۱۴۰۵ تیر ۳, چهارشنبه

خراتیان در تلویزین : یا مجاهدین وممنوعیت تظاهرات ۳۰ خرداد ( ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶)یا عبور کشتی های فرانسوی- واضح تر از این نمیشه دشمن اصلی و الترناتیورژیم را جار زد

خراتیان در تلویزین : یا مجاهدین وممنوعیت تظاهرات ۳۰ خرداد ( ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶)یا عبور کشتی های فرانسوی- واضح تر از این نمیشه دشمن اصلی و الترناتیورژیم را جار زد 



ارتباط عبور کشتی‌های فرانسوی از تنگه هرمز و ممنوعیت تظاهرات ۳۰خرداد در پاریس

خراتیان: باید به فرانسوی‌ها پیام بدهیم اگر می‌خواهید کشتی‌هایتان از تنگه هرمز عبور کند ابتدا باید تکلیف پرونده مجاهدین را روشن کنید!!!
پیام هم دادند ممنوعیت را انتخاب کردند

اینهم حکم دادگاه

 

بقاياي رژيم شاه همدستان و آلت فعلهاي ديكتاتوري ديني

دادگاه اداري: تظاهرات ۳۰خرداد در معرض حمله بزرگ رژيم ايران يا شاهپرستها قرار دارد

و ساواك تهديد به بمب گذاري در اين تظاهرات كرده است

 

lدادگاه با توجه به تهديد بمب‌گذاري از سوي رژيم و شاهپرستان عليه تظاهركنندگان، برگزاري تظاهرات را منتفي اعلام كرد اما وكلا استيناف خواستند

 

دادگاه اداري در پاريس امروز در حكم خود اعلام كرد دستور ممنوعيت پليس شامل دلايل كليشه‌اي و عاري از هرگونه اطلاعات زمينه‌اي است. اما گزارشهاي اطلاعاتي كه در اختيار دادگاه قرار گرفته نشان ميدهد تظاهرات روز ۳۰ خرداد «در معرض خطر حمله بزرگ رژيم ايران يا سلطنت‌طلبان ايراني قرار دارد». حكم مي افزايد بقاياي رژيم شاه «يك سرويس امنيت داخلي به نام ساواك دارد. اين "سرويس" در اروپا فعال است و تهديد كرده است در صورت صدور مجوز تظاهرات در ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶ توسط مقامات اداري، بمبي را كار خواهند گذاشت.».

به اين ترتيب يك بار ديگر اثبات شد كه شاهپرستان چيزي جز همدستان و آلت فعلهاي حقير فاشيسم ديني حاكم بر ايران عليه مردم و مقاومت ايران نيستند. تجربه ماههاي گذشته نيز نشان داده است، باندهاي فاشيستي شاهپرست از هيچ جنايتي عليه مخالفان شاه و شيخ رويگردان نيستند.

حكم با اشاره به اينكه حضور ساواك «از شركت آن در تظاهرات ۲۶ آوريل ۲۰۲۶ در لندن و ۱۰ مه همان سال در رگنسبورگ آلمان مشهود است، كه طي آن اعضاي راهپيمايي لباس‌ها و بنرهايي با نماد ساواك به نمايش گذاشتند» مي افزايد «جنبش سلطنت‌طلب، از طريق يكي از اعضاي فعال خود، محمد صادقي آهنگر، كه به خاطر «مواضع تهديدآميزش، به‌ويژه نسبت به نيروهاي امنيتي فرانسه و رئيس‌جمهور» «شناخته شده است»، از هواداران خود خواست تا «راهپيمايي را مسدود كنند».

دادگاه با توجه به تهديد بمب‌گذاري از سوي رژيم و شاهپرستان عليه تظاهركنندگان، برگزاري تظاهرات را منتفي اعلام كرد اما وكلا استيناف خواستند.

 

دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران

۳۰ خرداد ۱۴۰۵ (۲۰ ژوئن ۲۰۲۶)

اینهم پلیس

دستگیری افراد در ۳۰ خرداد۱۴۰۵ یا ۲۰ژوئن۲۰۲۶ پاریس


نتیجه چی شد ؟


تظاهرات در چندین نقطه برگزار شد دو روز هم کنفرانس بود
پلاس وبان









 این جان کلام از جان جانان


پیام #مسعود_رجوی - ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ با درود و سلام به یاران شورشگر و اشرف‌نشان شما با وفا و پرداخت بها، از شر کثیر خیر عظیم درو کردید سناریو و طرح مشترک بقایای شیخ و شاه و اصحاب مماشات را برملا و به خود آنها برگرداندید اگر این مقاومت و این مجاهدین پایه و مایه‌یی ندارند چرا از روز اول تا ۱۷ ژوئن و تا همین امروز تنها چیزی که فاشیسم دینی را در هر معامله‌یی به‌ویژه معاملات نفت‌آلود راضی می‌کند زدن به آنها و پرداخت از جیب آنهاست. اما شما امروز به جای یک تظاهرات، خود را در چند تظاهرات در نقاط مختلف شهر تکثیر کردید و گسترش دادید به این می‌گویند یک تیر و چند نشان، با یاران اشرف‌نشان در پیامی به خلق قهرمان در داخل ایران و سراسر جهان اثبات جایگزین دموکراتیک و مستقل بر دوش فرزندان رشید میهن در روز شهیدان و زندانیان سیاسی، تأسیس ارتش آزادیبخش ملی با کهکشان شهیدان و زندانیان سرموضع، جنگل رویان بی‌شماران در ۴۵ سال رزم بی‌امان که از پیروزی محتوم نشان دارد راستی که تاریخ ایران به خود می‌بالد #نه_شاه_نه_شیخ

تنگه هرمز در برابر آزادی بیان؟ وقتی حق تجمع به ابزار چانه‌زنی سیاسی تبدیل می‌شود شهرام بهزادی

 تنگه هرمز در برابر آزادی بیان؟ وقتی حق تجمع به ابزار چانه‌زنی سیاسی تبدیل می‌شود


تنگه هرمز یا ممنوعیت تظاهرات مجاهدین= پلیتیک کمپله زانس= سیاست مماشات = سیاست حفظ نظام

اظهارات اخیر خراتیان در یک برنامه تلویزیونی، بحث تازه‌ای را درباره نسبت میان منافع اقتصادی و حقوق سیاسی برانگیخته است. او در سخنانی کم‌سابقه گفت:

«باید به فرانسوی‌ها پیام بدهیم اگر می‌خواهید کشتی‌هایتان از تنگه هرمز عبور کند، ابتدا باید تکلیف پرونده مجاهدین را روشن کنید.»

صرف‌نظر از این‌که مخاطب با مجاهدین خلق موافق باشد یا مخالف، این سخنان یک پرسش اساسی را مطرح می‌کند:

آیا حق تجمع، آزادی بیان و فعالیت سیاسی مخالفان باید به موضوعی برای معامله در مذاکرات سیاسی و اقتصادی تبدیل شود؟

از تنگه هرمز تا خیابان‌های پاریس

در حالی که مقامات جمهوری اسلامی همواره تأکید می‌کنند فعالیت اپوزیسیون در خارج از کشور برای آنان اهمیتی ندارد، چنین اظهاراتی نشان می‌دهد که موضوع مخالفان سیاسی همچنان در محاسبات دیپلماتیک و امنیتی جایگاه ویژه‌ای دارد.

وقتی عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز در کنار ممنوعیت یا محدودیت تجمع مخالفان در پاریس قرار می‌گیرد، این پرسش مطرح می‌شود که آیا میان این دو موضوع از نگاه گوینده ارتباطی وجود دارد؟

یک اعتراف ناخواسته؟

منتقدان جمهوری اسلامی سال‌هاست ادعا می‌کنند که حکومت تلاش می‌کند فعالیت مخالفان خود را در خارج از کشور محدود کند. اکنون برخی معتقدند چنین اظهاراتی دست‌کم نشان می‌دهد که پرونده اپوزیسیون برای حکومت صرفاً یک موضوع داخلی نیست، بلکه در سطح روابط خارجی نیز مورد توجه قرار دارد.

مسئله فراتر از یک سازمان است

موضوع اصلی فقط یک سازمان سیاسی نیست. مسئله این است که آیا یک دولت می‌تواند از ابزارهای ژئوپلیتیک، انرژی یا تجارت برای اثرگذاری بر حقوق سیاسی مخالفان خود در کشورهای دیگر استفاده کند؟

در جوامع دموکراتیک، حق تجمع و آزادی بیان اصولی بنیادین محسوب می‌شوند و اصولاً نباید موضوع معامله یا بده‌بستان سیاسی قرار گیرند.

نتیجه‌گیری

منتقدان سیاست جمهوری اسلامی معتقدند که این نخستین بار نیست که موضوع مجاهدین خلق و فعالیت‌های اپوزیسیون ایران در خارج از کشور به بخشی از معادلات دیپلماتیک و امنیتی تبدیل می‌شود. از نگاه آنان، طی بیش از چهار دهه، حکومت همواره تلاش کرده است مخالفان سازمان‌یافته خود را نه فقط در داخل کشور، بلکه در عرصه بین‌المللی نیز تحت فشار قرار دهد.

در همین چارچوب، برخی ناظران اظهارات اخیر خراتیان را صرفاً یک موضع‌گیری شخصی تلقی نمی‌کنند، بلکه آن را بازتاب نوعی نگاه می‌دانند که فعالیت مخالفان را موضوعی مرتبط با مذاکرات، روابط خارجی و حتی مسائل اقتصادی و امنیتی می‌بیند.

فارغ از درستی یا نادرستی این برداشت، آنچه در ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶ در پاریس رخ داد این بود که با وجود محدودیت‌ها و ممنوعیت اعلام‌شده، حامیان مقاومت ایران و اشرف‌نشانان برنامه‌های خود را متوقف نکردند. به‌جای تمرکز در یک نقطه، در چندین نقطه شهر پاریس حضور یافتند و پیام خود را به افکار عمومی، رسانه‌ها و شخصیت‌های بین‌المللی رساندند.

به این ترتیب، ماجرای ۲۰ ژوئن تنها یک بحث حقوقی یا اداری درباره یک تجمع نبود؛ بلکه به صحنه‌ای برای مناقشه بر سر دو نگاه متفاوت تبدیل شد: از یک سو تلاش برای محدود کردن صدای مخالفان، و از سوی دیگر اصرار بر این‌که راه‌حل آینده ایران نه در جنگ، نه در معامله بر سر حقوق مردم، بلکه در اتکاء به مردم، مقاومت سازمان‌یافته و حق آزادی بیان و تجمع نهفته است.

جرقه یک بحران سیاسی

 

جرقه یک بحران سیاسی

بحران درونی در نظام
بحران درونی در نظام

پیش‌نویس ۱۴ ماده‌‌ای یادداشت تفاهم میان آمریکا و حاکمیت آخوندی، هر نتیجه‌‌ای که برای طرفین داشته باشد، آن‌چه به طرف ایرانی به‌معنی آثار مستقیم بر ساختار حاکمیت دارد، حکایت از شروع یک فصل مهم در شقه و شکاف میان باندهای حکومتی دارد.

 

پیش‌نویس ۱۴ ماده‌‌ای البته هنوز به‌مثابه قطعنامه یا توافق نهایی نیست. مفاد این تفاهم‌نامه را باید به دروازه‌ی ورود به یک سالن یا ساختمان تشبیه نمود که تازه پس از ورود به آن باید بر سر اصلی‌ترین مسائل بحث و مذاکره صورت بگیرد. طرفین در این ۱۴ ماده، شروط خود را برای ورود به این مذاکره ــ که گفته‌اند تا ۶۰ روز ادامه خواهد داشت ــ اعلام نموده‌اند.

 

اما آن‌چه باید بر آن یقین داشت، این‌که به شرایط جدید پای می‌گذاریم که مهم‌ترین شاخص آن برای ایران، تلنبار شدن ابربحران‌ها میان جامعه و حاکمیت و خروجی آن‌ها در راستای تعیین تکلیف شکاف عمیق میان جامعه و حاکمیت ملایان است. مضاف بر این، ساختار حاکمیت در انتظار یک شقه‌ی بزرگ است. تفاهم‌نامه‌‌ای که هنوز به توافق‌نامه و حکم نهایی تبدیل نشده، چنان آثاری بر حاکمیت گذاشته که حتی مجتبی خامنه‌ای باصراحت از پذیرفتن مسؤلیت آن طفره رفت و به پزشکیان و شورای امنیت پاس داد!

 

این واکنش به‌خودی خود بیانگر عمق نگرانی در رأس هرم قدرت است. زیرا هرگونه عقب‌نشینی در پرونده‌هایی که طی سالیان طولانی به‌عنوان خطوط قرمز نظام معرفی شده‌اند، می‌تواند به موضوعی مناقشه‌برانگیز در درون حاکمیت تبدیل شود. تجربه‌ی دهه‌های گذشته نشان داده است که هرگاه نظام، ناگزیر از پذیرش شرایطی برخلاف تبلیغات و شعارهای پروپاگاندای پیشین خود شده، دامنه‌ی اختلافات داخلی به‌سرعت گسترش یافته و به سطوح بالاتر قدرت راه یافته است.

 

بنابراین چشم‌انداز پیش روی حاکمیت، علاوه بر شقه‌ی بزرگ در ساختار آن، شقه‌ی عظیم میان حاکمیت و جامعه هم فراتر از گذشته ــ حتی بیش از آثار قیام دی ۱۴۰۴ ــ خواهد بود.

 

علت این امر آن است که جامعه‌ی ایران در شرایطی به‌مراتب متفاوت‌تر از دوره‌های پیشین قرار دارد. فشارهای اقتصادی، فرسایش معیشت عمومی، گسترش فقر، بحران‌های زیست‌محیطی، ناترازی‌های گسترده در حوزه‌ی انرژی و آب و نیز سقوط سرمایه‌ی اجتماعی حکومت، مجموعه‌‌ای از بحران‌های درهم‌تنیده را پدید آورده‌اند که هر تحول سیاسی در رأس حاکمیت را مستقیماً به متن جامعه پیوند می‌زند. از این‌رو، پیامدهای هر توافق یا تفاهم احتمالی صرفاً به عرصه‌ی دیپلماسی محدود نخواهد ماند، بلکه بازتاب آن در معادلات داخلی و در مناسبات میان مردم و حکومت نیز بیش از گذشته آشکار خواهد شد.

 

از آن‌جا که مشخصه‌ی این فصل، افول جریان‌وار حاکمیت است، هر باند حکومتی خواهد کوشید هزینه‌های ناشی از این مسیر را بر دوش باند رقیب بیندازد. همین روند می‌تواند به تشدید جنگ قدرت و افزایش صف‌بندی‌های درونی منجر شود. آن‌چه اکنون در قالب موضع‌گیری‌های محتاطانه و گاه متناقض مشاهده می‌شود، در مراحل بعدی ممکن است به رویارویی‌های آشکارتر سیاسی و تبلیغاتی تبدیل گردد.

 

نتیجه‌گیری

از این رو، پیش‌نویس ۱۴ ماده‌‌ای را نباید صرفاً یک سند دیپلماتیک تلقی کرد. این تفاهم‌نامه، فارغ از آن‌که در پایان به توافقی جامع منتهی شود یا در میانه‌ی راه با بن‌بست مواجه گردد، در عمل به عاملی برای آشکار شدن شکاف‌های پنهان و تعمیق تضادهای موجود در ساختار حاکمیت تبدیل شده است. به‌همین دلیل، دوره‌ی پیش رو را باید دوره‌ی تعیین‌تکلیف بسیاری از تناقض‌های انباشته‌شده در درون حاکمیت و نیز در مناسبات میان جامعه و حکومت دانست؛ تناقض‌هایی که نشانه‌های بروز و گسترش آن‌ها از هم‌اکنون به جریان افتاده‌اند.

۱۴۰۵ تیر ۲, سه‌شنبه

نان در تهران تا ۱۰۰ درصد گران شد

 

نان در تهران تا ۱۰۰ درصد گران شد



۰۲ تیر ۱۴۰۵

خلاصه خبر:

  • قیمت نان در استان تهران رسماً افزایش یافت؛ تازه‌ترین حلقه از موج گرانی نان که پیش‌تر در چند استان دیگر آغاز شده بود و اکنون پایتخت را نیز دربر گرفته است.
  • محمدجواد کرمی، رئیس کارگروه آرد و نان اتاق اصناف ایران، اعلام کرد قیمت نان لواش در تهران به دو هزار و ۷۰۰ تومان، بربری به ۱۰ هزار تومان و سنگک به ۱۵ هزار و ۵۰۰ تومان رسیده است.
  • خبرآنلاین نوشته است قیمت نان لواش ۱۰۰ درصد افزایش یافته و نرخ‌های تازه از سه‌شنبه، دوم تیر، روی دستگاه‌های نانوایی‌ها اعمال شده است.
  • پیش از تهران، گزارش‌ها از افزایش قیمت نان در استان‌های دیگر خبر داده بودند.

قیمت نان در استان تهران رسماً افزایش یافت؛ تازه‌ترین حلقه از موج گرانی نان که پیش‌تر در چند استان دیگر آغاز شده بود و اکنون پایتخت را نیز دربر گرفته است.

محمدجواد کرمی، رئیس کارگروه آرد و نان اتاق اصناف ایران، اعلام کرد قیمت نان لواش در تهران به دو هزار و ۷۰۰ تومان، بربری به ۱۰ هزار تومان و سنگک به ۱۵ هزار و ۵۰۰ تومان رسیده است.

خبرآنلاین نوشته است قیمت نان لواش ۱۰۰ درصد افزایش یافته و نرخ‌های تازه از سه‌شنبه، دوم تیر، روی دستگاه‌های نانوایی‌ها اعمال شده است.

پیش از تهران، گزارش‌ها از افزایش قیمت نان در استان‌های دیگر خبر داده بودند.

در مازندران، خبرگزاری مهر نوشت شهروندان با افزایش حدود دو برابری قیمت نان روبه‌رو شده‌اند؛ لواش هزار و ۷۰۰ تومان، تافتون دو هزار و ۶۰۰ تومان، بربری شش هزار و ۵۰۰ تومان و سنگک هفت هزار و ۵۰۰ تومان قیمت‌گذاری شد.

در مشهد نیز رئیس اتحادیه نانوایان از افزایش حدود ۴۹ درصدی قیمت نان در خراسان رضوی خبر داد.

در همدان هم نرخ‌نامه جدید نان ابلاغ شد و لواش دو هزار تومان، سنگک هشت هزار تومان و بربری ساده شش هزار و ۵۰۰ تومان تعیین شد.

بنابر اعلام رسانه‌ها درحالی که دولت بارها افزایش قیمت نان را تکذیب کرده بود، در بسیاری از استان‌ها نان به صورت غیررسمی افزایس قیمت را تجربه کرده است.

از طرفی این افزایش‌ها هم‌زمان با بحث دولت درباره تغییر شیوه پرداخت یارانه نان رخ می‌دهد.

غلامرضا نوری قزلجه، وزیر جهاد کشاورزی جمهوری اسلامی، گفته است امسال حدود ۵۰۰ همت برای یارانه نان در بودجه در نظر گرفته شده؛ دولت گندم را با قیمت حدود ۴۸ هزار و ۵۰۰ تومان از کشاورزان می‌خرد و با قیمتی نزدیک به هزار تومان به آردسازی‌ها و نانوایی‌ها می‌دهد.

او گفته تغییر مسیر یارانه از زنجیره آرد و نانوایی به خانوار یا کالابرگ در دست بررسی است، اما تصمیم نهایی گرفته نشده است.

منتقدان می‌گویند چنین تغییری، در صورت آزادسازی تدریجی قیمت نان، می‌تواند فشار مالی دولت را به سفره خانوار منتقل کند.

نان برای بسیاری از خانوارهای کم‌درآمد آخرین کالای ارزان و ثابت سفره است. گزارش‌های پیشین نیز نشان داده‌اند کاهش مصرف کالری و حذف گوشت، لبنیات و میوه از سبد بسیاری از خانوارها، نان را به تکیه‌گاه اصلی امنیت غذایی تبدیل کرده است.

در چنین وضعی، گرانی نان فقط افزایش قیمت یک کالا نیست؛ می‌تواند فقر غذایی را به سوءتغذیه پنهان تبدیل کند.

در ژنو واقعا چه گذشت العربیه :تناقض‌‌ اظهارات ونس و قالیباف درباره «دارایی‌های آزاده شده» و خروج هیئت ایرانی

 در ژنو واقعا چه گذشت العربیه :تناقض‌‌ اظهارات ونس و قالیباف درباره «دارایی‌های آزاده شده» و خروج هیئت ایرانی


هیئت مذاکره ایرانی قالیباف وعباس عراقچی وآمریکا ونس 

با وجود فضای خوش‌بینانه‌ای که بر مذاکرات آمریکا و ایران در اقامتگاه «بورگن‌اشتوک» در شب یکشنبه تا دوشنبه حاکم بود، طی ساعات گذشته برخی تناقض‌ها از طریق اظهارات محمدباقر قالیباف، مذاکره‌کننده ارشد ایرانی، و جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا و رئیس هیئت آمریکایی، آشکار شد.

ونس شامگاه دیروز در اظهاراتی مطبوعاتی تأکید کرد که آمریکا با آزادسازی بخشی از دارایی‌های ایران موافقت کرده است، مشروط بر اینکه در مذاکرات میان دو طرف پیشرفت مشاهده شود.

او افزود که این اقدام برای کشاورزان آمریکایی نیز سودمند خواهد بود، زیرا با این پول‌ها محصولات آمریکایی خریداری خواهد شد.

از سوی دیگر، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، نیز تأکید کرد که تهران با پول‌های آزادشده محصولات آمریکایی خریداری خواهد کرد.

اما طرف ایرانی این موضوع را رد کرد. قالیباف و عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی ایران، تصریح کردند ایران بر اساس یادداشت تفاهم، ملزم به خرید محصولات کشاورزی از آمریکا نیست.

همتی ادعاهای ترامپ و معاونش را رد کرد و توضیح داد که نخستین بخش از دارایی‌های آزادشده ایران به ارزش 6 میلیارد دلار، مطابق با شرایط توافق تبادل زندانیان میان آمریکا و ایران در سال 2023 مصرف خواهد شد؛ توافقی که هزینه‌کرد این منابع را به کالاهای اساسی و دارو محدود می‌کند.

او همچنین افزود که ایران تنها در صورتی محصولات کشاورزی آمریکا را خریداری خواهد کرد که از نظر قیمت و کیفیت نسبت به گزینه‌های جایگزین برتری داشته باشند. او اشاره کرد که وزارت جهاد کشاورزی ایران در سال‌های اخیر معمولاً از شرکت‌های بزرگ آمریکایی و اروپایی برای تأمین نیازهای کشاورزی خود استفاده کرده است.

همتی همچنین خاطرنشان کرد که سایر دارایی‌های مسدودشده، از جمله بخش دوم 6 میلیارد دلاری و دیگر منابع مالی توقیف‌شده، تنها به کالاهای اساسی محدود نخواهد بود و می‌توان از آن‌ها برای خرید سایر کالاهای غیرتحریمی نیز استفاده کرد.

خروج هیئت ایرانی

دومین تناقض میان اظهارات دو طرف مربوط به ادعای خروج هیئت ایرانی از مذاکرات 18 ساعته شب یکشنبه تا دوشنبه بود.

ونس تأکید کرد تمامی گزارش‌ها درباره ترک مذاکرات توسط هیئت ایرانی کاملاً نادرست و ساخته‌وپرداخته رسانه‌ها بوده است.

اما قالیباف بعداً در اظهاراتی مطبوعاتی مدعی شد هیئت ایرانی واقعاً از جلسه مذاکرات خارج شده بود؛ آن هم زمانی که مذاکرات پس از ساعت‌ها بحث به مراحل پایانی خود نزدیک می‌شد و ترامپ با اظهارات تند خود علیه ایران به تهدید ادامه می‌داد.

قالیباف گفت که به میانجی‌های قطری و پاکستانی اعلام کرده است که بند نخست یادداشت تفاهم بر عدم تبادل تهدید میان دو کشور تأکید دارد. این اظهارات به نقل از تلویزیون دولتی ایران منتشر شد.

بازرسان هسته‌ای

ونس همچنین اعلام کرد تهران با ورود بازرسان هسته‌ای موافقت کرده است. او پس از مشارکت در مذاکرات به خبرنگاران گفت:«ما پایه‌ای بسیار محکم برای دستیابی به یک توافق نهایی موفق ایجاد کرده‌ایم».

اما اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، تأکید کرد ایران هنوز درباره مسائل هسته‌ای گفت‌وگو نکرده و در مذاکرات سوئیس هیچ تعهد جدیدی ارائه نداده است.

او افزود، اجرای تعهدات ایران در چارچوب تفاهم «اسلام‌آباد» همچنان به اجرای تعهدات طرف مقابل درباره پایان جنگ، تداوم صادرات نفت ایران و آزادسازی دارایی‌ها و منابع مالی مسدودشده وابسته خواهد بود.

در همین حال خبرگزاری رسمی ایران «ایرنا» گزارش داد هیئت ایرانی به ریاست محمدباقر قالیباف و با حضور عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، پس از 18 ساعت مذاکرات فشرده، اقامتگاه را ترک کرد.

در مقابل، شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، وزیر خارجه قطر، بامداد دوشنبه تصویری منتشر کرد که در آن در کنار ونس نشسته بود؛ ونس در حال کار با رایانه قابل حمل خود دیده می‌شد و جرد کوشنر، فرستاده ویژه آمریکا، نیز پشت سر آن‌ها حضور داشت.

او این تصویر را با این توضیح منتشر کرد: «مستقیماً از لوسرن سوئیس؛ کار همچنان ادامه دارد».

پس از ترک محل مذاکرات توسط هیئت‌های آمریکایی و ایرانی، وزارت خارجه سوئیس اعلام کرد شرایط برای «ازسرگیری فوری» مذاکرات در سطح فنی فراهم شده است.

در این مذاکرات، ایران و آمریکا بر سر سازوکارهایی برای توقف درگیری‌ها در لبنان و تأمین امنیت تنگه راهبردی هرمز به تفاهم رسیدند؛ موضوعی که پاکستان و قطر، به عنوان دو کشور میانجی، آن را اعلام کردند. این دو مسئله از مهم‌ترین محورهای جنگی بوده‌اند که منطقه را دچار تنش و اقتصاد جهانی را با اختلال مواجه کرده است.

در بیانیه مشترک دولت‌های پاکستان و قطر آمده است که مذاکره‌کنندگان به «پیشرفت‌های امیدوارکننده‌ای» دست یافته‌اند.

https://farsi.alarabiya.net/iran/2026/06/23/العربیه فارسی

۱۴۰۵ تیر ۱, دوشنبه

عاطفه نادعلیان؛ نویسنده «کودتای نافرجام» کیست و چرا ۳۰ خرداد را دوباره روایت می‌کند؟ شهرام ب

 عاطفه نادعلیان؛ نویسنده «کودتای نافرجام» کیست و چرا ۳۰ خرداد را دوباره روایت می‌کند؟


عاطفه نادعلیان؛(پرستوی مهندس ابراهیم خدابنده)  نویسنده «کودتای نافرجام» کیست و چرا ۳۰ خرداد را دوباره روایت می‌کند؟

در روزهایی که بار دیگر سالگرد ۳۰ خرداد فرا می‌رسد، رسانه‌ها و چهره‌های وابسته به روایت رسمی وزارت اطلاعات تلاش می‌کنند تصویری تازه از یکی از مهم‌ترین و مناقشه‌برانگیزترین وقایع تاریخ معاصر ایران ارائه دهند.

در همین چارچوب، عاطفه نادعلیان از پرستوهای وزارت در مقاله‌ای با عنوان «کودتای نافرجام؛ کودتای ۳۰ خرداد ۱۳۶۰» کوشیده است آنچه را که طی چهار دهه گذشته در ادبیات رسمی حکومت بویژه وزارت اطلاعات واطلاعات سپاه با عنوان «کودتای مجاهدین» شناخته شده، بار دیگر بازسازی و بازتولید کند.

اما پیش از آنکه به محتوای این مقاله بپردازیم، یک سؤال اساسی مطرح می‌شود:

عاطفه نادعلیان کیست و از چه جایگاهی درباره ۳۰ خرداد سخن می‌گوید؟

این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که مقاله مورد بحث، یک پژوهش دانشگاهی یا یک بررسی مستقل تاریخی نیست؛ بلکه بخشی از یک جنگ سیاسی و تبلیغاتی طولانی‌مدت بر سر حافظه تاریخی جامعه ایران است که توسط وزارت اطلاعات دامن زده میشود و روایت سازی میشود.

در این میان، نام عاطفه نادعلیان سال‌هاست در کنار ابراهیم خدابنده و مجموعه موسوم به «انجمن نجات» دیده می‌شود؛ مجموعه‌ای که این پرستوی وزارت اطلاعات را هم شامل میشود که  بخش مهمی از فعالیت‌های خود را بر حمله به سازمان مجاهدین خلق، اشرف، اشرف ۳ و مقاومت ایران متمرکز کرده است.

از همین رو، برای درک بهتر مقاله «کودتای نافرجام» ابتدا باید به این پرسش پاسخ داد که چرا پس از گذشت بیش از ۴۵ سال از وقایع ۳۰ خرداد، هنوز بازنویسی آن برای برخی جریان‌های ولایتی ووزارتی اهمیت حیاتی دارد؟

آیا مسئله صرفاً یک اختلاف تاریخی است؟

یا آن‌گونه که شواهد نشان می‌دهد، نزاع اصلی بر سر گذشته نیست؛ بلکه بر سر مشروعیت امروز و آینده ایران است؟ ومجاهدین پا بر گلوی روایت سازی ها وشیطانسازیهای آن گذاشته وبا افشاگریهای اساسی وبنیادین نفس آنها را بریده است.

در این پرونده، ابتدا به نقش ابراهیم خدابنده، انجمن نجات و شبکه تبلیغاتی پیرامون آن می‌پردازیم و سپس به سراغ مقاله «کودتای نافرجام» خواهیم رفت تا ببینیم آیا ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ واقعاً یک کودتا بود یا نقطه انفجار بحرانی که از ماه‌ها قبل با حذف مخالفان، عزل بنی‌صدر و یکدست‌سازی قدرت در حال شکل‌گیری بود.

شهرام ب ادامه دارد 

اشرف گردی با خودرو بعد از کهکشان پیروز ۳۰ خرداد در پاریس

اشرف گردی با خودرو بعد از کهکشان پیروز ۳۰ خردادبرابر ۲۰ژوئن ۲۰۲۶ در پاریس
اشرف گردی با خودرو بعد پیروزی بزرگ ۳۰ خرداد ۱۴۰۵برابر با ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶