۱۴۰۴ اسفند ۲۷, چهارشنبه

از پشت صحنه عملیات «خشم حماسی»؛ آناتومی قدرت نظامی آمریکا در نبرد با رژیم ایران بیشتر بدانید

از پشت صحنه عملیات «خشم حماسی»؛ آناتومی قدرت نظامی آمریکا در نبرد با رژیم ایران بیشتر بدانید



یک فروند جنگنده «اف ۱۸ سوپر هورنت» متعلق به اسکادران جنگنده تهاجمی ۴۱ نیروی دریایی آمریکا، بر عرشه پرواز ناو هواپیمابر «یواس‌اس آبراهام لینکلن» از کلاس «نیمیتز»، در چارچوب پشتیبانی از عملیات «خشم حماسی»، برای پرواز آماده می‌شود؛ ۲۸ فوریه ۲۰۲۶

اسناد مربوط به عملیات «خشم حماسی» نشان می‌دهد ایالات متحده مجموعه‌ای گسترده را از تجهیزات نظامی شامل بمب‌افکن‌های راهبردی، جنگنده‌های رادارگریز، پهپادها، ناوهای هواپیمابر، سامانه‌های دفاع موشکی و هواپیماهای شناسایی، در نبرد با جمهوری اسلامی به کار گرفته است.

صدای آمریکا با بررسی اسناد مربوط به این عملیات، به فهرستی طولانی از تجهیزات و سامانه‌های نظامی ایالات متحده دست یافته، که در کارزار «خشم حماسی» مورد استفاده قرار گرفته است. این تجهیزات طیف گسترده‌ای از توانمندی‌های هوایی، دریایی، اطلاعاتی و دفاعی را در بر می‌گیرند.

در این گزارش، آناتومی قدرت نظامی آمریکا را در عملیات علیه جمهوری اسلامی بررسی کرده‌ایم.

بمب‌افکن‌های راهبردی

در بخش بمب‌افکن‌ها، سه نوع هواپیمای راهبردی در عملیات حضور داشته‌اند.

نخست بمب‌افکن بی–۱ که یک هواپیمای دوربرد با توان حمل حجم بالایی از مهمات هدایت‌شونده است و برای حمله هم‌زمان به شمار زیادی از اهداف زمینی استفاده می‌شود.

دوم بمب‌افکن رادارگریز بی–۲ که برای نفوذ به مناطق دارای پدافند هوایی سنگین طراحی شده و می‌تواند اهداف حساس و به‌شدت محافظت‌شده را با دقت بالا هدف قرار دهد.

سوم بمب‌افکن بی–۵۲ که از شناخته‌شده‌ترین بمب‌افکن‌های راهبردی محسوب می‌شود و توانایی شلیک موشک‌های کروز و حمل بمب‌های هدایت‌شونده را دارد.

پهپادهای شناسایی و رزمی

در بخش سامانه‌های بدون سرنشین نیز دو نوع پهپاد در این عملیات به کار گرفته شده است.

نخست، پهپادهای لوکاس که عمدتاً برای مأموریت‌های شناسایی، نظارت و جمع‌آوری اطلاعات مورد استفاده قرار می‌گیرند و در برخی مأموریت‌ها قابلیت انجام حمله نیز دارند.

دوم، پهپاد ریپر که یک پهپاد رزمی با توان ماندگاری طولانی در آسمان است و علاوه بر جمع‌آوری اطلاعات می‌تواند حملات دقیق علیه اهداف زمینی انجام دهد.

سامانه‌های دفاع موشکی

در حوزه دفاع موشکی، دو سامانه مهم در این عملیات مستقر شده‌اند.

سامانه پاتریوت که برای رهگیری هواپیماها، پهپادها و موشک‌های مهاجم طراحی شده و نقش مهمی در دفاع از نیروها و پایگاه‌های نظامی دارد.

همچنین سامانه تاد که یک سامانه پیشرفته رهگیری موشک‌های بالستیک در ارتفاع بالا است و برای مقابله با تهدیدهای موشکی دوربرد به کار گرفته می‌شود.

جنگنده‌های چندمنظوره و رادارگریز

در بخش جنگنده‌ها نیز چندین نوع هواپیما در عملیات حضور داشته‌اند.

این فهرست شامل جنگنده اف–۱۵ است که برای برتری هوایی و درگیری با هواپیماهای دشمن طراحی شده است.

جنگنده اف–۱۶ نیز در این عملیات حضور داشته؛ هواپیمایی چندمنظوره که توانایی انجام مأموریت‌های مختلف از جمله حملات زمینی و نبرد هوایی را دارد.

جنگنده اف–۱۸ که از ناوهای هواپیمابر عملیات انجام می‌دهد نیز در این کارزار به کار گرفته شده است.

در کنار این هواپیماها، دو جنگنده رادارگریز نسل جدید نیز حضور داشته‌اند: اف–۲۲ که یکی از پیشرفته‌ترین جنگنده‌های برتری هوایی در جهان محسوب می‌شود و اف–۳۵ که یک جنگنده چندمنظوره با قابلیت انجام هم‌زمان مأموریت‌های تهاجمی، شناسایی و جنگ الکترونیک است.

هواپیماهای پشتیبانی نزدیک و جنگ الکترونیک

در کنار جنگنده‌ها، هواپیماهای تخصصی دیگری نیز در عملیات حضور داشته‌اند.

یکی از آن‌ها هواپیمای تهاجمی ای–۱۰ است که برای پشتیبانی نزدیک از نیروهای زمینی طراحی شده و توانایی هدف قرار دادن تانک‌ها و خودروهای زرهی را دارد.

همچنین هواپیمای جنگ الکترونیک ای‌ای–۱۸جی در این عملیات به کار گرفته شده است؛ هواپیمایی که می‌تواند با ایجاد اختلال در سامانه‌های راداری و ارتباطی، کارایی سامانه‌های دفاعی طرف مقابل را کاهش دهد.

هواپیماهای شناسایی و هشدار زودهنگام

در حوزه جمع‌آوری اطلاعات و کنترل میدان نبرد نیز چندین هواپیمای تخصصی در این عملیات حضور داشته‌اند.

هواپیمای هشدار زودهنگام ای–۲دی با رادار قدرتمند خود قادر است تحرکات هوایی را در شعاع وسیعی شناسایی کند و اطلاعات لازم را در اختیار فرماندهان عملیات قرار دهد.

هواپیمای شناسایی آرسی–۱۳۵ نیز برای جمع‌آوری اطلاعات الکترونیکی و شنود سیگنال‌های ارتباطی استفاده شده است.

همچنین هواپیمای شناسایی ارتفاع بالای یو–۲ برای جمع‌آوری اطلاعات راهبردی از ارتفاع بسیار بالا در این عملیات به کار گرفته شده است.

حضور ناوهای هواپیمابر و ناوشکن‌ها

در حوزه دریایی نیز ایالات متحده از چندین نوع شناور نظامی استفاده کرده است.

در رأس این نیروها ناوهای هواپیمابر با پیشران هسته‌ای قرار دارند که به‌عنوان پایگاه‌های هوایی شناور عمل می‌کنند و امکان پرواز جنگنده‌ها و هواپیماهای پشتیبانی را در دریا فراهم می‌سازند.

ناوهای عظیم آبراهام لینکلن از کلاس نیمیتز و جرالد فورد از کلاس فورد، قلب تپنده نظامی آمریکا در جریان «خشم حماسی» در دریاست.

در کنار آن‌ها ناوشکن‌های مجهز به موشک‌های هدایت‌شونده نیز در عملیات حضور داشته‌اند. این شناورها توانایی انجام مأموریت‌های دفاع هوایی، نبرد دریایی و حملات موشکی به اهداف زمینی را دارند.

سامانه‌های پشتیبانی و لجستیکی

برای پشتیبانی از عملیات نیز مجموعه‌ای از سامانه‌های لجستیکی به کار گرفته شده است.

هواپیماهای سوخت‌رسان امکان سوخت‌گیری جنگنده‌ها و بمب‌افکن‌ها در آسمان را فراهم می‌کنند و به این ترتیب برد عملیاتی آن‌ها به شکل قابل توجهی افزایش می‌یابد.

در حوزه انتقال نیرو و تجهیزات نیز هواپیماهای ترابری سنگین سی–۱۷ برای انتقال نیروها، تجهیزات و خودروهای نظامی مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

همچنین هواپیماهای ترابری سی–۱۳۰ برای مأموریت‌های پشتیبانی و انتقال تجهیزات در مناطق عملیاتی به کار گرفته شده‌اند.

در دریا نیز کشتی‌های سوخت‌رسان برای تأمین سوخت ناوهای جنگی در طول عملیات حضور داشته‌اند.

سامانه‌های جنگ الکترونیک و ارتباطی

در حوزه جنگ الکترونیک و ارتباطات نیز سامانه‌های تخصصی مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

هواپیمای ای‌سی–۱۳۰ که برای ایجاد اختلال در ارتباطات و سامانه‌های راداری دشمن طراحی شده است در این عملیات حضور داشته است.

علاوه بر آن، سامانه‌های رله ارتباطی هوابرد برای گسترش و تقویت شبکه ارتباطی نیروهای نظامی در میدان نبرد مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

سامانه‌های دفاعی زمینی

در نهایت، برای حفاظت از نیروها در برابر تهدیدات نزدیک، سامانه‌های دفاعی زمینی نیز در عملیات مستقر شده‌اند.

از جمله این سامانه‌ها سامانه دفاعی رهگیری راکت، توپخانه و خمپاره است که برای مقابله با حملات کوتاه‌برد طراحی شده است.

همچنین سامانه‌های ضدپهپاد برای شناسایی، رهگیری و نابودی پهپادهای دشمن در میدان نبرد به کار گرفته شده‌اند.

صدای آمریکا 

https://ir.voanews.com/a/8126263.html?withmediaplayer=1

۱۴۰۴ اسفند ۲۶, سه‌شنبه

ارتش اسرائيل: اعضای بسیج را در ایست‌های بازرسی، چادرها و هر مکانی که باشند شکار می‌کنیم

 

ارتش اسرائيل: اعضای بسیج را در ایست‌های بازرسی، چادرها و هر مکانی که باشند شکار

 می‌کنیم



نیروی هوایی اسرائيل - آرشیو
نیروی هوایی اسرائيل - آرشیو

ارتش اسرائيل روز سه‌شنبه ۲۶ اسفند در بیانیه‌ای که به فارسی منتشر کرد گفت: «ما فعالان بسیج را در ایست‌های بازرسی، در چادرها و در هر مکانی که حضور داشته باشند، تعقیب و شکار می‌کنیم.»

ارتش اسرائيل در این روز ویدیویی از حمله به مواضع بسیج را منتشر کرد و گفت در ساعات گذشته به ده موضع بسیج در سراسر تهران حمله کرده است.

No media source currently available

0:200:200:18
 دانلود 

این نیرو توضیح داد که «دستان نیروهای بسیج به خون هزاران ایرانی که در موج اخیر اعتراضات قتل‌عام شدند، آلوده است.»

ارتش اسرائيل وعده داد که حملاتش به اعضای بسیج «تا زمانی که دیگر مکانی برای فعالیت از آن‌ها باقی نماند و کسی برای عمل‌کردن وجود نداشته باشد» ادامه خواهد داشت.

ارتش اسرائيل روز سه شنبه غلامرضا سلیمانی، فرمانده بسیج را کشت.

ارتش اسرائيل گفت: «سلیمانی در زمانی فرماندهی بسیج را بر عهده داشت که این نیرو در سرکوب مردم ایران فعال بود و با استفاده از خشونت شدید به غیرنظامیان آسیب می‌زد. فرمانده بسیج، هم برای مردم ایران و هم برای رژیم، چهره‌ی آشکار سرکوب بود.»

بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائيل، در پیامی که چند روز پیش منتشر کرد به مردم ایران گفت که در روزهای آینده شرایطی فراهم خواهد شد تا مردم «سرنوشت خود را به دست بگیرند.»

او گفت کشورش در حال انجام «یک جنگ تاریخی برای آزادی» است و این وضعیت را «فرصتی بی‌نظیر» برای ایرانیان دانست تا به گفته او «رژیم آیت‌الله‌ها را سرنگون کنند و آزادی خود را به دست آورند.»

سپاه پاسداران کشته شدن فرمانده بسیج را تائید کرد

 سپاه پاسداران کشته شدن فرمانده بسیج را تائید کرد


غلامرضا سلیمانی، رئیس سازمان بسیج مستضعفین کشته شد 

سپاه پاسداران خبر کشته شدن غلامرضا سلیمانی، فرمانده بسیج ایران را تائید کرده است.

سپاه پاسداران در بیانیه‌اش، که خبرگزاری حکومتی فارس آن را منتشر کرده،‌ گفته است:«این ترور ناجوانمردانه حاکی از اهمیت و نقش بسیج در میدان نبرد همه جانبه با ارتش تروریستی آمريکا و رژیم صهیونیستی و مزدوران آن ها به ویژه در جنگ اخیر می‌باشد.»

اسرائیل امروز اعلام کرد که دیشب در حملاتی «هدفمند» علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران و غلامرضا سلیمانی را کشته است.https://draft.blogger.com/u/1/blog/post/edit/1497179776243211543/859266206782082125 بی بی سی فارسی

خبر کشته شدن لاریجانی تایید شد

 خبر کشته شدن لاریجانی تایید شد


لاریجانی به خامنه ای ضمیمه شد 

دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی ایران کشته شدن علی لاریجانی، دبیر این شورا را تایید کرده است.

این نهاد در اطلاعیه‌اش گفته است آقای لاریجانی به همراه یکی از فرزندانش، مرتضی لاریجانی، و همچنین علیرضا بیات، معاون امنیت این شورا و جمعی از محافظانش کشته شده است.

پیشتر مقام‌های اسرائیل اعلام کرده بودند که در حمله هدفمند در تهران، علی لاریجانی و غلامرضا سلیمانی، فرمانده بسیج، را کشته‌اند. https://www.bbc.com/persian/live/cwyx48eygeet

خاورمیانه جدید پس از جنگ ایران چگونه خواهد بود؟

 خاورمیانه جدید پس از جنگ ایران چگونه خواهد بود؟

تنها دو روز پیش از شعله‌ور شدن جنگ میان ایالات متحده و اسرائیل از یک سو و ایران از سوی دیگر، من مقاله‌ای در این روزنامه با عنوان «خاورمیانه پس از سی سال» نوشتم و در آن کوشیدم مسیر منطقه‌ای را بازخوانی کنم که همواره بین ثباتی شکننده و انفجارهای ناگهانی در نوسان بوده است. اما پس از آنکه چرخ جنگ عملاً به حرکت درآمد، این پرسش در حال حاضر فوریت و وضوح بیشتری یافته است: خاورمیانه پس از این جنگ به کدام سو روان است؟

پیش از آنکه به پرسش پایان جنگ یا وضعیت پس از آن بپردازیم، باید به پرسشی ساده‌تر بازگردیم: چرا این جنگ اساسا آغاز شد؟ بسیاری، این رویارویی را به برنامه هسته‌ای ایران یا تهدید این کشور علیه اسرائیل مرتبط دانستند، به ویژه پس از رخدادهای هفتم اکتبر 2023. اما واقعیت نشان می‌دهد که مسأله اصلی، نه برنامه هسته‌ای، بلکه ذهنیت سیاسی‌ است که طی نزدیک به پنج دهه بر ایران حاکم بوده؛ ذهنیتی که صدور انقلاب را به عنوان یک پروژه سیاسی دانسته و نفوذ منطقه‌ای را امتداد طبیعی ایده «منازعه دائم» تلقی می‌کند. این ذهنیت از خمینی تا علی خامنئی، رهبر کشته‌شده، تغییر نکرده و احتمالاً در دوران مجتبی خامنئی، رهبر کنونی نیز ادامه دارد.

این ذهنیت‌ها به‌رغم تحریم‌های طولانی‌مدت، محاصره اقتصادی، و حتی با وجود تغییرات بنیادین جهانی، دستخوش تحول نشدند. از همین رو در حالی که کشورهای منطقه در حال تنظیم مجدد اولویت‌های خود حول محور توسعه و ثبات بودند، تهران همچنان بر اساس معادله‌ای متفاوت حرکت می‌کند که عبارت است از بازدارندگی پیش از همگرایی، و منازعه قبل از توسعه.

به همین دلیل، منطقه این روزها شاهد صحنه‌ای بی‌سابقه از تشدید تنش‌ها است؛ بیش از سه هزار موشک و پهپاد از ایران علیه کشورهای خلیجی، زیرساخت‌های انرژی و تأسیسات حیاتی پرتاب شد. این در حالی است که کشورهای خلیجی به صراحت اعلام کرده‌اند که هرگز اجازه استفاده از خاک یا آسمان خود برای اقدامات نظامی علیه ایران را نخواهند داد. برخی از این کشورها حتی راه مصالحه و تفاهم را در پیش گرفتند، همانند توافق پکن که روابط میان سعودی و ایران را احیا کرد. همچنین، برخی از اقتصادهای خلیجی، به ویژه امارات، سال‌ها ریه تنفس برای اقتصادی ایران در دوران تحریم‌ها بودند. قطر نیز با ایران رابطه‌ای ویژه داشته و عمان در مذاکرات برنامه هسته‌ای، نقش میانجی را ایفا کرده است.

به همین دلیل، هدف قرار دادن تأسیسات خلیجی در جریان این جنگ از منظر سیاسی و راهبردی توجیه‌ناپذیر به نظر می‌رسد. اما پرسش اصلی، ذهنیتی است که صحنه‌گردان ایران است؛ زیرا هدف قراردادن کشورهای خلیجی نه تنها به قدرت ایران نمی‌افزاید، بلکه جبهه‌هایی را باز می‌کند که ایران به آن‌ها نیازی ندارد.

در اینجا پرسشی مطرح می‌شود: آیا ایران امروز به مردی خردمند بیشتر نیاز دارد یا رهبر؟ مردی خردمندی که دریابد قدرت در قرن بیست و یکم دیگر با شمار موشک‌ها سنجیده نمی‌شود، بلکه معیار سنجش قدرت، توانایی ایجاد اقتصاد مولد، ثبات سیاسی، و روابط متوازن با همسایگان است.

ایران کشوری از نظر داشتن منابع درآمد، کشور فقیری نیست، بلکه دارای مؤلفه‌هایی است که آن را قادر می‌سازد به یکی از بزرگ‌ترین قدرت‌های اقتصادی خاورمیانه تبدیل شود؛ موقعیت جغرافیایی استراتژیک، بازار عظیم و منابع انرژی فراوان از جمله این مؤلفه‌ها هستند. با این حال، این ظرفیت‌ها دهه‌ها اسیر دیدگاه سیاسی شده‌اند که نفوذ منطقه‌ای را جایگزینی برای توسعه داخلی می‌داند.

بازگردیم به خاورمیانه؛ آنچه امروز در منطقه رخ می‌دهد فقط یک جنگ نیست، بلکه ممکن است آغاز شکل‌دهی و بازچینی منطقه و «محیط راهبردی» باشد. همان‌گونه که مورخ آمریکایی جان لوئیس گادیس اشاره کرده، جنگ‌های بزرگ تنها به پایان دادن به منازعات نمی‌انجامند، بلکه محیط راهبردی حاکم بر عملکرد کشورها را بازچینی می‌کنند؛ به این معنا که پایان جنگ می‌تواند آغاز یک نظام منطقه‌ای متفاوت با گذشته باشد.

می‌توان اصطلاح «خاورمیانه جدید» که مکررا در واشینگتن مطرح می‌شود را در همین چارچوب فهمید؛ گرچه این اصطلاح جدیدی نیست و دهه‌ها در ادبیات سیاسی آمریکا مطرح بوده، اما هرگاه منطقه تحولات عمده‌ای را تجربه کرده، دوباره به صحنه بازگشته است. اساس این ایده، بازچینی موازنه قواست، به گونه‌ای که منطقه بر شبکه‌های از هم‌پیمانی‌های اقتصادی و امنیتی استوار شود، نه بر محورهای باز منازعه. کنت پولاک، پژوهشگر آمریکایی نیز اشاره کرده که استراتژی آمریکا به جای مدیریت منازعات بی‌پایان، به تدریج به سمت ایجاد یک نظام منطقه‌ای مبتنی بر مشارکت‌های اقتصادی و یکپارچگی امنیتی بین کشورها حرکت می‌کند.

به همین دلیل، منطقه اکنون میان دو مدل متفاوت مدیریت کشور قرار دارد. مدل نخست بر این ایده استوار است که نفوذ از طریق منازعات باز، شبکه‌های بازوهای مسلح و تلاش برای گسترش جغرافیایی یا سلطه سیاسی بنا می‌شود.

مدل دوم بر توسعه، ثبات و ایجاد مشارکت‌های اقتصادی منطقه‌ای تکیه دارد.

مدل نخست، منطقه را ملتهب، منازعه‌آلود و زمینی حاصلخیز برای افراط‌گرایی و افزایش تهدیدات امنیتی نگه می‌دارد، در حالی که مدل دوم نیازمند تصمیمات شجاعانه برای به صفررسانی و حل همه منازعات، و در راس آنها منازعه فلسطین و اسرائیل است تا روابط طبیعی میان کشورهای منطقه شکل گیرد و توسعه به عنوان نخستین و مهم‌ترین شاخص مشروعیت سیاسی و قطب‌نمای سنجش پیشرفت و ثبات کشورها در نظر گرفته شود. تجارب گذشته نشان داده‌اند که هیچ نظام منطقه‌ای نمی‌تواند پایدار باشد مگر اینکه از درون همان منطقه برخاسته باشد.

از این رو، این پرسش اساسی مطرح می‌شود: چه خاورمیانه‌ای متولد خواهد شد؟ تنها سال‌های آینده پاسخ این پرسش را خواهند داد. با این حال، آنچه اکنون واضح است این است که منطقه وارد مرحله‌ای عمیق از بازچینی و بازساخت شده و کشورهایی که در آینده بر میز تصمیم‌گیری خواهند نشست، صرفاً آنهایی نیستند که در مدیریت منازعه مهارت داشته‌اند، بلکه کشورهایی هستند که به موقع فهمیدند توسعه احیانا می‌تواند از جنگ هم قدرتمندتر باشد.

منبع: روزنامه الشرق الاوسط

https://farsi.alarabiya.net/views/2026/03/13/