۱۴۰۳ بهمن ۱۴, یکشنبه

افشای دجالیت ودروغپردازی خمینی وخامنه ای وحسن روحانی درباره رابطه با آمریکا واسرائیل قسمت اول ماجرای مک فارلین

 افشای دجالیت ودروغپردازی خمینی وخامنه ای وحسن روحانی درباره  رابطه با آمریکا واسرائیل قسمت اول ماجرای مک فارلین


جعبه سیاه رسوائی ایران کنترا در تهران رفسنجانی ملیجک خمینی وروحانی معاون رفسنجانی 


ماجرای مک‌فارلین از ایران ویکی ودیا
بخشی از جنگ ایران و عراق و جنگ سرد
ریگان در ملاقات با (از چپ به راست) کاسپار واینبرگر وزیر دفاع، جرج پی. شولتس وزیر امور خارجه، اد میس دادستان کل، و رئیس کارکنان دان ریگن در دفتر بیضی
تاریخ۲۰ اوت ۱۹۸۵ – ۴ مارس ۱۹۸۷
با نام دیگرماجرای ایران—کنترا، رسوایی ایران—کنترا، ایران—کنترا، ریگان گیت
شرکت‌کننده‌هارونالد ریگان، رابرت مک فارلین، کاسپار واینبرگر، کنتراها، الیور نورث، هاشمی رفسنجانی، روح‌الله خمینی، احمد خمینی، منوچهر قربانی‌فر، محسن کنگرلو، علی هاشمی، جان پویندکستر، مانوئل نوریگا، عماد مغنیه (لبنان)[۱]

ماجرای ایران–کُنترا (به انگلیسیIran Contra affair) که به ماجرای مک‌فارلِیْن و ماجرای ایران گیت نیز معروف است، یک رسوایی سیاسی است که در ایالات متحده آمریکا از ۲۰ اوت ۱۹۸۵ تا ۴ مارس ۱۹۸۷ (۲۹ مرداد ۱۳۶۴ – ۱۳ اسفند ۱۳۶۵) به‌مدت یک‌سال و نیم، در دور دوم ریاست جمهوری رونالد ریگان رخ داد. مقامات دولت ریگان به‌طور مخفیانه، با فروش تسلیحات به ایران، که در تحریم تسلیحاتی بود، کمک‌رسانی کردند. آنان امیدوار بودند که بدین وسیله آزادی گروگان‌های آمریکایی در لبنان را تضمین کرده و شورشیان کنتراهای نیکاراگوئه را تأمین بودجه کنند. تأمین بودجهٔ کنتراها از سوی دولت آمریکا بر اساس لایحه بولند، از سوی کنگره ممنوع اعلام شده بود.

رسوایی ایران-کنترا بزرگ‌ترین بحران داخلی دوران ریاست جمهوری رونالد ریگان بود و افشای آن در ایران هم تأثیر قابل توجهی گذاشت.


اعضای هیئیت مذاکره کننده در ایران گیت با خمینی 

این رسوایی با عملیاتی به منظور آزادسازی هفت گروگان آمریکایی که در لبنان اسیر عماد مغنیه بودند، آغاز شد. این گروه شبه نظامی پیوندهایی با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی داشت. برنامه‌ریزی شده بود که از انبارهای سلاح‌های اسرائیل، تسلیحاتی را به ایران ارسال کنند، و آنگاه آمریکا انبارهای تسلیحات اسرائیل را از نو تأمین کرده و وجه آن را از اسرائیل دریافت کند. دریافت‌کنندگان ایرانی باید قول می‌دادند هر چه در توان‌شان باشد را برای آزادسازی گروگان‌های آمریکایی انجام دهند. سرگرد الیور نورث از شورای امنیت ملی ایالات متحده آمریکا در اواخر ۱۹۸۵ اصلاحاتی در نقشه تعبیه کرد، که بنا بر آن بخشی از عواید حاصل از فروش سلاح برای تأمین بودجهٔ مخالف جبهه آزادی‌بخش ملی ساندینیستا، یا همان کنتراها، در نیکاراگوئه هدایت می‌شد.

با این که رئیس‌جمهور رونالد ریگان از حامیان جنبش کنترا بود،[۱۱] شواهد در خصوص این که هدایت پول حاصله از فروش سلاح به ایران به کنتراها با اجازهٔ او بوده، مورد مناقشه است. یادداشت‌های دست‌نویس کاسپار واینبرگر در ۷ دسامبر ۱۹۸۵، نشان می‌دهند که ریگان از انتقال احتمالی گروگان‌ها با ایران، و نیز فروش موشک‌های ام‌آی‌ام-۲۳ هاوک و بی‌جی‌ام-۷۱ تاو به عناصر «میانه‌رو» در آن کشور مطلع بوده است. کاسپار واینبرگر نوشت که ریگان گفته «او می‌توانست پاسخگوی اتهامات غیرقانونی بودن باشد ولی نمی‌توانست به این اتهام پاسخی دهد که رئیس‌جمهور ریگان بزرگ قوی از فرصت آزاد کردن گروگان‌ها گذر کرده است» پس از افشای فروش تسلیحات در نوامبر ۱۹۸۶، ریگان در تلویزیون ملی ظاهر شد و گفت که انتقال تسلیحات رخ داده، ولی ایالات متحده در قبال گروگان‌ها تسلیحات داد و ستد نکرده است. تحقیقات در پی نابود شدن و عدم ارائهٔ حجم بزرگی از اسناد در خصوص این رسوایی، از سوی دولت ریگان به محققان، کند شد. در ۴ مارس ۱۹۸۷ ریگان در خطاب به تلویزیون ملی مسئولیت کامل همه اقداماتی که از آن مطلع نبوده را پذیرفت و اعتراف کرد «آنچه به عنوان گشایشی استراتژیک به ایران شروع شد، در هنگام اجرا، به تبادل اسلحه در قبال گروگان‌ها رو به زوال گذاشت.»

کنگره آمریکا در آن زمان کمک مالی به شورشیان نیکاراگوئه را ممنوع کرده بود.

در ایران، یک ماه بعد از آمریکا، این ماجرا را منوچهر قربانی‌فر دلال اسلحه، با نامه‌ای به فتح‌الله امید نجف‌آبادی از اطرافیان منتظری اطلاع داد (چون آمریکایی‌ها و دولت ایران تلاش کرده بودند او را از معاملات کنار بگذارند). پس برای اولین بار این موضوع، در بیت قائم‌مقام رهبری مطرح شد. گفته می‌شود سید مهدی هاشمی مسئول نهاد نهضت‌های آزادی‌بخش سپاه که از نزدیکان منتظری بود، به وسیله روزنامه الشراع لبنان این ماجرا را فاش کرد. ماجرای مک‌فارلین در خاطرات حسینعلی منتظری در صفحات ۵۸۷ و ۶۰۷ و همچنین نامه‌های منوچهر قربانی‌فر به محسن کنگرلو به همراه سند در پیوست‌های ۱۳۰ و ۱۳۱ خاطرات حسینعلی منتظری مفصل آمده است.


محسن کنگرلو معاون امنیتی میر حسین موسویدر رسوائی ایران کنترا یا ایران گیت

ماجرای ایران–کنترا بعد از رسوایی واترگیت بزرگ‌ترین رسوایی سیاسی آمریکا لقب گرفت.


شرح واقعه

ایران در اواسط دهه هشتاد میلادی، درگیر جنگ با عراق بود و به کمک از خارج برای جنگ و اقتصاد نیاز داشت. به علاوه ارتش ایران در پیش از انقلاب ۱۳۵۷ به‌طور گسترده‌ای مسلح به اسلحه آمریکایی بود و این نیاز ایران به تجهیزات آمریکایی را دو چندان می‌کرد، اما پس از بحران گروگان‌گیری در سفارت ایالات متحده آمریکا در تهران، جیمی کارتر رئیس‌جمهور وقت آمریکا، ایران را مورد تحریم تسلیحاتی قرار داده بود. همچنین از ژانویه ۱۹۸۴، آمریکا ایران را به فهرست حامیان دولتی تروریسم اضافه کرده بود که از این طریق نیز مشمول تحریم‌های از جمله تسلیحاتی آمریکا و متحدانش واقع می‌شد. همچنین از بهار ۱۹۸۳، تحت عملیات استانج آمریکا تلاش دیپلماتیک وسیعی برای قانع کردن کشورهای متحدش به امتناع از فروش اسلحه به ایران شروع کرده بود.[۲۰] در این زمان بخشی از نیروهای حکومتی ایران به بهبود روابط با آمریکا تمایل داشتند. از سوی دیگر رونالد ریگان رئیس‌جمهور وقت آمریکا، امید داشت تا با کمک ایران گروگان‌های آمریکایی در لبنان را آزاد کند. همچنین در این زمان آمریکا بیم داشت که یک ایران ضعیف به دامان شوروی کمونیستی بیفتد.[۲۱] در ژانویه ۱۹۸۶ ریگان دستور داد تا چهار هزار موشک تاو توسط سازمان سیا از وزارت دفاع خریده شود و از طریق اسرائیل به ایران فروخته شود. در این زمان ریگان، رابرت مک فارلین مشاور پیشین امنیت ملی را برای نزدیک شدن بیشتر به ایران و مذاکره به جناح‌های میانه‌رو ایران از جمله هاشمی رفسنجانی و طرفدارانش به ایران فرستاد. این روابط تا ماه نوامبر ادامه داشت تا زمانی که این روابط توسط یک روزنامه لبنانی فاش شد.[۲۲]

در ۵ اکتبر ۱۹۸۶ (۱۳ مهر ۱۳۶۵) یک هواپیمای باری قدیمی آمریکایی که در حال پرواز برفراز نیکاراگوئه بود، توسط یک موشک ضدهوایی سقوط کرد. یوجین هیزنفاس (به انگلیسیEugene Hasenfus) تنها بازمانده این حادثه بود که به اسارت درآمد. بعد از اطلاع از دستگیری، سازمان سیا تصمیم گرفت هرچه سریع‌تر وارد عمل شود و وی را بازگرداند. اما مدتی بعد هیزنفاس با حضور در پشت دوربین‌های تلویزیونی از نقش آمریکا در تجهیز و پروراندن شورشیان نیکاراگوئه (کنترا) پرده برداشت.[۲۳]

این خبر در حالی به اولیور نورث، عضو شورای ملی امنیت ایالات متحده آمریکا رسید که وی در حال مذاکره با نمایندگان ایران در اروپا بود. رابرت مک‌فارلین، عضو دیگر شورای ملی امنیت ایالات متحده آمریکا، بعد از اطلاع از این خبر از ادامه مذاکرات با طرف ایرانی دست کشید و به واشینگتن بازگشت.[۲۳]

از اوایل دههٔ ۱۹۸۰، موج آدم‌ربایی آمریکایی‌ها در لبنان توسط گروه‌های بنیادگرای اسلامی، خاطرات تلخ بحران گروگان‌گیری قبلی در ایران را زنده کرد. با این حال، این آدم‌ربایی‌ها واکنش شخصی شدیدی را از سوی رئیس‌جمهور رونالد ریگان برانگیخت، که علی‌رغم سوگندهای عمومی مبنی بر عدم مذاکره با تروریست‌ها، به دستیاران خود روشن کرد که قصد دارد گروگان‌ها را صرف نظر از پیامدهای سیاسی آزاد کند. در حالی که اهداف استراتژیک گسترده‌تر - ایجاد روابط نزدیک‌تر با ایران، جلوگیری از روی آوردن تهران به اتحاد جماهیر شوروی برای کمک، و حمایت مشترک از مجاهدین افغان - انگیزه بیشتری ایجاد می‌کرد، تعهد رئیس‌جمهور به آزادی گروگان‌ها محرک اصلی مشارکت آمریکا در ابتکار ایران بود.[۲۴]

کاتالیزور معاملات تسلیحاتی در ژوئیه ۱۹۸۵ ظهور کرد، زمانی که اسرائیل به ایالات متحده اطلاع داد که محافلی خاص در داخل ایران آمادهٔ برقراری مجدد تماس با ایالات متحده هستند. به گفته اسرائیلی‌ها، این "میانه‌روها" امیدوار بودند با به دست آوردن سلاح برای جنگ با عراق، جایگاه خود را در داخل رژیم بهبود بخشند. مهم‌تر از آن، در ازای مقدار کمی موشک، این گروه آماده کمک به آزادی گروگان‌های لبنان بود. رئیس‌جمهور ریگان، با وجود مخالفت وزرای امور خارجه و دفاع خود، پیشنهاد اسرائیل را تأیید کرد و در یادداشت روزانه خود در ۲۳ اوت نوشت: «اکنون باید منتظر بمانیم».[۲۵]

تریتا پارسی هم، در کتاب «اتحاد خائنانه» در تأیید ملاقات مقامات ایرانی (حسن روحانی، منوچهر قربانی‌فر (دلال اسلحه)) و اسرائیلی نوشته است که با میانجی‌گری اسرائیلی‌ها، ایرانی‌ها از آمریکایی‌ها، موشک ضدتانک تاو خریداری کردند.[۲۶] به نوشته گازیوروسکی در اوایل نوامبر ۱۹۸۶ مجله لبنانی الشراع گزارش داد که ایالات متحده به‌طور مخفیانه به جمهوری اسلامی ایران اسلحه می‌فروشد و مک‌فارلین به همراه دلال‌های اسلحه، مخفیانه به ایران سفر کرده است. طولی نکشید که این گزارش توسط مقام‌های رسمی آمریکایی تأیید شد و طولی نکشید که آشکار گشت که سود حاصل از فروش اسلحه در فعالیت‌های شورشی‌های نیکاراگوئی‌های کنترا هزینه می‌گردد. جزئیات بیشتر در طی ماه‌های بعد، در جلسه استماع کنگره ایالات متحده، در گزارش کمیسیون ویژه تحقیق که توسط رئیس‌جمهور ریگان گماشته شد، و در رسانه‌ها پدیدار گشت. در نتیجه این گزارش‌های متفاوت آشکارشده، ارسال محموله‌های تسلیحاتی آمریکایی به ایران متوقف شد و ایالات متحده نسبت به ایران متخاصم گشت.[۲۷]

به گفته امانت، نماینده ایران در این معامله، تاجر مرموزی به نام منوچهر قربانی‌فر بود. او سابقه عضویت در ساواک را داشت و در یک شرکت کشتیرانی اسرائیلی-آمریکایی شراکت داشت. او مدعی بود که با معتدل‌های منتفذ درون رژیم ایران ارتباط دارد. نماینده آمریکا، عضو تک‌روی شورای امنیت ملی، سرگرد اولیور نورث بود. آمریکایی‌ها ظرف 2 سال، بیش از 2500 موشک ضد تانک آمریکایی تاو را به ایرانی‌ها فروختند. اسرائیلی‌ها اولین محموله موشک‌ها و قطعات را تحویل دادند و قبل از آن هم، شماره‌ها و حروف عبری روی آنها را پاک کردند. از همان اول ایرانی‌ها، می‌دانستند که این سلاح‌ها از کجا می‌آیند و با چه قیمت دولا پهنایی، به دستشان می‌رسد. محموله‌های بعدی مستقیماً از آمریکا به ایران ارسال شدند.[۲۸]

روایت رژیم ایران

۱۴ ژوئن ۱۹۸۵ در طی ماجرای پرواز TWA ۸۴۷ که دو لبنانی عضو گروه عماد مغنیه اقدام به هواپیماربایی نمودند و خلبان را مجبور کردند در فروگاه بیروت بر زمین نشیند، با میانجیگری اکبر هاشمی رفسنجانی در طی سفرش به سوریه و لبنان، گروگانگیرها گروگان‌ها را آزاد کردند. این مسئله موجب توجه رونالد ریگان به نفوذ ایران در اقدامات گروه عماد مغنیه لبنان شد و درصدد برآمد مدتی بعد برای حل بحران ربایش برخی کارکنان سفارت آمریکا در بیروت توسط اعضای گروه عماد مغنیه، مجدداً از کمک ایران سود ببرد. در همین راستا آمریکا با واسطه ژاپن و پاکستان با سید احمد خمینی نیز تماس برقرار کرد.[۲۹]

از طریق ارتباط بین یک دلال اسلحه بین‌المللی ایرانی الاصل بنام منوچهر قربانی فر با محسن کنگرلو یکی از معاونان نخست‌وزیری مقدمات معاملات پنهانی گروگان-اسلحه بین ایران و آمریکا مهیا می‌شود و در چندین مرحله ماه‌ها انجام می‌گردد.

همچنین پس از اجرای چند عملیات نظامی موفق‌آمیز از سوی رزمندگان ایرانی در خلال سال‌های ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۴ که از آزادسازی خرمشهر آغاز شد و تا تصرف فاو ادامه داشت، سیاست‌مداران نسبت به شکست عراق توسط ارتش ایران بیمناک شدند و ادامه روند جنگ را به نفع ایران دیدند. ایران نیز کویت را به دلیل در اختیار قراردادن جزیره بوبیان به عراق به عنوان پایگاه موشکی تهدید کرد و موجب ترس سران کشورهای حاشیه خلیج فارس شد. از این روی بود که رونالد ریگان، جورج بوشِ پدر را ۳ ماه پس از تصرف فاو به منطقه خاورمیانه فرستاد تا با سران کشورهای عرب منطقه ملاقات کند. پس از پایان مذاکرات بود که آمریکا و اعراب به این نتیجه رسیدند که ادامه حمایت از صدام حسین کمکی به پیروزی وی در جنگ نمی‌کند و بهتر آن است که ایشان اقدام به مصالحه با ایران نمایند و از نفوذ بیشتر ایران در منطقه جلوگیری نمایند.[۳۰]

بنابراین مذاکرات برای آینده حکومت ایران بعد از روح‌الله خمینی و روی کار آوردن جناح میانه‌رو در دستور کار معاملات پنهانی آمریکا-ایران قرار گرفت.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر