۱۴۰۴ بهمن ۲۸, سه‌شنبه

میراث‌خواران قدرت و بن‌بست وراثت: تاملی در سخنان سفیر لینکلن بلومفیلد

 

میراث‌خواران قدرت و بن‌بست وراثت: تاملی در سخنان سفیر لینکلن بلومفیلد

لینکلن بلومفیلد، مدیرکل پیشین وزارت‌خارجه آمریکا
لینکلن بلومفیلد، مدیرکل پیشین وزارت‌خارجه آمریکا

در جهان سیاست، گاه «سکوت» به اندازه «فریاد» واجد معناست و «روایت‌های رسمی» به همان اندازه که چیزی را بیان می‌کنند، برای پنهان کردن حقیقتی هولناک‌تر طراحی می‌شوند. سخنرانی لینکلن بلومفیلد، مدیرکل پیشین وزارت‌خارجه آمریکا، در کنفرانس ایران: چشم‌انداز تغییر، نه یک خطابه تشریفاتی، بلکه یک «آسیب‌شناسی ساختاری» از نحوه مواجهه غرب با موضوع آلترناتیو در ایران است. او با ادبیاتی صریح، پرده از استراتژی پیچیده‌ای برمی‌دارد که در آن رژیم حاکم، با بهره‌گیری از غفلت یا تغافل نخبگان غربی، در حال مهندسی افکار عمومی برای دوران پس از فروپاشی است.

 

استراتژی «دوقطبی‌سازی مصنوعی»

یکی از کلیدی‌ترین و چالش‌برانگیزترین بخش‌های سخنان بلومفیلد، اشاره به بر ساختن چهره‌هایی است که فاقد وجاهت ملی و دموکراتیک برای آینده ایران هستند. او با نگاهی منتقدانه به پیوند نامبارک ثروت‌های بادآورده و میراث‌های خانوادگی می‌تازد. بلومفیلد معتقد است که مطرح شدن هم‌‌زمان نام «مجتبی خامنه‌ای» و «رضا پهلوی» در رسانه‌های بین‌المللی، بیش از آن که محصول یک فرآیند دموکراتیک یا پایگاه اجتماعی واقعی باشد، خروجی اتاق‌های فکر رژیم برای بن‌بست‌نمایی وضعیت ایران است.

او با لحنی گزنده می‌گوید:

«چقدر باید برای مردم ایران ناامیدکننده باشد که می‌بینند موضوع جانشینی خامنه‌ای حول پسرش متمرکز شده است، در حالی که رسانه‌های خارجی حول جانشینی پسر شاه گمانه‌زنی می‌کنند. این‌ها دو مردی هستند که با ثروت غارت‌شده ملت ثروتمند شده‌اند و هیچ صلاحیتی برای رهبری کشور ندارند».

این تحلیل، به نوعی بازنمایی تکرار تاریخ در فرمی تراژیک است؛ که در آن اراده مردم در میان دو قطب «وراثت مذهبی» و «وراثت سلطنتی» محاصره می‌شود. از دیدگاه بلومفیلد، مطرح شدن این نام‌ها یک تصادف رسانه‌یی نیست، بلکه بخشی از یک «جنگ اطلاعاتی» است:

«ما نام‌های مجتبی خامنه‌ای و رضا پهلوی را می‌شنویم، زیرا رژیم می‌خواهد مردم ایران و غرب این نام‌ها را بشنوند».

 

فریب بزرگ: از اصلاح‌پذیری تا جانشینی

بلومفیلد استدلال می‌کند که تهران با موفقیت توانسته است غرب را در دالان‌های تاریک «توهم اصلاح‌پذیری» سرگردان کند. او بر این باور است که اگر ابعاد واقعی جنایات رژیم، به‌ویژه در دهه ۶۰ و قتل‌عام سال ۱۳۶۷، برای سیاست‌گذاران غربی روشن می‌شد، هر گونه مذاکره یا لغو تحریم به‌مثابه همدستی در جرم تلقی می‌گشت. او با اشاره به پرونده‌های تروریستی در قلب اروپا، از «میکونوس» تا طرح بمب‌گذاری در پاریس، تأکید می‌کند که رژیم ایران از طریق ایجاد ارعاب و همزمان ارائه روایت‌های دروغین، توانسته است توجه جهانی را از «تغییر بنیادین» به سمت «مدیریت هسته‌ای» منحرف کند.

او در بخشی از سخنانش به موضوع جانشینی و خلأ قدرت پس از مرگ رئیسی اشاره کرده و بار دیگر بر طبل نقد وراثت می‌کوبد. از نظر او، ترویج نام رضا پهلوی در کنار مجتبی خامنه‌ای، تلاشی است برای القای این حس که تنها گزینه‌های موجود، بازگشت به گذشته یا تداوم وضع موجود در قالبی فردی است؛ هر دو گزینه‌یی که فاقد «اصالت سیاسی» و «دسترنج شخصی» هستند.

 

آلترناتیو دموکراتیک و ضرورت شفافیت

بلومفیلد در مقابل این دوقطبی، به جریانی اشاره می‌کند که به‌دلیل ارائه تفسیری آزادیخواهانه از مذهب و ایستادگی بر اصول دموکراتیک، همواره هدف اصلی حذف و سرکوب بوده است. او با ستایش از پایداری اعضای مقاومت و برنامه ۱۰ماده‌ای مریم رجوی، تأکید می‌کند که ترس اصلی رژیم نه از «نام‌های موروثی»، بلکه از جریانی است که توانسته است «عاملیت انسانی» و «برابری جنسیتی» را در بطن یک جامعه مسلمان تعریف کند.

 

بازنگری اخلاقی در سیاست خارجی

سخن نهایی بلومفیلد، دعوت به یک «بازنگری اخلاقی» در سیاست خارجی است. او بر این باور است که هر چه نورافکن‌ها بر حقایق مکتوم تاریخ معاصر ایران بیشتر بتابند، سناریوهای «جانشینی موروثی» رنگ خواهند باخت. برای عبور از این بن‌بست، باید از روایت‌هایی که رژیم به خورد جهان می‌دهد فراتر رفت. تنها در این صورت است که مردم ایران می‌توانند فارغ از سایه سنگین «پسران قدرت»، سرنوشت خود را در فضایی دموکراتیک

  رقم بزنند.

بیشتر بخوانید از منبع

https://article.mojahedin.org/i/%D9%

 


کالبدشکافی راه سوم؛ چرا دموکراسی در ایران محصول مماشات یا جنگ نیست؟

 

کالبدشکافی راه سوم؛ چرا دموکراسی در ایران محصول مماشات یا جنگ نیست؟

راه سوم
راه سوم

در حالی که دهه‌هاست جغرافیای سیاسی ایران میان دوگانه‌ٔ کاذب «جنگ خارجی» و «مماشات دیپلماتیک» گرفتار شده، تحولات اخیر و قیامهای پی‌درپی، ضرورت بازخوانی یک «راه سوم» را پیش رو نهاده است. اکنون که حتی حامیان سنتی اصلاحات ساختاری به بن‌بست تاریخی این مسیر اعتراف کرده‌اند، پرسش‌هایی بنیادین در کانون تحلیل‌های سیاسی قرار گرفته است: چرا استراتژی تغییر از درون به شکستی محتوم انجامید؟ نقش سیاست مماشات در تثبیت ارگان‌های سرکوب چیست؟ و چرا در فضای پس از لیست‌گذاری تروریستی سپاه، به‌رسمیت شناختن حق نبرد جوانان شورشگر، نه یک گزاره‌ٔ حقوقی، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای استقرار دموکراسی است؟

 

فروپاشی پارادایم اصلاح‌طلبی و ظهور واقعیت قیام

برای سالیان متمادی، بدنه‌ٔ وسیعی از تکنوکرات‌ها و جریان‌های موسوم به اصلاح‌طلب، بقای سیستم را به وعده‌ٔ تغییرات تدریجی گره زده بودند. اما امروز، اعتراف صریح این جریان‌ها به بن‌بست اصلاحات، بیش از آن که یک موضع‌گیری سیاسی باشد، یک «بیانیه‌ٔ ورشکستگی تاریخی» است.

قیام دی‌ماه ۱۴۰۴، پاسخی هستی‌شناختی به معمای تغییر در ایران بود. این خیزش نشان داد که به‌رغم سرکوب عریان و سیستماتیک، پتانسیل شکل‌گیری یک «قیام انبوه» در هم‌افزایی با یک «نیروی سازمان‌یافته» نه تنها ممکن، بلکه تنها متغیر تعیین‌کننده است. در واقع، قیام دی‌ماه نقطه‌ٔ پایان بر اسطوره‌ٔ «ثبات پایدار استبداد» بود و ثابت کرد که سازمان‌یافتگی می‌تواند از سد ارعاب پلیسی عبور کند.

 

خسارت‌های راهبردی سیاست مماشات

سیاست مماشات(Appeasement) که دهه‌ها از سوی دولت‌های غربی دنبال شد، همواره به‌مثابه سدی در برابر اراده‌ٔ تغییر عمل کرده است. نگاهی به ۲دهه‌ٔ گذشته فاش می‌کند که چگونه این سیاست، به قیمت سرکوب آلترناتیو مشروع، راه را برای فاشیسم دینی هموار کرد.

برچسب‌های تروریستی بر مجاهدین در دهه‌های گذشته -که صرفاً با هدف جلب رضایت رژیم ایران انجام شد- و بمباران مراکز ارتش آزادی‌بخش در سال ۲۰۰۳، نمونه‌هایی از خطاهای فاحش استراتژیک است. در حالی که آن نیروی آماده می‌توانست سدی بزرگ در برابر دست‌اندازی‌های منطقه‌یی رژیم و عاملی برای سرنگونی فاشیسم دینی باشد، خلع‌سلاح آن نیرو، بزرگ‌ترین هدیه‌ٔ تاریخی به سپاه پاسداران بود. این تجربه ثابت کرد که هر گونه تلاش برای مدیریت استبداد دینی از طریق امتیاز دادن، تنها به جری‌تر شدن ارگان‌های سرکوب می‌انجامد.

 

جنگ خارجی یا قیام سازمان‌یافته؛ رد گزینه‌های غیردموکراتیک

تجربیات تلخ دهه‌های اخیر در خاورمیانه به‌خوبی نشان داده است که دخالت نظامی خارجی نه تنها قادر به تأسیس یک نظام دموکراتیک نیست، بلکه اغلب به ویرانی زیرساخت‌های ملی و برآمدن هرج‌ومرج منجر می‌شود. از سوی دیگر، مماشات نیز عملاً به بازتولید فاشیسم کمک می‌کند.

بنابراین، «راه سوم» که بیش از ۲دهه پیش از جانب مریم رجوی در پارلمان اروپا مطرح شد، امروز به تنها گزینه‌ٔ واقع‌بینانه بدل شده است: سرنگونی رژیم به دست مردم و مقاومت سازمان‌یافته. این مسیر، از یک‌سو بر عاملیت(Agency) مردم ایران تأکید دارد و از سوی دیگر بر ضرورت وجود آلترناتیو دموکراتیک انگشت می‌گذارد که مانع از فروپاشی شیرازه‌ٔ کشور پس از سقوط شود.

 

گذار از لیست‌گذاری به مشروعیت دفاع مشروع

نامگذاری تروریستی سپاه پاسداران، گامی ضروری اما متأخر در جهت گسست از سیاست مماشات بود. با این حال، لیست‌گذاری به تنهایی پایان کار نیست. اکنون که هویت تروریستی بازوی اصلی سرکوب توسط جامعهٔ جهانی پذیرفته شده است، گام منطقی بعدی، به‌رسمیت شناختن «نبرد مشروع» مردم ایران است.

مقاومت سازمان‌یافته و جوانان شورشگر، در میدان عمل با نیرویی روبه‌رو هستند که اکنون به‌طور رسمی «تروریست» شناخته می‌شود. لذا، تقابل این جوانان با سپاه، دیگر نه یک آشوب، بلکه نبردی برای آزادی و دفاع از حقوق مشروع و بنیادین بشر است. به‌رسمیت شناختن بین‌المللی این نبرد، به‌معنای مشروعیت بخشیدن به اراده‌ٔ ملتی است که می‌خواهد سرنوشت خود را بدون دخالت خارجی و بدون استیصال داخلی رقم بزند.

 

مقاومت سازمان‌یافته

بحران ایران نه از طریق صندوق‌های رأی مهندسی‌شده حل می‌شود و نه از طریق موشک‌های خارجی. حل مسأله‌ٔ ایران در گرو پیوند میان «حقانیت مقاومت» با «قدرت سازمان‌یافته» است.

 

بیشتر بخوانید:

سخنرانی مریم رجوی در گردهمایی بزرگ ایرانیان در برلین در سالگرد انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران

 

لیست‌گذاری سپاه، انسجام سیستم را درهم‌شکسته و اکنون نوبت به آن رسیده است که جهان، نبرد جوانان شورشگر را به‌عنوان ابزار جراحی زخم استبداد به‌رسمیت بشناسد. ایران آینده، نه از دل مماشات‌های پنهانی، بلکه از بطن این مقاومت سازمان‌یافته متولد خواهد شد؛ ایرانی که در آن، صلح و آرامش منطقه‌یی محصول یک دموکراسی ریشه‌دار و حاصل از اراده‌ٔ مردم است، نه محصول توافق‌های موقت با یک رژیم بحران‌زیست.

 بیشتر بدانید 

https://article.mojahedin.org/i/%DA%A9%

مصاحبه ونقطه نظرات جدید علی جوانمردی مشاور وناظر بر برنامه های فارسی وکردی وافغانی صدای آمریکا

مصاحبه ونقطه نظرات جدید  علی جوانمردی مسئول وناظر بر برذنامه های فارسی وکردی وافغانی صدای آمریکا



 

۱۴۰۴ بهمن ۲۱, سه‌شنبه

گزارش «سان» درباره غیبت بی‌سابقه خامنه‌ای و واگذاری اداره بیت به مسعود خامنه‌ای

گزارش «سان» درباره غیبت بی‌سابقه خامنه‌ای و واگذاری اداره بیت به مسعود خامنه‌ای

خامنه ای ومسعود خامنه ای که در غیاب خامنه ای اداره بیت وحکومت را در دست دارد

روزنامۀ انگلیسی سان گزارش داده است که علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، همزمان با تشدید تنش‌ها با آمریکا از انظار عمومی کنار رفته و بنا بر این گزارش، ادارۀ امور روزمرۀ بیت رهبری را به پسرش، مسعود خامنه‌ای، سپرده است. این اقدام با غیبت بی‌سابقۀ رهبر جمهوری اسلامی در یک مراسم نمادین نظامی همراه شده و به گمانه‌زنی‌های امنیتی گسترده دامن زده است. 

روزنامۀ انگلیسی سان در گزارشی نوشته است که علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، برای نخستین‌بار پس از دهه‌ها از حضور در یک مراسم مهم و نمادین نظامی خودداری کرده است. بر اساس این گزارش، رهبر جمهوری اسلامی روز یکشنبه در نشست سالانۀ فرماندهان نیروی هوایی ارتش ایران حضور نیافت. این مراسم هر سال به مناسبت هشتم فوریه برگزار می‌شود و یادآور بیعت گروهی از افسران نیروی هوایی با روح‌الله خمینی در سال ۱۹۷۹ است. به‌نوشتۀ سان، علی خامنه‌ای از زمان رسیدن به مقام رهبری در سال ۱۹۸۹، همواره در این مراسم شرکت کرده بود، حتی در دوران جنگ و همه‌گیری کرونا.

در غیاب او، حسن خمینی، نوه بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، در این مراسم حاضر شد. به‌گزارش سان، تاکنون هیچ توضیح رسمی درباره غیبت رهبر جمهوری اسلامی ارائه نشده است.

این روزنامه می‌نویسد که شکسته‌شدن این سنت دیرینه، در فضای تشدید تنش‌های منطقه‌ای، موجب طرح گمانه‌زنی‌هایی درباره وضعیت امنیتی علی خامنه‌ای شده است. به‌نوشتۀ سان، برخی گزارش‌ها حاکی از آنند که رهبر جمهوری اسلامی به یک پناهگاه فوق‌امنیتی در زیر تهران منتقل شده که گفته می‌شود از طریق شبکه‌ای از تونل‌ها به مراکز حساس متصل است. بر پایه این گزارش‌ها، مقام‌های ارشد نظامی ایران نسبت به احتمال حملۀ نظامی آمریکا هشدار داده‌اند.

سان همچنین به گمانه‌هایی اشاره می‌کند مبنی بر اینکه نگرانی از نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی خارجی به سطوح بالای حاکمیت ایران، بر تدابیر امنیتی پیرامون رهبر جمهوری اسلامی افزوده است.

در بخش دیگری از این گزارش آمده است که علی خامنه‌ای اداره امور روزمره جمهوری اسلامی را به پسر خود، مسعود خامنه‌ای، واگذار کرده است. به‌نوشتۀ سان، این چهرۀ ۵۳ ساله اکنون مدیریت دفتر رهبری را بر عهده دارد و به کانال اصلی ارتباطی با قوه مجریه تبدیل شده است.

به‌گزارش سان، این تحولات همزمان با افزایش فشار نظامی آمریکا بر ایران رخ می‌دهد. پس از آنکه مذاکرات اخیر آمریکا و ایران در عمان زودتر از انتظار پایان یافت، دولت دونالد ترامپ حضور نظامی خود در خاورمیانه را تقویت کرده و یک ناوگان بزرگ دریایی، از جمله ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن، را در حالت آماده‌باش قرار داده است.

این روزنامه می‌نویسد که رهبر جمهوری اسلامی درخواست آمریکا برای توقف غنی‌سازی اورانیوم را رد کرده و تهران اعلام کرده است که تنها حاضر به مذاکره درباره پرونده هسته‌ای است. در مقابل، به‌گزارش سان، دونالد ترامپ خواهان گسترش دامنه مذاکرات به برنامه موشکی ایران و سرکوب اعتراضات داخلی است که تلفات گسترده‌ای برجای گذاشته است.

سان همچنین به تهدیدهای اخیر رئیس‌جمهوری آمریکا اشاره می‌کند که هشدار داده است در صورت عدم دستیابی به توافق هسته‌ای، ایران با «پیامدهای سنگین» روبرو خواهد شد. با این حال، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، گفته است که استقرار نظامی آمریکا در منطقه «تهران را نمی‌ترساند».

روزنامۀ سان در پایان گزارش خود به شهادت‌های منتشرشده از داخل ایران درباره شدت سرکوب اعتراضات اشاره کرده و نوشته است که برخی شهروندان ایرانی هشدار داده‌اند که جامعه جهانی هنوز «عمق فاجعه انسانی» سرکوب معترضان توسط حکومت اسلامی را به‌درستی درک نکرده است.

۱۴۰۴ بهمن ۲۰, دوشنبه

در اکسپرس، مانوئل والس نخست وزیر پیشین فرانسه می‌نویسد که ایرانیان «خیزش اخیر خود را به بهای خون می‌پردازند».

 در اکسپرس، مانوئل والس نخست وزیر پیشین فرانسه می‌نویسد که ایرانیان «خیزش اخیر خود را به بهای خون می‌پردازند».


مانوئل والس نخست وزیر پیشین فرانسه

در مقالۀ خود در اکسپرس، مانوئل والس به وضعیت داخلی ایران می‌پردازد و می‌نویسد که ایرانیان «خیزش اخیر خود را به بهای خون می‌پردازند». او از تصاویر و گزارش‌هایی هولناکی سخن می‌گوید که از کشتاری بی‌سابقه حکایت دارند: شلیک مستقیم تک‌ تیراندازان به معترضان در ده‌ها شهر، یورش نیروهای مسلح به بیمارستان‌ها برای جلوگیری از درمان زخمی‌ها، زدن تیرخلاص به مجروحان و حمله به پزشکان و کادر درمان در سراسر ایران. والس می‌نویسد که در یک بازۀ بسیار کوتاه، شمار قربانیان به ده‌ها هزار نفر رسیده و سرکوب اخیر «فراتر از هر آنچه تصور می‌شد، رفته است.»

مانوئل والس نتیجه می‌گیرد که اگر هدف، ثبات خاورمیانه و امنیت جهانی است، صرف مهار یا مذاکره با جمهوری اسلامی کافی نیست. به‌گفتۀ او، جمهوری اسلامی از هر دور مذاکره تنها برای خرید زمان استفاده کرده و بقای خود را بر «تردیدها، عقب‌نشینی‌ها و ناتوانی غرب در نامیدن دشمن» بنا کرده است.

او تأکید می‌کند که سقوط جمهوری اسلامی -هرچند دشوار، پرخطر و همراه با واکنش روسیه و چین است -  باید به‌عنوان یک هدف راهبردی پذیرفته شود. والس می‌افزاید که تضعیف کنونی این رژیم، نتیجۀ مستقیم جنگ اخیر و فشارهای همزمان اسرائیل و ایالات متحد آمریکا است و سقوط آن می‌تواند «ضربه‌ای مهلک به کل پروژه اسلام‌گرایی» وارد کند.

او همچنین از قرار گرفتن دیرهنگام اما «ضروری» سپاه پاسداران در فهرست سازمان‌های تروریستی اتحادیۀ اروپا استقبال می‌کند، اما آن را تنها «گامی نخست» می‌داند و خواستار افزایش فشار همه‌جانبه بر تهران می‌شود. به‌ گفتۀ مانوئل والس، پایان جمهوری اسلامی صرفاً به معنای تغییر یک رژیم نیست، بلکه شوک ژئوپلیتیکی و ایدئولوژیکی بزرگی برای خاورمیانه و جهان خواهد بود : شوکی که می‌تواند موازنۀ قدرت را به زیان اسلام‌گرایی و به سود دموکراسی‌ها تغییر دهد.

او هشدار می‌دهد که فرانسه و اروپا در برابر «لحظه‌ای تاریخی» قرار دارند و تاریخ از آن‌ها نخواهد پرسید که آیا واژگان دیپلماتیک متعادلی به کار برده‌اند یا نه، بلکه خواهد پرسید آیا واقعیت جهان را دیده و درک کرده‌اند یا نه : واقعیتی که به‌نوشتۀ او نشان می‌دهد آنچه امروز در ایران، اسرائیل و خاورمیانه می‌گذرد، مستقیماً آینده امنیت، انسجام اجتماعی و دموکراسی‌های اروپایی را رقم می‌زند.

مطلب کامل را در لینک های زیر بخوانید 

https://www.rfi.fr/fa/%D ار اف ای فرانسه 

۱۴۰۴ بهمن ۱۹, یکشنبه

6 خواسته نتانیاهو درباره ایران در دیدار با ترامپ

6 خواسته نتانیاهو درباره ایران در دیدار با ترامپ



در حالی که انتظار می‌رود دور دوم گفت‌وگوهای هسته‌ای ایران و آمریکا به‌زودی انجام شود، منابع اسرائیلی از مطالبات بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، پرده برداشتند.

به گزارش شبکه 14 اسرائیل، این منابع اعلام کردند، نتانیاهو بر 6 خواسته در این مذاکرات پافشاری کرده و آن‌ها را به طرف آمریکایی منتقل کرده است که عبارت‌اند از: لغو کامل برنامه هسته‌ای، صفر شدن توان غنی‌سازی، خروج تمامی اورانیوم غنی‌شده از داخل ایران، محدود شدن برد موشک‌های بالستیک به 300 کیلومتر، برچیدن کامل شبکه نیروهای نیابتی وابسته به تهران در منطقه، نظارت کامل و بلندمدت بر هرگونه توافق آینده.

انتقادات عراقچی

این در حالی است که دفتر نتانیاهو روز گذشته، شنبه، اعلام کرد: «ضروری است هرگونه مذاکرات میان آمریکا و ایران شامل محدودسازی موشک‌های بالستیک و توقف حمایت از محور ایرانی باشد»، که اشاره‌ای به گروه‌های مسلح مورد حمایت تهران در منطقه است.

در مقابل، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، روز گذشته به اسرائیل را به آنچه «دکترین سلطه‌طلبی» این رژیم خواند، متهم کرد.

او گفت، اسرائیل به خود اجازه می‌دهد که زرادخانه نظامی خودش را گسترش دهد اما همزمان بر کشورهای دیگر منطقه برای خلع سلاح فشار وارد کند.

عراقچی به همراه دیگر مقام‌های ایرانی، تأکید کرده بود که توانمندی‌های دفاعی ایران قابل مذاکره نیست.

نتانیاهو قرار است چهارشنبه آینده در واشینگتن با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، دیدار کند تا درباره موضوع مذاکرات با ایران گفت‌وگو کنند.

۱۴۰۴ بهمن ۱۸, شنبه

حضور و تجمع پرشور هموطنان و ایرانیان آزاده در میدان براندنبورگ برای برگزاری تظاهرات ایران آزاد

 

حضور و تجمع پرشور هموطنان و ایرانیان آزاده در میدان براندنبورگ برای برگزاری تظاهرات ایران آزاد

طنین فریاد آزادی در قلب اروپا؛ تشریح صحنه‌های با شکوه از تظاهرات عظیم برلین
طنین فریاد آزادی در قلب اروپا؛ تشریح صحنه‌های با شکوه از تظاهرات عظیم برلین

طنین فریاد آزادی در قلب اروپا؛ تشریح صحنه‌های با شکوه از تظاهرات عظیم برلین

برلین – صحنه‌هایی از تجمع و حضور دهها هزار تن از ایرانیان آزاده و هواداران سازمان مجاهدین خلق ، صحنه‌ای از اقتدار و همبستگی ملی برای سرنگونی دیکتاتوری است. این تجمع که با وجود تمامی مشکلات (از جمله سرمای زیر صفر برلین، لغو پروازها و قطارها که پیش‌تر در گزارشهای ویدئویی یاران شورشگر از کشورهای مختلف دیده شد) شکل گرفته، اکنون به کانون توجه رسانه‌های بین‌المللی تبدیل شده است.

توصیف صحنه جمعیت و نمادهای مقاومت:

 پرچم‌های شیر و خورشید در نخستین نگاه موجی از غرور ملی را به نمایش می‌گذارد.

پلاکاردها و بنرهای سراسری: در جای‌جای میدان، بنرهای عظیمی با تصاویر رهبری مقاومت، برادر مجاهد مسعود رجوی و رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت مریم رجوی، دیده می‌شود. بر روی پلاکاردها شعارهایی با مضامین «نه شاه نه شیخ»، «شورشیان پیروزی می‌سازند» و «حمایت از قیام دیماه ۱۴۰۴» به زبانهای فارسی، آلمانی و انگلیسی نقش بسته است.

جمعیت در خیابانهای منتهی به میدان اصلی لبریز شده است. آنها از دورترین نقاط اروپا خود را به برلین رسانده‌اند. حضور پررنگ زنان و جوانان با لباس‌های متحدالشکل و بازوبندهای زرد، نظم و دیسیپلین یاران مقاومت را به نشان میدهد.

 در بخشی از میدان، پلاکاردهای بزرگی حاوی تصاویر شهیدان قیام اخیر ایران و بنرهایی در محکومیت جنایات رژیم آخوندی نصب شده که مورد توجه عابران و خبرنگاران قرار گرفته است.

اتحاد در شعار و عمل:

طنین شعارهای «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر» که پیش از این توسط یاران شورشگر در مسیر کشتی و قطار فریاد زده می‌شد، اکنون در فضای برلین با قدرت هزاران برابر تکرار می‌شود. این صدای واقعی مردم ایران در قلب اروپا است.

https://news.mojahedin.org/i/%D8%B7%D9%86%DB%8C