چهرههای آشنا در دیدار با پزشکیان در نیویورک
در تصاویر منتشرشده از دیدار مسعود پزشکیان در نیویورک، چهرههایی چون تریتا پارسی، نگار مرتضوی، فرناز فصیحی، رابرت مالی، باربرا اسلاوین و مدیا بنجامین دیده میشوند.۱۴۰۵ مهر ۷, سهشنبه
از «مادر، من باید بروم» ۵مهر۶۰ تا «شاه سلطان ولایت، مرگت فرا رسیده» کتاب تازه شهرام بهزادی درباره ۵ مهر ۱۳۶۰
از «مادر، من باید بروم» تا «شاه سلطان ولایت، مرگت فرا رسیده»کتاب تازه شهرام بهزادی درباره ۵ مهر ۱۳۶۰
۵مهر ۱۳۶۰کتاب تازه منتشر شده شهرام بهزادی
گاهی برای فهم یک واقعه تاریخی، یک جمله از دهها صفحه گزارش گویاتر است:
روی لینک های زیر کلیک کنید وکتاب ۵مهر را بخوانید
۵ مهر ۱۳۶۰؛ روز شکستن سکوت ، قیام و خروشی پرهزینه«شاه سلطان ولایت، مرگت فرا رسیده» از دو سال مبارزه سیاسی تا آزمون عنصر اجتماعی و سرکوب خونین ۵ مهر نویسنده شهرام بهزادی
پیشدرآمدتهران، یکشنبه ۵ مهر ۱۳۶۰روز شکستن سکوتصبح یکشنبه ۵ مهر ۱۳۶۰، برابر با ۲۷ سپتامبر ۱۹۸۱، تهران روز دیگری را
«مادر، من باید بروم...»
کتاب تازه شهرام بهزادی، «۵ مهر ۱۳۶۰؛ روز شکستن سکوت ـ قیام و خروشی پرهزینه»، از همین انسانها سخن میگوید؛ جوانانی که شب پیش از واقعه میدانستند ممکن است فردایی برای بازگشت وجود نداشته باشد، اما صبح ۵ مهر راهی خیابان شدند.
کتاب ۵ مهر را جدا از گذشته آن بررسی نمیکند. روایت از فردای انقلاب آغاز میشود؛ از دوره فعالیت سیاسی، دانشگاهها، انتخابات، میتینگها و نشریات میگذرد، به بستهشدن تدریجی فضای سیاسی و ۳۰ خرداد میرسد و سپس ۹۹ روز سرنوشتساز میان ۳۰ خرداد و ۵ مهر را دنبال میکند.
اما قلب کتاب پرسشی دیگر است:
چرا ۵ مهر؟
پاسخ در دو هدفی جستوجو میشود که در اسناد مجاهدین برای این حرکت بیان شده است: آزمودن امکان به میدان آمدن عنصر اجتماعی و هدف بزرگتر، شکستن هیبت سیاسی خمینی؛ همان چیزی که در ادبیات آنان «شکستن بت خمینی» نام گرفت.
از همینجاست که شعار مستقیم علیه رأس حکومت به یکی از محورهای کتاب تبدیل میشود:
«شاه سلطان ولایت، مرگت فرا رسیده»
نویسنده سپس از سیاست به انسان بازمیگردد؛ به مسعود شکیبانژاد که پیش از رفتن نوشت، به حسن سرخوش که خواست شهر به خاموشی فرو نرود، به سودابه پازاج و به خانوادههایی که پس از ۵ مهر مقابل زندانها و در جستوجوی عزیزانشان باقی ماندند.
پایان کتاب نیز به همان پرسشی بازمیگردد که معنای ۵ مهر را در روایت طراحانش شکل میدهد:
اگر امکانی برای گشودن راه مردم وجود داشت، آیا میشد آن را نیازمود و فردای تاریخ با این پرسش روبهرو شد که «میتوانستیم و دریغ کردیم؟»
۱۴۰۵ شهریور ۳۰, دوشنبه
«ایستاده بمان»؛ سه جلد از خاطرات بهمن جنت صادقی از رامسر تهیه وتنظیم وتحریر شهرام بهزادی
«ایستاده بمان»؛ سه جلد از خاطرات بهمن جنت صادقی از رامسر تهیه وتنظیم وتحریر شهرام بهزادی
-
«ایستاده بمان» روایت سهجلدی بهمن جنت صادقی است؛ روایتی که از کوچهها و سالهای پیش از زندان آغاز میشود و قدمبهقدم خواننده را تا اوین و سالهای دشوار بند میبرد. جلد نخست، «از کوچه تا اوین»، زمینههای زندگی و مسیری را بازمیسازد که سرانجام به بازداشت و ورود به زندان میرسد. جلد دوم، «سالهای بند»، خاطرات زندان، سلولها، همبندیها و تجربههایی را روایت میکند که بخشی از حافظه یک نسل شدهاند. اما داستان با خروج از زندان پایان نمییابد. جلد سوم، «دادخواهی؛ صدای مانده»، ادامه همان حافظه در سالهای پس از زندان و تلاش برای روایت آن چیزی است که نباید فراموش شود. اهمیت این سه جلد در پیوستگی آنهاست: زندگی پیش از زندان، تجربه زندان و سپس بازگشت به گذشته برای روایت و دادخواهی. به همین دلیل بهتر است این مجموعه نه بهصورت سه نوشته پراکنده، بلکه بهعنوان یک روایت سهجلدی و یکپارچه خوانده شود. عنوان «ایستاده بمان» نیز همین رشته را از ابتدا تا پایان به هم متصل میکند: ماندن، به خاطر سپردن و روایت کردن آنچه بر یک انسان و نسل او گذشته است.
ایستاده بمان — خاطرات بهمن جنت صادقی از رامسر جلد۱
جلد ۱: از کوچه تا اوین ... این جلد از کوچههای پیش از طوفان تا پلههای اوین میآید؛ شروعِ ... در ذهنم هست. بیش از ۲۰۰ نفر بودیم. از راهپلهها به حیاط برده شدیم. ستون ایستاده بود. همایون پشت سرم- Oct 15, 2025
ایستاده بمان — خاطرات بهمن جنت صادقی از رامسر جلد ۲سالهای بند
گفتم: «بند ۲۰، سلول ۲.» ... بلندم کردند. دیگر بیهوش بودم. با آسانسور غذا به بند ۲۰ رفتیم. مرا انداختند ... جلد ۲: سالهای بند- Oct 15, 2025
ایستاده بمان — خاطرات بهمن جنت صادقی از رامسر - جلد ۳: دادخواهی؛ صدای مانده
دگرگون کرد. ادامهٔ این بحث را در جلد ۳ پی میگیریم . ... این جلد با پروژهٔ تخریب انقلاب ایدئولوژیک ... بهمن، بمان. بمان برای آن لحظهای که درِ زندان را از جا بکنی.
روایتی از یک مادر، مادر کوشالی ،یک انتخاب و نسلی که ادامه یافت «از یک علاء تا هزار علاء»
روایتی از یک مادر، یک انتخاب و نسلی که ادامه یافت «از یک علاء تا هزار علاء»؛ روایت زندگی و انتخاب مادر کوشالی
کتاب مادر کوشالی؛ از یک علاء تا هزاران علاء زندگی، انتخاب و مجاهدت محترم ایجهای کوشالی نویسنده: شهرام بهزادی منتشر شد
مادر کوشالی روایت زندگی وانتخاب مادری در مسیر آزادی پیشگفتارچرا مادر کوشالی؟در نخستین نگاه، شاید داستان مادر کوشالی داستان فقدان
روی عکس ولینک کلیک کنید وکتاب اصلی وکامل را در آنجا بخوانید
بعضی زندگیها را نمیتوان با تعداد سالهایشان تعریف کرد. باید دید انسان در بزنگاههایی که میتوانست راه دیگری برگزیند، چه انتخابی کرد.
کتاب «مادر کوشالی؛ از یک علاء تا هزار علاء» روایت زندگی محترم ایجهای کوشالی است؛ زنی از لاهیجان که زندگیاش با یکی از پرحادثهترین دورههای تاریخ معاصر ایران گره خورد. چهار پسرش ــ علاءالدین، کمالالدین، شمسالدین و نجمالدین عترتی کوشالی ــ را از دست داد؛ عصمت شریعتی مزینانی، همسر علاء، نیز کشته شد. اما کتاب نمیخواهد محترم ایجهای را تنها از دریچه این فقدانها بشناسد.
پرسش اصلی کتاب چیز دیگری است:
خودِ مادر چه کسی بود و چه انتخابی کرد؟
پاسخ از علاء آغاز میشود.
علاءالدین عترتی کوشالی، نخستین پسر مادر، جوانی تحصیلکرده و ورزشکار بود؛ از دارایی و پرسپولیس تهران تا ملوان و سپیدرود فوتبال بازی کرد و سابقه حضور در تیم منتخب ایران را داشت. اما زندگی او به ورزش محدود نماند و به فعالیت سیاسی روی آورد.
محترم ایجهای بعدها درباره آغاز این رابطه سیاسی گفت که پیش از آن هیچ آشنایی با سازمان مجاهدین خلق نداشت و از طریق علاء با آن آشنا شد. رابطه مادر و پسر تا آنجا پیش رفت که مادر میگفت علاء پس از آشناکردنش با سازمان، «مسئول» او شد و او را تعلیم میداد.
اینجاست که معنای عنوان کتاب آشکار میشود.
علاء آغاز بود، اما پایان نبود.
وقتی علاء بازداشت و در سال ۱۳۶۰ کشته شد، میتوانست همهچیز برای مادر تمام شود. اما نشد. زندگی مادر پس از علاء نشان داد که آنچه از طریق فرزندش شناخته بود، دیگر به حضور همان فرزند وابسته نبود.
در مشهد، محترم ایجهای خود درگیر فعالیت شد؛ مسئولیت پذیرفت، از کودکانی که والدینشان را از دست داده بودند مراقبت کرد و جوان مجروحی را در خانه پناه داد. آن جوان در آغوشش جان داد و مادر در شرایط دشوار برای دفن پیکرش اقدام کرد. سالها بعد وقتی این صحنه را به یاد میآورد، میگفت هنگام گذاشتن پیکر او در خاک، چهار پسر خودش لحظهای از ذهنش بیرون نمیرفتند.
این یکی از عمیقترین خطوط کتاب است: مبارزه، مادری را در او از میان نبرد؛ دایره مادریاش را بزرگتر کرد.
سالها گذشت. جغرافیا نیز تغییر کرد. مادر از ایران خارج شد، اما فعالیتش پایان نیافت. در اروپا در تجمعها و برنامههای سیاسی حاضر شد و در سالهای پیری و بیماری نیز حضورش ادامه یافت. اشرف بخش دیگری از این مسیر شد؛ جایی که دخترش نسرین حضور داشت و مادر در فعالیتهای مربوط به حمایت از ساکنان آن شرکت میکرد.
در نوشتههای باقیمانده درباره او آمده است که مبارزان، مجاهدین و دانشجویان معترض را «فرزندان» خود مینامید.
از همینجاست که یک علاء، به هزار علاء میرسد.
«هزار علاء» عدد نیست. استعارهای از گسترش یک انتخاب است؛ از یک پسر به انسانهایی که دیگر هیچ نسبت خونی با مادر نداشتند، اما او آنان را در دایره فرزندان خود قرار داده بود.
این کتاب در نهایت روایت مادری نیست که فقط چهار پسرش را از دست داد.
روایت زنی است که شناخت، انتخاب کرد، بهای انتخابش را دید و پس از هر ضربه دوباره تصمیم گرفت ادامه دهد.
علاء راه را به مادر نشان داد؛ اما ادامه راه، انتخاب خود مادر بود.
شهرام بهزادی
۱۴۰۵ شهریور ۲۹, یکشنبه
نشریه مجاهد سال ۱۳۵۸ وچند مجاهد فوق العاده از جمله مربوط به انتخابات مجلس شورای ملی
نشریه مجاهد سال ۱۳۵۸ وچند مجاهد فوق العاده از جمله مربوط به انتخابات مجلس شورای ملی
| مجاهد، شماره 25 | 07 | اسفند | 1358 | |
![]() | مجاهد، فوق العاده شماره 3 انتخابات مجلس شورای ملی | 09 | اسفند | 1358 |
![]() | مجاهد، فوق العاده شماره 4 انتخابات مجلس شورای ملی | 12 | اسفند | 1358 |
![]() | مجاهد، شماره 26 | 14 | اسفند | 1358 |
![]() | مجاهد، فوق العاده شماره 6 انتخابات مجلس شورای ملی | 19 | اسفند | 1358 |
![]() | مجاهد، شماره 27 | 21 | اسفند | 1358 |
![]() | مجاهد، شماره ، فوق العاده شماره 7 انتخابات مجلس شورای ملی | 22 | اسفند | 1358 |
| مجاهد، فوق العاده شماره 8 انتخابات، درباره اخلاقیات مرتجعین | 25 | اسفند | 1358 | |
![]() | مجاهد، فوق العاده شماره 9 انتخابات | 26 | اسفند | 1358 |
۱۴۰۵ شهریور ۲۶, پنجشنبه
از «چرا مریم؟» تا «چرا مهناز؟»؛ یک تاریخ در سه جلد، یک پرسش در یک تحلیل - نویسنده: شهرام بهزادی
از «چرا مریم؟» تا «چرا مهنازمیمنت ؟»؛ یک تاریخ در سه جلد، یک پرسش در یک تحلیل - نویسنده: شهرام بهزادی
انتخاب مسئول اول در سازمان مجاهدین خلق ایران را میتوان تنها بهعنوان مجموعهای از نامها و تاریخها دید: چه کسی انتخاب شد، چه مدتی مسئولیت داشت و چه کسی پس از او آمد. اما اگر این زنجیره را از آغاز شکلگیری سازمان تا انتخابات ۱۴۰۵ دنبال کنیم، پرسشهای گستردهتری پدیدار میشود: مفهوم مسئولیت چگونه تحول پیدا کرد؟ چرا مسئول اولی زنان شکل گرفت؟ مسئول بعدی چگونه از درون یک تشکیلات ساخته میشود؟ و چرا واگذاری کرسی نیز به اندازه گرفتن آن اهمیت پیدا میکند؟
مجموعه سهجلدی «انتخاب مسئول اول سازمان؛ از چرا مریم؟ تا چرا مهناز؟» نوشته شهرام بهزادی برای دنبالکردن همین مسیر در گستره تاریخی آن تدوین شده است.
اما در کنار این سه جلد، نوشته تازهای با عنوان:
«از مسئولیت تا رهایی از کرسی»
تحلیلی بر ۶۱ سال کادرسازی، انقلاب درونی و گردش مسئولیت در سازمان مجاهدین خلق ایران
چگونه یک سازمان میکوشد انسان را برای گرفتن مسئولیت تربیت کند، نه برای تصاحب آن
قرار دارد.
این اثر نیز نوشته شهرام بهزادی است، اما جلد چهارم مجموعه نیست و خلاصه سه جلد هم نیست.
در اینجا زندگی مسئولان اول دوباره روایت نمیشود. تاریخ نیز بار دیگر از ابتدا نوشته نمیشود. نویسنده از میان آن انبوه رویدادها یک رشته را بیرون میکشد و دنبال میکند: مسئول چگونه ساخته میشود؟ چگونه مسئول بعدی را میسازد؟ انتخابات در چنین الگویی چه کارکردی پیدا میکند؟ و مهمتر از همه، انسانی که برای گرفتن مسئولیت تربیت شده چگونه باید برای واگذاری آن نیز آماده شود؟
از همین رو، پنج فصل این تحلیل از «مسئولیت پیش از کرسی» آغاز میشود، به انقلاب درونی و تغییر انسان میرسد، سپس کادرسازی و تکثیر مسئولیت را بررسی میکند، در انتخابات ۱۴۰۵ سراغ پدیده «نامزد برای رقیب خود استدلال میکند» میرود و سرانجام به «کرسیای که باید واگذار شود» میرسد.
پس با دو سطح مطالعه روبهرو هستیم:
سه جلد برای دیدن تاریخ، جزئیات و مسیر؛ و «از مسئولیت تا رهایی از کرسی» برای ایستادن بر فراز آن مسیر و دیدن مکانیزم و پرسش اصلی.
هر دو را میتوان در سایت افشای یاران شیطان دنبال کرد:
۱۴۰۵ شهریور ۲۰, جمعه
نشریه مجاهد سالهای ۱۳۵۸وسه شماره فوق العاده سالگرد قیام و دیدار عرفات و انتخابات مجلس سورای ملی
نشریه مجاهد سالهای ۱۳۵۸وسه شماره فوق العاده سالگرد قیام و دیدار عرفات و انتخابات مجلس سورای ملی
![]() | مجاهد، فوق العاده، ویژه سالگرد قیام | 21 | بهمن | 1358 |
![]() | مجاهد، شماره 23 | 23 | بهمن | 1358 |
![]() | مجاهد، فوق العاده، بمناسبت دیدار با عرفات | 29 | بهمن | 1358 |
![]() | مجاهد، شماره 24 | 30 | بهمن | 1358 |
![]() | مجاهد، فوق العاده شماره 2 انتخابات مجلس شورای ملی | 05 | اسفند | 1358 |
















