عاطفه نادعلیان؛ نویسنده «کودتای نافرجام» کیست و چرا ۳۰ خرداد را دوباره روایت میکند؟
عاطفه نادعلیان؛(پرستوی مهندس ابراهیم خدابنده) نویسنده «کودتای نافرجام» کیست و چرا ۳۰ خرداد را دوباره روایت میکند؟
در روزهایی که بار دیگر سالگرد ۳۰ خرداد فرا میرسد، رسانهها و چهرههای وابسته به روایت رسمی وزارت اطلاعات تلاش میکنند تصویری تازه از یکی از مهمترین و مناقشهبرانگیزترین وقایع تاریخ معاصر ایران ارائه دهند.
در همین چارچوب، عاطفه نادعلیان از پرستوهای وزارت در مقالهای با عنوان «کودتای نافرجام؛ کودتای ۳۰ خرداد ۱۳۶۰» کوشیده است آنچه را که طی چهار دهه گذشته در ادبیات رسمی حکومت بویژه وزارت اطلاعات واطلاعات سپاه با عنوان «کودتای مجاهدین» شناخته شده، بار دیگر بازسازی و بازتولید کند.
اما پیش از آنکه به محتوای این مقاله بپردازیم، یک سؤال اساسی مطرح میشود:
عاطفه نادعلیان کیست و از چه جایگاهی درباره ۳۰ خرداد سخن میگوید؟
این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که مقاله مورد بحث، یک پژوهش دانشگاهی یا یک بررسی مستقل تاریخی نیست؛ بلکه بخشی از یک جنگ سیاسی و تبلیغاتی طولانیمدت بر سر حافظه تاریخی جامعه ایران است که توسط وزارت اطلاعات دامن زده میشود و روایت سازی میشود.
در این میان، نام عاطفه نادعلیان سالهاست در کنار ابراهیم خدابنده و مجموعه موسوم به «انجمن نجات» دیده میشود؛ مجموعهای که این پرستوی وزارت اطلاعات را هم شامل میشود که بخش مهمی از فعالیتهای خود را بر حمله به سازمان مجاهدین خلق، اشرف، اشرف ۳ و مقاومت ایران متمرکز کرده است.
از همین رو، برای درک بهتر مقاله «کودتای نافرجام» ابتدا باید به این پرسش پاسخ داد که چرا پس از گذشت بیش از ۴۵ سال از وقایع ۳۰ خرداد، هنوز بازنویسی آن برای برخی جریانهای ولایتی ووزارتی اهمیت حیاتی دارد؟
آیا مسئله صرفاً یک اختلاف تاریخی است؟
یا آنگونه که شواهد نشان میدهد، نزاع اصلی بر سر گذشته نیست؛ بلکه بر سر مشروعیت امروز و آینده ایران است؟ ومجاهدین پا بر گلوی روایت سازی ها وشیطانسازیهای آن گذاشته وبا افشاگریهای اساسی وبنیادین نفس آنها را بریده است.
در این پرونده، ابتدا به نقش ابراهیم خدابنده، انجمن نجات و شبکه تبلیغاتی پیرامون آن میپردازیم و سپس به سراغ مقاله «کودتای نافرجام» خواهیم رفت تا ببینیم آیا ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ واقعاً یک کودتا بود یا نقطه انفجار بحرانی که از ماهها قبل با حذف مخالفان، عزل بنیصدر و یکدستسازی قدرت در حال شکلگیری بود.
شهرام ب ادامه دارد

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر