جنگ، ملیگرایی و سرکوب؛ چرا اعتراضات کم شده اما بحران عمیقتر شده است؟

مقدمه
کاهش نسبی اعتراضات در ماههای اخیر، برخی تحلیلها را به این نتیجه رسانده که حاکمیت توانسته با اتکا به ابزارهای امنیتی، جامعه را مهار کند.
اما واقعیت پیچیدهتر از این برداشت ساده است.
آنچه امروز در ایران جریان دارد، نه «پایان اعتراض»، بلکه تعلیق موقت جامعه در شرایطی خاص است؛ تعلیقی که میتواند در آینده به شکل شدیدتری بروز کند.
🔴 سه ضربهای که وضعیت را تغییر داد
سال ۱۴۰۴ را باید سال «جهشهای کیفی بحران» دانست؛ سالی که در آن، ساختار قدرت با سه چالش همزمان روبهرو شد:
1️⃣ ضربه به امنیت
در جریان تحولات و درگیریهای اخیر، برخی مراکز و لایههای حساس امنیتی هدف قرار گرفتند و یک واقعیت مهم آشکار شد:
آسیبپذیری در سطوح بالای ساختار امنیتی
این موضوع به افزایش بیاعتمادی درونی و تغییراتی در آرایش نهادهای امنیتی انجامید.
2️⃣ بحران مشروعیت
قیام دیماه و بهویژه برخوردهای خشونتآمیز، شکاف میان جامعه و حاکمیت را به سطحی بیسابقه رساند.
بخشهایی از جامعه از مرحله «نارضایتی» عبور کرده و به سمت تقابل فعالتر حرکت کردهاند.
3️⃣ بیثباتی در فرماندهی
تحولات اخیر، انسجام در مرکز تصمیمگیری را کاهش داده و ساختار قدرت را پیچیدهتر و چندلایهتر کرده است.
نتیجه: افزایش رقابتهای درونی و کاهش تمرکز در مدیریت کلان
چرا اعتراضات کاهش یافته؟
کاهش اعتراضات را نمیتوان تنها به سرکوب نسبت داد.
سه عامل همزمان در شکلگیری این وضعیت نقش دارند:
🔹 سرکوب (عامل سنتی)
بازداشت، فشار امنیتی و کنترل میدانی همچنان وجود دارد، اما بهتنهایی توضیحدهنده وضعیت فعلی نیست.
🔹 شرایط جنگی (عامل ساختاری)
در شرایط جنگی، اولویتهای جامعه تغییر میکند:
-
بقا بر اعتراض مقدم میشود
-
آمادگی روانی برای ریسک کاهش مییابد
-
مطالبات اجتماعی بهطور موقت به تعویق میافتد
در نتیجه، جامعه وارد وضعیتی میشود که میتوان آن را «تعلیق موقت» نامید.
🔹 ملیگرایی (عامل روانی–سیاسی)
در مواجهه با تهدید خارجی، شکلگیری نوعی حساسیت و همبستگی ملی امری طبیعی است. حتی بخشهایی از جامعه که نسبت به حاکمیت معترض هستند، در چنین شرایطی ممکن است اولویت را به «دفاع از کشور» بدهند و از ورود به تقابل فعال فاصله بگیرند.
این واکنش، نه ناشی از رضایت سیاسی، بلکه نتیجه تغییر موقت اولویتها در شرایط بحرانی است.
با این حال، همین وضعیت میتواند بهطور ناخواسته به کاهش موقت سطح اعتراضات منجر شود و جامعه را در وضعیت تعلیق نگه دارد؛ وضعیتی که در آن نارضایتیها از بین نمیروند، بلکه بهطور موقت به عقب رانده میشوند.
نتیجه کلیدی
کاهش اعتراضات، الزاماً نشانه تقویت قدرت حاکمیت نیست
بلکه محصول ترکیب سه عامل است:
«شرایط جنگی + همبستگی ملی + ابزارهای امنیتی = تعلیق موقت جامعه»
یک برداشت نادرست
این تحلیل که «کنترل کامل جامعه نتیجه قدرت مطلق نهادهای امنیتی است»، نیازمند بازنگری است.
در واقع:
✔ نهادهای امنیتی ابزار کنترل هستند
✔ شرایط جنگی زمینه این کنترل را فراهم میکند
✔ و همبستگی ملی آن را تقویت میکند
این سه عامل در کنار هم عمل میکنند، نه بهصورت جداگانه
چشمانداز آینده
کوتاهمدت:
✔ کاهش نسبی اعتراضات
✔ افزایش انسجام ظاهری
میانمدت:
✔ فرسایش این انسجام
✔ بازگشت تدریجی نارضایتیها
بلندمدت:
افزایش احتمال بروز اعتراضات شدیدتر با تأخیر
جمعبندی
آنچه امروز دیده میشود، سکوت نیست؛
بلکه فشرده شدن نارضایتی در زیر سطح جامعه است.
این وضعیت نه پایدار است و نه نشانه ثبات،
بلکه مرحلهای از یک بحران چندلایه است که میتواند در آینده به شکلی گستردهتر بروز کند.
شهرام بهزادی