۱۴۰۳ اسفند ۵, یکشنبه

ترامپ و ایران؛ آیا نظم جدیدی در حال شکل‌گیری است؟

 ترامپ و ایران؛ آیا نظم جدیدی در حال شکل‌گیری است؟

علی حیدری

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا پیش و پس از ورود مجدد به کاخ سفید پیوسته از الحاق گریلند، کانادا و کانال پاناما به ایالات متحده سخن گفته و همچنان بر این امر اصرار دارد. آیا او این خواسته‌ها را بیهوده و فقط برای فیگورگیری در رسانه‌ها و با هدف تحریک و تشویق پایگاه اجتماعی خود انجام می‌دهد؟ به عبارتی، آیا این خواسته‌ها فقط در حد پروپاگاندا و حداکثر یک تاکتیک سیاسی هستند؟
روشن است که تغییر در ژئوپلتیک کنونی جهان و مرزهای فعلی اقدامی نه غیرممکن اما بسیار سخت و هزینه‌زا است و نیاز به بازتعریف در «نظم مستقر جهانی» دارد. با این حال، اگر بانیان نظم کنونی چنین تغییراتی را مطرح می‌کنند، این پرسش مطرح می‌شود که آنها به‌دنبال چه اهدافی هستند؟ آیا «نظم جدیدی» در حال شکل‌گیری است که نشانه‌های آن بازتعریف مرزها، ادغام و تشکیل کشورهای جدید و سقوط برخی نظام‌های سیاسی است؟

طرح ایده‌های مذکور توسط ترامپ در وهله اول ایجاد «واقعیتی نوین» با هدف امکان‌ طرح موضوعات و مسائلی است که پیشتر غیرممکن و «تابوی سیاسی» به‌شمار می‌رفتند. وقتی بحث درباره «موضوعات ممنوعه سیاسی» امکان‌پذیر و از طرح چنین مسائلی تقدس‌زدایی شود، فرصت ایجاد برنامه و سناریو فراهم می‌شود و به تدریج مطرح‌کنندگان، فاز عملی آن ایده‌ها را اجرایی می‌کنند.

البته ترامپ به‌دنبال اجرای چندین برنامه همزمان دیگر است که می‌توان از طریق آنها تا حدودی تغییرات پیش‌روی جهانی را پیش‌بینی کرد. سرمایه‌گذاری ۵۰۰ میلیارد دلاری طی چهار سال آینده در صنعت هوش مصنوعی، اعمال تعرفه‌های گمرگی علیه برخی از مهمترین شرکای اقتصادی، اینترنت ماهواره‌ای، اجرای برنامه دفاع فضایی با هدف مقابله با تهدید موشک‌های اتمی و.. از جمله این برنامه‌ها هستند. چنین برنامه‌هایی به‌زودی چهره جهان کنونی را تغییر خواهند داد و پیامدهای گسترده‌ای بر کشورهایی خواهند گذاشت که درصدد تعامل با مردم خود و جهان جدید بر اساس ذهنیت و دیدگاه‌های کهنه هستند.

نشانه‌های اولیه این تغییرات در جهان و خاورمیانه از همین الان قابل مشاهده است. ترامپ در اولین اقدام نام «خلیج مکزیک» را به «خلیج آمریکا» تغییر داد و «گوگل مپ» هم به چنین تغییری اذعان کرد.
مارک روته، دبیرکل ناتو هم پیشنهاد الحاق گریلند به آمریکا را از منظر «امنیت اروپا» درست دانست و از دولت دانمارک، به عنوان مالک کنونی این منطقه خواست با آمریکا «کنار» بیاید.
پاناما هم پذیرفت که در اداره «کانال پاناما» با آمریکا همکاری می‌کند اما ترامپ خواستار کنترل کامل و مالکیت بر این کانال است.
ترامپ همچنین خواستار انتقال ساکنان غزه به مصر و اردن شد و پذیرفت ۲۵۰ میلیارد دلار بابت این ایده در مصر سرمایه‌گذاری کند. رئیس جمهوری آمریکا افزود که با کمک همپیمانان، غزه را دوباره بازسازی خواهد کرد و در صورت تمایل، ساکنان غزه می‌توانند به این باریکه بازگردند اما اداره آن هرگز به اسلامگرایان نیابتی ایران داده نخواهد شد. در صورت اجرایی‌شدن این طرح، احتمالا «مسئله فلسطین» حل‌وفصل خواهد شد و با خارج‌شدن این مسئله از بازی منطقه‌ای جمهوری اسلامی، اتفاقات ژئوپولتیکی مهمی در خاورمیانه رخ خواهد داد.
دولت جدید لبنان هم بدون حضور اعضای گروه حزب‌الله، نیروی نیابتی ایران، تشکیل شد و با حضور و نظارت مورگان اورتگاس، فرستاده ویژه ترامپ به لبنان روند خلع سلاح این گروه انجام پذیرفت.

اینها البته بخش کوچکی از شرایط در حال دگرگونی است. برای فهمیدن حجم گسترده تغییرات جهانی تیتروار به شماری دیگر از آنها اشاره می‌شود: ایجاد پایگاه‌ نظامی در مغولستان در شمال چین توسط آمریکا، شکل‌گیری ناتوی شرق آسیا به رهبری ژاپن، درخواست آمریکا از اعضای ناتو برای تعیین ۵ درصد از تولید ناخالص ملی جهت بودجه نظامی (دو نیم برابر بودجه کنونی)، انتساب تولسی گبرد دشمن سرسخت اسلام سیاسی به عنوان مدیر سازمان اطلاعات ملی آمریکا، دیدار قریب‌الوقوع ترامپ و پوتین در سعودی و حل‌وفصل مسئله اوکراین.

این تغییرات را نمی‌توان بر پایه عقلانیت سیاسی کنونی فهمید و تحلیل کرد بلکه برای فهم آنها و رویدادهای پیش رو باید مفاهیم کلیدی سیاست چون‌ قدرت، منافع، امنیت، عدالت، رقابت و.. را مجددا بازتعریف و درباره نسبت آنها با منافع «آمریکای پساترامپ» به طور جدی بازنگری کرد.

از این منظر، ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی از جمله کشورهایی است که موج تغییرات پیش‌گفته آن را تحت تاثیر قرار خواهد داد و گریزی از پیامد شرایط نوین جهانی و منطقه‌ای نخواهد داشت. در این وضعیت، همه آنچه تاکنون بسیاری از مردم و نخبگان و فعالان بابت آن به‌ بهانه تابوی سیاسی هزینه می‌دادند و جزو محرمات محسوب می‌شد، به امری قابل بحث و قابل تغییر تبدیل خواهد شد. به‌ویژه مرزهای کنونی در خاورمیانه که حاصل توافق قدرت‌های یکی دو قرن اخیر بوده است و حاکمان ناسیونالیست و حامیان فاشیست آنها پیوسته این مرزها را «ازلی و ابدی و مقدس» می‌پنداشتند و کشتارها و جنگ‌ها و نزاع‌های بی‌پایانی به مردم به‌ویژه ساکنان اطراف این «خطوط توهمی» تحمیل کردند، این مرزها ناگهان به امری کاملا نسبی و قابل تغییر تبدیل می‌شوند و نظم در حال شکل‌گیری با توجه به بازتعریف منافع قدرت‌های بزرگ به دگرگونی آنها اقدام خواهد کرد.

چه بسا در آینده نه چندان دور شرایط به گونه‌ای شود که خواسته‌ سیاسی چون مطالبه «فدرالیسم» که حاکمیت جمهوری اسلامی آن را «خط قرمز» یا «سقف» مطالبات ملیت‌ها بر می‌شمارد، به «کف» مطالبات تبدیل شود. مرکزگراها و تمامیت‌خواهان ایرانی به یاد دارند همان‌گونه که نظم کنونی جهانی با آوردن نگهبان اصطبل سفارت هلند در تهران به وضعیت سیاسی فعلی در ایران شکل داد، نظم جهانی در حال شکل‌گیری می‌تواند به «واقعیت دیگری» سامان دهد که در جریان آن جای سقف و کف مطالبات ملیت‌ها عوض شود. اسلامگرایان ایرانی نیز فراموش نکنند که تولد جمهوری اسلامی تنها با نشست ناظمان آن وقت جهان در «جزیره گوادلوپ» میسر شد و اگر نظم کنونی تغییر کند، احتمال نشست‌های مشابه بعید نخواهد بود.
حالا جمهوری اسلامی فیلتر کند، فعالان را فله‌ای بازداشت کند، اعدام کند، قانون حجاب وضع کند، قاضی خودش را بکشد، اپوزیسیون فیک درست کند، ارتش سایبری راه بیاندازد، انتخابات هدایت‌شده برگزار کند و.. اما در «لحظه تاریخی» تمام این اقدامات، به مانند سیاست‌های پوچ و هزینه‌زایی نمایان می‌شوند که تنها به تعمیق شکاف‌های سیاسی و اجتماعی، ایجاد تنفر و عدم اعتماد عمومی گسترده انجامیده و فضا را به سمت اتخاذ گزینه‌های رادیکال و تغییرات ریشه‌ای هدایت کرده است.

در همین رابطه، سخنان‌ اخیر ترامپ درباره ایران مبنی بر «توافق یا بمباران»، حاکمیت جمهوری اسلامی و ساختار تبعیض‌آمیز دولت-ملت کنونی را برابر چالشی تاریخی قرار داده که حاکمان کنونی و منتفعان این ساختار را سخت هراسان و سردرگم کرده است.
ایلان ماسک، مدیر «وزارت کارآمدی دولت» ترامپ هم خواهان تعطیلی رسانه‌های «صدای آمریکا» و «رادیو اروپای آزاد» شد. او تاکید کرد که این دو رسانه (از جمله بخش فارسی آنها) تاثیر خودشان را از دست داده‌اند و «تنها با خودشان حرف می‌زنند». این اقدام در راستای بازنگری رابطه دولت آمریکا با مردم‌ و‌ اپوزیسون ایران قابل تفسیر است و از تغییر راهبرد ایالات متحده در نحوه تعامل با جمهوری اسلامی خبر می‌دهد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر