پشت پرده مصاحبه پزشکیان؛ دفاع از دولت یا اعلام یک آرایش جدید قدرت؟
مقدمه
مصاحبه سهبخشی مسعود پزشکیان را نمیتوان صرفاً یک گفتوگوی رسانهای یا گزارش عملکرد دولت دانست. حجم موضوعات مطرحشده، نحوه انتخاب واژهها، تکرار برخی گزارهها و تأکید بر نقش نهادهای تصمیمگیر، نشان میدهد که این گفتوگو هدفی فراتر از پاسخ به پرسشهای روزمره داشته است. در واقع، این مصاحبه بیش از آنکه برای توضیح عملکرد دولت باشد، تلاشی برای ترسیم تصویری جدید از ساختار قدرت پس از مجموعهای از بحرانهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی است.
در این گفتوگو، پزشکیان از جنگ، تحریم، بحران اقتصادی، تغییر رهبری، سیاست خارجی، شورای عالی امنیت ملی، فرماندهان نظامی، قالیباف، عراقچی و حتی رابطه حکومت با مردم سخن میگوید. این تنوع موضوعات نشان میدهد که مخاطب اصلی او فقط افکار عمومی نیست، بلکه بخشهای مختلف حاکمیت نیز هستند.
بنابراین، پرسش اصلی این نیست که پزشکیان چه گفت؛ بلکه باید پرسید چرا این سخنان را اکنون بیان کرد و چه پیامی را میخواست منتقل کند.
نخستین هدف؛ انتقال مسئولیت از دولت به کل حاکمیت
یکی از مهمترین محورهای مصاحبه، تلاش برای نشان دادن این موضوع است که تصمیمات حساس اخیر، تصمیم شخص رئیسجمهور یا حتی دولت نبوده است. پزشکیان بارها تأکید میکند که این تصمیمها در شورای عالی امنیت ملی اتخاذ شده، فرماندهان نظامی با آن موافق بودهاند و اکثریت قاطع اعضای شورا از آن حمایت کردهاند. او حتی از رأی «۱۲ نفر از ۱۳ نفر» سخن میگوید تا نشان دهد تصمیمها حاصل اجماع نهادهای اصلی بودهاند.
از منظر سیاسی، این تأکید چند پیام را منتقل میکند:
-
دولت نباید تنها مسئول نتایج تصمیمات اخیر شناخته شود.
-
تصمیمات حساس به کل ساختار قدرت تعلق دارند.
-
هزینه سیاسی این تصمیمها باید میان همه مراکز تصمیمگیری تقسیم شود.
به بیان دیگر، پزشکیان میکوشد مسئولیت سیاسی را از سطح دولت به سطح کل حاکمیت منتقل کند.
دومین هدف؛ پاسخ به منتقدان درون حاکمیت
بخش قابل توجهی از مصاحبه، پاسخ مستقیم یا غیرمستقیم به جریانهایی است که از سیاستهای اخیر انتقاد میکنند. پزشکیان روایت وجود شکاف میان دولت، سپاه و دستگاه دیپلماسی را رد میکند و تأکید دارد که فرماندهان نظامی نیز در تصمیمات اخیر نقش داشتهاند.
در عین حال، او منتقدان را کسانی معرفی میکند که از بیرون میدان، ادامه تقابل را مطالبه میکنند، بدون آنکه مسئولیت پیامدهای آن را بر عهده داشته باشند. این بخش از مصاحبه را میتوان تلاشی برای افزایش هزینه سیاسی مخالفت با تصمیمات اخیر دانست.
سومین هدف؛ تثبیت تصویر رهبری جدید
یکی از حساسترین بخشهای مصاحبه، روایت پزشکیان از نحوه تصمیمگیری رهبر جدید است. او تلاش میکند تصویری از رهبری ارائه دهد که ضمن داشتن جایگاه نهایی، تصمیمات مهم را در چارچوب اجماع نهادهای تصمیمگیر میپذیرد. گزارش نیز این بخش را یکی از مهمترین نکات مصاحبه ارزیابی میکند.
این روایت، صرفنظر از اینکه تا چه اندازه بازتاب واقعیت باشد، از نظر سیاسی حامل این پیام است که تصمیمات مهم کشور حاصل فرآیندی جمعی و مبتنی بر هماهنگی نهادهای اصلی معرفی شوند.
چهارمین هدف؛ بازتعریف رابطه حکومت و جامعه
پزشکیان چندین بار از نارضایتی مردم، تقسیمبندی «خودی و غیرخودی» و ضرورت بازسازی رابطه حکومت و جامعه سخن میگوید. در کنار آن، بر استفاده از مدیران متخصص، اصلاحات اقتصادی، تمرکززدایی و مشارکت بیشتر جامعه تأکید میکند.
در گزارش نیز این نکته برجسته شده است که در این روایت، «مردم» فقط موضوع مشروعیت سیاسی نیستند، بلکه بخشی از ظرفیت تابآوری و مدیریت بحران کشور محسوب میشوند.
آیا واقعاً آرایش قدرت تغییر کرده است؟
مصاحبه تصویری از انسجام در رأس تصمیمگیری ارائه میدهد، اما خود گزارش در عین حال به وجود اختلافها نیز اشاره میکند. از یک سو بر هماهنگی میان دولت، شورای عالی امنیت ملی و فرماندهان تأکید میشود و از سوی دیگر از مقاومت، مخالفتها و حملات داخلی سخن به میان میآید. بر همین اساس، نویسنده گزارش نتیجه میگیرد که اختلافها لزوماً میان دولت و رأس رسمی فرماندهی نیست، بلکه بیشتر میان مرکز تصمیمگیری و برخی جریانهای فشار خارج از آن دیده میشود.
این نکته اهمیت دارد، زیرا نشان میدهد حتی در روایت ارائهشده نیز وجود کشمکشهای سیاسی انکار نشده، بلکه محل آن متفاوت توصیف شده است.
جمعبندی
اگر این مصاحبه را تنها بهعنوان دفاع از عملکرد دولت بخوانیم، بخش مهمی از پیام آن نادیده میماند. مجموعه سخنان پزشکیان، آنگونه که در این گزارش تحلیل شده، تلاشی برای تثبیت این روایت است که تصمیمات اخیر، محصول اراده یک دولت یا یک فرد نیست، بلکه نتیجه هماهنگی مجموعهای از نهادهای اصلی حاکمیت است. همزمان، او میکوشد از سیاستهای اقتصادی، مسیر مذاکره، شیوه تصمیمگیری و ضرورت بازسازی رابطه حکومت و جامعه دفاع کند و تصویری از یک ائتلاف برای مدیریت بحران ارائه دهد.
با این حال، اینکه این روایت تا چه اندازه بازتابدهنده واقعیت ساختار قدرت باشد یا بیشتر تلاشی برای اقناع افکار عمومی و کاهش فشارهای سیاسی تلقی شود، موضوعی است که همچنان محل بحث و ارزیابی تحلیلگران خواهد بود. این پرسش، بیش از خود مصاحبه، همان نقطهای است که اهمیت سیاسی آن را شکل میدهد.