۱۴۰۳ بهمن ۱۹, جمعه

تصمیم دونالد ترامپ برای کشتن قاسم سلیمانی چگونه رقم خورد؟

 تصمیم دونالد ترامپ برای کشتن قاسم سلیمانی چگونه رقم خورد؟

ترامپ و مایک پومپئو

منبع تصویر،Getty Images

  • نویسنده,

دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا دستوری را برای «فشار حداکثری» بر ایران امضا کرد که هدف آن جلوگیری از دستیابی این کشور به سلاح اتمی و اعمال فشار اقتصادی بر آن از طریق تحریم‌ها و جلوگیری کامل صادرات نفت است. او در جریان امضای این فرمان بارها بر «دودلی» و عدم تمایلش به امضای آن تاکید کرد و گفت که مایل است با همتای ایرانی خود دیدار کند تا ایران را به انصراف از آنچه تلاش برای دستیابی به سلاح اتمی می‌داند قانع کند.

در دوره نخست ریاست‌جمهوری، آقای ترامپ با صدور دستور ترور قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس ایران، تصمیمی اتخاذ کرد که بسیاری از مقام‌های ارشد پیشین آمریکا با آن مخالف کرده بودند. تمایل ترامپ به تعامل با ایران بار دیگر این سوال را ایجاد کرده که آیا می‌توان سایه سنگین آن ترور و تهدید به «انتقام» مقامات ایرانی را کنار زد و چشم‌اندازی برای گفتگوی دو طرف و رسیدن به توافق بر سر موضوعات مورد اختلاف متصور شد؟

گزارش پیش‌رو با هدف درک عمیق‌تر فرآیند تصمیم‌گیری رئیس‌جمهور آمریکا در ترور قاسم سلیمانی و مشخصا براساس جزئیاتی نوشته شده که در کتاب‌ها و اظهارات سه مقام کلیدی دولت اول ترامپ آمده است:

  • ژنرال فرانک مکنزی، فرمانده وقت سنتکام و نویسنده کتاب «نقطه ذوب»، که دستور نهایی شلیک به خودروی حامل فرمانده سپاه قدس را صادر کرد، در کتاب خود تصریح می‌کند که تصمیم حمله به سلیمانی نتیجه یک فرآیند برنامه‌ریزی دقیق نبود.
  • جان بولتون، از مخالفان سرسخت حکومت ایران و مشاور پیشین امنیت ملی ترامپ، در کتاب «اتاق واقعه» روند حرکت رئیس‌جمهوری «فاقد فلسفه سیاسی و عمیقاً معامله‌گرا» به سمت رویارویی نظامی با ایران را تشریح می‌کند.
  • مارک اسپر، وزیر دفاع وقت، در کتاب «سوگند مقدس» از چالش‌های تیم امنیت ملی ترامپ سخن می‌گوید. او توضیح می‌دهد که چگونه برای تبیین مسائل دفاعی و پیامدهای آن، ناگزیر به ساده‌سازی موضوعات و بهره‌گیری از شگردهایی برای حفظ تمرکز رئیس‌جمهور بر موضوع اصلی جلسه بودند.

نکته قابل تأمل، تأثیر عمیق رویکرد معامله‌محور دونالد ترامپ است که نه تنها بر مناسبات دیپلماتیک، بلکه بر تصمیمات نظامی نیز سایه افکنده بود. این شیوه تفکر و عمل، احتمالا چشم‌انداز سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران با بازگشت ترامپ به کاخ سفید، پیچیده‌تر و غیرقابل پیش‌بینی‌تر می‌سازد.

در زیر سیر حوادث و روندی که در نهایت به صدور فرمان قتل قاسم سلیمانی توسط دونالد ترامپ منجر شد را بر اساس خاطرات و نوشته‌های سه مقام آمریکایی بخوانید:

خط خاکستری

حمله به سفارت آمریکا در بغداد

کمی از پنج صبح گذشته بود که مایک پومپئو، وزیر خارجه وقت آمریکا به مارک اسپر، وزیر دفاع تلفن کرد.

آخرین روز سال ۲۰۱۹ بود. در آستانه شب سال نو یک بمب خبری برنامه تعطیلات را به هم ریخته بود: معترضان خشمگین عراقی به سفارت آمریکا در بغداد، بزرگ‌ترین مقر دیپلماتیک این کشوردر جهان، حمله کرده بودند.

معترضان با عبور بی‌دردسر از پست‌های امنیتی عراقی وارد منطقه سبز بغداد شدند، به سفارت که رسیدند درها و شیشه‌ها را شکستند و حتی برخی وارد بخش پذیرش سفارت شدند. به نظر نمی‌رسید نگران هویدا شدن خط و ربطشان باشند.

اهتزاز پرچم‌های حشد شعبی، عصائب اهل حق و کتائب حزب‌الله، برای واشنگتن به معنای آن بود که دست نیروی قدس سپاه در کار است. حتی ابومهدی مهندس، معاون حشد شعبی و یار نزدیک قاسم سلیمانی، در میان معترضان بود. روی دیوار سفارت هم با خطی درشت نوشته شده بود: «سلیمانی رهبر من است».

دیوارنوشته‌ای که از چشم اسپر و پومپئو پنهان نماند.

دیوار نوشته سفارت آمریکا در بغداد: سلیمانی رهبر من است

منبع تصویر،

Getty Images

توضیح تصویر،
دیوار نوشته سفارت آمریکا در بغداد: سلیمانی رهبر من است

وزیر خارجه آمریکا خبرهای خوبی از سفارت نگرفته بود. معلوم نبود معترضان به دنبال تسخیر سفارتند یا نه. ولی حضور رهبران گروه‌های شبه‌نظامی شیعه نشانه خوبی نبود. نیروهای امنیتی آمریکایی گاز اشک آور شلیک کرده بودند اما مشخص بود اگر قصد ورود به سفارتخانه باشد ممکن است کار به جای باریک بکشد.

نام قاسم سلیمانی بر دیوار سفارت آمریکا در بغداد این حمله را به تاریخ تلخ تسخیر سفارت آمریکا در تهران گره می‌زد. مارک اسپر می‌دانست هدف حکومت ایران خروج نیروهای آمریکایی از عراق است. کمتر کسی در واشنگتن فراموش‌ کرده است که رونالد ریگان چطور بعد از انفجار خوابگاه تفنگداران آمریکایی در بیروت نیروهای نظامی کشورش را از لبنان خارج کرد. این تشابه‌های تاریخی نگرانی‌ها را بیشتر می‌کرد.

دو وزیر به سرعت توافق کردند که امنیت سفارت‌خانه را افزایش دهند. صد تفنگدار دریایی از کویت به عراق اعزام شدند. اعزام آنها و پیاده شدنشان از هواپیمای کج‌پروانه دو ملخه نظامی آسپری به صورت زنده در حساب‌های شبکه اجتماعی وزارت دفاع به نمایش درآمد. وزیر دفاع معتقد بود این کار هشدار لازم را به حکومت‌های ایران و عراق خواهد داد.

مارک اسپر با دونالد ترامپ در تماس بود. رئيس جمهور وقت آمریکا به‌شدت نگران تکرار فاجعه کنسولگری بنغازی بود؛ وقتی که مردان مسلح با یورش به کنسولگری آمریکا سفیر این کشور را در لیبی کشتند.

دونالد ترامپ که بارها باراک اوباما و هیلاری کلینتون را بابت این حمله تحقیر کرده بود، حالا با یورش به سفارت آمریکا در بغداد خود را آستانه یک بنغازی دیگر می‌دید. مارک اسپر در هر تماس تلفنی تلاش می‌کرد رئیس جمهور را آرام کند و به او بگوید بغداد بنغازی نخواهد شد. صدها نفر نیرو با قابلیت دفاعی و تهاجمی هوایی در سفارت آمریکا آماده بودند و جایی برای نگرانی نبود. دست کم فعلا.

فشار حداکثری از واشنگتن و مقاومت حداکثری از تهران به نقطه احتراق نزدیک می‌شد و در کانون آن نام قاسم سلیمانی قرار داشت.

ژنرال مایک میلی فرمانده ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا، مایک اسپر وزیر دفاع آمریکا، مایک پومپئو وزیر خارجه آمریکا

منبع تصویر،

Reuters

توضیح تصویر،
گزینه حذف قاسم سلیمانی مدت‌ها پیش از اوج تنش میان ایران و آمریکا در سال ۲۰۱۹ در فهرست راه‌کارهای احتمالی واشنگتن علیه ایران بود

سه روز پیش از حمله به سفارت آمریکا، در پی شلیک ۳۰ راکت به یک پایگاه نیروهای آمریکایی در کرکوک یک پیمانکار آمریکایی کشته شده بود. ترامپ بعد از بحث‌های مفصل با تیم دفاعی امنیتی خود تصمیم گرفته بود که با پیشنهاد مارک اسپر سراغ عاملان مستقیم این حمله برود و با زدن پنج پایگاه کتائب حزب‌الله، انتقام مرگ شهروند آمریکایی را بگیرد.

حمله روز ۲۹ دسامبر انجام شد. بعد از ظهر همان روز ژنرال میلی فرمانده ستاد مشترک نیروهای مسلح، مارک اسپر و مایک پومپئو برای ارائه گزارش کار به مارآلاگو، محل اقامت آقای ترامپ رفتند. جینا هسپل رئيس سی‌آی‌ای و رابرت اوبرایان مشاور امنیت ملی کاخ سفید با کنفرانس ویدیویی متصل شدند. میک مولوینی، رئیس دفتر کاخ سفید هم از قبل در محل بود.

ژنرال میلی برای توصیف بهتر نتیجه حمله، عکس‌هایی را هم از خسارت‌های وارد شده به کتائب حزب‌الله، به رئيس‌جمهور نشان داد.

مارک اسپر توضیح داد که حمله با موفقیت کامل انجام شده و در کنار هدفگیری مستقیم انبارهای تسلیحات و ساختمان‌های کتائب، با تصمیم پنتاگون، جنگنده‌های اف ۱۵ عامدانه، ساختمان‌هایی را که احتمال حضور اعضای نیروی قدس در آن می‌رفته به صورت نادقیق و با فاصله امن هدف قرار داده‌اند تا هم هشداری برای ایران باشد و هم با پرهیز از تلفات میان ایرانی‌ها، سطح تنش بالاتر نرود. توضیحی که بر خلاف انتظار حاضران آقای ترامپ را به شدت خشمگین کرد.

رئیس جمهور آمریکا که خشمگین سرتکان می‌داد به ژنرال میلی گفت: «کار احمقانه‌ای است. برای چه این کار را کردید؟ حالا فکر می‌کنند که ما نمی‌توانیم درست به هدف بزنیم.» میلی که به وضوح از واکنش آقای ترامپ جا خورده بود این واکنش را برای تصمیم‌گیری‌های بعدی به خاطر سپرد.

در همین جلسه بود که درباره گام‌های احتمالی بعدی در صورت افزایش سطح تنش صحبت شد. گزینه‌هایی از جمله هدف گرفتن اهدافی متعلق به ایران خارج از خاک این کشور، اهدافی از ایران در آب‌های خلیج فارس و همینطور در داخل خاک ایران مطرح شد. انتخاب‌های دیگر هدف گرفتن رهبران اصلی شبه‌نظامیان شیعه عراق یا فرماندهان سپاه از جمله قاسم سلیمانی بود.

آقای ترامپ بیشتر از همه به این گزینه علاقه نشان داد.

تنها دو نفری که در این جلسه سابقه حضور در جنگ داشتند، مارک میلی و مارک اسپر بودند که نمی‌خواستند بی‌گدار به آب بزنند. از نظر آنها حمله به خاک ایران و یا به قاسم سلیمانی ممکن بود به یک جنگ تمام عیار تبدیل شود.

رئيس دفتر کاخ سفید هم با آنها هم نظر بود. آنها به نوبت توضیح دادند بهتر است شدت واکنش‌های آمریکا به تدریج زیاد شود. اما آقای ترامپ که دوباره به یاد احتیاط پنتاگون در هدف گرفتن ساختمان اعضای نیروی قدس در عراق و سوریه افتاده بود گفت باید جواب سختی به ایران بدهد.

رابرت اوبرایان هم نظر رئیس جمهور بود. وقتی گفت باید همه اهداف را با هم بزنیم فرمانده ستاد مشترک و وزیر دفاع با حیرت نگاهی به یکدیگر انداختند و توصیه به صبر کردند. مارک میلی گفت: «حتی اگر بخواهیم تصمیم بزرگی بگیریم باید ابتدا برای مقابله با تبعات آن آماده شویم.»

راب وود وارد خبرنگار برجسته آمریکایی که فردای آن روز، ۳۰ دسامبر، بی‌خبر از برنامه‌ برای ترور سلیمانی، با دونالد ترامپ قرار مصاحبه داشت در کتاب خود با عنوان «خشم» شرح داده که ساعاتی قبل از رسیدن او به پالم بیچ، دونالد ترامپ در زمین گلف خود به سناتور لینزی گراهام گفته است: «دارم به زدن سلیمانی فکر می‌کنم.» به روایت او لینزی گراهام که از حامیان جدی ترامپ در کنگره و پای بازی گلف او است به رئیس جمهور یادآوری کرده که اول باید به فکر مقابله با واکنش‌های احتمالی بعدی ایران باشد. در صورت کشته شدن سلیمانی «اگر بخواهند تلافی کنند باید پایگاه‌های نفت‌شان را بزنی. نقطه ضعفشان همین است. ولی این کار هم یعنی یک جنگ تمام عیار.»

سناتورگراهام در عین حال به او یادآوری کرده است که اطلاعات سرویس‌های امنیتی از طرح سلیمانی برای حمله به منافع آمریکا چیز جدیدی نیست: «کارش همیشه همین بوده. با نزدیکی انتخابات باید به واکنش خودت و واکنشی که از ایران انتظار داری فکر کنی. خطر جنگ جدی می‌شود.» سه روز بعد قاسم سلیمانی در حمله پهپادی آمریکا کشته شد.

چند خرج گود یا ای‌اف‌پی‌هایی که سربازان ارتش آمریکا در سال ۲۰۰۸ در بغداد خنثی کردند

منبع تصویر،

US Army

توضیح تصویر،
چند خرج گود یا ای‌اف‌پی‌هایی که سربازان ارتش آمریکا در سال ۲۰۰۸ در بغداد خنثی کردند

خرج گودهای نیرو قدس؛ کابوس سربازان آمریکایی

نیروی قدس سپاه و قاسم سلیمانی از سال‌ها پیش درکانون توجه واشنگتن بودند.

دولت جورج بوش در سال ۲۰۰۷ یک یگان اطلاعاتی ویژه را برای هدف گرفتن نیروی قدس و جلوگیری از کمک‌های این نیرو به شبه‌نظامیان در عراق ایجاد کرد. نیروهای آمریکای، چپ و راست، با بمب‌های جاده‌ای و خرج گودهای طراحی مهندسان سپاه در عراق به خاک می‌افتادند. براساس تخمین پنتاگون ۱۷ درصد کل تلفات نیروهای آمریکایی در عراق از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۱ با ایفای نقش مستقیم یا حمایت نیروی قدس به رهبری قاسم سلیمانی روی داده است.

این «خرج گود»ها با قدرت انفجار ۲۰۰۰ متر در ثانیه، حتی تانک‌های آبرامز را از کار می‌انداختند. تحقیقات کالج ارتش آمریکا ردپای این بمب‌ها را از حملات حزب‌الله لبنان در دهه ۹۰ تا عراق دنبال کرده است. بر این اساس نیروی قدس با آموزش، پشتیبانی لجستیکی و توزیع اطلاعات فنی از جمله با سی‌دی‌های فشرده، این فناوری را در اختیار شبه‌نظامیان قرار می‌داد.

اما حتی جورج بوش که در میانه اعتراضات گسترده جهانی، با حمایت کنگره، جنگ در عراق را آغاز کرد، وقتی با گزینه حمله به دو پایگاه‌ آموزشی نیروی قدس در خاک ایران روبرو شد به مشاوران امنیت ملی خود گفت آخر و عاقبت این کار استیضاح در کنگره است و از خیر آن گذشت.

فرمانده نیروی قدس در واشنگتن دشمن کم نداشت. اگرچه اغلب کسانی که خود اهل میدان جنگ بودند او را فرمانده موثر می‌دانستند. ژنرال مکنزی، فرمانده سنتکام او را فرمانده خوبی خوانده است «چون در خط مقدم جنگ حاضر می‌شد». هم او قاسم سلیمانی را با راینهارد هیدریش، ژنرال خونسرد اس‌اس آلمان نازی و رئیس اداره امنیت ملی رایش مقایسه کرده است: «موثر و مرگ‌آفرین».

از سال ۲۰۱۰ که ژنرال مکنزی مدیر استراتژی و برنامه‌ریزی وزارت دفاع شد، در تمام جلسات مربوط به ایران از سلیمانی می‌پرسید، تا آنجا که تحلیل‌گران ایران در پنتاگون وسواس او به تبعات حذف سلیمانی را به جوک داخلی خودشان تبدیل کرده بودند.

فرانک مکنزی در کتاب خود، «نقطه ذوب»، تاکید کرده که معمولا پرسش‌های او بیش از آنکه بر حذف قاسم سلیمانی متمرکز باشد متوجه نتیجه حذف او بر سیاست‌های حکومت ایران بوده است و علیرغم پیگیری مدیدش هیچ گاه جواب درخوری نگرفته چرا که «هیچ کس باور نمیکرد سلیمانی واقعا هدف قرار بگیرد.»

وقتی این ژنرال چهار ستاره در مارس ۲۰۱۹، در بحبوحه تنش‌های ایران و آمریکا به فرماندهی سنتکام منصوب شد، فرمانده گروه ضربت عملیات ویژه نیروهای مسلح را مامور کرد تا «محض احتیاط راه‌حل‌هایی را آماده کنند که اگر از آنها خواسته شد» علیه سلیمانی وارد عمل شوند.

به گفته ژنرال مکنزی متحدان آمریکا و شرکای منطقه‌ای آمریکا نیز به این موضوع علاقه‌مند بودند و در کاخ سفید بارها با این هدف لابی کرده بودند. همزمان سی‌آی‌ای و نیز به دنبال طراحی راه‌حل‌های خودش بود. تلاش برای نهایی کردن این راه‌حل‌ها با تشدید تنش میان ایران و آمریکا افزایش یافت.

از مه تا دسامبر ۲۰۱۹، نوزده حمله راکتی علیه پایگاه‌های آمریکا در عراق انجام شد. در ژوئن ۲۰۱۹ وقتی که پهپاد ۲۰۰ میلیون دلاری گلوبال هاک آمریکا بر فراز خلیج فارس هدف قرار گرفت دونالد ترامپ در پی چند جلسه با تیم امنیت ملی خود، دستور حمله به سه نقطه از خاک ایران را صادر کرد، به شرطی که کشورهای حاشیه خلیج فارس بخشی از هزینه این حملات را بپردازند. اما نهایتا، علیرغم اصرار مایک پومپئو وزیر خارجه و جان بولتون مشاور امنیت ملی خود از یک سو و بنیامین نتانیاهو از سوی دیگر تنها ده دقیقه قبل از اجرایی شدن، این حمله را لغو کرد. در خلیج فارس حمله به نفتکش‌ها، تاسیسات نفتی و پهپادهای آمریکا کم و بیش بی‌جواب مانده بود. این بار دیگر وقت «استقرار دوباره بازدارندگی»‌ بود و پیش‌نویس گزینه‌ها از مدت‌ها پیش تدوین شده بود.

عکس سلیمانی و پرچم ایران

منبع تصویر،

Getty Images

۲۸ دسامبر، دو روز قبل از حمله به سفارت - فردای روزی که پیمان‌کار آمریکایی در کرکوک کشته شد- دریادار ساموئل پاپارو فرمانده عملیات سنتکام با نقشه‌ای بزرگ از منطقه عملیاتی این مرکز، به خانه ژنرال مکنزی در پایگاه هوایی مک‌دیل رفت.

این نقشه برخی از گزینه‌هایی را که سنتکام پیشاپیش برای رویارویی احتمالی با ایران آماده کرده بود شامل می‌شد. یک فرمانده ارشد سپاه در یمن که از نظر پنتاگون برای بهبود توانایی موشکی حوثی‌ها فعالیت می‌کرد، یک فرمانده کتائب حزب‌الله و قاسم سلیمانی در فهرست اهداف انسانی بودند. کشتی ساویز ایران هم گزینه دیگری بود.

نیروی دریایی آمریکا ساویز را یک کشتی رصد اطلاعاتی می‌دانست که فعالیت کشتی‌های آمریکایی را از یمن تا جیبوتی زیر نظر داشت. گزینه‌های دیگر «تاسیساتی زیرساختی در جنوب ایران در دفاع هوایی و صنایع نفتی» بودند.

همین گزینه‌ها به عنوان انتخاب‌های ممکن پیش روی آقای ترامپ قرار گرفت اما لزوما توصیه سنتکام و پنتاگون نبود. ژنرال مکنزی می‌گوید که قبلا از حرفهای مارک میلی بو برده بود که رئيس جمهور به دنبال جواب دندان‌شکن به ایران و هدف گرفتن سلیمانی است به همین دلیل با کمک نیروهای اطلاعاتی خود گزارش مجزایی حاضر کرد که تبعات حمله احتمالی به قاسم سلیمانی را برای رئيس جمهور توضیح دهد.

فهرست گزینه‌ها در نهایت علیرغم نگرانی‌ها از تبعات احتمالی حمله به سلیمانی، بدون توصیه منفی نسبت به آن، به میز دونالد ترامپ رسید.

ساعت شش و نیم روز ۲۹ دسامبر مایک میلی در تماس تلفنی به ژنرال مکنزی گفت که رئيس جمهور با حمله به فرمانده نیروی قدس در یمن، حمله به کشتی ۱۴ هزار تنی ساویز و حمله به قاسم سلیمانی در عراق موافقت کرده است.

سنتکام در اواخر پائيز روی گزینه‌های احتمالی حمله به سلیمانی در سوریه و عراق کار کرده بود. ژنرال مکنزی و مارک میلی معتقد بودند هدف گرفتن فرمانده نیروی قدس در سوریه فکر بهتری است و کشتن او در عراق به آتش خشم شبه‌نظامیان شیعه دامن می‌زند و تبعات نظامی و سیاسی سنگینی خواهد داشت.

حالا قرار بود با دستور ترامپ نظر خود را زیر پا بگذارند. تا اواخر شب سنتکام نحوه اجرای عملیات خود را کم و بیش روشن کرده بود. حمله در شب انجام می‌شد اول علیه سلیمانی و بعد فرمانده نیروی قدس در یمن. حمله به ساویز به دیرتر محول شد.

نقشه سنتکام از پرواز سلیمانی

«این لعنتی رو ساقط می‌کنی؟»

پنتاگون برآورد می‌کرد که قاسم سلیمانی روز ۳۱ دسامبر از تهران به بغداد سفر خواهد کرد.

آن روز در سنتکام ژنرال مکنزی پشت یک میز بزرگ در برابر دو مانیتور بزرگ نشسته بود. یکی تصاویر سیاه و سفید از پهپادها در محل را همراه با داده‌های مختلف نشان می‌داد و دیگری تصویری هوایی از حوزه فرماندهی سنتکام با تمرکز بر ایران و عراق. حرکت صدها هواپیمای نظامی و غیرنظامی بر روی صفحه دیده می‌شد که هر کدام جداگانه قابلیت نمایش اطلاعات پرواز همان هواپیمای خاص را داشت. در چنین شرایطی معمولا وکلای سنتکام، تحلیل گران اطلاعاتی و مشاوران دیگر رهبران ارشد نظامی آمریکا را همراهی می‌کنند تا در صورت لزوم مشاوره لازم را به آنها بدهند.

قاسم سلیمانی سرانجام خانه خود را در تهران ترک کرد و «ساعت ۹:۴۵ دقیقه صبح به وقت شرق آمریکا سوار بر هواپیمای خود شد تا بر اساس یافته‌های واشنگتن با پروازی دو ساعته به بغداد برسد.»

اما هواپیما برای نشستن در بغداد ارتفاع خود را کاهش نداد و به پرواز خود به سمت غرب در ارتفاع ۳۰ هزارپایی ادامه داد. به نظر می‌رسید فرصت حمله در حال از دست رفتن است. ژنرال مکنزی در کنفرانس تلفنی با وزیر دفاع و رئيس ستاد مشترک ارتش بود که یک نفر از پنتاگون پرسید: «نمیشه این لعنتی رو ساقط کنی؟» مکنزی «بدون اینکه تصمیمی برای انجام این تقاضا بگیرد» با فرمانده نیروهای هوایی خود در پایگاه العدید قطر تماس گرفت: «اگر دستور بدهم می‌توانی این هواپیما را بزنی؟»

دو جت جنگنده به دنبال هواپیمای سلیمانی بلند شدند. مکنزی «به دنبال هدف گرفتن هواپیمای سلیمانی نبود» اما می‌خواست در صورت رسیدن دستور از بالا امکان اجرا داشته باشد. کمی بعد مشخص شد هواپیمای حامل فرمانده نیروی قدس، مسافربری و عازم سوریه است. قرار نبود سلیمانی در سوریه هدف قرار بگیرد. سابقه آمریکا در شلیک به هواپیمای مسافربری ایرانی هم چیزی نبود که پنتاگون علاقه‌ای به تکرارش داشته باشد. جت‌های آمریکایی به پایگاه خود بازگشتند. وقتی که هواپیمای سلیمانی ارتفاعش را برای فرود در دمشق کاهش داد مشخص شد که فعلا حمله به تعویق افتاده است. مکنزی دستور داد حمله در یمن هم متوقف شود. انتظار برای سفر سلیمانی از دمشق به بغداد نزدیک به سه روز طول کشید. سرانجام «عواملی در فرودگاه دمشق» خبر دادند که هواپیمایی آماده سفر به بغداد است و انتظار می‌رود قاسم سلیمانی به زودی سوار آن شود. فرمانده نیروی قدس با سه ساعت تاخیر سرانجام سوار این هواپیما شد. در مقر سنتکام دوباره غوغا برپا بود. تا اینکه ساعت ۴:۴۷ بعداز ظهر دوم ژانویه به وقت شرق آمریکا، ۱۲:۴۷ بامداد در بغداد،در پی دستور ژنرال مکنزی، یک فروند پهپاد ریپرکه از پایگاه العدید برخواسته بود با شلیک موشک هل‌فایر خودروی حامل فرمانده نیروی قدس را منفجر کرد.

حتی فرمانده وقت سنتکام معتقد است تصمیم برای حمله به قاسم سلیمانی در نتیجه یک فرآیند برنامه‌ریزی دقیق اتخاذ نشد. تصمیم توسط رئیس‌جمهوری گرفته شد که از مشاورانش در سطح ملی شنیده بود که ایران واکنشی نشان نخواهد داد. نظری که به عقیده ژنرال مکنزی هیچ‌کس در سنتکام یا در نهادهای اطلاعاتی آمریکا با آن موافق نبود. اما حرفی که این ژنرال در پایان عملیات به نیروهای خود زد این بود: «فردا ما هنوز اینجا خواهیم بود و سلیمانی هنوز مرده است.

  • مهرنوش پورضیایی
  • شغل,
    بی‌بی‌سی - واشنگتن

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر