۱۴۰۵ خرداد ۲۴, یکشنبه

از «نه مذاکره» تا «توافق»؛ چرا برخی حامیان حکومت علیه مذاکره‌کنندگان شعار می‌دهند؟ شهرام بهزادی

از «نه مذاکره» تا «توافق»؛ چرا برخی حامیان حکومت علیه مذاکره‌کنندگان شعار می‌دهند؟


خامنه ای گفته بود با آمریکا مذاکره نمیکنیم ولی قالباف رفت پاکستان برای مذاکره وحالا علیه او شعار میدهند.
تحلیل

خامنه‌ای: مذاکره نمی‌کنیم، حمله کنید حمله می‌کنی



مرگ بر عراقچی بی شرف نفوذی را در تهران بشنوید

در حالی که گزارش‌ها از احتمال امضای تفاهم‌نامه‌ای میان ایران و آمریکا خبر می‌دهند، صحنه‌ای کم‌سابقه در تهران و مشهد توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. گروهی از مخالفان توافق احتمالی، با تجمع مقابل نهادهای حکومتی، علیه مسئولان ارشد مذاکره‌کننده شعار دادند.

شعارهایی مانند «عراقچی حیا کمن، مملکت رو رها کن» و «قالیباف، عراقچی، پس خون رهبرم چی؟» تنها اعتراض به یک توافق دیپلماتیک نیست؛ بلکه نشانه‌ای از شکاف و سردرگمی در بخشی از نیروهایی است که سال‌ها از سیاست‌های تقابل و تنش حمایت کرده‌اند.

قالیباف ،عراقچی ، پس خون رهبرم چی؟

پرسشی که به خیابان آمد

آنچه در این تجمع‌ها برجسته بود، نه صرفاً مخالفت با مذاکره، بلکه پرسشی بود که معترضان مطرح می‌کردند:

اگر قرار است در نهایت مذاکره شود، اگر قرار است درباره پرونده هسته‌ای، تحریم‌ها، تنگه هرمز و روابط با آمریکا توافق صورت گیرد، پس نتیجه سال‌ها شعار، تنش، هزینه‌های اقتصادی و فشارهای وارد شده بر مردم چه بوده است؟

شعار «پس خون رهبرم چی؟» در واقع بازتاب همین تناقض است؛ تناقضی میان ادبیات سال‌های گذشته و واقعیت امروز.

اختلاف بر سر توافق یا اختلاف بر سر نتیجه؟

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، بخش‌هایی از جریان‌های تندرو معتقدند امتیازهایی که ایران باید بدهد روشن است:
باز شدن تنگه هرمز، محدودیت در برنامه هسته‌ای، کاهش سطح غنی‌سازی و ادامه مذاکرات.

اما آنچه در مقابل دریافت می‌شود، از نگاه آنان هنوز مبهم است:
آیا تحریم‌ها واقعاً برداشته می‌شود؟
آیا دارایی‌های مسدودشده آزاد خواهد شد؟
آیا فشارهای اقتصادی کاهش خواهد یافت؟

همین ابهام‌ها سبب شده است که بخشی از حامیان سنتی حکومت نیز نسبت به توافق احتمالی ابراز تردید کنند.

شکافی که دیگر پنهان نیست

واکنش روزنامه‌های نزدیک به حکومت و اظهارات برخی مقام‌ها نیز نشان می‌دهد که نگرانی اصلی اکنون تنها توافق با آمریکا نیست، بلکه گسترش اختلافات درون ساختار قدرت است.

وقتی رسانه‌های نزدیک به حاکمیت از «وحدت‌شکنی» سخن می‌گویند و برخی مسئولان خواستار حفظ انسجام می‌شوند، این خود نشانه آن است که مخالفت‌ها فراتر از چند تجمع پراکنده ارزیابی می‌شود.

غایب بزرگ این مناقشه

اما در میان همه این کشمکش‌ها، یک واقعیت همچنان کمتر دیده می‌شود: مردم ایران.

سال‌هاست که بحث‌های مربوط به پرونده هسته‌ای، تحریم‌ها، جنگ، تنش‌های منطقه‌ای و مذاکرات بین‌المللی جریان دارد، اما هزینه اصلی این بحران‌ها را مردم پرداخته‌اند؛ مردمی که با تورم، کاهش قدرت خرید، بیکاری و محدودیت‌های گسترده روبه‌رو بوده‌اند.

همچنین در بسیاری از این معادلات، نقش نیروهای اجتماعی، معترضان، زندانیان سیاسی، خانواده‌های دادخواه و جریان‌های مخالف حکومت نیز کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

جمع‌بندی

تجمع‌های اعتراضی علیه توافق احتمالی ایران و آمریکا را می‌توان نشانه‌ای از یک واقعیت مهم دانست: حتی در درون حاکمیت نیز درباره مسیر آینده اجماع کامل وجود ندارد.

شعارهایی که در تهران و مشهد شنیده شد، بیش از آنکه صرفاً مخالفت با یک توافق باشد، بازتاب پرسش‌هایی است که پس از سال‌ها تنش، جنگ‌افروزی، تحریم و بحران، اکنون از سوی بخشی از حامیان حکومت نیز مطرح می‌شود.

اما فراتر از همه این اختلافات، آنچه تعیین‌کننده آینده ایران خواهد بود، نه فقط متن یک توافق یا اختلاف میان جناح‌های حکومتی، بلکه نقش مردم ایران در تعیین سرنوشت خویش و پاسخ به مطالبات آزادی، عدالت، رفاه و کرامت انسانی است.

 شهرام بهزادی  

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر