آیا میدانستید که بهشتی شاه مهره خمینی از زمان ریچارد نیکسون با آمریکا از طریق سی آی ای CIAارتباط داشته - استنلی اسکودروجان استمپل، دیپلمات ارشد سفارت افشا میکنند.

تماسهای محدود سالها پیش از انقلاب
دو مقام سابق دولت آمریکا (یکی دیپلمات و دیگری مامور سیا) که سابقه فعالیت در ایران را دارند میگویند که پیشینه آشنایی سفارت آمریکا با محمد بهشتی به دورانی برمی گردد که محمد رضا شاه پهلوی در اوج قدرت بود و با هرگونه ارتباط مقامات خارجی و مخالفانش به شدت برخورد میکرد.
بنا بر اظهارات آنها، یکی از کارکنان ارشد سفارت آمریکا در دوران ریاست جمهوری ریچارد نیکسون بهشتی را میشناخت و با او تماسهای محدودی داشت.
یک منبع که نمیخواهد نامش فاش شود از قول همکار سابقش که به دیدار محمد بهشتی میرفت میگوید: «او (بهشتی) در مورد چیزهای که به سفارت میگفت بسیار محتاط بود چرا که میترسید صحبتهایش به نحوی به شاه منتقل شود.»
این دیپلمات بازنشسته میافزاید: «او نمیخواست به دردسر بیفتد. میخواست ما بدانیم که درباره مسائل مختلف چه نظری دارد. این کار را میشد خیلی ساده و عادی انجام داد ولی ابدا نمیخواست درگیر یک گفتوگوی طولانی با یک مقام سفارت آمریکا شود.»
هر دو منبع به نگارنده مقاله گفتهاند که فردی که از داخل سفارت به دیدار بهشتی میرفت دیپلماتی به نام <link type="page"><caption> استنلی اسکودرو</caption><url href="http://uzbekistan.usembassy.gov/escudero.html" platform="highweb"/></link> بود که بعدها سفیر آمریکا در تاجیکستان و جمهوری آذربایجان شد.
آقای اسکودرو بین سالهای ۱۹۷۱- ۱۹۷۵ میلادی در بخش سیاسی سفارت کار میکرد. او تا حدی به ایرانیها شباهت داشت و از آنجا که به خوبی فارسی صحبت میکرد، در بازار تهران دوستانی پیدا کرده بود ولی آن طور که همکاران سابقش میگویند، به خاطر تلاش برای تماس با آقای بهشتی و چند روحانی دیگر توسط روسایش در سفارت توبیخ شد.
استنلی اسکودرو در روزهای بحرانی انقلاب هم چند هفته به ایران اعزام شد تا به سفارت آمریکا برای ارزیابی اوضاع و تماس با مخالفان شاه کمک کند.
تلاش نگارنده این مقاله برای گفتوگو با آقای اسکودرو درباره خاطراتش از انقلاب و آقای بهشتی بینتیجه بوده است. او فقط در یک ایمیل کوتاه پاسخ داد که در ۷۲ سالگی «حافظهاش مانند گذشته کار نمیکند» و مطلب مهمی به خاطر نمیآورد که بخواهد بازگو کند.
در مجموعه اسناد سفارت از تماس احتمالی آقای اسکودرو با بهشتی مدرکی پیدا نکردهام ولی اسناد منتشره حاکیست که دیپلمات آمریکایی با یحیی نوری، از روحانیان مخالف شاه، دیدار و نظراتش را به واشنگتن منتقل کرده بود.

دیدارهای سرنوشت ساز در دوران انقلاب
محمد بهشتی شاید چند سال قبل از انقلاب تماسهای بسیار محدود و محتاطانهای با یک کارمند سفارت آمریکا داشت اما تماسهایش با سفارت آمریکا در روزهای بحرانی انقلاب بسیار جدی و در سطوح بالا بود.
او در واقع از معدود روحانیانی بود که در کنار رهبران نهضت آزادی با مقامات آمریکایی تماس داشت و در بعضی از دیدارهای سرنوشت ساز مهدی بازرگان و ویلیام سالیوان، سفیر وقت ایالات متحده، نیز حاضر میشد.
جورج لمبراکیس، رئیس بخش سیاسی سفارت در دوران انقلاب، میگوید که بهشتی را پس از بازگشت آیت الله خمینی به ایران و احتمالا پیش از سقوط دولت شاپور بختیار، یک بار ملاقات کرده است.
آقای لمبراکیس به بیبی سی فارسی میگوید: «او دست راست خمینی بود. دیگران هم بودند مثل یزدی که (در انقلاب) دخالت داشتند، اما به نظر میآمد که بهشتی از همه مهمتر بود. به همین خاطر بود که به دیدارش رفتم تا ببینم چکار میتوانیم بکنیم... اساسا او موضعی اتخاذ نکرد که بر اساس آن بخواهد کاری بکند یا نکند.»
وی میافزاید: «در آن مقطع، انقلاب به ثمر نرسیده بود. ما تلاش میکردیم به او توضیح بدهیم که اگر شاه مصالحه کند یا حتی برود، ایالات متحده لزوما با جایگزینی که احتمالا بخواهد جایش را بگیرد مخالفت نخواهد کرد… ما تنها بودیم. نشست کوتاهی داشتیم. هدف این بود که ببینیم آیا میتوانیم نشستهای بیشتری را برای برقراری نوعی رابطه برگزار کنیم یا نه.»
جان استمپل، یکی از دیپلماتهای مسلط به زبان فارسی در سفارت که اخیرا برای دیدار با او به ایالت کنتاکی سفر کردم هم به یاد میآورد که محمد بهشتی را در یکی از جلسات محرمانه و سرنوشت ساز ویلیام سالیوان (سفیر آمریکا) با مهدی بازرگان و گروهی دیگر از روحانیان مخالف شاه دیده است.
او میگوید: «آن نشست برای مشخص کردن دقیق مواضع ما بود، اینکه ما در سیاست داخلی ایران ابدا دخالتی نمیکنیم و امیدواریم که خشونتی بروز نکند که دامن گیر شهروندان آمریکا که در ایران باقی مانده بودند شود و ایران را ترغیب میکنیم که به طور مسالمت آمیز موضوع رهبری کشور را مشخص کند چرا که همسایه شمالی (شوروی) منتظر است که از ناآرامی و بیثباتی سواستفاده کند.»
آقای استمپل میافزاید: «نشست مفیدی بود، از این نظر که نهضت آزادی - بهشتی، بازرگان و بقیه - به این نتیجه رسیدند که ما برای مداخله در اوضاع (ایران) برنامه نظامی تدارک ندیده بودیم. در روزها و هفتههای آتی، طوری رفتار کردند که نشان میداد اظهارات سفیر (سالیوان) را پذیرفتهاند.»
نجات جان بلندپایهترین مقام نظامی آمریکا در ایران و پرسنل تحت امرش و بازگرداندن صحیح و سالم آنها به سفارت در شب پیروزی انقلاب میتواند یکی از رفتارهای مثبتی باشد که جان استپمل به آن اشاره میکند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر