۱۴۰۴ اسفند ۱, جمعه

اف‌بی‌آی «سه ایرانی» را به اتهام سرقت برخی اسرار گوگل و انتقال به ایران بازداشت کرد

اف‌بی‌آی «سه ایرانی» را به اتهام سرقت برخی اسرار گوگل و انتقال به ایران بازداشت کرد

 


پلیس فدرال ایالات متحده، اف‌بی‌آی، اعلام کرد سه مهندس سیلیکون‌ولی را به اتهام توطئه برای «سرقت اسرار تجاری مرتبط با امنیت پردازنده و فناوری‌های رمزنگاری از گوگل» و دیگر شرکت‌های بزرگ فناوری، انتقال آن به دیگر کشورها ازجمله ایران و «اخلال در اجرای عدالت» بازداشت کرده است.

بر اساس بیانیهٔ اف‌بی‌آی، سمانه قندالی ۴۱ ساله، محمدجواد خسروی معروف به محمد خسروی، ۴۰ ساله، و سرور قندالی ۳۲ ساله، هر سه ساکن سن‌خوزه ایالت کالیفرنیا، روز پنجشنبه ۳۰ بهمن برای تفهیم اتهام در یک دادگاه فدرال در سن‌خوزه حاضر شدند.

اف‌بی‌آی در بیانیه‌اش به ملیت و تابعیت این سه نفر اشاره نکرده اما برخی رسانه‌ها از جمله بلومبرگ گزارش داده‌اند که هر سه «اتباع ایرانی» هستند.

این افراد متهم شده‌اند که از موقعیت کاری خود در شرکت‌های فناوری برای دسترسی به اطلاعات محرمانه و حساس استفاده کرده‌اند، سپس اسناد محرمانه و حساس، ازجمله اسرار تجاری مرتبط با امنیت پردازنده و رمزنگاری و دیگر فناوری‌ها، را از گوگل و سایر شرکت‌های فناوری به مکان‌های شخصی و اشخاص ثالث غیرمجاز منتقل کرده‌اند.

آن‌ها متهم هستند که اسرار یادشده را به کامپیوترهای مرتبط با کارفرمایان یکدیگر و نیز به ایران منتقل کرده‌اند.

طبق کیفرخواستی که روز پنجشنبه تسلیم دادگاه فدرال ناحیهٔ سن‌خوزه شد، متهمان در شرکت‌های پیشرو فناوری در حوزهٔ پردازنده‌های رایانه‌ای موبایل کار می‌کردند.

سمانهٔ قندالی و سرور قندالی که خواهر هستند، پیش از رفتن به یک شرکت فناوری دیگر که در کیفرخواست با نام «شرکت ۳» به آن اشاره شده، در گوگل کار می‌کردند و خسروی که همسر سمانهٔ قندالی است، در یک شرکت فناوری که «شرکت ۲» نام‌گذاری شده، شاغل بود.



کریگ اچ. میساکیان، دادستان ایالات متحده، گفت: «متهمان از موقعیت خود سوءاستفاده کردند تا اسرار تجاری محرمانه را از کارفرمایان‌شان بدزدند. دفتر ما همچنان در خط مقدم حفاظت از نوآوری آمریکایی خواهد بود و افرادی را که فناوری‌های پیشرفته و حساس را برای منافع نامشروع یا به نفع کشورهایی که خیر ما را نمی‌خواهند می‌ربایند، با جدیت تحت پیگرد قرار خواهد داد».

سنجای ویرمانی، مأمور ویژه در اف‌بی‌آی، گفت: «اقدامات اشاره شده در این کیفرخواست نشان‌دهندهٔ خیانتی حساب‌شده به اعتماد از سوی افرادی است که متهم‌اند اسرار تجاری را از همان شرکت‌های فناوری‌ای ربوده‌اند که آن‌ها را استخدام کرده بودند».

او افزود: «شیوهٔ انتقال داده‌های محرمانه توسط متهمان شامل اقدامات عامدانه برای رد گم کردن و پنهان کردن هویت‌شان بوده است».

بر اساس کیفرخواست ارائه شده، سمانهٔ قندالی هنگامی که در گوگل شاغل بود، صدها فایل، ازجمله اسرار تجاری گوگل، را به یک پلتفرم ارتباطی شخص ثالث منتقل کرد، مشخصاً به حساب‌هایی با نام کوچک هر یک از متهمان.

سرور قندالی همچنین در زمان اشتغال در گوگل، تعداد زیادی از فایل‌های این شرکت از جمله اسرار تجاری را به همین حساب‌ها منتقل کرده است. این اسرار تجاری بعداً روی دستگاه‌های شخصی مختلف و نیز دستگاه کاری خسروی در شرکت ۲، و همچنین دستگاه کاری سرور قندالی در شرکت ۳ کپی شدند.

طبق این کیفرخواست، متهمان برای پنهان کردن فعالیت‌هایشان دست به این اقدامات زدند:

·        ارائهٔ اظهارنامه‌های امضاشدهٔ دروغین به شرکت‌های فناوری قربانی دربارهٔ رفتار خود و اسرار تجاری مسروقه؛

·        نابود کردن فایل‌های خارج‌سازی‌شده و سایر سوابق از روی دستگاه‌های الکترونیکی؛

·        و پنهان کردن روش‌های خارج‌سازی برای جلوگیری از شناسایی توسط شرکت‌های فناوری قربانی (برای نمونه، به‌جای خارج کردن کامل اسناد از طریق پلتفرم ارتباطی شخص ثالث، از صفحهٔ نمایش حاوی محتوای اسناد به‌صورت دستی عکس می‌گرفتند).

این کیفرخواست می‌افزاید پس از آن‌که سامانه‌های امنیت داخلی گوگل فعالیت سمانه قندالی را شناسایی کرد و در اوت ۲۰۲۳ دسترسی‌اش به منابع این شرکت قطع شد، او اظهارنامه‌ای امضا کرد که ادعا می‌کرد اطلاعات محرمانهٔ گوگل را با هیچ‌کس در خارج از شرکت به اشتراک نگذاشته است.

سپس او و خسروی برای حذف مسیرهای ارتباطات و سایر داده‌ها شروع به جست‌وجو و بازدید از برخی وب‌سایت‌ها کردند؛ ازجمله به‌دنبال پاسخ به این پرسش بودند که یک اپراتور تلفن همراه چه مدت «پیام‌ها برای پرینت جهت ارائه به دادگاه» را نگه می‌دارد.

در این کیفرخواست آمده است: زوج یادشده همچنان به اسرار تجاری گوگل که روی دستگاه‌های شخصی‌شان ذخیره شده بود، دسترسی داشتند و طی چند ماه، به‌صورت دستی از صدها صفحهٔ نمایش رایانه که شامل اطلاعات محرمانهٔ گوگل و شرکت ۲ بود عکس می‌گرفتند.

در این کیفرخواست آمده است: ‌شب قبل از سفر سمانه قندالی و خسروی به ایران در دسامبر ۲۰۲۳، سمانه با تلفن همراه خود حدود ۲۴ عکس به‌صورت دستی از صفحه‌نمایش کامیپوتر کاری خسروی گرفت که حاوی اطلاعات اسرار تجاری شرکت ۲ بود. در زمان حضور در ایران، یک دستگاه شخصی مرتبط با سمانه قندالی به این عکس‌ها دسترسی پیدا کرد و خسروی نیز به سایر اطلاعات اسرار تجاری شرکت ۲ دسترسی یافت.

اف‌بی‌آی در سایت خود گزارش داده که متهمان قرار است بار دیگر روز جمعه اول اسفند در دادگاه سن‌خوزه نزد قاضی سوزان ون‌کولن حاضر شوند تا وکیل معرفی کنند.

در صورتی که اتهام‌های مطرح‌شده در دادگاه اثبات شوند، هر یک از متهمان به اتهام «توطئه برای سرقت اسرار تجاری» و «سرقت و اقدام به سرقت اسرار تجاری» به حداکثر ۱۰ سال زندان و ۲۵۰ هزار دلار جریمه محکوم خواهند شد.

برای اتهام «اخلال در جریان رسیدگی‌های رسمی» نیز با حداکثر ۲۰ سال زندان و ۲۵۰ هزار دلار جریمه روبه‌رو می‌شوند.

۰۱/اسفند/۱۴۰۴

در همین زمینه

·       

پشت‌پردهٔ حذف «تیک آبی» حساب‌های مقام‌های ایران

 

·       

نقش چین در کمک به سرکوب اعتراض‌های سراسری در ایران


۱۴۰۴ بهمن ۳۰, پنجشنبه

جنگ نظامی یا جنگ روانی ؟ کدام؟ شماره ۳ واکنش احتمالی ایران در صورت حمله محدود چه خواهد بود؟

جنگ نظامی یا جنگ روانی ؟ کدام؟ شماره ۳ واکنش احتمالی ایران در صورت حمله محدود چه خواهد بود؟


اگر آمریکا حمله محدود انجام دهد، ایران معمولاً چند گزینه دارد:


 گزینه A: پاسخ محدود و نمادین

  • حمله متقابل کنترل‌شده

  • نمایش قدرت بدون گسترش جنگ

  • سپس بازگشت به مسیر دیپلماسی

این مدل در گذشته دیده شده است.


 گزینه B: فشار منطقه‌ای غیرمستقیم

  • فعال شدن بازیگران همسو در منطقه

  • حملات پراکنده به پایگاه‌ها یا خطوط کشتیرانی

  • افزایش هزینه بدون ورود به جنگ رسمی


 گزینه C: تشدید مستقیم

  • حمله مستقیم گسترده

  • بستن مسیرهای استراتژیک

  • ورود به درگیری وسیع

این سناریو پرریسک است و معمولاً آخرین گزینه محسوب می‌شود.


 تحلیل واقع‌گرایانه

اکنون چند عامل بازدارنده مهم وجود دارد:

  • اقتصاد جهانی شکننده است

  • انتخابات و فضای داخلی آمریکا حساس است

  • ایران هم درگیر فشار اقتصادی است

  • قدرت‌های بزرگ دیگر مایل به بی‌ثباتی شدید نیستند

بنابراین:

 محتمل‌ترین مسیر، تنش بالا + دیپلماسی موازی است
 نه صلح کامل، نه جنگ کامل — بلکه «مدیریت بحران»

خامنه ای نه مسلمان است ونه ایرانی بنابراین با کشتار وقتل عام در داخل وجاه طلبی اتمی و صدور تروریزیم ونیابتی وموشکی ایران وایرانی را برای حفظ قدرت نابود کرد وخواهد کرد ولی اینبار سزای همه جنایاتش را بدست خلق قهرنمان ایران ومقاومت سازمان یافته اش را پس خواهد داد ودور نیست . 

جنگ نظامی یا جنگ روانی ؟ کدام ؟ شماره ۲ آیا احتمال حمله پیش‌دستانه آمریکا بیشتر است یا جنگ فرسایشی منطقه‌ای؟

 جنگ نظامی یا جنگ روانی ؟ کدام ؟ شماره ۲ آیا احتمال حمله پیش‌دستانه آمریکا بیشتر است یا جنگ فرسایشی منطقه‌ای؟



 گزینه اول: حمله پیش‌دستانه محدود آمریکا

این سناریو معمولاً زمانی مطرح می‌شود که:

  • مذاکرات شکست بخورد

  • اطلاعاتی درباره پیشرفت سریع برنامه هسته‌ای منتشر شود

  • آمریکا بخواهد «قدرت بازدارندگی» خود را نشان دهد

اما اگر چنین حمله‌ای انجام شود، به احتمال زیاد:

  • محدود، دقیق و کوتاه‌مدت خواهد بود

  • هدف آن زیرساخت مشخصی است

  • آمریکا سعی می‌کند دامنه جنگ گسترش نیابد

 چرا؟
چون جنگ گسترده با ایران:

  • اقتصاد جهانی (نفت) را شوکه می‌کند

  • منطقه را بی‌ثبات می‌کند

  • پای بازیگران دیگر (روسیه، چین) را باز می‌کند

بنابراین اگر اقدامی باشد، احتمالاً «کنترل‌شده» خواهد بود.


 گزینه دوم: جنگ فرسایشی منطقه‌ای

این سناریو محتمل‌تر است اگر:

  • حمله‌ای انجام شود و پاسخ ایران گسترده باشد

  • درگیری به خلیج فارس، عراق، لبنان یا دریای سرخ کشیده شود

جنگ فرسایشی یعنی:

  • حملات پراکنده

  • فشار اقتصادی

  • درگیری‌های نیابتی

  • افزایش تنش بدون اعلام جنگ رسمی

 این مدل در منطقه سابقه دارد و معمولاً طولانی و پیچیده است.


 جمع‌بندی بخش اول

در شرایط فعلی:

🔹 جنگ تمام‌عیار مستقیم کم‌احتمال‌تر است
🔹 حمله محدود یا فشار نظامی کنترل‌شده محتمل‌تر است
🔹 اما خطر «لغزش به سمت درگیری گسترده» همیشه وجود دارد

اما با قتل عام مردم وجوانان توسط خامنه ای وجاده طلبی وگردنکشی های اتمی، موشکی ومنطقه ای هر شتری محتمل است که جلو بیت خامنه ای بنشیند.


جنگ نظامی یا جنگ روانی ؟کدام ؟- چرا کشورها هشدار خروج شهروندان را صادر می‌کنند؟شماره ۱

 جنگ نظامی یا جنگ روانی ؟کدام ؟- چرا کشورها هشدار خروج شهروندان را صادر می‌کنند؟شماره ۱


نخست‌وزیر لهستان از شهروندان کشورش خواست فورا ایران را ترک کنند

وقتی یک دولت (مثل لهستان) از شهروندانش می‌خواهد کشوری را ترک کنند، معمولاً یکی از این دلایل پشت آن است:

1️⃣ پیشگیری قبل از بحران

دولت‌ها نمی‌خواهند در لحظه آغاز یک درگیری نظامی، مجبور شوند عملیات تخلیه اضطراری انجام دهند (مثل افغانستان یا اوکراین).
تخلیه پیش‌دستانه یعنی:

  • کاهش ریسک گروگان‌گیری

  • جلوگیری از بسته شدن مرزها

  • کاهش فشار سیاسی داخلی

این اقدام بیشتر مدیریت ریسک است تا اعلام جنگ قطعی.


2️⃣ اطلاعات امنیتی محرمانه

گاهی دولت‌ها به اطلاعاتی دسترسی دارند که علنی نشده است:

  • جابجایی نیروهای نظامی

  • هشدارهای اطلاعاتی

  • احتمال حمله محدود

آن‌ها بدون اعلام رسمی جزئیات، هشدار کلی می‌دهند.


3️⃣ فشار دیپلماتیک غیرمستقیم

هشدار خروج شهروندان یک پیام سیاسی هم دارد:

«ما وضعیت را خطرناک می‌بینیم.»

این می‌تواند:

  • فشار روانی بر طرف مقابل ایجاد کند

  • پیام هشدار به متحدان بدهد

  • زمینه آماده‌سازی افکار عمومی را فراهم کند


4️⃣ تجربه بحران‌های گذشته

در جنگ‌های اخیر منطقه، پنجره خروج گاهی در عرض چند ساعت بسته شده است.
کشورها ترجیح می‌دهند دیر اقدام نکنند.


🔹 سناریوهای ممکن برای آینده

الان چند سناریو محتمل وجود دارد:


 سناریو ۱: تشدید لفظی + ادامه مذاکره

  • لحن تند ادامه پیدا می‌کند

  • نیروهای نظامی در حالت آماده‌باش می‌مانند

  • اما مذاکرات پشت پرده پیش می‌رود
     این سناریو در حال حاضر محتمل‌ترین است.


 سناریو ۲: حمله محدود و نمادین

  • حمله نقطه‌ای به تأسیسات یا پایگاه خاص

  • پاسخ محدود

  • سپس بازگشت به میز مذاکره

این نوع «مدیریت تنش» در منطقه سابقه دارد.


 سناریو ۳: درگیری گسترده

  • حملات متقابل

  • گسترش درگیری در منطقه

  • دخالت بازیگران دیگر

این سناریو پرهزینه است و معمولاً همه طرف‌ها سعی می‌کنند از آن اجتناب کنند.


 جمع‌بندی واقع‌بینانه

✔ هشدار تخلیه به معنی شروع قطعی جنگ نیست.
✔ اما نشان‌دهنده افزایش سطح ریسک است.
✔ در حال حاضر فضا ترکیبی از «دیپلماسی فشرده» و «آمادگی نظامی» است.
✔ بازارهای جهانی و دیپلماسی فعال هنوز وارد وضعیت جنگی رسمی نشده‌اند.

اما بطور واقعی همه تابلو ها واحتمالات وجود دارد ونمیشود قاطع نظر داد بخصوص وقتی خامنه ای مستمر گردنکشی هم میکند 


۱۴۰۴ بهمن ۲۸, سه‌شنبه

میراث‌خواران قدرت و بن‌بست وراثت: تاملی در سخنان سفیر لینکلن بلومفیلد

 

میراث‌خواران قدرت و بن‌بست وراثت: تاملی در سخنان سفیر لینکلن بلومفیلد

لینکلن بلومفیلد، مدیرکل پیشین وزارت‌خارجه آمریکا
لینکلن بلومفیلد، مدیرکل پیشین وزارت‌خارجه آمریکا

در جهان سیاست، گاه «سکوت» به اندازه «فریاد» واجد معناست و «روایت‌های رسمی» به همان اندازه که چیزی را بیان می‌کنند، برای پنهان کردن حقیقتی هولناک‌تر طراحی می‌شوند. سخنرانی لینکلن بلومفیلد، مدیرکل پیشین وزارت‌خارجه آمریکا، در کنفرانس ایران: چشم‌انداز تغییر، نه یک خطابه تشریفاتی، بلکه یک «آسیب‌شناسی ساختاری» از نحوه مواجهه غرب با موضوع آلترناتیو در ایران است. او با ادبیاتی صریح، پرده از استراتژی پیچیده‌ای برمی‌دارد که در آن رژیم حاکم، با بهره‌گیری از غفلت یا تغافل نخبگان غربی، در حال مهندسی افکار عمومی برای دوران پس از فروپاشی است.

 

استراتژی «دوقطبی‌سازی مصنوعی»

یکی از کلیدی‌ترین و چالش‌برانگیزترین بخش‌های سخنان بلومفیلد، اشاره به بر ساختن چهره‌هایی است که فاقد وجاهت ملی و دموکراتیک برای آینده ایران هستند. او با نگاهی منتقدانه به پیوند نامبارک ثروت‌های بادآورده و میراث‌های خانوادگی می‌تازد. بلومفیلد معتقد است که مطرح شدن هم‌‌زمان نام «مجتبی خامنه‌ای» و «رضا پهلوی» در رسانه‌های بین‌المللی، بیش از آن که محصول یک فرآیند دموکراتیک یا پایگاه اجتماعی واقعی باشد، خروجی اتاق‌های فکر رژیم برای بن‌بست‌نمایی وضعیت ایران است.

او با لحنی گزنده می‌گوید:

«چقدر باید برای مردم ایران ناامیدکننده باشد که می‌بینند موضوع جانشینی خامنه‌ای حول پسرش متمرکز شده است، در حالی که رسانه‌های خارجی حول جانشینی پسر شاه گمانه‌زنی می‌کنند. این‌ها دو مردی هستند که با ثروت غارت‌شده ملت ثروتمند شده‌اند و هیچ صلاحیتی برای رهبری کشور ندارند».

این تحلیل، به نوعی بازنمایی تکرار تاریخ در فرمی تراژیک است؛ که در آن اراده مردم در میان دو قطب «وراثت مذهبی» و «وراثت سلطنتی» محاصره می‌شود. از دیدگاه بلومفیلد، مطرح شدن این نام‌ها یک تصادف رسانه‌یی نیست، بلکه بخشی از یک «جنگ اطلاعاتی» است:

«ما نام‌های مجتبی خامنه‌ای و رضا پهلوی را می‌شنویم، زیرا رژیم می‌خواهد مردم ایران و غرب این نام‌ها را بشنوند».

 

فریب بزرگ: از اصلاح‌پذیری تا جانشینی

بلومفیلد استدلال می‌کند که تهران با موفقیت توانسته است غرب را در دالان‌های تاریک «توهم اصلاح‌پذیری» سرگردان کند. او بر این باور است که اگر ابعاد واقعی جنایات رژیم، به‌ویژه در دهه ۶۰ و قتل‌عام سال ۱۳۶۷، برای سیاست‌گذاران غربی روشن می‌شد، هر گونه مذاکره یا لغو تحریم به‌مثابه همدستی در جرم تلقی می‌گشت. او با اشاره به پرونده‌های تروریستی در قلب اروپا، از «میکونوس» تا طرح بمب‌گذاری در پاریس، تأکید می‌کند که رژیم ایران از طریق ایجاد ارعاب و همزمان ارائه روایت‌های دروغین، توانسته است توجه جهانی را از «تغییر بنیادین» به سمت «مدیریت هسته‌ای» منحرف کند.

او در بخشی از سخنانش به موضوع جانشینی و خلأ قدرت پس از مرگ رئیسی اشاره کرده و بار دیگر بر طبل نقد وراثت می‌کوبد. از نظر او، ترویج نام رضا پهلوی در کنار مجتبی خامنه‌ای، تلاشی است برای القای این حس که تنها گزینه‌های موجود، بازگشت به گذشته یا تداوم وضع موجود در قالبی فردی است؛ هر دو گزینه‌یی که فاقد «اصالت سیاسی» و «دسترنج شخصی» هستند.

 

آلترناتیو دموکراتیک و ضرورت شفافیت

بلومفیلد در مقابل این دوقطبی، به جریانی اشاره می‌کند که به‌دلیل ارائه تفسیری آزادیخواهانه از مذهب و ایستادگی بر اصول دموکراتیک، همواره هدف اصلی حذف و سرکوب بوده است. او با ستایش از پایداری اعضای مقاومت و برنامه ۱۰ماده‌ای مریم رجوی، تأکید می‌کند که ترس اصلی رژیم نه از «نام‌های موروثی»، بلکه از جریانی است که توانسته است «عاملیت انسانی» و «برابری جنسیتی» را در بطن یک جامعه مسلمان تعریف کند.

 

بازنگری اخلاقی در سیاست خارجی

سخن نهایی بلومفیلد، دعوت به یک «بازنگری اخلاقی» در سیاست خارجی است. او بر این باور است که هر چه نورافکن‌ها بر حقایق مکتوم تاریخ معاصر ایران بیشتر بتابند، سناریوهای «جانشینی موروثی» رنگ خواهند باخت. برای عبور از این بن‌بست، باید از روایت‌هایی که رژیم به خورد جهان می‌دهد فراتر رفت. تنها در این صورت است که مردم ایران می‌توانند فارغ از سایه سنگین «پسران قدرت»، سرنوشت خود را در فضایی دموکراتیک

  رقم بزنند.

بیشتر بخوانید از منبع

https://article.mojahedin.org/i/%D9%

 


کالبدشکافی راه سوم؛ چرا دموکراسی در ایران محصول مماشات یا جنگ نیست؟

 

کالبدشکافی راه سوم؛ چرا دموکراسی در ایران محصول مماشات یا جنگ نیست؟

راه سوم
راه سوم

در حالی که دهه‌هاست جغرافیای سیاسی ایران میان دوگانه‌ٔ کاذب «جنگ خارجی» و «مماشات دیپلماتیک» گرفتار شده، تحولات اخیر و قیامهای پی‌درپی، ضرورت بازخوانی یک «راه سوم» را پیش رو نهاده است. اکنون که حتی حامیان سنتی اصلاحات ساختاری به بن‌بست تاریخی این مسیر اعتراف کرده‌اند، پرسش‌هایی بنیادین در کانون تحلیل‌های سیاسی قرار گرفته است: چرا استراتژی تغییر از درون به شکستی محتوم انجامید؟ نقش سیاست مماشات در تثبیت ارگان‌های سرکوب چیست؟ و چرا در فضای پس از لیست‌گذاری تروریستی سپاه، به‌رسمیت شناختن حق نبرد جوانان شورشگر، نه یک گزاره‌ٔ حقوقی، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای استقرار دموکراسی است؟

 

فروپاشی پارادایم اصلاح‌طلبی و ظهور واقعیت قیام

برای سالیان متمادی، بدنه‌ٔ وسیعی از تکنوکرات‌ها و جریان‌های موسوم به اصلاح‌طلب، بقای سیستم را به وعده‌ٔ تغییرات تدریجی گره زده بودند. اما امروز، اعتراف صریح این جریان‌ها به بن‌بست اصلاحات، بیش از آن که یک موضع‌گیری سیاسی باشد، یک «بیانیه‌ٔ ورشکستگی تاریخی» است.

قیام دی‌ماه ۱۴۰۴، پاسخی هستی‌شناختی به معمای تغییر در ایران بود. این خیزش نشان داد که به‌رغم سرکوب عریان و سیستماتیک، پتانسیل شکل‌گیری یک «قیام انبوه» در هم‌افزایی با یک «نیروی سازمان‌یافته» نه تنها ممکن، بلکه تنها متغیر تعیین‌کننده است. در واقع، قیام دی‌ماه نقطه‌ٔ پایان بر اسطوره‌ٔ «ثبات پایدار استبداد» بود و ثابت کرد که سازمان‌یافتگی می‌تواند از سد ارعاب پلیسی عبور کند.

 

خسارت‌های راهبردی سیاست مماشات

سیاست مماشات(Appeasement) که دهه‌ها از سوی دولت‌های غربی دنبال شد، همواره به‌مثابه سدی در برابر اراده‌ٔ تغییر عمل کرده است. نگاهی به ۲دهه‌ٔ گذشته فاش می‌کند که چگونه این سیاست، به قیمت سرکوب آلترناتیو مشروع، راه را برای فاشیسم دینی هموار کرد.

برچسب‌های تروریستی بر مجاهدین در دهه‌های گذشته -که صرفاً با هدف جلب رضایت رژیم ایران انجام شد- و بمباران مراکز ارتش آزادی‌بخش در سال ۲۰۰۳، نمونه‌هایی از خطاهای فاحش استراتژیک است. در حالی که آن نیروی آماده می‌توانست سدی بزرگ در برابر دست‌اندازی‌های منطقه‌یی رژیم و عاملی برای سرنگونی فاشیسم دینی باشد، خلع‌سلاح آن نیرو، بزرگ‌ترین هدیه‌ٔ تاریخی به سپاه پاسداران بود. این تجربه ثابت کرد که هر گونه تلاش برای مدیریت استبداد دینی از طریق امتیاز دادن، تنها به جری‌تر شدن ارگان‌های سرکوب می‌انجامد.

 

جنگ خارجی یا قیام سازمان‌یافته؛ رد گزینه‌های غیردموکراتیک

تجربیات تلخ دهه‌های اخیر در خاورمیانه به‌خوبی نشان داده است که دخالت نظامی خارجی نه تنها قادر به تأسیس یک نظام دموکراتیک نیست، بلکه اغلب به ویرانی زیرساخت‌های ملی و برآمدن هرج‌ومرج منجر می‌شود. از سوی دیگر، مماشات نیز عملاً به بازتولید فاشیسم کمک می‌کند.

بنابراین، «راه سوم» که بیش از ۲دهه پیش از جانب مریم رجوی در پارلمان اروپا مطرح شد، امروز به تنها گزینه‌ٔ واقع‌بینانه بدل شده است: سرنگونی رژیم به دست مردم و مقاومت سازمان‌یافته. این مسیر، از یک‌سو بر عاملیت(Agency) مردم ایران تأکید دارد و از سوی دیگر بر ضرورت وجود آلترناتیو دموکراتیک انگشت می‌گذارد که مانع از فروپاشی شیرازه‌ٔ کشور پس از سقوط شود.

 

گذار از لیست‌گذاری به مشروعیت دفاع مشروع

نامگذاری تروریستی سپاه پاسداران، گامی ضروری اما متأخر در جهت گسست از سیاست مماشات بود. با این حال، لیست‌گذاری به تنهایی پایان کار نیست. اکنون که هویت تروریستی بازوی اصلی سرکوب توسط جامعهٔ جهانی پذیرفته شده است، گام منطقی بعدی، به‌رسمیت شناختن «نبرد مشروع» مردم ایران است.

مقاومت سازمان‌یافته و جوانان شورشگر، در میدان عمل با نیرویی روبه‌رو هستند که اکنون به‌طور رسمی «تروریست» شناخته می‌شود. لذا، تقابل این جوانان با سپاه، دیگر نه یک آشوب، بلکه نبردی برای آزادی و دفاع از حقوق مشروع و بنیادین بشر است. به‌رسمیت شناختن بین‌المللی این نبرد، به‌معنای مشروعیت بخشیدن به اراده‌ٔ ملتی است که می‌خواهد سرنوشت خود را بدون دخالت خارجی و بدون استیصال داخلی رقم بزند.

 

مقاومت سازمان‌یافته

بحران ایران نه از طریق صندوق‌های رأی مهندسی‌شده حل می‌شود و نه از طریق موشک‌های خارجی. حل مسأله‌ٔ ایران در گرو پیوند میان «حقانیت مقاومت» با «قدرت سازمان‌یافته» است.

 

بیشتر بخوانید:

سخنرانی مریم رجوی در گردهمایی بزرگ ایرانیان در برلین در سالگرد انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران

 

لیست‌گذاری سپاه، انسجام سیستم را درهم‌شکسته و اکنون نوبت به آن رسیده است که جهان، نبرد جوانان شورشگر را به‌عنوان ابزار جراحی زخم استبداد به‌رسمیت بشناسد. ایران آینده، نه از دل مماشات‌های پنهانی، بلکه از بطن این مقاومت سازمان‌یافته متولد خواهد شد؛ ایرانی که در آن، صلح و آرامش منطقه‌یی محصول یک دموکراسی ریشه‌دار و حاصل از اراده‌ٔ مردم است، نه محصول توافق‌های موقت با یک رژیم بحران‌زیست.

 بیشتر بدانید 

https://article.mojahedin.org/i/%DA%A9%

مصاحبه ونقطه نظرات جدید علی جوانمردی مشاور وناظر بر برنامه های فارسی وکردی وافغانی صدای آمریکا

مصاحبه ونقطه نظرات جدید  علی جوانمردی مسئول وناظر بر برذنامه های فارسی وکردی وافغانی صدای آمریکا