۱۴۰۵ تیر ۳, چهارشنبه

تنگه هرمز در برابر آزادی بیان؟ وقتی حق تجمع به ابزار چانه‌زنی سیاسی تبدیل می‌شود شهرام بهزادی

 تنگه هرمز در برابر آزادی بیان؟ وقتی حق تجمع به ابزار چانه‌زنی سیاسی تبدیل می‌شود


تنگه هرمز یا ممنوعیت تظاهرات مجاهدین= پلیتیک کمپله زانس= سیاست مماشات = سیاست حفظ نظام

اظهارات اخیر خراتیان در یک برنامه تلویزیونی، بحث تازه‌ای را درباره نسبت میان منافع اقتصادی و حقوق سیاسی برانگیخته است. او در سخنانی کم‌سابقه گفت:

«باید به فرانسوی‌ها پیام بدهیم اگر می‌خواهید کشتی‌هایتان از تنگه هرمز عبور کند، ابتدا باید تکلیف پرونده مجاهدین را روشن کنید.»

صرف‌نظر از این‌که مخاطب با مجاهدین خلق موافق باشد یا مخالف، این سخنان یک پرسش اساسی را مطرح می‌کند:

آیا حق تجمع، آزادی بیان و فعالیت سیاسی مخالفان باید به موضوعی برای معامله در مذاکرات سیاسی و اقتصادی تبدیل شود؟

از تنگه هرمز تا خیابان‌های پاریس

در حالی که مقامات جمهوری اسلامی همواره تأکید می‌کنند فعالیت اپوزیسیون در خارج از کشور برای آنان اهمیتی ندارد، چنین اظهاراتی نشان می‌دهد که موضوع مخالفان سیاسی همچنان در محاسبات دیپلماتیک و امنیتی جایگاه ویژه‌ای دارد.

وقتی عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز در کنار ممنوعیت یا محدودیت تجمع مخالفان در پاریس قرار می‌گیرد، این پرسش مطرح می‌شود که آیا میان این دو موضوع از نگاه گوینده ارتباطی وجود دارد؟

یک اعتراف ناخواسته؟

منتقدان جمهوری اسلامی سال‌هاست ادعا می‌کنند که حکومت تلاش می‌کند فعالیت مخالفان خود را در خارج از کشور محدود کند. اکنون برخی معتقدند چنین اظهاراتی دست‌کم نشان می‌دهد که پرونده اپوزیسیون برای حکومت صرفاً یک موضوع داخلی نیست، بلکه در سطح روابط خارجی نیز مورد توجه قرار دارد.

مسئله فراتر از یک سازمان است

موضوع اصلی فقط یک سازمان سیاسی نیست. مسئله این است که آیا یک دولت می‌تواند از ابزارهای ژئوپلیتیک، انرژی یا تجارت برای اثرگذاری بر حقوق سیاسی مخالفان خود در کشورهای دیگر استفاده کند؟

در جوامع دموکراتیک، حق تجمع و آزادی بیان اصولی بنیادین محسوب می‌شوند و اصولاً نباید موضوع معامله یا بده‌بستان سیاسی قرار گیرند.

نتیجه‌گیری

منتقدان سیاست جمهوری اسلامی معتقدند که این نخستین بار نیست که موضوع مجاهدین خلق و فعالیت‌های اپوزیسیون ایران در خارج از کشور به بخشی از معادلات دیپلماتیک و امنیتی تبدیل می‌شود. از نگاه آنان، طی بیش از چهار دهه، حکومت همواره تلاش کرده است مخالفان سازمان‌یافته خود را نه فقط در داخل کشور، بلکه در عرصه بین‌المللی نیز تحت فشار قرار دهد.

در همین چارچوب، برخی ناظران اظهارات اخیر خراتیان را صرفاً یک موضع‌گیری شخصی تلقی نمی‌کنند، بلکه آن را بازتاب نوعی نگاه می‌دانند که فعالیت مخالفان را موضوعی مرتبط با مذاکرات، روابط خارجی و حتی مسائل اقتصادی و امنیتی می‌بیند.

فارغ از درستی یا نادرستی این برداشت، آنچه در ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶ در پاریس رخ داد این بود که با وجود محدودیت‌ها و ممنوعیت اعلام‌شده، حامیان مقاومت ایران و اشرف‌نشانان برنامه‌های خود را متوقف نکردند. به‌جای تمرکز در یک نقطه، در چندین نقطه شهر پاریس حضور یافتند و پیام خود را به افکار عمومی، رسانه‌ها و شخصیت‌های بین‌المللی رساندند.

به این ترتیب، ماجرای ۲۰ ژوئن تنها یک بحث حقوقی یا اداری درباره یک تجمع نبود؛ بلکه به صحنه‌ای برای مناقشه بر سر دو نگاه متفاوت تبدیل شد: از یک سو تلاش برای محدود کردن صدای مخالفان، و از سوی دیگر اصرار بر این‌که راه‌حل آینده ایران نه در جنگ، نه در معامله بر سر حقوق مردم، بلکه در اتکاء به مردم، مقاومت سازمان‌یافته و حق آزادی بیان و تجمع نهفته است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر