افشای دجالیت ودروغپردازی خمینی وخامنه ای وحسن روحانی درباره رابطه با آمریکا واسرائیل قسمت دوم هئیت مذاکره کننده ونقش روحانی ونوع وارزش سلاح های دریافت از اسرائیل وآمریکا
سفر هیئت مذاکرهکننده
بعد از کمتر از یکسال معاملات پنهانی ایران و آمریکا، هیئتی در تاریخ ۲۵ مه ۱۹۸۶ (۴ خرداد ۱۳۶۵) جهت مذاکرات وارد تهران شدند عبارت بودند از: الیور نورث، رابرت مکفارلین تحلیلگر سازمان سیا و مشاور امنیت ملی رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا، جورج کِیو از مقامات شورای امنیت ملی، هوارد تیچر (مسئول تحویل پول به شورشیان نیکاراگوئه) و امیرام نیر، یکی از مأموران سرویس امنیت اسرائیل. این هیئت با خود یک اسلحه کلت و یک انجیل امضاشده توسط ریگان و یک کیک به همراه داشت. کیک شکلاتی با نظر جورج کِیو به شکل کلید و در تلآویو پخته شده بود تا سمبلی از گشایش در روابط ایران و آمریکا باشد.
بر اساس گفتههای هاشمی رفسنجانی مکفارلین و همراهانش با نام ایرلندی با یک هواپیمای حمل سلاح وارد ایران شدند. در بدو ورود به ایران، اعضای این هیئت به یک هتل برده شدند. در مدت ۵ روز مکرراً به درخواستهای رابرت مکفارلین مبنی بر ملاقات با یکی از مسئولان ردهبالای ایران پاسخ منفی داده میشد. مأموران ایرانی اعضای هیئت را تهدید میکردند در صورتی که هدف و نقشه اصلی حضور غیرمنتظره در ایران را شرح ندهند، هویتشان در رسانههای جمعی معرفی خواهد شد.
بعد از آن اولین دور مذاکرات به مدت ۲ ساعت انجام شد. در این جلسه مقامات سیاسی ایران حاضر نبودند و تنها فرماندهانی از سپاه پاسداران هیئت ایرانی را تشکیل میدادند. دور دوم مذاکرات به دلیل ترک جلسه توسط مکفارلین تنها نیمساعت ادامه پیدا کرد، وی این اقدام را به نشانه اعتراض به بیتوجهی مقامات ایرانی نسبت به حضور وی در ایران انجام داد. دور سوم بدون حضور مکفارلین و با حضور چند دیپلمات ایرانی و به مدت ۶ ساعت انجام شد. در دور سوم، چهارم و پنجم توافقات نسبی بین طرفین انجام شد. در پایان دور ششم مذاکرات، هیئت آمریکایی به این دلیل که نتیجه مذاکرات را مورد قبول نمیدیدند، درخواست بازگشت به آمریکا را مطرح نمودند. این گروه در پایان دور هفتم مذاکرات (۱۷ خرداد ۱۳۶۵) گذرنامه خود را دریافت و ایران را ترک کردند.
نقش حسن روحانی
فارن پالیسی در گزارشی با عنوان «وقتی روحانی با اولیور نورث دیدار کرد» نوشت:
حسن روحانی نماینده رفسنجانی وخمینی برای بزرگترین معامله تسلیحاتی با آمریکا واسرائیل
- حسن روحانی مشاور ارشد سیاست خارجی دولت وقت ایران، بیست و هفتم می ۱۹۸۶ با هیاتی از مقامات کاخ سفید در طبقه آخر هتل هیلتون در تهران همنشین شده و آمده بود تا پنهانی واسطه توافقی با آمریکاییها شود. جزئیات این مذاکرات کاملاً مخفی و محرمانه بوده است و مدارک کمی درمورد نقش حسن روحانی وجود که در مستند قمار نیز به آن اشاره میشود.
این نشریه با تشریح جزئیات مذاکرات ایران و آمریکا همزمان با جنگ تحمیلی ادعا کرده که حسن روحانی نقشی محوری در این ماجرا داشته است.
عوامل اصلی
کنترل عملیاتی معاملات تسلیحاتی ایران به سرهنگ دوم الیور نورث، یکی از اعضای شورای امنیت ملی، واگذار شد. نورث عمدتاً به دو فرد خصوصی - سرلشکر بازنشسته نیروی هوایی ریچارد سکورد و آلبرت حکیم - برای کمک به اجرای این فعالیت تکیه داشت. آنها با هم شبکهای از نهادهای شرکتی برونمرزی را با عنوان شرکت هدایت میکردند که به پنهان کردن دخالت دولت ایالات متحده کمک میکرد. نورث جزئیات را هم به رابرت مک فارلین، مشاور امنیت ملی، و هم به جان پویندکستر، جانشین او، گزارش میداد که تمام فعالیتهای او را تأیید میکردند. بسیاری از مقامات ارشد دیگر ایالات متحده از این برنامه مخفیانه اطلاع داشتند. رئیسجمهور ریگان تا زمان افشای عمومی آن در نوامبر ۱۹۸۶ از آن حمایت کرد. معاون رئیسجمهور جورج اچ دبلیو بوش، رئیس سیا ویلیام کیسی و رئیس دفتر کاخ سفید دونالد ریگان نیز آن را تأیید کردند. وزیر امور خارجه جورج شولتز و وزیر دفاع کاسپار واینبرگر در مراحل مختلف با فروش اسلحه مخالفت کردند، اما با این وجود با رئیسجمهور همراهی کردند. مقامات سطح پایینتر در چندین آژانس نیز در جریان اجرای آن از این برنامه آگاه شدند.[۳۹]
در طرف ایرانی، گفته میشود که علیاکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس وقت مجلس، رهبران ارشد را به منظور تقسیم مسئولیت در ابتکار مبادله اسلحه با گروگانها وارد کرد. در واقع، با توجه به اولویت بالای به دست آوردن سلاح برای جنگ و حساسیت برقراری تماس با واشنگتن و اسرائیل، این امر قطعاً قابل قبول است. مقامات دفاتر نخستوزیر میرحسین موسوی و سپاه پاسداران، از جمله دیگران، نقشهای عملیاتی مستقیمی ایفا کردند. به طور خلاصه، همه جناحها، نه فقط یک گروه فرضی از "میانهروها"، حضور داشتند. منوچهر قربانیفر، دلال اسلحه با روابط قبلی با سیا و احتمالاً اطلاعات اسرائیل، به عنوان واسطه اصلی رژیم ایران برای بیشتر عملیات خدمت کرد.[۴۰]
در اسرائیل نیز دخالت به بالاترین سطوح دولت رسید. شیمون پرز، نخستوزیر، اولین بار تماسهایی را پیشنهاد داد که منجر به معاملات مخفیانه شد. دیوید کیمچه، مدیر کل وزارت امور خارجه، در اواسط سال ۱۹۸۵ مک فارلین را برای پیشبرد این ایده تحت فشار قرار داد. برای بخش عمدهای از عملیات، مشاور ضد تروریسم پرز، امیرام نیر، مشارکت مستقیم داشت، در حالی که دیگران مانند وزیر دفاع اسحاق رابین و افسران ارشد نظامی در مواقع مختلف درگیر بودند. دو فرد خصوصی با روابط خوب، آدولف شویمر، بنیانگذار صنایع هوافضای اسرائیل، و یاکو نیمرودی، دلال اسلحه با تجربه گسترده در ایران، در چند ماه اول به اجرای معاملات کمک کردند.[۴۱]
یکی دیگر از بازیگران کلیدی در این ابتکار، عدنان خاشقجی، دلال اسلحه میلیاردر سعودی بود که از نزدیک با قربانیفر همکاری میکرد و بودجه حیاتی برای برخی از معاملات را فراهم میکرد.[۴۲]
محمولههای ارسال شده به ایران
اولین محموله موشکهای تاو در ۲۰ اوت ۱۹۸۵ (۲۹ مرداد ۱۳۶۴) به ایران ارسال شد.[۴۳] در ۱۴ سپتامبر ۱۹۸۵ (۲۳ شهریور ۱۳۶۴)، دومین محموله که شامل توپهای فوق پیشرفته و سنگین و دوربرد ۱۵۵ میلیمتری بسیار دقیق و لوله بلند با شعلهپوش (M198 Towed howitzer 155mm) که البته ساخت آمریکا بود ولی در ارتش ایران برای رد گم کردن به توپهای اتریشی معروف شدند. این محمولهها از طریق آبی و از بندرعباس به ارتش ایران تحویل داده شد.[نیازمند منبع] بنیامین ویر، گروگان آمریکایی در لبنان، در ۲۴ شهریور ۱۳۶۴ آزاد گردید.[۴۴] دومین گروگان دیوید جاکوبسن (به انگلیسی: David Jacobsen) نیز در تاریخ ۱۱ آبان ۱۳۶۵ آزاد شد.[۴۵][۴۶] رونالد ریگان همان ساعت با تلفن به شیمون پرز، مراتب تشکر دولت متبوعش را به خاطر هماهنگسازی اسرائیل در انتقال تسلیحات به ایران ابراز داشت.[۴۷] سه نفر دیگر نیز در ماجراهای دیگری در ۱۸ و ۲۱ شهریور و نیز ۲۱ مهر آن سال در بیروت به گروگان گرفته شدند که در جریان مذاکرات پنهانی نبودند. در این موارد هم گروگان نخست سریعاً آزاد شد، اما دو تن دیگر برای مدتها گروگان بودند.[۴۵]
ناهم مانبار (به عبری: נחום מנבר)، یکی از دلالان اسلحه اسرائیلی مدعی شده است که در طی معاملات اسلحه، ایران مقداری گاز اعصاب و گاز خردل نیز دریافت کرده است؛ احتمالاً ایران این مواد شیمیایی را در برابر دریافت موشکهای قذافی لیبی با وی معامله کرده است.[۴۸]
موشک ضدهوایی هاوک نیز یکی از اقلام فروخته شده به ایران بوده که آدولف شویفر آنها را از نیروی هوایی آمریکا تحویل گرفت.
ارزش کل کالاهای ارسال شده به ایران در خلال این معامله بالغ بر ۲ میلیارد دلار میباشد.[۲۳]
بر اساس گزارش نیویورک تایمز، این سلاحها در جریان این معاملههای پنهانی دراختیار ایران قرار گرفت:
- ۲۰ اوت ۱۹۸۵: ۹۶ موشک ضدتانک تاو (بیجیام-۷۱ تاو)
- ۱۴ سپتامبر ۱۹۸۵: ۴۰۸ موشک ضدتانک تاو[۴۹]
- ۱۲ نوامبر ۱۹۸۵: تعداد کثیری قطعات هواپیماهای فانتوم اف-چهار به ارزش تقریبی ۴۳ میلیون دلار
- ۲۴ نوامبر ۱۹۸۵: ۵۰۰ موشک ضدهوایی هاوک (امآیام-۲۳ هاوک)
- ۱۷ فوریه ۱۹۸۶: ۵۰۰ موشک ضدتانک تاو
- ۲۷ فوریه ۱۹۸۶: ۵۰۰ موشک ضدتانک تاو
- ۲۴ می ۱۹۸۶ :۵۰۸ موشک ضدتانک تاو و۲۴۰ قطعه یدکی موشکهای ضدهوایی هاوک
- ۱۴ ژوئن ۱۹۸۶: تعداد کثیری قطعات و تسلیحات اف-۵ تایگر و اف-۱۴ تامکت به ارزش تقریبی ۵۰ میلیون دلار
- ۴ اوت ۱۹۸۶: قطعات یدکی موشکهای ضدهوایی هاوک
- ۲۸ اکتبر ۱۹۸۶: ۵۰۰ موشک ضدتانک تاو
- ۱۹ نوامبر ۱۹۸۶: آخرین اف ۱۴ تامکت به رجیستر ۶۰۸۰–۳
مقامات ایرانی میکروفیشی به دست آورده بودند که نشان میداد قیمت قطعات یدکی موشک هاوک هفت برابر حساب شده است، اما قربانیفر اصرار داشت که اضافه قیمت تنها ۴۱٪ هست.[۵۰]




هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر