از «تسلیم بیقید و شرط» تا تفاهمنامه اسلامآباد؛ برنده و بازنده واقعی چه کسانی هستند؟
نه جنگ نه مماشات راه حل سوم حمایت از مردم ومقاومت سازمان یافته
چند هفته پیش سخن از «تسلیم بیقید و شرط» بود. رسانهها از فروپاشی قریبالوقوع، تغییر موازنه قوا و پایان یک رویارویی تاریخی سخن میگفتند. اما امروز به جای تسلیم، از تفاهمنامه، مذاکرات شصتروزه، لغو احتمالی تحریمها و بستههای اقتصادی چندصد میلیارد دلاری سخن گفته میشود.
همین تغییر ناگهانی، مهمترین پرسش را پیش روی ناظران قرار میدهد:
اگر قرار بود یک طرف تسلیم شود، چرا نتیجه به مذاکره و تفاهم ختم شد؟
جنگ نظامی و نتیجه سیاسی دو چیز متفاوتاند
تاریخ بارها نشان داده است که موفقیت نظامی الزاماً به پیروزی سیاسی منجر نمیشود. ممکن است یک طرف در میدان نبرد ضربه بخورد، اما در میز مذاکره بخشی از اهداف خود را حفظ کند.
به همین دلیل، برای فهم نتیجه یک بحران نباید تنها به موشکها، هواپیماها و میدانهای نبرد نگاه کرد؛ بلکه باید دید پس از پایان درگیری، چه کسی امتیاز میگیرد و چه کسی هزینه میپردازد.
غایب بزرگ همه توافقها
در متنهای منتشرشده درباره تفاهمنامه، از نفت، تنگه هرمز، تحریمها، برنامه هستهای، امنیت منطقه و تجارت جهانی بسیار سخن گفته میشود.
اما یک غایب بزرگ وجود دارد:
مردم ایران.
نه سخنی از زندانیان سیاسی دیده میشود، نه از اعدامها، نه از آزادی احزاب، نه از حق انتخاب مردم و نه از حقوق بنیادین شهروندان.
گویی ایران فقط یک پرونده هستهای و یک مسیر انتقال انرژی است.
نفت مهمتر است یا آزادی؟
قدرتهای جهانی معمولاً بر اساس منافع خود عمل میکنند. برای آنها امنیت انرژی، ثبات بازارها، مسیرهای کشتیرانی و توازن منطقهای اهمیت حیاتی دارد.
اما برای مردم ایران، مسئله اصلی چیز دیگری است:
آزادی، حقوق بشر، عدالت، امنیت اجتماعی و حق تعیین سرنوشت.
همین فاصله است که باعث میشود بسیاری از توافقهای بینالمللی نتوانند پاسخگوی خواستههای واقعی مردم باشند.
بازندگان واقعی
در هر جنگ و هر بحران، کسانی هستند که بیشترین هزینه را میپردازند.
بلکه مردمی که خانههایشان ویران میشود، فرزندانشان را از دست میدهند، با تورم و فقر دستوپنجه نرم میکنند و در عین حال از آزادی نیز محروماند.
به همین دلیل شاید مهمترین سؤال امروز این نباشد که کدام دولت پیروز شد و کدام دولت عقب نشست.
سؤال اصلی این است:
جای مردم ایران در این معادله کجاست؟
جمعبندی
تفاهمنامهها میآیند و میروند. تحریمها وضع و لغو میشوند. جنگها آغاز و متوقف میشوند.
اما آنچه سرنوشت یک کشور را تعیین میکند، نه توافق قدرتها بلکه اراده مردم آن کشور است.
اگر مردم در مرکز راهحل قرار نگیرند، هیچ توافقی پایدار نخواهد بود؛ زیرا صلح بدون آزادی و ثبات بدون مشارکت مردم، دیر یا زود دوباره به بحران بازخواهد گشت. شهرام بهزادی











