فحاشی به هر صدایی که خارج از مدار «پروژه خانوادگی پهلوی» باشد.

در این میان، سپاه پاسداران بزرگ‌ترین برنده این بازی است. اتوماسیون آشکار و شعارهای افراطی این شبکه‌ها، به بازوهای تبلیغاتی رژیم اجازه می‌دهد تا کل بدنه اعتراضات را «غیرواقعی و کارگردانی شده از خارج» جلوه دهند.

 

پایان عصر ارواح دیجیتال

تحقیقات مستند تردستون ۷۱ ثابت می‌کند که آنچه به‌عنوان پایگاه اجتماعی «بچه‌ٔ شاه» عرضه می‌شود، در مقیاسی وسیع، یک خط تولید صنعتی از حساب‌های اسکریپتی است. این عملیات فریب، بیانگر یک ضعف بنیادین است: وقتی مخاطب واقعی کافی نیست، کمبود با «ارواح» پر می‌شود.

معماری این شبکه، بازتابی از الگوی استبداد پدری است که در آن مردم نه صاحبان حق، بلکه «ورودی‌های قابل برنامه‌ریزی» برای یک پروژه حکمرانی تلقی می‌شوند. برای سیاست‌گذاران و ناظران بین‌المللی، پیام روشن است:

جمعیت پیرامون پهلوی یک سراب زمان‌سنجی‌شده است. مشروعیت را نمی‌توان با بات خرید؛ مشروعیت در میدان مبارزه و از دل فداکاری ارگانیک زاده می‌شود، نه در سرورهای تولید بات که با امضای «تهران» فعالیت می‌کنند.

https://article.mojahedin.org/i/l

سازمان مجاهدین خلق ایران

 

Treadstone 71 سیستم جعلیات وفیک بچه شاه را افشا میکند - وقتی «مشروعیت» در کارخانه اجنبی تولید می‌شود

 Treadstone 71 سیستم جعلیات وفیک بچه شاه را افشا میکند - وقتی «مشروعیت» در کارخانه اجنبی تولید می‌شود


ساختار توهم  دیجیتالی بچه شاه

در جهانی که هر عدد، هر فالوور و هر ترند می‌تواند به‌عنوان شاخص «پایگاه اجتماعی» فروخته شود، گزارش منتشرشده درباره تحلیل سایبری موسسه Treadstone 71 یک هشدار بزرگ است:
مشروعیت دیجیتال می‌تواند ساخته شود.

این گزارش که در رسانه Iran News Update منتشر شده، مدعی است آنچه به‌عنوان موج میلیونی حمایت از رضا پهلوی نمایش داده می‌شود، در بخش قابل توجهی حاصل «رفتار هماهنگ غیرواقعی» (CIB) است؛ یعنی شبکه‌ای از حساب‌های زمان‌بندی‌شده، اسکریپتی و اتوماتیک که وظیفه‌شان نه گفتگو، بلکه «شبیه‌سازی جمعیت» است.

اما اهمیت سیاسی این موضوع چیست؟


۱. بحران مشروعیت در عصر الگوریتم

در سیاست کلاسیک، مشروعیت از میدان، خیابان، اعتصاب، هزینه دادن و سازمان‌یافتگی می‌آید.
اما در عصر شبکه‌های اجتماعی، می‌توان توهم جمعیت ساخت.

اگر آنچه گزارش می‌گوید دقیق باشد — یعنی صدها هزار حساب با فواصل دقیق ۶۰ ثانیه ایجاد شده باشند — ما با «رشد سیاسی» روبه‌رو نیستیم؛ با یک خط تولید روبه‌رو هستیم.

مشروعیت اگر مهندسی شود، دیگر مشروعیت نیست؛ تبلیغ است.


۲. خطر برای اپوزیسیون واقعی

بخش نگران‌کننده‌تر ماجرا این است که چنین معماری دیجیتالی، اگر وجود داشته باشد، فقط به نفع یک فرد نیست؛ به نفع رژیمی است که می‌تواند کل اپوزیسیون را «ساخته‌شده و کارگردانی‌شده» جلوه دهد.

وقتی شبکه‌ای با شعارهای افراطی، حملات هماهنگ و رفتار مکانیکی عمل می‌کند، دستگاه تبلیغاتی حاکمیت نیازی به جعل روایت ندارد؛ فقط کافی است همان رفتارها را برجسته کند.

در این صورت، یک پروژه دیجیتال تبدیل می‌شود به ابزار تخریب اعتبار کل جنبش.


۳. سیاست بدون هزینه، سیاست بدون ریشه

جنبش‌های واقعی با هزینه ساخته می‌شوند.
با زندان، با سرکوب، با فداکاری.

اما اگر «پایگاه اجتماعی» بر سرورهای اسکریپتی ساخته شود، یعنی مخاطب واقعی کافی وجود ندارد.

گزارش Treadstone 71 یک پرسش بنیادی را مطرح می‌کند:
آیا ما با یک جنبش روبه‌رو هستیم یا با یک صحنه‌سازی؟


۴. بحران دروغ در سیاست تبعیدی

یکی از مهم‌ترین یافته‌های گزارش، بحث اتصال مستقیم برخی حساب‌ها از داخل ایران بدون VPN است؛ موضوعی که اگر دقیق باشد، به معنای دسترسی‌های ویژه است.

اگر اپوزیسیونی که ادعای براندازی دارد، بخشی از زیرساختش از درون همان نظامی تغذیه شود که علیه آن شعار می‌دهد، این دیگر رقابت سیاسی نیست — یک تناقض ساختاری است.


۵. پیام برای جامعه بین‌المللی

تحلیل‌گران غربی، رسانه‌ها و سیاست‌گذاران نباید «اعداد» را با «واقعیت اجتماعی» اشتباه بگیرند.

در عصر بات‌ها، ترندها خریدنی‌اند.
اما خیابان خریدنی نیست.

اگر سیاست خارجی بر پایه توهم جمعیت ساخته شود، تصمیم‌ها بر شن روان بنا شده‌اند.


جمع‌بندی

اگر گزارش Treadstone 71 درست باشد، آنچه فروخته می‌شود «موج مردمی» نیست؛ یک مترونوم دیجیتال است.

مشروعیت را نمی‌توان اسکریپت کرد.
پایگاه اجتماعی را نمی‌توان با ضرب ۶۰ ثانیه تولید کرد.
و آزادی را نمی‌توان با کارخانه بات ساخت.
توضیحات مربوط به تصویر 

THE ANATOMY OF A DIGITAL MIRAGE
How Artificial Support Networks Simulate Legitimacy

پنجره 1
 70 Million Data Records Analyzed
Multi-platform forensic audit (X, Instagram, Telegram)

پنجره 2
 321,458 Accounts
Created or posting at exact 60-second intervals
Signature of automated scripts

پنجره 3
 Cross-Platform Amplification Loop
Post → Screenshot → Telegram → Repost → “Viral Proof”

پنجره 4
 Location Exposure
Accounts labeled “Iran – Android App”
Direct access without VPN

پنجره 5
 Coordinated Inauthentic Behavior (CIB)
Artificial trend inflation
Perception management
Digital legitimacy engineering

پنجره پایانی بزرگ:

Legitimacy cannot be automated.
Organic movements are built in society — not on script servers.

تردستون ۷۱ و دانچو دانچف عملیات نفوذ «اسب تروا» را افشا کردند: رژیم ایران «ارتش توخالی» پهلوی را اداره می‌کند

 تردستون ۷۱ و دانچو دانچف عملیات نفوذ «اسب تروا» را افشا کردند: رژیم ایران «ارتش توخالی» پهلوی را اداره می‌کند


تردستون ۷۱ و دانچو دانچف عملیات نفوذ «اسب تروا» را افشا کردند: رژیم ایران «ارتش توخالی» پهلوی را اداره می‌کند

منتشرشده در ۲۸ ژانویه ۲۰۲۶، ساعت ۸:۳۰ صبح به وقت EST از طریق Get News

بوداپست، مجارستان – تردستون ۷۱ و تحلیلگر شناخته‌شده دانچو دانچف امروز یک حسابرسی قضایی (Forensic Audit) منتشر کردند که به گفته آنها توهم محبوبیت آنلاین رضا پهلوی را در هم می‌شکند. این گزارش جامع، آنچه را «فریب همزیستانه» می‌نامد افشا می‌کند؛ مدعی است که اطلاعات دولتی ایران به‌طور فعال در همان شبکه‌هایی فعالیت می‌کند که ادعای مخالفت با آن را دارند. این تحقیق که بیش از ۷۰ میلیون داده را تحلیل کرده، یک پویایی پیچیده «اسب تروا» را مستند می‌کند. طبق این گزارش، شبکه پهلوی نمایی دیجیتال از میلیون‌ها دنبال‌کننده می‌سازد، در حالی که دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی در آن نفوذ کرده، آن را دستکاری و در نهایت هدایت می‌کند.


قطعیت فنی: مأموریت ساختگی

این تحلیل مدعی ارائه شواهد فنی غیرقابل‌انکار از اتوماسیون است. یک ضربان «مترونومی» شبکه را اداره می‌کند: بیش از ۳۵۶ هزار حساب دارای الگوی ایجاد در فواصل دقیق ۶۰ ثانیه هستند — دقتی که به گفته گزارش با رفتار انسانی سازگار نیست.

گزارش همچنین از «فروپاشی سبک‌شناختی» سخن می‌گوید؛ جایی که آنتروپی متنی به کمتر از ۰٫۳۵ کاهش یافته و نشان می‌دهد متن‌ها توسط اسکریپت‌ها تولید شده‌اند نه شهروندان. همچنین به «هجوم‌های روز صفر» اشاره می‌کند که در آن هزاران حساب در یک روز ایجاد می‌شوند تا موجودی شبکه تجدید شود.


همدستی رژیم: افشای «LocationGate»

تردستون ۷۱ اعلام کرده با استفاده از داده‌های شفافیت «کشور مبدأ» در پلتفرم X، به آنچه «خیانت نهایی» می‌نامد دست یافته است. طبق ادعای گزارش، پروفایل‌هایی که خود را سلطنت‌طلبان تندرو معرفی می‌کردند، نه از دموکراسی‌های غربی بلکه مستقیماً از تهران منشأ می‌گرفتند.

این حساب‌ها از روش اتصال «Iran Android App» استفاده می‌کردند که طبق ادعای گزارش، به «سیم‌کارت‌های سفید» ویژه مقامات رژیم برای دسترسی بدون فیلتر مرتبط است. گزارش می‌گوید رژیم ایران شعارهای رادیکالی مانند #ThisIsTheFinalBattle را تزریق می‌کند، مزرعه بات‌های پهلوی آن را تقویت می‌کند و سپس رسانه‌های دولتی از همین فعالیت مصنوعی برای بی‌اعتبارسازی کل اپوزیسیون به‌عنوان وابسته به خارج استفاده می‌کنند.


دیدگاه کارشناس

دانچو دانچف در این گزارش نقل شده است:
«این شبکه فقط دیده‌شدن را افزایش نمی‌دهد؛ بلکه رضایت عمومی را جعل می‌کند. شبکه پهلوی اسب چوبی را می‌سازد و عوامل رژیم درون آن پنهان می‌شوند. آنها ایرانیان را نه به‌عنوان شهروندان صاحب اختیار، بلکه به‌عنوان ورودی‌های قابل برنامه‌ریزی در یک پروژه خانوادگی موروثی می‌بینند. این فریب، توجه بین‌المللی را منحرف می‌کند و صداهای دموکراتیک واقعی را خفه می‌سازد.»


یافته‌های کلیدی

  • تأمین صنعتی: ۱۰۰٪ فاصله‌های ایجاد درون‌روزی در خوشه اصلی روی شبکه ۶۰ ثانیه‌ای قرار دارد.

  • تقلب امضایی: دادخواست اکتبر ۲۰۲۵ دارای الگوی ثبت مکانیکی بوده است، نه امضای ارگانیک.

  • آلودگی افراطی: شبکه حساب‌هایی با تصاویر فاشیستی را تحمل می‌کند تا اعداد را افزایش دهد و سوخت تبلیغاتی برای رژیم فراهم کند.


این تحقیق مدعی است تصویری داده‌محور از نحوه بهره‌برداری رژیم‌های اقتدارگرا از جنبش‌های اپوزیسیون از درون ارائه می‌دهد. گزارش وعده می‌دهد شواهد اختصاصی، تحلیل کارشناسی قابل نقل‌قول و روایتی روشن ارائه کند: یک شبکه بات دولتی که درون یک جنبش سلطنت‌طلب پنهان شده است.


درباره Treadstone 71

تردستون ۷۱ خدمات اطلاعات سایبری و ضدجاسوسی ارائه می‌دهد تا به مشتریان در مواجهه با جنگ شناختی کمک کند.

درباره دانچو دانچف

دانچو دانچف مشاور مستقل امنیتی در حوزه تحلیل اطلاعات تهدید و تحقیقات رقابتی است.

۱۴۰۴ اسفند ۳, یکشنبه

از «تا آخوند کفن نشود، این وطن وطن نشود»​ تا «مرگ بر دیکتاتور»؛ گسترش دامنه اعتراضات در دانشگاه‌های ایران

از «تا آخوند کفن نشود، این وطن وطن نشود»​ تا «مرگ بر دیکتاتور»؛ گسترش دامنه اعتراضات در دانشگاه‌های ایران


تداوم اعتراضات در دانشگاه شریف، سوم اسفند ۱۴۰۴

در دو روز گذشته، هم‌زمان با آغاز نیمسال تحصیلی و چهلم جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه، ده‌ها ویدیو و گزارش از برگزاری تجمع‌های گسترده و هماهنگ در دانشگاه‌های ایران منتشر شده است.

دانشگاه‌های تهران، امیرکبیر، صنعتی شریف، شهید بهشتی، خواجه نصیر، و همچنین دانشگاه علوم پزشکی مشهد از جمله کانون‌های اصلی این اعتراض‌ها بوده‌اند و در برخی موارد، تجمع‌ها با حمله نیروهای بسیج دانشجویی و لباس‌شخصی به خشونت کشیده شده است.

دانشگاه‌های تهران و شریف در خط مقدم

ویدیوها نشان می‌دهد که محوطه دانشگاه صنعتی شریف و امیرکبیر در تهران به صحنه تجمع‌های پرشماری تبدیل شده که دانشجویان در آنها شعارهای تند ضدحکومتی سر داده‌اند. در گزارش‌ها آمده است که در دانشگاه شریف بین دانشجویان معترض و نیروهای بسیج و گروه‌های نزدیک به حاکمیت درگیری رخ داده و دست‌کم چند دانشجو در این درگیری‌ها زخمی یا بازداشت شده‌اند.

در ویدیوهای منتشرشده، دانشجویان با پوشیدن لباس‌های تیره و برگزاری تحصن‌های ساکت، ناگهان سکوت را با شعارهای هماهنگ می‌شکنند و با حلقه‌زدن در حیاط و راهروهای دانشگاه، تجمع را گسترش می‌دهند. برخی انجمن‌های دانشجویی پیشاپیش، برگزاری این تجمع‌ها را با فراخوان‌هایی در شبکه‌های اجتماعی و کانال‌های داخلی اعلام کرده بودند.

دانشگاه مشهد و دیگر شهرها

گزارش‌ها حاکی است که دانشگاه علوم پزشکی مشهد و چند دانشگاه دیگر در این شهر نیز شاهد تجمع‌های اعتراضی بوده‌اند و دانشجویان با به‌دست گرفتن پلاکاردهایی در حمایت از خانواده‌های جان‌باختگان و بازداشت‌شدگان، علیه رهبر جمهوری اسلامی و کلیت ساختار حاکم شعار سر داده‌اند. این تجمع‌ها هم‌زمان با مراسم یادبود کشته‌شدگان اعتراضات دی و بر بستر نارضایتی تشدیدشده از وضعیت سیاسی و اقتصادی کشور شکل گرفته است.

در برخی گزارش‌ها همچنین به تجمع‌هایی در شهرهای دیگر، از جمله آبدانان در استان ایلام، اشاره شده که در پی بازداشت یک معلم و با همراهی مردم و دانش‌آموزان برگزار شده و شعارهای ضدحکومتی در آن سر داده شده است. این هم‌زمانی، تصویر یک موج اعتراضی گسترده‌تر را فراتر از دیوارهای دانشگاه‌ها ترسیم می‌کند.

شعارها؛ از اعتراض به ولایت فقیه تا مطالبه آزادی

شعارهای سر داده شده در این تجمع‌ها، طیفی از مطالبات سیاسی و اجتماعی را بازتاب می‌دهد که در سال‌های اخیر در خیابان‌ها نیز شنیده شده بود. در بسیاری از ویدیوها، دانشجویان با صدای بلند شعارهایی مانند «آزادی، آزادی»​، «تا آخوند کفن نشود، این وطن وطن نشود»​، «می‌جنگیم، می‌میریم، ایران رو پس می‌گیریم»، «خامنه‌ای ضحاک، می‌کشیمت زیر خاک»، «مرگ بر خامنه‌ای»،‌ «امسال سال خونه، سید علی سرنگونه»، «این همه سال جنایت، مرگ بر این ولایت»​، «مرگ بر دیکتاتور»، و «زن، زندگی، آزادی» می‌دهند.

همچنین شعارهای اعتراضی علیه نهادهای سرکوب و امنیتی، از جمله سپاه و بسیج، بخش ثابت صداهای شنیده‌شده در این تجمع‌ها است.​

واکنش حاکمیت و حضور نیروهای بسیج

رسانه‌های نزدیک به حکومت، از جمله خبرگزاری‌های وابسته به نهادهای امنیتی و صداوسیما، تلاش کرده‌اند روایت دیگری از این تجمع‌ها ارائه کنند و معترضان را «اغتشاشگر» یا «عوامل هدایت‌شده از خارج» معرفی کنند. گزارش این رسانه‌ها از «دو تجمع» در دانشگاه شریف و «درگیری میان دو گروه» سخن می‌گوید و تلاش دارد نقش نیروهای بسیج در شروع خشونت را کمرنگ نشان دهد.

در ویدیوهایی که از داخل دانشگاه شریف و دیگر دانشگاه‌ها منتشر شده، حضور پررنگ نیروهای بسیج دانشجویی و افراد نزدیک به حکومت با پرچم جمهوری اسلامی و سردادن شعار «الله‌اکبر» و سایر شعارهای حکومتی دیده می‌شود که در مقابل شعارهای اعتراضی دانشجویان صف‌آرایی کرده‌اند.

گزارش‌هایی هم از ضرب و جرح دانشجویان، استفاده از اسپری فلفل و برخوردهای فیزیکی برای متفرق کردن تجمع‌ها منتشر شده، هرچند آمار دقیقی از تعداد بازداشتی‌ها و زخمی‌ها تاکنون منتشر نشده است.​

پیوند با اعتراضات دی و «انقلاب ملی»

بخش قابل توجهی از تجمع‌های دو روز گذشته در دانشگاه‌ها به مناسبت چهلم کشته‌شدگان اعتراضات دی برگزار شده و در بیانیه‌ها و شعارها، از آنان با عنوان «جان‌باختگان انقلاب ملی» یاد شده است. دانشجویان با روشن کردن شمع، نصب تصاویر جان‌باختگان و خواندن سرودهای اعتراضی، تلاش کرده‌اند یاد این قربانیان را زنده نگه دارند و پیوندی آشکار بین اعتراضات سراسری اخیر و موج تازه خیزش دانشجویی ایجاد کنند.

در بیانیه‌های منتشر شده توسط تشکل‌های دانشجویی، بر ادامه اعتراض تا تحقق «آزادی، عدالت و پایان سرکوب» تأکید شده و دانشگاه به عنوان یکی از آخرین فضاهای باقی‌مانده برای بیان اعتراض و سازماندهی سیاسی معرفی شده است. از نگاه این بیانیه‌ها، سرکوب خونین اعتراضات خیابانی، تنها تقابل حاکمیت با شهروندان را از خیابان به محیط دانشگاه‌ها و دیگر فضاهای اجتماعی منتقل کرده است.

صدای آمریکا فارسی

https://ir.voanews.com/a/student-uprising-in-iranian-universities/8116371.html

کشته‌شدن یک مرد مسلح پس از ورود غیرمجاز به محدوده اقامتگاه دونالد ترامپ در فلوریدا

 

کشته‌شدن یک مرد مسلح پس از ورود غیرمجاز به محدوده اقامتگاه دونالد ترامپ در فلوریدا


یک مرد مسلح پس از ورود به محدوده امنیتی اقامتگاه ترامپ، با تیراندازی مأموران سرویس مخفی آمریکا و نیروهای محلی کشته شد

یک مرد مسلح بامداد یکشنبه پس از ورود غیرقانونی به محدوده امنیتی اطراف اقامتگاه دونالد ترامپ در "مار-ئه-لاگو" در ایالت فلوریدا، با تیراندازی مأموران سرویس مخفی آمریکا و نیروهای پلیس محلی کشته شد.

به گفته سرویس مخفی، این حادثه حدود ساعت ۱:۳۰ بامداد رخ داد.

طبق این گزارش مردی سفیدپوست با سن حدود بیست سال، از دروازه شمالی مار-ئه-لاگو وارد محوطه شد. در این زمان یکی از کارکنان در حال خروج از محل بود.

او حدود ۲۰ تا ۳۰ متر وارد محوطه شده بود که نیروهای امنیتی با او روبه‌رو شدند.

ریک برَدشا، کلانتر شهرستان پالم بیچ، در یک نشست خبری اعلام کرد این فرد ظاهراً یک اسلحه شاتگان و یک گالن سوخت به همراه داشت.

به گفته او، مأموران از وی خواستند وسایلش را زمین بگذارد. مرد مسلح گالن سوخت را رها کرد، اما "شاتگان را در وضعیت تیراندازی بالا آورد."

در پی آن، یک معاون کلانتر و دو مأمور سرویس مخفی به سوی او شلیک کردند و او در محل جان باخت.

به گفته مقام‌های محلی، مأموران در زمان حادثه به دوربین‌های نصب‌شده بر لباس مجهز بودند. هیچ‌یک از نیروهای امنیتی در این رویداد آسیب ندیدند.

عدم حضور دونالد ترامپ و همسرش در اقامتگاه

در زمان وقوع حادثه، دونالد ترامپ و همسرش در کاخ سفید در واشنگتن حضور داشتند.

بر اساس اعلام نیروهای انتظامی، این مرد اهل کارولینای شمالی بوده و مادرش روز شنبه مفقودشدن او را گزارش کرده بود. نام او تا زمان اطلاع‌رسانی رسمی به خانواده‌اش منتشر نشده است.

طبق گزارش‌‌ها، اف‌بی‌آی هدایت تحقیقات را بر عهده گرفته و در حال جمع‌آوری شواهد و بررسی پیشینه و انگیزه احتمالی فرد مهاجم است.

مقامات از ساکنان اطراف محل حادثه خواسته‌اند تصاویر دوربین‌های نظارتی خود را بررسی کرده و هر مورد مشکوکی را گزارش دهند.

این رویداد در شرایطی رخ می‌دهد که نگرانی‌ها درباره خشونت‌های سیاسی در ایالات متحده افزایش یافته است.

دونالد ترامپ پیش از این در ژوئیه ۲۰۲۴ در جریان کارزار انتخاباتی خود در پنسیلوانیا از یک سوءقصد جان سالم به در برده بود.

همچنین در ماه جاری میلادی، فردی که قصد داشت در زمین گلف ترامپ در وست پالم بیچ او را ترور کند، به حبس ابد محکوم شد.

بر اساس بیانیه سرویس مخفی، مأموران درگیر در این حادثه مطابق رویه‌های سازمانی تا پایان تحقیقات در مرخصی اداری قرار خواهند گرفت.فرید اشرفیان

https://www.dw.com/fa-ir/%D8%AE دویچه وله فارسی



۶دهه شیطان سازی علیه مجاهدین، از شاه تا شیخ

 ۶دهه شیطان سازی علیه مجاهدین، از شاه تا شیخ

۶دهه شیطان سازی علیه مجاهدین، از شاه تا شیخ

هیچ دیکتاتوری امورش را بدون ابزار دروغ و جعل تاریخ و حقایق نمی‌تواند سپری کند. سرکوب، زندان و اعدام همیشه بازوی آهنین مستبدان بوده، اما آنچه آنان را قادر ساخته تا جنایت‌هایشان را توجیه کنند و جامعه را در حالت انفعال نگه دارند، چیزی جز شیطان سازی سازمان‌یافته نبوده است. وقتی سرنیزه نتوانست حقیقت را خاموش کند، دستگاه تبلیغات وارد میدان شد؛ با صدها کتاب، هزاران مقاله، انبوهی از فیلم‌ها و سریال‌ها. هدف روشن بود: تخریب تصویری از یک سازمان انقلابی که با وجود همه‌ٔ قتل‌عام‌ها، هم‌چنان زنده ماند و شصت سال تمام در برابر شاه و شیخ ایستاد.

پدیده‌ٔ «شیطان سازی» در علوم سیاسی به فرایندی گفته می‌شود که طی آن، یک نیروی اجتماعی به شکلی سیستماتیک با برچسب‌های اهریمنی معرفی می‌شود تا مشروعیتش نابود شود. در تاریخ، نازی‌ها یهودیان را «انگل» و « توطئه‌گر» خواندند تا کشتار میلیون‌ها نفر را توجیه کنند. پینوشه و فرانکو مخالفانشان را «خائن» و «عامل دشمن» نامیدند تا زندان و اعدام آنان را طبیعی جلوه دهند. در ایران معاصر نیز دو دیکتاتوری ــ سلطنت پهلوی و ولایت فقیه ــ همین مسیر را در برابر سازمان مجاهدین خلق طی کردند.

از ساواک تا سپاه: دو دیکتاتوری، یک هدف مشترک

در دهه ۱۳۴۰، ظهور مجاهدین خلق لرزه بر اندام سلطنت پهلوی انداخت. ساواک فهمید که صرفاً با زندان و شکنجه نمی‌تواند این سازمان ریشه‌دار را از میان بردارد، بنابراین دست به شیطان‌سازی زد. برچسب‌هایی نظیر «خرابکار»، «مارکسیست اسلامی» یا «عامل بیگانه» ابزار تبلیغاتی آنان بود. حتی برخی آخوندهای مرتجع به کمک آمدند و با فتواهای سفارشی، مشروعیت دینی برای این دروغ‌ها ساختند. کودتای اپورتونیست‌های چپ‌نما در سال ۱۳۵۴ دستاویز جدیدی شد تا ساواک مشروعیت مجاهدین را در افکار عمومی تخریب کند.

اما این پروژه با انقلاب ۱۳۵۷ نیمه‌تمام ماند و نوبت به خمینی رسید. رژیمی که با شعار آزادی سر برآورد، به‌سرعت چهره واقعی خود را نشان داد. ولایت فقیه تحمل هیچ صدایی غیر از خودش را نداشت و مطالبه هر اندازه از آزادی را نفی خود می‌دید.

مجاهدین که تن به تبعیت نداده بودند، از همان روز نخست «منافق» لقب گرفتند. این برچسب، صرفاً یک توهین نبود؛ در قاموس فقهی رژیم، منافق «مهدورالدم» بود. بر اساس همین منطق، دهه ۶۰ به صحنه کشتار خونین جوانان مجاهد تبدیل شد. اوج آن، قتل‌عام ۱۳۶۷ بود؛ جنایتی که گزارشگر ویژه سازمان ملل به حق آنرا « جنایت علیه بشریت» و «نسل‌کشی» نامید.

در این میان، تبلیغات حکومتی دست از کار نکشید. رسانه‌ها، فیلم‌ها، کتاب‌های درسی و نمایشگاهها همه به خدمت گرفته شدند تا مجاهدین را «فرقه‌یی خطرناک» معرفی کنند. ادعاهای ساختگی درباره «طلاق‌های ایدئولوژیک»، «شست‌وشوی مغزی» یا «جدایی از خانواده» بارها تکرار شد. حتی نام مجاهدین را با فشار رژیم در لیست‌های تروریستی غرب گنجاندند؛ اما مقاومت و کارزارهای حقوقی این سازمان در نهایت تمام آن برچسب‌ها را باطل کرد و دادگاههای اروپا و آمریکا یکی پس از دیگری این لیست‌گذاریها را لغو کردند.

شیطان سازی؛ ابزار توجیه جنایت و انحراف افکار عمومی

چرا دیکتاتورها این‌قدر بر شیطان‌سازی پافشاری دارند؟ پاسخ روشن است: چون بدون آن، جنایت‌هایشان عریان و غیرقابل توجیه می‌ماند. خمینی اگر نمی‌توانست مجاهدین را «منافق» بنامد، چگونه قتل‌عام هزاران زندانی سیاسی را توضیح می‌داد؟ شاه اگر مجاهدین را «خرابکار و مزدور بیگانه» معرفی نمی‌کرد، چگونه شکنجه‌های ساواک را توجیه می‌کرد؟

شیطان سازی چند کارکرد هم‌زمان دارد:

۱. مشروعیت‌ سازی برای کشتار – هزاران اعدام دهه ۶۰ بدون برچسب «محارب» و «منافق» قابل اجرا نبود.
۲. ارعاب افکار عمومی- با بمباران اتهامات و. . . تلاش می‌کنند بین مردم و نیروی انقلابی پیشتاز فاصله بیاندازند

۳. از میدان خارج کردن آلترناتیو دموکراتیک – دیکتاتورها از آلترناتیو واقعی برای حاکمیت ضدمردمی‌شان وحشت دارند. با برچسب‌های مختلف تمام تلاششان این است که این آلترناتیو را از میدان خارج کنند.
۵. جلب حمایت خارجی برای سرکوب – با دادگاههای نمایشی و تبلیغات دروغین تلاش دارند، همکاری دولتها و نهادهای خارجی را جلب کنند.

اما در پس همه این نمایش‌ها، حقیقتی روشن باقی ماند: اگر مجاهدین آن‌گونه که شاه و شیخ می‌گویند بودند، چرا شصت سال تمام باید میلیاردها تومان خرج تخریب‌شان شود؟

شکست فریب و دروغ؛ ماندگاری حقیقت در برابر تبلیغات

شصت سال گذشت. دو نظام با دو ایدئولوژی متفاوت اما یک هدف مشترک، در پی نابودی سازمان مجاهدین بودند. صدها فیلم ساختند، هزاران کتاب نوشتند، هزاران نفر را اعدام کردند. اما نتیجه چه شد؟ مجاهدین نه‌تنها نابود نشدند، بلکه به‌عنوان تنها آلترناتیو دموکراتیک سازمان‌یافته امروز بیش از هر زمان دیگری در صحنه حاضرند.

امروز، وقتی رژیم ولایت فقیه دادگاه نمایشی ۱۰۴ نفر از مجاهدین را برگزار می‌کند، در واقع اعتراف می‌کند که پس از دهه‌ها کشتار و دروغ، هنوز از این سازمان می‌ترسد. همان‌گونه که شاه با همه شکنجه‌های ساواک نتوانست مجاهدین را از تاریخ ایران حذف کند، آخوندها نیز با همه شیطان‌سازی‌هایشان شکست‌خورده‌اند.

این نبرد هم‌چنان ادامه دارد، اما توازن به‌روشنی به سود حقیقت تغییر کرده است. افکار عمومی جهانی، با گزارشهای سازمان ملل، حکم دادگاههای بین‌المللی و کارزارهای حقوق بشری، بیش‌ از پیش نسبت به جنایت‌های رژیم آگاه شده‌اند. هر فیلم تبلیغاتی جدید، بیش از آن‌که مجاهدین را تخریب کند، ماهیت دروغ‌پرداز حکومت را افشا می‌سازد.

بنابراین آنچه امروز در برابر ماست، نه صرفاً یک جنگ تبلیغاتی، بلکه ادامه‌ٔ همان نبرد تاریخی آزادی علیه استبداد است. شاه با همه تبلیغاتش رفت، شیخ هم با همه شیطان‌سازی‌هایش رفتنی است. ماندگار، حقیقتی است که شصت سال تمام با خون شهیدان و ایستادگی هزاران زندانی سیاسی نوشته شد.

شیطان سازی ممکن است حقیقت را برای مدتی پنهان کند، اما هرگز نمی‌تواند آن را نابود کند. سازمانی که از زیر آوار دو دیکتاتوری سر برآورده و شصت سال مقاومت کرده، خود بهترین سند شکست تمام دستگاههای دروغ‌پردازی است.

ایران افشاگر

۶دهه شیطان سازی علیه مجاهدین، از شاه تا شیخ

مایک والتزسفیر آمریکا در سازمان ملل: غنی‌سازی اورانیوم در ایران باید "صفر" شود

 مایک والتزسفیر آمریکا در سازمان ملل: غنی‌سازی اورانیوم در ایران باید "صفر" شود 


مایک والتز
مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل، می‌گوید اورانیوم غنی‌شده با درصدهای بالای شصت و نود تنها در صورت اراده برای ساخت سلاح هسته‌ای توجیه‌پذیر است
عکس: Win McNamee/Getty Images

در ادامه فشارهای دیپلماتیک واشنگتن بر برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی، مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل، بار دیگر موضع "غنی‌سازی صفر" در ایران را تکرار کرده و سطح بالای غنی‌سازی اورانیوم را نشانه‌ای از نیت تهران برای حرکت به‌سمت سلاح هسته‌ای دانسته است.

مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل، با اشاره به سطح بالای غنی‌سازی اورانیوم در ایران گفته است اورانیوم غنی‌شده، به‌ویژه در سطوح بالای شصت و نود درصد، هیچ توجیهی جز اراده برای ساخت سلاح هسته‌ای ندارد. او تأکید کرده که به‌گفته استیو ویتکاف، جرد کوشنر و مارکو روبیو، چنین سطحی از غنی‌سازیبا ادعای استفاده صرفاً صلح‌آمیز سازگار نیست.

به‌گفته والتز، موضع واشنگتن روشن است و «غنی‌سازی در ایران باید به سطح صفربرسد» تا نگرانی‌های جامعه بین‌المللی درباره ابعاد نظامی احتمالی برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی برطرف شود.

او با ارجاع به مواضع دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، یادآور شده است که تا زمانی که تهران در مسیر دستیابی به سلاح هسته‌ای حرکت کند، سخن گفتن از صلح پایدار در خاورمیانه واقع‌بینانه نیست و هرگونه توافق یا ابتکار سیاسی در منطقه ناگزیر زیر سایه این خطر امنیتی قرار خواهد گرفت.

بیشتر بخوانید 

دانیال عمریhttps://www.dw.com/fa-ir/%D8%