خمینی ومذاکره با شیطان بزرگ - رسوایی در ایران- روزنامه اشراع لبنان فاش کرد که مک فارلین مشاور امنیت ملی ریگان مخفیانه برای ملاقات سران رژیم وارد تهران شد

فاشسازی
در ۳ نوامبر ۱۹۸۶ (۱۲ آبان ۱۳۶۵) یک روزنامه لبنانی به نام الشراع نوشت که رابرت مکفارلین مشاور امنیت ملی ریگان در یک مأموریت مخفیانه به همراه یک کیک و یک انجیل امضاء شده توسط ریگان به تهران سفر کرده تا از طریق فروش سلاح به ایرانیان از کمک آنان برای آزادی گروگانهای آمریکایی در لبنان استفاده کند. کسی که این اطلاعات را در اختیار الشراع قرار داده بود سید مهدی هاشمی مسوول نهاد نهضتهای آزادیبخش سپاه و از نزدیکان منتظری قائم مقام رهبری بود و وی نیز این اطلاعات را از امید نجف آبادی دریافت کرده بود.به دنبال انتشار گزارش الشراع، هاشمی رفسنجانی که آن زمان رئیس مجلس شورای اسلامی بود با توصیه خمینی فردای آنروز در مراسم سالگرد ۱۳ آبان در سفارت سابق آمریکا به تشریح سفر مک فارلین و همراهانش به ایران پرداخت.
هر چند از طرف برخی گفته میشود خمینی از این مذاکرات اطلاعی نداشت اما مدارک و مستنداتی حاکیست او از طریق هاشمی در جریان این مذاکرات قرار داشت و هاشمی با چراغ سبز او مذاکرات را پیش برد. اول این که خمینی پس از افشای مذاکرات در سال ۱۳۶۵ هرگز هاشمی را متهم نساخت بلکه مجلس را نیز به علت طرح سؤال در این زمینه مورد عتاب قرار داد. از طرفی هاشمی نیز در زمان ریاست جمهوری خامنه ای به عنوان فرماندهٔ جنگ ایران و عراق منسوب شده و سال بعد خود به ریاست جمهوری رسید.[۶۶]
اعتماد مردم به اقدامات خمینی موجب جلوگیری از اعتراضات مردمی در ایران شد؛ ولی برخی رجال سیاسی مخالف، نارضایتی خود را با این مسئله اعلام کردند.[۶۷]
سید روحالله خمینی در این باره گفت:
اعتراض در داخل حکومت ایران
[ویرایش]از معترضان به ماجرای مک فارلین در ایران حسینعلی منتظری بود. او در خاطرات خود نوشته است: «ساده انگارانه است اگر کسی باور کند که آمریکاییها برای فروش مقداری سلاح یا رهایی چند گروگان در لبنان دست از سیاستهای اصولی خود در جنگ ایران و عراق بردارند. تجربه گروگانگیری افراد سفارت آمریکا درسهای آموزندهای برای آمریکاییها و ما داشت. اتفاقاً آزادی آنها هم در ابتدای ریاست جمهوری رونالد ریگان بود و سفر مک فارلین هم در همین دوران ریگان بود. از طرف دیگر این چه روشی است که در ایران متداول شده که از مذاکرات رسمی و روشن و منطقی با آمریکا روی گردان بوده و آن را خیانت و بیغیرتی اعلام میکنند ولی به صورت مخفی و پشت پرده مذاکره میکنند. واقعاً اینها دردهایی است که ما در این کشور میکشیم.»
منتظری ادامه میدهد: «آقایان برای خرید اسلحه روابط مخفیانهای با آمریکاییها برقرار کرده بودند و مک فارلین مشاور رئیسجمهور آمریکا و همکاران او بهطور مخفیانه و پاسپورت جعلی وارد کشور شدند. سپس با نامههای آقای منوچهر قربانی فر این مسئله برای ما برملاشد. آقای قربانی فر فتوکپی نامههای خود به آقای کنگرلو را به وسیله آقای فتحالله امید نجف آبادی برای من فرستاد و طبعاً جریان مک فارلین در بیت ما مطرح شد. البته من اصلاً قربانی فر را ندیدهام و نامههای قربانی فر را ظاهراً سیدمهدی توسط یکی از دوستانش به الشراع رسانده بود و آقایان با علم کردن این مسائل میخواستند به طرفهای آمریکایی خود بفهمانند که ما با طرفداران صدور انقلاب، به قول آمریکاییها تروریسم، و با مخالفان این مذاکرات و افشا کنندگان آن برخورد کردهایم. در آن زمان بسیاری از تلکسهایی که بر روی منزل ما میآمد از همین موضوع حکایت داشت.»[۱۸]
میرحسین موسوی نخستوزیر وقت نیز پس از فاشسازی با ارسال نامهای به سید روحالله خمینی، از اینکه در جریان این معامله قرار داده نشده است، گله کرد.[۶۸]
۸ تن از نمایندگان مجلس نیز تصمیم گرفتند در این مورد علیاکبر ولایتی، وزیر امور خارجه را مورد سؤال قرار دهند. این هشت نفر عبارت بودند از: حسینی سیرجانی، جلالالدین فارسی، سید کمالالدین نیکروش، سید محمد خامنهای - موسویانی، نجفی رهنانی، فهیم کرمانی (بند چهارم) و اسرافیلیان. متن سؤال به قرار زیر بود:
- با توجه به این که وزارت امور خارجه عهدهدار اجرای سیاست خارجی جمهوری اسلامی است و تعیین خط مشی با مقام معظم رهبری و مجلس شورای اسلامی است، در رابطه با جنجال تبلیغاتی اخیر از داخل و خارج کشور در خصوص ارتباط با دولت آمریکا اعلام دارند که این ارتباط در چه سطحی صورت پذیرفته است.
- نظر به این که مجلس شورای اسلامی هیچ گونه اطلاعی از این فعل و انفعالات نداشتهاند، اعلام دارند چه مقامی یا مقاماتی تصمیم به این تماس و ارتباط گرفتهاند.
- شنیده میشود افرادی خارج از کادر وزارت امور خارجه با هیئت آمریکایی تماس گرفته و مذاکره نمودهاند، لطفاً اعلام دارید که این افراد مأموریتی از جانب وزارت امور خارجه داشتهاند یا خیر و در صورتی که پاسخ منفی باشد، مجوز قانونی تماس و ارتباط افراد مذکور کدام است؟
- جریان سفر هیئت آمریکایی به ایران به چه صورت و با چه کیفیتی صورت پذیرفته و چه کسانی در ایران با آنها مذاکره نموده، محور مذاکرات چه بوده و مذاکرات به چه تصمیماتی منجر گردیده است.
- ضمناً موضوع قبلاً با وزیر محترم امور خارجه در میان گذاشته شده و پاسخ مشارٌالیه مقنع نبوده است.
روحالله خمینی، رهبر وقت ایران، در واکنشی تند به طرح این سؤال چنین سخنرانی کرد:
با این حال و با گذشت چندین سال از این ماجرا هنوز جنجال سیاسی بر سر ابعاد آن ادامه دارد و برخی هاشمی رفسنجانی را متهم میکنند که فقط مذاکره برای خرید اسلحه و معامله برای آزادی گروگانهای آمریکایی در لبنان را به سید روحالله خمینی اطلاع داده است ولی حضور هیئت بلندپایه در تهران و تلاش برای عادیسازی روابط با آمریکا از طریق خودش و میانهروها را از وی پنهان نموده است.[۶۸]
مطبوعات
[ویرایش]نشریه السفیر مینویسد ریگان در مورد اعتراضات کنگره در مورد ارسال سلاح به ایران گفت:سلاحهای ارسالی فقط جنبه دفاعی دارد و هدف ما از ارسال آنها یکی این است که بفهمانیم ما آماده عادیسازی روابط هستیم و دیگر اینکه با جناح میانهرو در جنگ قدرت پس از آیتالله خمینی کانال ارتباطی برقرار نماییم.[۷۱]
روزنامه النهار مینویسد: ریگان و جان پویند کستر در یک مصاحبه مطبوعاتی گفتند:هدف اصلی ما از مذاکرات و ارسال سلاح محرمانه به ایران، ایجاد ارتباط مناسب با رهبران احتمالی آینده ایران بود و موضع گروگانها فرعی و جانبی است. آنها اظهار امیدواری کردند که پس از مرگ خمینی جناح میانهرو روی کار آید.[۷۱]
نشریه کویتی المجتمع فاش کرد که هدف ماجرای مک فارلین ۴چیز است.[۷۲]
- تغییراتی در داخل حاکمیت ایران در حال وقوع است و باید از آن بهرهبرداری کرد.
- برخورد دو جناح منتظری و هاشمی
- تقویت جناح میانهرو
- ایجاد زمینه تفاهم با حاکمیت پس از مرحله خمینی
تماس دموکراتها با ایران
[ویرایش]هشت سال بعد از ماجرای مک فارلین و در زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون، هاشمی رفسنجانی مطلبی به شرح زیر در خاطرات خود مینویسد:
«آقای فلاحیان آمد و اوراق فاکسی را آورد که یکی از عناصر حزب دموکرات آمریکا زده و خواسته بود، برای کم کردن دشمنی دولت فعلی آمریکا که درصدد ضربه زدن به ایران است، بعضی از اسناد مربوط به جریان مک فارلین را برای تضعیف جمهوری خواهان منتشر کنیم، تا باعث کمشدن خشم دموکراتها و نزدیکی ایران و آمریکا بشود. گفت آیتالله خامنهای گفتهاند صحبت کنم.» هاشمی در ملاقات بعدی خود با رهبر جمهوری اسلامی در مورد این پیشنهاد با وی صحبت میکند. به گفته هاشمی «آیتالله خامنهای نظر داشتند که برای توسعه اختلافشان استفاده بشود، ولی به نتیجه روشنی نرسیدیم.»[۷۳]
رسوایی در اسرائیل
[ویرایش]این ماجرا در اسرائیل نیز موجب جنجال بسیار شد.[نیازمند منبع] در دهم دسامبر همان سال، شیمون پرز در دفاع از شرکت اسرائیل در ماجرای ایران–کنترا پاسخ داد:[۷۴]
آبا ابن (به عبری: אבא אבן) که ریاست کمیسیون تحقیق روابط ایران و اسرائیل در ماجرای مکفارلین را بر عهده داشت، نیز حتی اذعان داشت:[۷۵]
ادعای ملاقات حسن روحانی با معاون ضدتروریسم اسرائیل
[ویرایش]در ۲۶ ژوئن ۲۰۱۳، وبسایت روزنامهٔ اسرائیلی، یدیعوت اخرونوت، طی مقالهای مدعی شد که حسن روحانی و امیرام نیر، معاون ضدتروریسم وقت دولت اسرائیل، در سال ۳۰ اوت ۱۹۸۶ میلادی دیدار محرمانه داشتهاند. طبق متن این دیدار که از روی نوار ضبط شدهٔ مکالمات پیاده شده، روحانی در حالی که فکر میکرد طرف مقابلش از مقامات آمریکایی است، به نیر پیشنهادهایی برای مقابله با آنچه سیاستهای «افراطی» آیت الله خمینی میخواند ارائه میکند. روحانی ضمن بیان این که فقط هاشمی رفسنجانی از این دیدار محرمانه خبر دارد، از آمریکا میخواهد که دیگر نرمش نشان ندهند و با قدرت در برابر خمینی بایستند تا او را وادار به عقبنشینی کنند. او همچنین خواستار کمک سیاسی و نه مالی آمریکا برای «برقراری اسلام واقعی» در ایران میشود و میگوید چون در ایران در محاصرهٔ پاسداران است نمیتواند درخواست کمک مالی کند.[۷۶][۷۷][۷۸] حسن عباسی در سال ۹۴ این مقاله را ترجمه و منتشر کرد و با شکایت دولت روحانی راهی دادگاه شد اما دادگاه، حکم به تبرئه عباسی داد. عباسی گفت در دادگاه ۴۰۰ صفحه سند فارسی، عبری، عربی و انگلیسی برای اثبات ادعای خود ارائه کرده است.[۷۹][۸۰]
تأثیر تجهیزات آمریکایی در افزایش توان نظامی ایران
[ویرایش]در مراحل جنگی سالهای ۶۴–۱۳۶۵ عملیات والفجر ۸ (اشغال فاو) و عملیات کربلای ۵ (محاصره بصره) ایرانیها توانستند افزایش توان نظامی خود را به نحوی که توانایی بازکردن یک جبهه کامل را داشتهباشند را به نمایش بگذارند. در آن برهه از جنگ ایران و عراق تجهیزات آمریکایی، موشک ضد تانک تاو و موشک ضدهوایی هاوک و نیز خرید قطعات یدکی برای هواپیماهای نیروی هوایی ایران و توپهای دوربرد، توان ماشین جنگی ایران را به نحو قابل ملاحظهای افزایش داده بود. استفاده از این تجهیزات دلیل عقبنشینی عراقیها را در زمان آغاز آن عملیاتها توجیه میکند. تا پیش از این عملیاتها ایرانیها برای مدتها توان مؤثر انهدام تانک، ساقط نمودن هواپیما، و هلیکوپترهای توپدار را از دست دادهبودند. این افزایش ناگهانی در توان ماشین جنگی ایران علیرغم توجیه دولت ریگان بر عدم تأثیر فروش نظامی ایران بر توان جنگی ایران بود.[۸۱]
افراد مرتبط
[ویرایش]برخی از مهمترین اشخاصی که در این ماجرا نقش کلیدی را ایفا کرده بودند و از ملیتهای مختلف میباشند عبارتند از:[۱۹]
- رونالد ریگان
- رابرت مکفارلین
- الیوت آبرامز
- دیوید آدینگتون
- جان بولتون
- دیک چینی
- رابرت گیتس
- مایکل لدین
- ویلیام جوزف کیسی
- ادوین میس
- جان نگروپونت
- اولیور نورث
- اوتو ریچ
- جان پویندکستر
- جورج شولتز
- کاسپار واینبرگر

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر