۱۴۰۵ فروردین ۹, یکشنبه

«رویای احتمالیِ یک پادشاهِ خیالی؛ خوانشی از مقاله نیویورکر درباره ایران»

 «رویای احتمالیِ یک پادشاهِ خیالی؛ خوانشی از مقاله نیویورکر درباره ایران»



رویا های یک پادشاه خیالی وواقعیت جامعه نه شاه نه شیخ 

در روزهای اخیر، مجله معتبر نیویورکر مقاله‌ای به قلم آزاده معاونی منتشر کرده است با عنوانی قابل‌تأمل: «The Distant Promise of Iran’s Would-Be King».

عنوانی که به‌خودی خود حامل یک نگاه است؛ نه یک قطعیت، بلکه یک پرسش. نه یک واقعیت تثبیت‌شده، بلکه امکانی دوردست.

ما نیز با همین نگاه به این مقاله می‌نگریم—نه برای رد شتاب‌زده، و نه برای تأیید ساده‌انگارانه؛ بلکه برای فهم دقیق‌تر آنچه در پس این پرسش نهفته است.

اصطلاح «would-be king» را نمی‌توان ساده از کنار آن گذشت. این واژه در ادبیات سیاسی به فردی اطلاق می‌شود که در پی قدرت است، اما هنوز آن را در اختیار ندارد. به بیان دیگر، حتی در نقطه آغاز، مقاله از فاصله میان «ادعا» و «واقعیت» سخن می‌گوید.

در زیرعنوان مقاله، این پرسش مطرح می‌شود که آیا شرایط منطقه‌ای و جنگ می‌تواند فرصتی برای بازگشت سلطنت فراهم کند، یا این فرصت از دست خواهد رفت. اما همین پرسش خود نشان می‌دهد که چنین امکانی نه از دل جامعه، بلکه از بیرون و در بستر بحران تعریف می‌شود.

واقعیت ایران امروز اما در جای دیگری رقم می‌خورد. جامعه‌ای که چهار دهه تجربه سرکوب، مبارزه و مقاومت را پشت سر گذاشته، مسیر خود را نه بر اساس سناریوهای بیرونی، بلکه بر پایه نیروهای واقعی درون خود تعیین می‌کند.

در این مسیر، آنچه تعیین‌کننده است، نیروی سازمان‌یافته مردم، حضور کانون‌های شورشی و قیام‌آفرینانی است که در میدان واقعی مبارزه شکل گرفته‌اند. همچنین وجود چشم‌اندازی روشن در قالب یک دولت موقت انتقالی مبتنی بر رأی مردم، نشان می‌دهد که مسیر آینده، نه بازگشت به گذشته، بلکه گذار سازمان‌یافته به حاکمیت مردم است.

از این رو، ارزش این مقاله شاید نه در پاسخ‌های قطعی آن، بلکه در همان پرسشی باشد که مطرح می‌کند—پرسشی که اگر به‌درستی خوانده شود، خود به یک پاسخ روشن منتهی می‌شود:

آینده ایران، نه در بازگشت به گذشته، بلکه در مسیرهایی شکل می‌گیرد که از دل آگاهی، تجربه و واقعیت‌های زنده جامعه امروز برمی‌خیزد.

جمع‌بندی 

از این رو، ارزش این مقاله شاید نه در پاسخ‌های قطعی آن،
بلکه در همان پرسشی باشد که مطرح می‌کند.

پرسشی که اگر به‌درستی خوانده شود، خود به یک پاسخ روشن منتهی می‌شود:

 آینده ایران، نه در بازگشت به گذشته،
بلکه در مسیرهایی شکل می‌گیرد که از دل تجربه، آگاهی و واقعیت‌های زنده جامعه امروز برمی‌خیزد.

در این مسیر، آنچه تعیین‌کننده است، نه سناریوهای بیرونی و نه نام‌های برساخته در فضای رسانه‌ای،
بلکه نیروی سازمان‌یافته مردم، حضور کانون‌های شورشی و قیام‌آفرینانی است که در میدان واقعی مبارزه شکل گرفته‌اند.

همچنین، وجود یک چشم‌انداز سیاسی مشخص در قالب یک دولت موقت انتقالی بر اساس برنامه ۱۰ ماده ای رئیس جمهور برگزیده مقاومت خانم رجوی که متکی بر رأی مردم و مبتنی بر اصول دموکراتیک باشد،
نشان می‌دهد که مسیر آینده، نه خلأ قدرت، بلکه گذار سازمان‌یافته به حاکمیت مردم است.

از همین رو، پرسش واقعی دیگر این نیست که آیا «پادشاهی بالقوه» فرصتی خواهد یافت یا نه،
بلکه این است:

 کدام نیرو، با تکیه بر مردم، سازمان‌یافتگی و برنامه روشن، توان پاسخ‌گویی به آینده ایران را دارد؟

۱۴۰۵ فروردین ۵, چهارشنبه

تاریخ تازه‌ها چرا جمهوری اسلامی ایران تسلیم نمی‌شود؟

 تاریخ تازه‌ها

چرا جمهوری اسلامی ایران تسلیم نمی‌شود؟

منتشر شده در: 


جنگ کنونی اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی ایران با حملات هوایی به اقامت‌گاه رسمی و محل کار رهبر جمهوری اسلامی که به آن «بیت رهبری» می‌گفتند، آغاز شد. فرض این بود که با حذف ناگهانیِ علی خامنه‌ای پایه‌های قدرت فروخواهد ریخت. اما چنین نشد. سرچشمۀ این پنداشت نادرست تجربۀ سقوط نظام‌های سیاسی در لیبی پس از کشته شدن معمر قذافی و در سوریه پس از فرار بشار اسد بود. گمان می‌رفت در ایران نیز مانند لیبی و سوریه هستی نظام به هستی یک فرد وابسته است.

این گمان را بعضی از مخالفان ایرانیِ جمهوری اسلامی نیز شایع کرده بودند به‌ویژه آن دسته از مخالفان که در گذشته به نوعی با جمهوری اسلامی مربوط بودند. شکی نیست که مرگ علی خامنه‌ای برای جمهوری اسلامی ضربۀ سنگینِ تاریخی بود. با این حال، پس از مرگ او و به رغم ضربه‌های سنگین دیگر، رژیم به حیات خود ادامه داد. بسیاری از تحلیلگران به ویژه تحلیل‌گران غربی از سال‌ها پیش می‌گفتند که رهبران جمهوری اسلامی ایران با توجه به تجربۀ سقوط نظام‌های سیاسی در کشورهای منطقه از جمله در ایران، نظام سیاسی خود را برای مقابله با بحران‌هایی از این دست سازماندهی کرده‌ اند تا از فروپاشی ناگهانی آن جلوگیری کنند.

جمهوری اسلامی ساختاری پیچیده و در هم تنیده‌ دارد. در این نظام، قدرت میان چندین نهاد مذهبی، سیاسی و نظامی توزیع شده است. به گفتۀ بسیاری از کارشناسان، این مدل برای حفظ رژیم و پایداری آن در شرایط بحرانی به‌ویژه پس از ناپدید شدن رهبر اصلی آن یا فرماندهان درجه اول نظامی طراحی شده است.

فهرست ترورهای هدفمندِ مقام‌های بلندپایۀ رژیم از همان آغاز جنگ چنان طولانی شد که بسیاری از ناظران خارجی حتی خود ایرانیان شگفت‌زده بودند از اینکه رژیم به حیات خود ادامه می‌دهد. در سه هفتۀ گذشته رهبر جمهوری اسلامی و مشاور او، دبیر شورای عالی امنیت ملی، فرمانده سپاه پاسداران، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، وزیر دفاع، رئیس اطلاعات نیروی انتظامی، فرمانده سازمان بسیج و بسیاری دیگر از فرماندهان نظامی کشته شدند، اما رژیم هنوز تسلیم نشده است.

در یکی دو هفتۀ اول جنگ بسیاری از ناظران غربی سقوط نزدیک رژیم را پیش‌بینی می‌کردند بی‌آنکه از توانایی آن برای سازگار شدن با بحران کنونی آگاهی داشته باشند. به نوشتۀ مجلۀ «فارین پالیسی»، جمهوری اسلامی برای گذار از بحران‌های بزرگ سازمان یافته است. چندین مرکز قدرت در آن وجود دارد که وابسته به هم و پشتیبان هم اند. هنگامی که خطر کلیت نظام را تهدید می‌کند، شبکه‌های سیاسی، مذهبی و نظامی یکدیگر را تقویت می‌کنند.

یکی از عناصر کلیدیِ پایداری رژیم در اوضاع و احوال کنونی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. وظیفۀ اصلی این سازمان که اندکی پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایجاد شد، پاسداری از نظام و تضمین بقای آن است. سپاه پاسداران اساسی‌ترین نیروی نظامی، بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی و پرنفوذترین بازیگر سیاسی در جمهوری اسلامی است. هم‌اکنون، رهبری کشور، راهبرد نظامی و مهار اوضاع داخلی، همه در دست سپاه پاسداران است.

به گفتۀ «اِلوئیز فایه»، پژوهشگر مؤسسۀ روابط بین‌الملل فرانسه و مدیر برنامۀ پژوهشی در زمینۀ بازدارندگی و اشاعه هسته‌ای، ایران دهه‌هاست خود را برای چنین وضعی آماده کرده است. سپاه پاسداران هنوز می‌تواند شبکۀ شبه‌نظامیان خود را در منطقه سازماندهی و فعال کند و به حملات خود ادامه دهد.

به گفتۀ این پژوهشگر، اهداف آمریکا و اسرائیل در این جنگ پیوسته تغییر می‌کند. ما هنوز نمی‌فهمیم اسرائیل و آمریکا به طور مشخص به دنبال چیستند. با ادامۀ جنگ، بحرانی هم در روایت سیاسی دو کشور آمریکا و اسرائیل دربارۀ این درگیری آشکار شد. اعلام زودهنگام پیروزی راه را برای یک جنگ فرسایشی هموار می‌کند. حملات شبه‌نظامیان طرفدار ایران به پایگاه‌های آمریکایی و نیروهای محلی عراق نشان‌دهندۀ وضع بسیار پیچیده‌ای است.

 در نبود یک استراتژی روشن، اعلام زودهنگام پیروزی می‌تواند در میان‌مدت آتش درگیری تازه‌ای را شعله‌ور کند. سرنوشت این جنگ به سه عامل کلیدی و تعیین کننده وابسته است: امنیت تنگۀ هرمز، پیامدهای اقتصادی جنگ در سطح جهانی و گسترش منطقه‌ای جنگ. در حال حاضر، مهار این سه عامل در دست ایران است.

سپاه پاسداران به پنج شاخه تقسیم شده است: نیروی زمینی، نیروی هوایی، نیروی دریایی، نیروی قدس و سازمان بسیج. تنها در نیروی زمینیِ سپاه ۱۶۵ هزار نظامی فعالیت می‌کنند. نیمی از اقتصاد کشور در دست سپاه است. ده در صد از نیروی سپاه در بخش اقتصاد فعال است. سازمان بسیج که یکی از وظایفش حفظ امنیت داخلی است، بیش از یک میلیون عضو دارد.

گفته می‌شود جمهوری اسلامی دوازده سیستم اطلاعاتی و امنیتی دارد که مانند نظام‌های تو در توی مافیایی کار می‌کنند. در دل هر سیستمی، سیستم دیگری تعبیه کرده‌اند. گویا علی لاریجانی تنها کسی بود که این سیستم‌های تو در تو را سازماندهی و اداره می‌کرد. او مانند دیگر رهبران درجه اول رژیم چنین روزی را پیش‌بینی کرده بود. به همین سبب، نه تنها برای فرماندهان نظامی بلکه برای خود نیز سه جانشین تعیین کرده بود. حتی خامنه‌ای هم برای خود سه جانشین در نظر گرفته بود.

به عقیدۀ بسیاری از کارشناسان، سپاه پاسداران مانند «مار آبی» (هیدرا) سرهای فراوان دارد. این سازمان در سی و یک استان کشور ریشه دوانده و در هر یک از آن‌ها به گونه‌ای مستقل و خودفرمان عمل می‌کند. تنها هدفی که شاخه‌های گوناگون آن دنبال می‌کنند، حفظ نظام به هر قیمتی است.

کارشناسان علت دیگر ایستادگیِ جمهوری اسلامی را در برابر اسرائیل و آمریکا «ناقرینگی» این جنگ می‌دانند. به رغم نفوذ گستردۀ موساد در ایران و تصویرهای دقیق ماهواره‌ای که آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها از انبارهای موشکی و پهپادی ایران و محل موشک‌اندازها و پرتابگرهای پهپاد در اختیار داشتند، در نابود کردن زرادخانۀ ایران چندان موفق نبودند.

اکنون بیشتر حملات موشکی و پهپادی ایران از پرتابگرهای پنهان در زیر زمین انجام می‌گیرد که یافتن آن‌ها با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای بسیار دشوار و نابود کردن آن‌ها دشوارتر است. به گفتۀ یک کارشناس نیروی هوایی فرانسه، ایرانیان موشک‌ها را می‌توانند از کانتینرهای سادۀ استتار شده در جای جای ایران، کشوری  با وسعت سه برابر فرانسه، یا پهپاد‌ها را از هر گاراژی، پرتاب کنند. بنابراین، پیامدهای ناقرینگی در این جنگ، آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها را غافلگیر کرده است.

۱۴۰۵ فروردین ۲, یکشنبه

ترامپ: اگر تنگه هرمز تا ۴۸ساعت باز نشود، نیروگاههای ایران هدف قرار می‌گیرند

 

ترامپ: اگر تنگه هرمز تا ۴۸ساعت باز نشود، نیروگاههای ایران هدف قرار می‌گیرند

دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا
دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، رژیم ایران را تهدید کرد که اگر تنگه هرمز ظرف ۴۸ ساعت باز نشود، نیروگاههای ایران هدف حمله قرار خواهند گرفت.

ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی خود نوشت که اگر ایران ظرف ۴۸ ساعت از این لحظه تنگه هرمز را بدون هیچ تهدیدی به‌طور کامل باز نکند، ایالات متحده نیروگاههای مختلف ایران را هدف قرار داده و آنها را نابود خواهد کرد و این اقدام از بزرگ‌ترین نیروگاه آغاز می‌شود.

خبرگزاری رویترز گزارش داده است که بزرگ‌ترین نیروگاههای ایران شامل نیروگاه دماوند در نزدیکی تهران با ظرفیت حدود دو هزار و هشتصد و شصت و هشت مگاوات، نیروگاه کرمان در جنوب شرق کشور با حدود هزار و نهصد و ده مگاوات و نیروگاه بخاری رامین در استان خوزستان با حدود هزار و هشتصد و نود مگاوات است. هم‌چنین تنها نیروگاه هسته‌یی ایران در استان بوشهر حدود هزار مگاوات برق تولید می‌کند.

تنگۀ هرمز که گذرگاه حدود یک‌پنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان است، عملاً به روی بیشتر کشتیرانی‌ها بسته شده است.

بیش از ۲۰ کشور روز شنبه اول فروردین اعلام کردند که برای تضمین عبور ایمن از تنگهٔ هرمز مشارکت خواهند کرد و اقدام ایران در «بستن» این آبراه حیاتی را محکوم کردند.


۱۴۰۵ فروردین ۱, شنبه

جنگ، ملی‌گرایی و سرکوب؛ چرا اعتراضات کم شده اما بحران عمیق‌تر شده است؟

 جنگ، ملی‌گرایی و سرکوب؛ چرا اعتراضات کم شده اما بحران عمیق‌تر شده است؟



 مقدمه

کاهش نسبی اعتراضات در ماه‌های اخیر، برخی تحلیل‌ها را به این نتیجه رسانده که حاکمیت توانسته با اتکا به ابزارهای امنیتی، جامعه را مهار کند.
اما واقعیت پیچیده‌تر از این برداشت ساده است.

آنچه امروز در ایران جریان دارد، نه «پایان اعتراض»، بلکه تعلیق موقت جامعه در شرایطی خاص است؛ تعلیقی که می‌تواند در آینده به شکل شدیدتری بروز کند.


🔴 سه ضربه‌ای که وضعیت را تغییر داد

سال ۱۴۰۴ را باید سال «جهش‌های کیفی بحران» دانست؛ سالی که در آن، ساختار قدرت با سه چالش همزمان روبه‌رو شد:

1️⃣ ضربه به امنیت

در جریان تحولات و درگیری‌های اخیر، برخی مراکز و لایه‌های حساس امنیتی هدف قرار گرفتند و یک واقعیت مهم آشکار شد:
آسیب‌پذیری در سطوح بالای ساختار امنیتی

این موضوع به افزایش بی‌اعتمادی درونی و تغییراتی در آرایش نهادهای امنیتی انجامید.


2️⃣ بحران مشروعیت

قیام دی‌ماه و به‌ویژه برخوردهای خشونت‌آمیز، شکاف میان جامعه و حاکمیت را به سطحی بی‌سابقه رساند.

 بخش‌هایی از جامعه از مرحله «نارضایتی» عبور کرده و به سمت تقابل فعال‌تر حرکت کرده‌اند.


3️⃣ بی‌ثباتی در فرماندهی

تحولات اخیر، انسجام در مرکز تصمیم‌گیری را کاهش داده و ساختار قدرت را پیچیده‌تر و چندلایه‌تر کرده است.

 نتیجه: افزایش رقابت‌های درونی و کاهش تمرکز در مدیریت کلان


 چرا اعتراضات کاهش یافته؟

کاهش اعتراضات را نمی‌توان تنها به سرکوب نسبت داد.
سه عامل همزمان در شکل‌گیری این وضعیت نقش دارند:


🔹 سرکوب (عامل سنتی)

بازداشت، فشار امنیتی و کنترل میدانی همچنان وجود دارد، اما به‌تنهایی توضیح‌دهنده وضعیت فعلی نیست.


🔹 شرایط جنگی (عامل ساختاری)

در شرایط جنگی، اولویت‌های جامعه تغییر می‌کند:

  • بقا بر اعتراض مقدم می‌شود

  • آمادگی روانی برای ریسک کاهش می‌یابد

  • مطالبات اجتماعی به‌طور موقت به تعویق می‌افتد

در نتیجه، جامعه وارد وضعیتی می‌شود که می‌توان آن را «تعلیق موقت» نامید.


🔹 ملی‌گرایی (عامل روانی–سیاسی)

در مواجهه با تهدید خارجی، شکل‌گیری نوعی حساسیت و همبستگی ملی امری طبیعی است. حتی بخش‌هایی از جامعه که نسبت به حاکمیت معترض هستند، در چنین شرایطی ممکن است اولویت را به «دفاع از کشور» بدهند و از ورود به تقابل فعال فاصله بگیرند.

این واکنش، نه ناشی از رضایت سیاسی، بلکه نتیجه تغییر موقت اولویت‌ها در شرایط بحرانی است.

با این حال، همین وضعیت می‌تواند به‌طور ناخواسته به کاهش موقت سطح اعتراضات منجر شود و جامعه را در وضعیت تعلیق نگه دارد؛ وضعیتی که در آن نارضایتی‌ها از بین نمی‌روند، بلکه به‌طور موقت به عقب رانده می‌شوند.


 نتیجه کلیدی

 کاهش اعتراضات، الزاماً نشانه تقویت قدرت حاکمیت نیست
بلکه محصول ترکیب سه عامل است:

«شرایط جنگی + همبستگی ملی + ابزارهای امنیتی = تعلیق موقت جامعه»


 یک برداشت نادرست

این تحلیل که «کنترل کامل جامعه نتیجه قدرت مطلق نهادهای امنیتی است»، نیازمند بازنگری است.

در واقع:

✔ نهادهای امنیتی ابزار کنترل هستند
✔ شرایط جنگی زمینه این کنترل را فراهم می‌کند
✔ و همبستگی ملی آن را تقویت می‌کند

 این سه عامل در کنار هم عمل می‌کنند، نه به‌صورت جداگانه


 چشم‌انداز آینده

کوتاه‌مدت:

✔ کاهش نسبی اعتراضات
✔ افزایش انسجام ظاهری

میان‌مدت:

✔ فرسایش این انسجام
✔ بازگشت تدریجی نارضایتی‌ها

بلندمدت:

 افزایش احتمال بروز اعتراضات شدیدتر با تأخیر


 جمع‌بندی

آنچه امروز دیده می‌شود، سکوت نیست؛
بلکه فشرده شدن نارضایتی در زیر سطح جامعه است.

این وضعیت نه پایدار است و نه نشانه ثبات،
بلکه مرحله‌ای از یک بحران چندلایه است که می‌تواند در آینده به شکلی گسترده‌تر بروز کند.
                                             شهرام بهزادی


وزیر خزانه‌داری آمریکا: ۱۴۰ میلیون بشکه نفت ایران وارد بازار جهانی می‌شود؛ جمهوری اسلامی سر مار تروریسم جهانی است

 وزیر خزانه‌داری آمریکا: ۱۴۰ میلیون بشکه نفت ایران وارد بازار جهانی می‌شود؛ جمهوری اسلامی سر مار تروریسم جهانی است

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری ایالات متحده گفت جمهوری اسلامی سر مار تروریسم جهانی است

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری ایالات متحده، اعلام کرد که دولت دونالد ترامپ در چارچوب سیاست‌های خود برای مدیریت بازار انرژی و فشار بر جمهوری اسلامی، مجوزی موقت برای عرضه بخشی از نفت ایران به بازارهای جهانی صادر کرده است.

بسنت در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «ایران سرِ مار تروریسم جهانی است و ما از طریق عملیات خشم حماسیِ پرزیدنت ترامپ، در این نبرد حیاتی با سرعتی بیش از حد انتظار در حال پیشروی هستیم.»

او افزود که در واکنش به حملات جمهوری اسلامی علیه زیرساخت‌های انرژی، دولت آمریکا «به استفاده از توان اقتصادی و نظامی خود ادامه خواهد داد تا جریان انرژی به جهان را به حداکثر برساند، عرضه جهانی را تقویت کند و ثبات بازار را حفظ کند.»

وزیر خزانه‌داری آمریکا اعلام کرد امروز، این وزارت «مجوزی محدود و کوتاه‌مدت صادر می‌کند که اجازه فروش نفت ایران را که هم‌اکنون بر دریا متوقف شده، می‌دهد.»

به گفته او، در حال حاضر «نفت تحریم‌شده ایران توسط چین با قیمت پایین انبار شده است» و آزادسازی موقت این منابع می‌تواند تأثیر قابل‌توجهی بر بازار داشته باشد.

بسنت گفت: «با آزادسازی این ذخایر، ایالات متحده به‌سرعت حدود ۱۴۰ میلیون بشکه نفت را وارد بازار جهانی خواهد کرد.»

او تأکید کرد که این اقدام در راستای کاهش فشارهای ناشی از اختلالات عرضه انجام می‌شود و افزود: «در واقع، ما از بشکه‌های نفت ایران علیه تهران استفاده خواهیم کرد تا قیمت‌ها را پایین نگه داریم، در حالی که عملیات خشم حماسی ادامه دارد.»

بسنت در عین حال تصریح کرد که این مجوز «کاملاً محدود» است و شامل تولید یا خرید جدید نمی‌شود.

او گفت: «این مجوز فقط شامل نفتی است که هم‌اکنون در حال انتقال است و اجازه هیچ خرید یا تولید جدیدی را نمی‌دهد.»

او همچنین افزود که جمهوری اسلامی «به سختی می‌تواند به درآمدهای حاصل از این فروش دسترسی پیدا کند» و ایالات متحده همچنان «فشار حداکثری» بر این کشور و دسترسی آن به نظام مالی جهانی را حفظ خواهد کرد.

وزیر خزانه‌داری آمریکا همچنین اعلام کرد که دولت ترامپ تاکنون تلاش کرده است «حدود ۴۴۰ میلیون بشکه نفت اضافی را به بازار جهانی وارد کند» تا توان جمهوری اسلامی برای بهره‌برداری از اختلالات در تنگه هرمز را کاهش دهد.

بسنت در پایان تأکید کرد: «برنامه انرژی‌محور رئیس‌جمهور ترامپ تولید نفت و گاز آمریکا را به سطوح بی‌سابقه رسانده و امنیت انرژی را تقویت کرده است. هرگونه اختلال کوتاه‌مدت در نهایت به دستاوردهای اقتصادی بلندمدت برای آمریکایی‌ها منجر خواهد شد، چرا که بدون امنیت، رفاهی وجود ندارد.»

صدای آمریکا

https://ir.voanews.com/a/8128465.html

۱۴۰۴ اسفند ۲۹, جمعه

حملات حملات اسراییل و آمریکا؛ پاسدار مهدی قریشی از سرکرده های هوا وفضای رژیم ،کشته شد

 حملات اسراییل و آمریکا؛ پاسدار مهدی قریشی از سرکرده های هوا وفضای رژیم ،کشته شد


پاسدار مهدی قریشی سرکرده هوا وفضا رژیم در اصفهان کشته شد


۲۹ اسفند ۱۴۰۴
ایران‌وایر


رسانه‌های ایران تایید کرده‌اند که «مهدی قریشی» از فرماندهان



 ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کشته شده است. 

طبق گزارش خبرگزاری «دفاع مقدس»، مهدی قریشی از فرماندهان نیروی هوافضای سپاه پاسداران، پنج‌شنبه ۲۸اسفند۱۴۰۴ در جریان حملات اسراییل و آمریکا به منطقه صنعتی «جی» در اصفهان، کشته شده و امروز جمعه ۲۹اسفند۱۴۰۴ پیکر او در اصفهان تشییع شده است.




اسماعیل احمدی، مسئول اطلاعات سازمان بسیج کیست که در بمباران کشته شد

 اسماعیل احمدی، مسئول اطلاعات سازمان بسیج کشته شد


اسماعیل احمدی، مسئول اطلاعات سازمان بسیج کشته شد

اسماعیل احمدی، مسئول اطلاعات سازمان بسیج و معاون غلامرضا سلیمانی، رییس این سازمان کشته شده است.

 

خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران نوشت وی همراه با «غلامرضا سلیمانی» رئیس سازمان بسیج در حمله اسرائیل کشته شده است.

 

تسنیم در یادداشت خود افزود:«او یکی از مهم‌ترین ارکان سازمان بسیج بود و مسئولیت امنیتی مهمی بر عهده داشت.»

بیشتر بدانید

ارتش اسرائيل: اعضای بسیج را در ایست‌های بازرسی، چادرها و هر مکانی که باشند شکار می‌کنیم




Gunaz.tv