۱۳۹۵ فروردین ۱۱, چهارشنبه

خامنه‌ای: کسانی که می‌گویند فردای دنیا برای مذاکرات است نه موشک، خائن هستند

خامنه‌ای: کسانی که می‌گویند فردای دنیا برای مذاکرات است نه موشک، خائن هستند
العربیه.نت- فارسی
علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران، کسانی که «فردا» را از آن «مذاکرات» بدانند و نه «موشک» «خائن» توصیف کرد.

این سخنان رهبر ایران چهارشنبه ۳۰ مارس در جمع مداحان به مناسبت تولد حضرت زهرا دختر پیامبر اسلام ایراد شده است.

خامنه‌‌ای در سخنرانی خود گفت: «این‌که بگویند فردای دنیا» فردای مذاکره است، دنیای موشک نیست، این اگر از روی ناآگاهی گفته شود، که ناآگاهی است، اما اگر از روی آگاهی باشد، خیانت است».

به نظر می‌رسد این سخنان خامنه‌ای، اختلاف‌های داخلی ایران را بر سر سیاست خارجی این کشور نشان می‌دهد. هفته گذشته، توییتر رسمی اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به نقل از او نوشته بود: «دنیای فردا دنیای گفتمان‌ها است نه موشک‌ها».

این در حالی است که به تازگی کنگره آمریکا، بررسی لایحه‌ای را برای تحریم ایران به دلیل آزمایش‌های موشکی این کشور آغاز کرده است. شبکه خبری CNN هم گزارش داده است که مسئولان غربی در پیامی به سازمان ملل متحد، نسبت به آزمایش‌های موشکی ایران واکنش نشان داده، آن را نقض قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد دانستند و خواستار واکنش مناسب در برابر آن شدند. 

خامنه‌ای در ادامه سخنان خود گفته است:‌ «اگر نظام اسلامی دنبال فناوری ومذاکره باشد،اما قدرت دفاعی نداشته باشد مقابل هرکشور فزرتی که تهدید کند باید عقب نشینی کند».

وی با اشاره به حضور مداحان در جنگ سوریه و سروده خوانی‌های آن‌ها برای ایرانی‌هایی که در این کشور از نظام بشار اسد حمایت می‌کنند، گفت: «اینکه مداحان برای مدافعان حرم میخوانند بسیار با ارزش است؛ در این شکی نیست. در کنار این،یک کار مهم‌تری هست و آن تقویت باورهای جوانان است».

یک ضربه جدی به ماشین ترور وتروریزم رژیم ایران - فلج شدن بازوهای حزب‌الله پس از ۳۰ روز تحریم خلیجی

 یک ضربه جدی به ماشین ترور وتروریزم رژیم ایران - فلج شدن بازوهای حزب‌الله پس از ۳۰ روز تحریم خلیجی
از روز دوم مارس ۲۰۱۶ که قطعنامه شورای همکاری خلیج در شناسایی حزب‌الله لبنان به عنوان گروهی تروریستی صادر شد، این قطعنامه تمام رهبران و گروه‌های وابسته به حزب‌الله و شاخه‌های آن را در بر گرفت و همگی بخشی از گروه تروریستی شناخته شدند. پس از آن تصمیم‌های کشورهای شورای همکاری خلیج برای مقابله با حزب‌الله لبنان و دست‌درازی‌هایش در منطقه، یکی پس از دیگری اعلام شد. این تصمیم‌ها شامل هواداران، مویدان، و اسپانسرهای حزب‌الله شد که برخی از آن‌ها با باطل شدن اقامت‌هایشان، مجبور به ترک کشورهای عضو شورای همکاری خلیج شدند. از جمله تصمیماتی که اتخاذ شد، فشار بر وابستگان رسانه‌ای و اقتصادی حزب‌الله با تحریم شماری از شرکت‌های تجاری بود از جمله برخی از شرکت‌هایی که از فرصت‌های سرمایه‌گذاری و تجاری در بازارهای خلیجی استفاده می‌کردند و در آن‌ها حدود ۳۶۰ هزار لبنانی مشغول به کار بودند که سالانه حدود ۴ میلیون دلار به لبنان حواله می‌کردند. 

اقدام‌های خلیجی در حقیقت اجرای نخستین قطعنامه صادره در اجلاس وزرای کشور خلیجی در منامه در نوامبر سال ۲۰۱۳ بود. در این قطعنامه‌، کشورهای شورای همکاری خلیج بر سر اقدام‌های امنیتی مشترک علیه منافع حزب‌الله لبنان و وابستگان به آن به توافق رسیدند. این قطعنامه پس از بررسی یک گزارش کارشناسی مفصلی گرفته شد که حاصل جلسات پیشین مسئولان دستگاه‌های امنیتی و اقتصادی خلیجی بود. 

در بیانیه دبیرکلی شورای همکاری خلیج آمده است: «این قطعنامه در پی ادامه اقدام‌های ستیزه جویانه اعضای این گروه شبه‌نظامی در جذب جوانان شورای همکاری به منظور اقدام‌ای تروریستی، قاچاق اسلحه و مواد منفجره، فتنه انگیزی و تشویق به آشوب و خشونت گرفته شده و نقض صریح حاکمیت، امنیت و ثبات کشورهای خلیجی است».

بنا بر این بیانیه، این قطعنامه بر پایه قوانین ویژه مبارزه با تروریسم که در کشورهای شورای همکاری و قوانین بین‌المللی مشابه، صادر شده است. 

پس از نشست ۹ مارس ۲۰۱۶ وزرای امور خارجه شورای همکاری خلیج، به دبیرکلی مسئولیت وضع راهکارهای لازم برای اقدام‌های دستجمعی در مسیر اجرای قطعنامه داده شد تا همه کشورهای خلیجی در این زمینه اقدام‌های هماهنگی داشته باشند.

۱۶مارس ۲۰۱۶، وزارت کشور سعودی اعلام کرد که قصد دارد هر هوادار، همکار یا یاری رسان به حزب‌الله از شهروندان سعودی یا مقیمان در این کشور را، تحت پی‌گرد قرار دهد. این وزارتخانه از زبان یک منبع مسئول افزود که هر شهروند یا مقیمی که حزب‌الله را تایید کرده یا وابستگی به آن را نشان دهد، از این حزب هواداری کرده، برای آن تبلیغ کند، مبلغی برای پرداخت کند، با حزب الله تماس بگیرد یا به هر وابسته‌ای به حزب‌الله پناه دهد «بر پایه قانون در معرض اشد مجازات قرار خواهد گرفت و مشمول نظام قانونی مقابله با جرایم تروریسمی قرار خواهد گرفت. همچنین هر مقیمی که محکومیتش در این زمینه ثابت شود، از کشور اخراج خواهد شد».

این وزارتخانه خاطرنشان کرده است که تصمیم‌اش مستند به قطعنامه شورای همکاری خلیج و بیانیه اخیر نشست وزرای کشور این شورا است. 

این تصمیم همچنین بر بیانیه پیشین وزارتخانه در خصوص گروه‌ها، سازمان‌ها، جریان‌ها و احزاب ترریستی و مجازات مورد نظر قرار گرفته بر اعضا و هواداران این گروه‌ها، بنا شده است. 

آغاز محاصره حزب‌الله از سوی سعودی، ۲۷ نوامبر ۲۰۱۵ بود بود. در این تاریخ سعودی فهرستی از رهبران و مسئولان حزب‌الله را به خاطر فعالیت‌هایشان به سود حزب در سرتاسر خاورمیانه، هدف تحریم قرار داد. همچنین شرکت‌هایی که با عنوان بازوهای سرمایه‌گذاری فعالیت‌‌های حزب به شمار می‌آمدند، تحریم شدند.

وزارت کشور سعودی، فهرستی از ۱۴ شخصیت را در حساب کاربری خود منتشر کرد و نوشت: «تحریم مسئولان برجسته حزب‌الله شامل علی موسی دقدوق الموس، محمد یوسف احمد منصور، محم کوثرانی، ادهم طباجه و شرکتش، مجموعه گردشگی انمال و شاخه‌هایش، قاسم حجیج، حسین علی فاعور، مرکز رسیدگی به خودروها، مصطفی بدرالدین، ابراهیم عقیل، فواد شکر، عبدالنور شعلان، محمد نجیب کریم و محمود سلمان فواز، می‌شود».

وزارت کشور سعودی در بیانیه‌ای تاکید کرد که این اقدام برای هدف قرار دادن فعالیت‌های «خبیث» حزب‌الله گرفته شده که از مرزهای لبنان فراتر رفته است. این بیانیه تاکید کرده است که پادشاهی سعودی، به مبارزه با تمام فعالیت‌های تروریستی حزب‌‌الله با تمام ابرازهای موجود ادامه خواهد داد. همچنین به همکاری با شرکا در سرتاسر جهان ادامه می‌دهد، نباید هیچ کشوری در برابر فعالیت‌های شبه‌نظامی حزب‌الله و اقدام‌های تندروانه‌اش سکوت کند.

۲۶مارس ۲۰۱۶، سعودی اعلام کرد که ۴ شرکت و ۳ شخص را به دلیل ارتباط با حزب‌الله، تروریست می‌داند. وزارت کشور سعودی در بیانیه خود افزود که حزب‌الله همواره به انتشار تروریسم در جهان ادامه می‌دهد و پادشاهی به قرار دادن فعالا، رهبران و گروه‌های وابسته به حزب‌الله در فهرست گروه‌های تروریستی، ادامه خواهد داد. 

۲ مارس ۲۰۱۶، مقام‌های کویتی اعلام کردند که آماده اجرای هر قطعنامه شواای همکاری برای تحریم مالی حزب‌الله، سرانش و افراد و گروه‌های وابسته به آن را از راه سازمان‌های مبارزه با ترویسم پولشویی را دارد که شامل بلوکه کردن حساب‌های بانکی شخصی و حساب‌های شرکت‌ها می‌شود. 

۱۸ مارس ۲۰۱۶، اداره کل امنیت کشور کویت، فهرست‌هایی از نام افرادی تهیه کرد که به دلیل ارتباطشان با حزب‌الله، ورودشان به کشور ممنوه است. همچنین فهرستی عربی شامل شهروندانی از تابعیت‌های لبنانی، سوری و خلیجی تهیه شد که وابستگی‌شان به حزب‌الله یا حمایت مالی، رسانه‌ای و سیاسی‌شان از این حزب اثبات شده است. به طور رسمی این افراد «غیر مطلوب» در کویت شناخته شده‌اند و بیرون راندنشان از کشور به گونه‌ای که ضامن منافع و امنیت کویت و مردم باشد، آغاز شد. 

منابع می‌گویند که فهرست‌ها شامل فعالان رسانه‌ای و بازرگانی است که با دلیل قاطع، ارتباط مالی، رسانه‌ای یا سیاسی آن‌ها به حزب‌الله و وابستگانش ثابت شد. تا کنون جلوی ورود ۶ تن از فرودگاه به کویت گرفته شده است و با تمدید اقامت ۵ تن دیگر که همگی از فعالان رسانه‌ای هستند، مخالفت شد. به دو تن هم ابلاغ شد که باید ظرف مدت یک ماه خاک کویت را ترک کنند. 

۲۱ مارس ۲۰۱۶، کویت ۱۴ تن از جمله ۱۱ لبنانی و ۴ عراقی را پس از اثبات وابستگی‌شان به حزب‌الله، از کشور اخراج کرد. کویت یک تیم ویژه وابسته به وزارت امور تابعیت و گذرنامه تشکیل داده که مسئول پی‌گیری بخشنامه‌های اداره امنیت کشور و هماهنگی با آن برای بیرون راندن افراد نا مطلوب از کشور است. 

۲۸ مارس ۲۰۱۶، کویت اقامت ۶۰ لبنانی مرتبط با حزب‌الله را باطل کرد. 

مارس ۲۰۱۵، امارات عربی متحده، ۷۰ لبنانی را بدون ذکر دلایل، از خاک خود اخراج کرد. به این افراد ۴۸ ساعت برای ترک امارات مهلت داده شد. در سال ۲۰۰۹ هم حدود ۲۵ لبنانی را اخراج کرده بود.

۱۷ مارس ۲۰۱۶، دادگاه امنیت کشور امارات متحده عربی، محاکمه هفت شخص از جمله دو ماراتی را به اتهام تشکیل هسته‌ای مرتبط با حزب‌الله لبنان آغاز کرد. 

۱۴ مارس ۲۰۱۶، وزارت کشور بحرین، تصمیم خود را برای اخراج شماری از لبنانی‌های مقیم را پس از اثبات ارتباطشان با حزب‌الله و پشتیبانی از این حزب اعلام کرد.

در زمینه محاصره رسانه‌ای حزب‌الله، وزرای امور رسانه‌ای کشورهای خلیج، متعهد به مقابله با منظومه «حزب‌الله» از راه اقدام‌های قانونی و رسانه‌ای قاطع شدند تا حزب‌الله را محاصره کنند. از این رو تعامل با هر شبکه مرتبط با حزب‌الله لبنان، رهبران و گروه‌‌های مرتبط با آن ممنوع شد. وزرا در پایان نشستشان در ریاض اعلام کردند که «شرکت‌های تهیه محصولات رسانه‌‌ای، مشمول قوانین جدید خواهند بود».

عادل الطریفی وزیر فرهنگ و اطلاع رسانی سعودی ۹ مارس ۲۰۱۶ در حاشیه نشست وزرای رسانه‌ای کشورای شورای همکاری در ریاض، از جزئیات راهکارهای همکاری کشورهای شورای همکاری برای مقابله با «حزب‌الله» و دیگر گروه‌های تروریستی، پرده براشت. او گفت که این راهکارها، در پی مقابله با ریشه‌هی ترویسم هستند و نه تنها حزب‌الله، بلکه همه گروه‌های تروریستی، چه داعش باشند، چه القاعده و چه گروه‌های تروریستی دیگر. او افزود که این تصمیم‌ها با هدف از میان بردن هر محتوای رسانه‌ای این سازمان‌ها، برنامه‌ها و سایت‌های آن‌ها اتخاذ شده «به گونه‌ای که هرگونه نمایندگی رسانه‌ای آن‌ها در میان ما از میان برود».

شایان ذکر است که پیش از این در دسامبر گذشته، پخش شبکه‌ای «المنار» و «المیادین» از ماهواره «عرب ست» منع شد. موسسه «عرب ست» دلیل این اقدام را «نقض شرط‌های قرار داده و بندهای قانونی آن»‌ از سوی دو موسسه رسانه‌ای عنوان کرد که «به صراحت بر عدم نشر آن‌چه که باعث ایجاد اختلاف‌های دینی و فرقه‌ای می‌شود یا به نمادهای سیاسی و دینی دیگران اهانت می‌کند» تاکید دارد.
 

ترور وتروریزم رژیم حاکم بر ایران - نقش آخوند روحانی در ترور آمیا در آرژانتین

ترور وتروریزم رژیم حاکم بر ایران - نقش آخوند روحانی در ترور آمیا در آرژانتین


10931322_405913659568879_9104875039611193117_n
آندرس اپن هایم مقاله نویسی که با دادستان نیسمن در ارتباط با ترور آمیا مکاتبه داشته است میگوید که به اعتقاد نیسمن آخوند روحانی یکی از افراد کمیته طراحی این حمله تروریستی بوده است.

او افزوده بود که یک مدرک کلیدی شهادت عضو سابق واواک بنام ابولقاسم مصباحی است مبنی بر اینکه روحانی در هنگام بمبگذاری یکی از اعضای کمیته ویژه بوده است. نیسمن بعد از آمدن روحانی بر سر قدرت گفته بود که وی نمیتواند یک فرد مدره باشد.

ANDRES OPPENHEIMER

 

Andres Oppenheimer: Prosecutor tied Iran’s leader to 1994 bombing


Read more here: http://www.miamiherald.com/news/local/news-columns-blogs/andres-oppenheimer/article7905459.html#storylink=cpy
 
 
 
 
 
بیشتر بخوانید مطالب مرتبط
 
فقیه بی وقفه ادامه دارد - توقیف دومین محموله سلاح رژیم ایران به يمن، در نزدیکی سومالی

دستان خونین سران وارگانهای اطلاعاتی عملیاتی ( سپاه قدس) رژیم ایران در ترور آلبرتو نیسمان دادستان پرونده آمیا

ترور وتروریزیم رژیم - محمد مهدی آخوندزاده بسطی دیپلمات تروریست وقاتل دکتر کاظم رجوی کیست؟
ترور وتروریزیم رژیم ایران- جزئیات شبکه اطلاعاتی و جاسوسی رژیم در آلمان افشاشد.

بانکدار،منشاء وکانون صدرور تروریزیم نظام ولایت فقیه ایران است(1) ترور دکتر کاظم رجوی شهید بزرگ حقوق بشر

یک ضربه جدی به ماشین ترور وتروریزم رژیم ایران - فلج شدن بازوهای حزب‌الله پس از ۳۰ روز تحریم خلیجی
ترور وتروریزم رژیم حاکم بر ایران - نقش آخوند روحانی در ترور آمیا در آرژانتین
ترور وتروریزیم رژیم - محمد مهدی آخوندزاده بسطی دیپلمات تروریست وقاتل دکتر کاظم رجوی کیست؟

نبرد علیه تروریسم برای قاره (اروپا) ما یک آزمون حقیقت است.

نبرد علیه تروریسم برای قاره (اروپا) ما یک آزمون حقیقت است.
نیروی قدس صدور انقلاب و عملیات تروریستی برون مرزی را راهبردی کرده و مسئول اجرای آن است
سپاه تروریستی قدس وحاکمیت ولایت فقیه منشا وکانون صدور تروریزم
سپاه ترودیستی قدس سپاه پاسداران وافشای این جنایتکار ترین منشا ترورها وعملیات خرابکارانه وصدور تروریزم بمناسبت عملیات تروریستی اخیر بروکسل
مرتضی رضائی پاسدار جنایتکاری ازمافیای پشت پرده “بیت خامنه اي
وحید حقانیان یا سردار جنایتکار وحید کیست - در مافياي بيت خامنه اي او دفتر خصوصي علي خامنه است
 

ترور وتروریزیم رژیم - محمد مهدی آخوندزاده بسطی دیپلمات تروریست وقاتل دکتر کاظم رجوی کیست؟

ترور وتروریزیم رژیم -  محمد مهدی آخوندزاده بسطی دیپلمات تروریست وقاتل دکتر کاظم رجوی کیست؟

 در یک افشاگری بسیار با ارزش  نماینده شورای ملی مقاومت در آلمان در توضیح نقش سفارت رژیم ابتدا به ذکر پیشینه تروریستی محمد مهدی آخوندزاده بسطی, سفیر فعلی رژیم در برلین پرداخت و اسناد و مدارک غیر قابل انکار و جدیدی در این رابطه اعلام کرد.
در مروری بر این افشاگری که چند سال فبل صورت گرفت بطور مشخص میخواهیم با اسنادبه آن یکی از آمران وقاتلان دکتر کاظم رجوی اشاره ای کرده باشیم
محمد مهدی آخوند راده  بسطی کیست ؟
 آخوندزاده از فرماندهان ترور دکتر کاظم رجوی, مدافع بزرگ حقوق بشر, میباشد که در حومه ژنو در 24 آوریل 1990 در روز روشن با شلیک 12 گلوله بقتل رسید. دادستانی ناحیه کانتون وود در مارس 2006 یک حکم جلب بین المللی علیه علی فلاحیان وزیر اطلاعات سابق رژیم صادر کرد که در آن بتصریح به حکم جلبی که از 17 نوامبر 1997 برعلیه محمد مهدی آخوندزاده بسطی بخاطر دست داشتن در این ترور وجود دارد, اشاره شده است. در پرونده پلیس سوئیس در مورد حضور او در سوئیس در هنگام ترور و ارتباط او با تیم ترور و سایر نفرات  درگیر این ترور بعنوان یکی از فرماندهان طرح تاکید شده است.
 محمدمهدی آخوندزادهٔ بستی ازدیپلمات تروریستی پرورش یافته جنایتکاری مانند رفسنجانی وعلی اکبر ولایتی است که تقریبا اکثر تروها در خارج درزمان آنها ودر پوش دیپلماتیک صورت کرفته است 
محمد مهدی آخوندزاده بسطی متولد۱۳۳۴ (۱۹۵۵) از رشت، نام پدر حسین، از دیپلومات تروریستهای وزارت خارجه، مدیرکل سیاسی و روابط بین‌المللی وقت وزارت خارجه بود، و مدتی نیز در کشورهای مختلف سمت سفیر داشته است. 
وی با پاسپورت خدمت به‌شمارهٌ۰۰۶۵۸۸ به سوئیس مسافرت می‌کرد. وی در ۱۷ آوریل ۱۹۹۰ با ایران ایر با بلیت شمارهٌ (۸۳۱۱۷۴ ۴۲۶۱ ۰۹۶) وارد ژنو شد. در این پرواز سعید دانش و ناصر پورمیرزایی نیز حضور داشتند. وی به همراه هادی نجف‌آبادی در هتل اینترکنتینانتال که از قبل توسط کنسول رژیم در ژنو محمد ملائک رزو شده بود، مستقر شد. وی چند ساعت پس از عملیات در روز ۲۴ آوریل ۱۹۹۰ با پرواز ایران‌ایر۷۳۷ همراه هادی نجف‌آبادی به تهران بازگشتند.

سوابق شغلی

درکنفرانسی جواد دبیران با استناد به اطلاعات دریافتی از شبکه مقاومت در داخل ایران جزئیات شبکه اطلاعاتی و جاسوسی رژیم در آلمان را افشا کرد و گفت: اکیپ وزارت اطلاعات آخوندها در سفارت برلین تحت عنوان ”کارشناسان امنیتی” شناخته میشوند: ـ در راس این اکیپ, فردی به نام « رضاداد درویش» قرار دارد. او در 23 ژانویه 2006 با رتبه دبیر اول مامور خدمت به در برلین شده است. ـ مرتضی شعبانی که در تاریخ 5 ژوئیه 2004 با رتبه دبیر دوم مأمور بخدمت در برلین شده است. ـ اسماعیل نصرالله زاده حقگو, دبیر سوم است که در تاریخ 17 فوریه 2006 به سفارت رژیم در برلین آمده است. وی در کنسولگری رژیم در برلین مسئول سجلات است ولی کار اصلی او تحت مسئولیت “رضاداد درویش“کار اطلاعاتی روی ایرانیان است. ـ فریدون جهانی دبیر دوم سفارت است که در تاریخ 8 ژوئن 2005 به سفارت رژیم در برلین منتقل شد وی که در بخش کنسولی سفارت مسئول صدور گذرنامه است در ارتباط با رضاداد درویش به جمع آوری اطلاعات پیرامون متقاضیان ویزا برای ایران فعالیت اطلاعاتی میکند. ـ امور اطلاعاتی کنسولگری فرانکفورت با حدود 30 پرسنل, به عهده فردی بنام بهمنی است. او با رضاداد درویش در برلین و همچنین بطور مستقیم با وزارت اطلاعات در تهران درارتباط است.
 ـ در هامبورگ رژیم آخوندی فعالیتهای اطلاعاتی خود را در خارج از کنسولگری و درقالب شرکت های پوششی انجام می دهد رابط این سرکنسولگری با شرکت های پوششی وزارت اطلاعات محمود مطهری, مسئول رمز محرمانه کنسولگری است. جواد دبیران افزود: در زمره انجمن های پوششی وزارت اطلاعات, فعالیتهای تشکلی تحت عنوان ”انجمن دوستداران ایران” که به منظور جاسوسی علیه طیف گسترده ای از ایرانیان متخصص در خارج از کشور تشکیل شده است است, افشاء شد. این انجمن مستقیما زیر نظر شریفی مدیر کل اداره کل امور اجتماعی وزارت اطلاعات می باشد. برای جلوگیری از لورفتن ارتباطات آن با وزارت اطلاعات, اعضای هیئت موسس و هیئت مدیره آن از افرادی تشکیل شده اند که رابطه مخفی با وزارت اطلاعات دارند. دفتر اصلی این انجمن در تهران در میدان رسالت ، بزرگراه رسالت ، خیابان مدائن شمالی ، کوچه حافظ ، پلاک 23 ، واحد 2 می باشد. این انجمن در 23 کشور نمایندگی دارد که یکی از مهمترین آنها در آلمان است. در زمره نمایندگان و همکاران این انجمن پوششی از فردی بنام یاراحمدی در هامبورگ, روزتی در ویسبادن, ناصر دعاجو در منطقه وستفالن و پریچهر جهانگیری در شهر کلن نام برده شد. وی اطلاعات دیگری درباره انجمن های پوششی وزارت اطلاعات آدمکشان با جزییات و اسامی و مشخصات گردانندگان آن اعلام نمود. در ادامه کنفرانس مطبوعاتی برلین، نماینده شورای ملی مقاومت ایران در آلمان تاکید کرد: با توجه به تهدیدات و خطرهای عاجل و جدی ناشی از اصرار رژیم ملایان جهت دست یابی به سلاح اتمی, دخالت در امور سایر کشورها بویژه عراق و صدور بنیادگرایی و تروریسم برای تمام جهان ایجاد نموده است, حضور و فعالیت آزادانه این عناصر, شرکت ها و انجمن ها در آلمان یک تهدید عاجل برای کل این جامعه است و نباید بعنوان یک پدیده عادی انگاشته شود.


 زمان آن فرا رسیده است که دولت آلمان با اتخاذ یک سیاست قاطع مانع فعالیتهای عناصر و جاسوسهای رژیم ملایان در آلمان گردیده و اقدامات متقضی برای اخراج و محدود کردن آنها اتخاذ کند. هر گونه تعلل در این زمینه و چشم پوشی بر آنها بواسطه منافع کوتاه مدت اقتصادی یا سایر ملاحظات تاثیر و عواقب شومی بهمراه خواهد داشت.   

۱۳۹۵ فروردین ۵, پنجشنبه

نبرد علیه تروریسم برای قاره (اروپا) ما یک آزمون حقیقت است.

نبرد علیه تروریسم برای قاره (اروپا) ما یک آزمون حقیقت است.

«آزمون حقیقت»

سرمقاله لوموند چهارشنبه 23/3/2016

نويسنده: ژروم فنولیو، مدیر مسئول لوموند
«این بار بروکسل، یعنی قلب اروپا، است که هدف تروریستهای اسلامیست قرار میگیرد. آنها این شهر آزاد و شهر آزادیها را هدف قرار داده اند که حتی شهروندانش خود را جدی نگرفته، راجع به خود «جوک» میسازند، درست در نقطه مقابل آنچه در مغز این وحوش متجاوز میگذرد : یقین های ساده و بی چون و چرا، نفرت از دیگری و خلاصه جایز بودن هر گونه خشونت و ددمنشی برای گستردن «خلوص و پاکی» خیالی مورد نظرشان بر پهنه کره زمین. جهادیستهای زاده شده در اروپا بروکسل را هدف قرار داده اند، شهری که سمبلی است درست بر عکس تخیلات و تعصبات و اوهام مرگبار آنان: شهر سمبل یک پروژه بزرگ اروپا. هر بار که این خشونتی که بر خلاف گفته بعضی چندان «کور» هم نیست، ضربه خود را وارد و زهر خود را میریزد، ما غافلگیر شده، ابراز حیرت میکنیم. در حالیکه دیگر نباید از چنین رویدادهایی غافلگیر شویم...
پس از مادرید، لندن، پاریس که در سال 2015 در دو نوبت بشدت هدف قرار گرفت، امروز نوبت بروکسل رسید. ما میدانیم که تروریسم به این زودی ریشه کن شدنی نیست. لذا اذعان به اینکه نبرد علیه تروریسم طولانی خواهد بود، نه از قماش پیشگوییهای پیامبرانه آخر زمانی است و نه از سر وسوسه دامن زدن به اضطراب همگانی.
همچنین بحث انکار تلاش و زحمات شبانه روزی سرویسهای پلیس و اطلاعاتی نیست که از قضا خود در رده اول کسانی هستند که کرارا تأکید میکنند این جنگ طولانی خواهد بود. هر بار که یک سلول تروریستی کشف و برچیده میشود، هر بار که یک تروریست یا مظنون بازداشت میشود، از جمله و بخصوص بازداشت صلاح عبدالسلام در بروکسل در هفته گذشته، طبیعی است انسان نفسی براحتی میکشد. قدرت جوامع دموکراتیک در این نهفته که به حیات خود «مانند قبل» ادامه میدهند و از این طریق هدف اصلی جهادیستها یعنی برانگیختن حس انتقامجویی و دست زدن به اعمال تلافی جویانه علیه مسلمانان اروپایی و به تبع آن ایجاد جنگهای کوچک داخلی در سراسر اروپا، را خنثی میسازند.
لیکن درعین حال نباید امیدهای واهی به خود راه داد. مبارزه علیه تروریسم برای پیروزی نهایی بر آن، زمان خواهد برد که قطعا چندین و چند سال خواهد بود. سیاستمداران و حکومتگران ما باید این حقیقت را بروشنی بیان کنند. اما متآسفانه به اندازه کافی چنین نمی کنند که به معنای سرپوش گذاردن بر بخشی از حقیقت است. در یک دموکراسی سالم، حتی اپوزیسیون باید بروشنی به این امر اذعان و آن را به صراحت بگوید. اما مخالفان حاکمیت بقدر کافی این را نمیگویند که به معنای شرکت در یک نیمه دروغ خواهد بود.
در این باب نه نسخه جادویی وجود دارد و نه راه حلهای حاضر و آماده، هر چند ما در جوامعمان که از مصرف کنندگانی بی صبر و حوصله تشکیل شده، به آن عادت کرده باشیم.
کسانی که در بین مسئولان احزاب سیاسی یا کاندیداهای معترض سیستم – از جبهه ملی فرانسه گرفته تا دانالد ترامپ در آمریکا و تعدادی دیگر – که عکس این را وانمود میکنند [وجود راه حلهای ضربتی و کم هزینه] بنحوی غیر مسئولانه دروغ میگویند. اینها با عواطف و رنج و درد قربانیان بازی میکنند. اینکه مثلا گفته شود کافی است شهرهای تحت کنترل سازمان «دولت اسلامی» [داعش] در سوریه و عراق را زیر بارانی از بمب با خاک یکسان کنیم، حرفی است پوچ و نامربوط، چرا که چنین کاری بی تردید بر شمار داوطلبان جهاد بیش از پیش خواهد افزود. یا آن طور که جبهه ملی فرانسه میگوید کافی است مرزهای درون اروپا با کنترلهای سخت مانند پیش از دوران شنگن برقرار شود، تا بر جهادیسم اروپایی غلبه کنیم، ناشی از یک رویکرد ساده انگارانه و عوامفریبانه است. چرا که مدتهای مدید است که ممانعت صد در صد از انتقال سلاح و مهمات از کشوری به کشور دیگر غیر ممکن شده و همزمان شبکه های دیجیتال (نومریک) شیوه ساخت و بکار بردن آنها را بدون توجه به کنترل مرزی آموزش میدهند. لذا در نبردی که در جریان است، نیازی به فروشندگان «راه حلها»ی واهی نداریم.
عاقلانه آن است که پیچیدگی این پدیده را در دو سطح و وجه بپذیریم. وجه اول اینکه در پهنه اروپا بنظر میرسد داعش شبکه های پشتیبانی پیچیده ای با هدف ارتکاب حملات همزمان در چندین پایتخت این قاره تدارک دیده است. اینجا دیگر ساده انگاری یا خوش خیالی جایز نیست : برای ادامه نبرد قطعا باید بر امکانات سرویسهای پلیس و اطلاعات افزود. کارآیی سرویسها مستلزم یک هماهنگی تقویت شده در سطح اروپا است. اما اینجا نیز متآسفانه اتحادیه اروپا که نتوانسته همبستگی خود در برابر فاجعه پناهجویان را به نمایش بگذارد، در یک فاز پس رفت قرار دارد که طبعا همین آسیب پذیری آن در برابر تروریسم را افزایش میدهد.
وجه دوم اینکه جهادیسم اروپایی هر چند دلایل و ریشه های محلی متعدد دارد، همچنین از هرج و مرج در خاورمیانه تغذیه میشود. ریشه کن کردن تروریسم در کشورهایمان از حل و فصل تراژدی های جاری در سوریه و عراق میگذرد. برای رسیدن به این هدف نیز قطعا به سالهای طولانی وقت نیاز است. لیکن در این مورد نیز برغم آنکه غربیها بخشی از مسئولیت فجایع موجود را بر دوش دارند، باز اروپا از صحنه غایب است و بعنوان یک بازیگر مهم در کنار ایالات متحده و روسیه حضور ندارد، یا حضور ناچیزی دارد. اروپا ناتوانی خود از تدوین حداقل بینش استراتژیک در خاورمیانه و نقاط دیگر را نشان داده است. این عامل نیز بر آسیب پذیری اش می افزاید.
به این دلایل، نبرد علیه تروریسم برای قاره ما یک آزمون حقیقت (است.»

بیشتر بخوانید مطالب مرتبط

دستان خونین سران وارگانهای اطلاعاتی عملیاتی ( سپاه قدس) رژیم ایران در ترور آلبرتو نیسمان دادستان پرونده آمیا

ترور وتروریزیم رژیم - محمد مهدی آخوندزاده بسطی دیپلمات تروریست وقاتل دکتر کاظم رجوی کیست؟
ترور وتروریزیم رژیم ایران- جزئیات شبکه اطلاعاتی و جاسوسی رژیم در آلمان افشاشد.

بانکدار،منشاء وکانون صدرور تروریزیم نظام ولایت فقیه ایران است(1) ترور دکتر کاظم رجوی شهید بزرگ حقوق بشر

یک ضربه جدی به ماشین ترور وتروریزم رژیم ایران - فلج شدن بازوهای حزب‌الله پس از ۳۰ روز تحریم خلیجی
ترور وتروریزم رژیم حاکم بر ایران - نقش آخوند روحانی در ترور آمیا در آرژانتین
ترور وتروریزیم رژیم - محمد مهدی آخوندزاده بسطی دیپلمات تروریست وقاتل دکتر کاظم رجوی کیست؟

نبرد علیه تروریسم برای قاره (اروپا) ما یک آزمون حقیقت است.

نبرد علیه تروریسم برای قاره (اروپا) ما یک آزمون حقیقت است.
نیروی قدس صدور انقلاب و عملیات تروریستی برون مرزی را راهبردی کرده و مسئول اجرای آن است
سپاه تروریستی قدس وحاکمیت ولایت فقیه منشا وکانون صدور تروریزم
سپاه ترودیستی قدس سپاه پاسداران وافشای این جنایتکار ترین منشا ترورها وعملیات خرابکارانه وصدور تروریزم بمناسبت عملیات تروریستی اخیر بروکسل
مرتضی رضائی پاسدار جنایتکاری ازمافیای پشت پرده “بیت خامنه اي
وحید حقانیان یا سردار جنایتکار وحید کیست - در مافياي بيت خامنه اي او دفتر خصوصي علي خامنه است
 

 

«در پس پرده تزوير» (صعود و سقوط خميني), خاطرات حسين اخوان توحيدي, از نزديكان پيشين خميني در نجف, پاريس و ايران

 «در پس پرده تزوير» (صعود و سقوط خميني), خاطرات حسين اخوان توحيدي, از نزديكان پيشين خميني در نجف, پاريس و ايران


در پس پرده تزوير

كتاب «در پس پرده تزوير» (صعود و سقوط خميني), خاطرات حسين اخوان توحيدي, از نزديكان پيشين خميني در نجف, پاريس و ايران, توسط انتشارات بهمن در خرداد1388 منشر شد. از آنجايي كه نگارنده كتاب در نجف و پاريس در جوار اقامتگاه خميني اقامت داشت و از نزديكان او بود, خاطراتش نكته هاي ناگفته و افشانشده بسياري را دربر دارد كه در كتاب خاطرات مشابه كمتر آن را مي توان يافت.
اين كتاب دربردارنده خاطراتي است از زندگي روزمرّه خميني در نجف و پاريس, شيوه سلوك او با نزديكان و اطرافيان و ديداركنندگانش, و ديدارهاي پشت پرده اش با فرستادگان دولت آمريكا و فرانسه, چگونگي شكل گيري «شوراي انقلاب» و اعضاي اوليه آن و بندوبستهاي اعضاي آن شورا با رئيس ساواك, سوليوان ـ آخرين سفير آمريكا در ايران ـ و صدها مطلب خواندني و به يادماندني ديگر كه با قلمي شيوا و سليس و روان نگاشته شده و بسيار آموزنده و دلنشين است. نويسنده در لابه لاي خاطراتش, به شيوه يك متن تحقيقي, استنادات بسياري از كتابهاي خاطرات و مطبوعات امروز و اواخر دوران شاه آورده است كه كتاب را خواندني تر و پربار تر كرده است.
بخشي از كتاب «در پس پرده تزوير», خلاصه گزيده و دست چين شده يي از خاطرات آيت الله منتظري را شامل مي شود كه آن نيز هم افشاگر ماهيت گردانندگان نظام ولايت فقيه و هم بسيار خواندني است.
براي اين كه با شيوه نگارش نگارنده كتاب و نگاه او به رويدادها و فجايعي كه در اين سي سال حاكميت ولايت مطلقه فقيه در ايران رخ داده, اندكي آشنا شويد, بخشي از مقدمه كتاب را با عنوان « سي سال سياه» در زير مي خوانيد:


سي سال سياه

«از دوران بند و بستهای پنهانی که خمينی را بر تخت خلافت نشاند، سي سال گذشت؛ سي سالِ همراه با داغ، فراق، زندان، شکنجه، تبعيد و ترور و اعدام. هر روز صبح خانواده هايی در پشت درهای بستة زندانهای مخوف اوين و گوهردشت و دهها زندان ديگر، منتظر خبر يا ديدار عزيزانشان هستند.
در آغاز كتاب مي خواهم يادی کنم از چندتن از کسانی که برای ديدار خمينی به نوفل لوشاتوی در حومةپاريس آمدند و از او حمايت نمودند و يا در ايران برای حمايت از او فعال بودند و سرانجام به دستور خمينی، خامنه ای، احمد خمينی، رفسنجانی، موسوی اردبيلی، موسوی خوئينی ها و... اعدام يا ترور شدند یا گرفتار زندان و شکنجه و تبعيد. صرفنظر از اعتقادات سياسی يا مذهبی آنها. غرض بيان اين نکته است که خمينی وقتی بر اریکة قدرت تکيه کرد برای حفظ آن حتی به نزديکانش هم رحم نکرد. مطمئنا اگر ما مردم ايران، مثل امروز، با چهرة و خطر ارتجاع آشنا بوديم به چنين سرنوشتی دچار نمی شديم. ياد و خاطره زنان و مردان مجاهد و مبارز، قهرمانان خلق که پای جوخه های آتش ايستادند و در گورهای دسته جمعی نيمه جان دفن شدند، گرامی باد!
اين رژيم ويروسی است که بر جان ملت ستمديده ايران خصوصاً کارگران و محرومين و زحمتکشان افتاده است. هر روز از آنها قربانی ميگيرد. بايد کاری کرد. بايد به ياری محرومين فراموش شده بشتابيم تا از شرّ اين حکومت سرطان زا نجات پيدا کنيم. اين تنها راهی است که در پيش روی ماست. با اتحاد و مبارزه بايد زنجيرهای دست و پای زحمتکشان را باز نمود. اين زنجيرهای اسارت و بردگی خود بخود باز نخواهد شد.


- آيت الله لاهوتی زندانی سياسی رژيم شاه، در نوفل لوشاتو در اتاق تلفن نشسته بود. انسانی وارسته بود. خمينی درباره او در نجف به من گفت: من لاهوتی را بزرگ کرده ام. او بعد از سی خرداد هزار و سيصد و شصت همراه با پسر مجاهدش در زندان اوين زير شکنجه به شهادت رسيد.
-
داريوش فروهر به فرانسه و نوفل لوشاتو آمده بود. خمينی با او ديداری داشت. او و همسرش را در خانه مسکونی شان با ضربات کارد تکه تکه کردند. در اوج رسوايی قتلهای زنجيره ای خاتمی وعده پيگيری قتلها و دستگيری و مجازات عاملان آنها را داد، اما آب از آب تکان نخورد و همة آن وعده ها فريبی بيش نبود. آخر مگر چاقو دسته خودش را می برد؟ بايد به آنها که به اين امامزاده ها دخيل می بندند گفت تا کی خودتان را گول مي زنيد؟
محمد منتظر، شاعری بود که سرود «خمينی ای امام» را ساخت. در زندان زير شکنجه های گوناگون دچار بيماری روانی شد و خاطرات او منتشر شده است. او رفيق حاج حسين پابرهنه بود و مجدداً چند سال قبل وی را دستگير کردند.
- صادق قطب زاده جزء سه نفری بود که کارهای آن روز خمينی را سرو سامان مي دادند: (يزدی، بنی صدر و قطب زاده) البته حسن حبيبی هم با اينها بود. قطب زاده از طرف خمينی راجع به اوضاع آن روز ايران تحليل نوشت و به وزارت خارجه فرانسه داد تا در گوادولوپ نظرات او مطرح شود و غرب تصميم به قطع حمايت از شاه را نمود و برای آمدن خمينی چراغ سبز دادند و تصميم نهايی را گرفتند. قطب زاده به دستور شخص خمينی تيرباران شد تا اسرارش فاش نشود. شايد آخوندها خودشان را به نفهمی مي زنند. ژيسکاردستن رئيس جمهور سابق فرانسه چند سال قبل گفته بود همه مذاکرات و قول و قرارها در وزارت خارجه فرانسه ثبت شده است. يعنی در آينده در اختيار افکار عمومی قرار خواهيم داد.
- دکتر کاظم سامی، رهبر جنبش جاما و وزير بهداری در دولت بازرگان (دولت امام زمان) به دستور خمينی و به دست اصلاح طلبان امروزی که سينه چاک آزادی شده اند در مطبّش با ضربات کارد سلاخی به شهادت رسيد و محتشمی اعلام نمود که قاتل وی در حمام در اهواز از دوش خود را حلق آويز کرده است.
- ناصر قشقائی در نامه يی به تاريخ آذرماه هزار و سيصد و پنجاه و هفت از خمينی حمايت کرد. خمينی جواب او را با احترام داد. بعد از انقلاب در فارس در ملأعام وی را حلق آويز کردند و جسد او را چند روز بر چوبه دار به نمايش گذاشتند.
- آقای گلزاده غفوری نماينده اول تهران در اولين دوره مجلس بعد از انقلاب، بعد از شروع سرکوب دگرانديشان به مجلس آخوندی نرفت و چهار تن از فرزندان برومندش به خاطر حمايت از مجاهدين تيرباران شدند و خود خانه نشين شد.
- احمد تورنه، نماينده انجمن دانشجويان مسلمان از انگلستان به نوفل لوشاتو آمده بود. بعد از انقلاب به مجاهدين خلق پيوست و دستگير و تيرباران شد.
- اصغر ناظمی که از انگلستان برای ديدار خمينی به نوفل لوشاتو آمده بود به دستور خمينی او و همسرش منيره رجوی با داشتن دو فرزند خردسال در زندان اوين تيرباران شدند و آخوندها از کينه يی که از اين خانواده داشتند برادر وی علی ناظمی را نيز تيرباران کردند.
- حاج خليل رضائی که خمينی و سران حکومت به خاطر آشنايی با او قبل از انقلاب افتخار مي نمودند و از مؤسسين کانون حقوق بشر در ايران بود، در تبعيد به رحمت ايزدی پيوست. او به خاطر حمايتش از مجاهدين شديداً مورد غضب خمينی و تمام دارودسته های تازه به دوران رسيده بود. او ايستاده از اين دنيا رخت بربست و آرزوی آخ را بر دل خامنه ای و بيت العنکبوت و همه دلالان ارتجاع گذاشت.
نسل جوان مبارز بدانيد خمينی در عراق پشه را نمی کشت ولی وقتی به قدرت رسيد روی همه جنايتکاران تاريخ را سفيد کرد. اگر يک قدم از ارتجاع جلوتر نباشيد فردا سرتان بعنوان جاسوس نئوکان ها و موساد بالای دار است.
او انتقام عقده های تاريخی اش را با کشتار بي گناهان می گرفت. بارها در سخنرانی هايش گفته بود در گذشته آخوند را سوار تاکسی نمی کردند و گفته بود در اتوبوس نشسته بودم، ماشين پنچر شد و راننده به او گفته بود نحوست اين آخوندها ما را گرفت.
طی اين سالهای سياه همه کسانی که از خمينی و همدستانش حمايت نمودند، در جنايات آنها شريک بوده و هستند. شک نکنيد به پايان اين شب سياه رسيده ايم و روسياهی به توّابين و خائنينی که چاقوی رژيم ولائی را روی گردن قربانيان تيز می نمايند، خواهد ماند و اين شعارهای دانشجويان مبارز و تظاهرات های کارگران، معلمان و زنان در سراسر ايران صدای شکسته شدن استخوانهای رژيم پوسيده و قرون وسطايي است...».
در دنباله اين پيشگفتار پس از بيان خلاصه افشاگريهاي كانديداهاي رياست جمهوري رژيم در خرداد ماه 1388, با اشاره به بخشي از سخنان مهدي كروبي, كلامي چند درباره نوجواناني كه هيمه تنور جنگ طلبي خميني شدند مي نويسد كه بسيار آموزنده و خواندني است و با هم آن را مرور مي كنيم:

مهدى كروبى، يكى از كانديداهاى رياست جمهورى در يك اعتراف بىسابقه گفت: «ما وقتى جنگ شد و حمله به ما شروع شد، ما چگونه با مردم حرف زديم تا از همين آموزش و پرورش 36هزار بچه بره شهيد بشن غيراز مجروحش» .
كروبي در اينجا افتخار مي كند كه آخوندهاي جنگ طلب سرسپرده خميني, طوري نوحه سرايي كرده اند كه 36هزار نوجوان ايران بروند و روي مين پرپر بشوند. آيا يادتان نيست كه در روزنامه هاي آن روز چگونه از پرپرشدن نوجوانان با شور و شعف يادمي كردند؟ نمونه يي از آن را در زير مي خوانيد:

ـ گزارش فرستاده روزنامه اطلاعات (9 اسفند 61) از «گردان شهيد» كه «ماٌموريت ويژه» آن كشتهشدن «99درصد از پِرسُنل آن» بود: «...در منطقة رشيديه و در جمع افراد گردان 300نفره شهدا هستيم, گرداني كه با در پيش داشتن ”ماْموريت ويژه“, ميرود تا بر روند پيروزيهاي رزمندگان اسلام در عمليات ”و الفجر“, ستاره درخشاني بنشاند... گرداني كه تمام پرسنل آن را افراد پير و جوان و نوجوان بسيجي تشكيل دادهاند و از همه مهمتر اين كه پرسنل اين گردان با شركت داوطلبانة خود در اجراي ماٌموريت ويژه آمادهاند تا در چند روز آينده مجري يكي از حساسترين برنامههاي عملياتي ”و الفجر“ باشند, به طوري كه با اجراي اين ماٌموريت, بسياري از پرسنل اين گردان, به قرارگاه خود باز نخواهند گشت. به عبارت سادهتر, اجراي ”ماٌموريت ويژه“ اين گردان, مشروط است با شهادت 99 درصد از پرسنل آن...»

ـ روزنامة اطلاعات, 11 ارديبهشت 62, در گزارش «طريق القُدس الي بيتالمقدس», صحنههاي جگرخراش «ماٌموريت ويژه» دانشآموزان و جوانان «گردان شهدا» را در واپسين لحظات پرپرشدنشان چنين تصوير ميكند: «...بچهها داوطلب ميشدند: 15 ساله... 16ساله... 14ساله... شاد و شيرين و ذكرگويان... سحرگاه و صحراي مين و آنها مثل باغچههاي بامداديِ چمن كه در دَمدمههاي صبح, آمادة بازشدناند و پرپرشدن و پرگشودن. از روي مينها ميگذشتند و چشمها ديگر نميديد و گوشها ديگر نميشنيد و لحظاتي بعد, گردوغبار, كه فرو مينشست, هيچ نبود!... جز تكههاي گوشت و استخوان در گوشه و كنار صحرا, هر تكّهيي بر سنگي چسبيده... بدنهاي خردسال بچهها, تكه تكه, ريزهريزه, و ذرّهذرّه... بر اطراف دشت پاشيده... حالا, گاه بچهها پيش از عبور و پاي گذاشتن بر مين, پتو بر خويش ميپيچند و ميغلتند تا تكّهها و پارهها... چندان پراكنده نشوند كه نتوان فراهم آورد و به پشت جبهه انتقال داد و بر سر دستها برد...»

چرا هيچيك از شما دست اندركاران آن روز جنگ خانمانسوز حاضر نيستيد مواضع جنگ طلبانه آن روزتان را برملاكنيد؟ مگر شما ها نبوديد كه بعد از فتح خرمشهر در خردادماه 1361, 6سال ديگر جنگ را كه به شدت مورد نفرت مردم بود, ادامه داديد؟ تا خرداد61, چند هزار نفر تلفات جنگ بود اما در شش سال بعد, كشتهها و معلولان جنگ سر به بيش از يك ميليون زد. مگر شماها نبوديد كه در آن روزها با اين پندار خام كه دولت وقت عراق, خيلي زود سقوط خواهدكرد و ميخ امپراتوري اسلامي تان را در عراق نيز خواهيد كوبيد, سراز پانشناختيد و لحظه يي از تكرار شعار «جنگ, جنگ تا پيروزي» بازنايستاديد؟ راستي چرا شيشه عمر رژيمتان به جنگ وابسته بود؟ روشن بود كه جنگ سرپوش ادامه اختناق است و ادامه اختناق ضامن بقاي رژيم مفلوك شماست كه هيچ پايه و پايگاه اجتماعي در ميان مردم نداشت و ندارد.

در زير نمونه هايي از گفته هاي جنگ طلبانه آن روز سردمداران رژيم را مي خوانيد تا معلوم شود كه چگونه در جنگ طلبي گوي سَبق را از يكديگر مي ربوديد و در بسيج نوجوانان به جنگي كه جز خميني و شما سردمداران رژيمش براي هيچكسي سودي دربرنداشت, كوشا بوديد.
ـ همه دست اندركاران اصلي جنگ تلاش مي كنند كه خميني, آمر اصلي ادامه جنگ را بي گناه جلوه بدهند و گناه ادامه جنگ را به گردن گردانندگان ديگر نظام ولايت بيندازند, درحالي كه مگر او نبود كه مي گفت تا يك خانه سالم در تهران وجود دارد ما جنگ را ادامه خواهيم داد و تا من زنده ام از صلح سخن نگوييد.
محسن رضايي, فرمانده سپاه پاسداران در دوران جنگ درباره خميني, تصميم گيرنده اصلي جنگ, مي گويد: «... در طول جنگ از ما مرتباً گزارش دريافت ميكردند و در طول اين عمليات (والفجر) فهميديم كه امام از تمام فرماندهان نظامي جنگيتر و نظاميترند. امام هم چنين در طول جنگ هدايت وسيعي را در جنگ داشتند و اخبار و تبليغات جنگ را نيز از نظر دور نداشتند و رهنمودهايي را در اين مورد ارائه ميكردند» (كيهان, 30مرداد62).
راديو رژيم, 17مرداد 62 ـ خميني طي سخناني گفت: «... جنگي كه الآن در كار است, جنگ سرنوشت ساز ماست. لذا, اين جوانهاي ما هستند كه بايد اين سرنوشت را به آخر برسانند... مساٌله يي كه روي آن پافشاري ميكنم اين است كه امروز همة جوانهاي ما موظّفند جبهه ها را گرم نگه دارند و بروند به سراغ برادرانشان كه در حال جنگ هستند كه اگر مساٌلة جنگ حل بشود و انشاءالله با پيروزي كامل به آخر برسد مسائل ديگر مسائل فرعي است و حل آنها بسيار آسان است... دولت دستش باز ميشود و گرفتاريها را رفع ميكند... الآن مساٌلة بزرگ ما جنگ است و اين جوانها هستند كه بايد تنور جنگ را گرم نگه دارند... امروزهمة جوانهاي ما موظّفند كه جبهه ها را گرم نگه دارند و بروند سراغ برادرانشان كه درحال جنگ هستند...»
ـ خميني در پيامش به مناسبت نوروز سال 1364 گفته بود: «... جوانهاي ما كه دارند ميروند به جبهه ها, براي شهادت ميروند, براي اين كه در ذائقه شان خوش آمده است ... عاشق شهادت هستند» (كيهان, 5 فروردين 64).
ـ راديو رژيم, 3خرداد62 ـ رفسنجاني: «... امروز امام در ديدار با جهادگران گفتند كه اولين مساٌله ما جنگ است و هركس بخواهد جنگ را از اولويّت بيندازد و مسائلي را مطرح كند كه جنگ را تحت الشّعاع قراربدهد, آن به عنوان توطئه حساب ميشود و بايد با آن مبارزه كرد...»
ـ سيدعلي خامنه اي: «... انقلاب شهادت را به درون مدارس آورد و... بوي خوش شهادت را به دبيرستانها, مدارس راهنمايي و حتي به دبستانها هم رساند» (كيهان, 3مهر62).

ـ روزنامة اطلاعات, 9خرداد 62 ـ رفسنجاني: «راه منحصر به فرد» اين است كه «... پيشنهادهاي ميانجي را قبول نكنيم و حالت جنگي را حفظ كنيم و از ملتمان بخواهيم كه جنگ را به خوبي به پيش ببرند...».
او دربارة دستوردهنده اصلي جنگ گفت: «... تصميم گيري دربارة جنگ, تصميم گيري اصلي را غير از امام كسي نيست كه بگيرد. دربارة مسائل عمده كشور؛ مسائل فرهنگي, مسائل ديگر, باز تصميم گير اصلي خود ايشان است» (اطلاعات, 14خرداد62).

ـ رفسنجاني جنگ «تنها راه حفظ نظام»:
«... ما اگر آتش بس را ميپذيرفتيم سقوط حكومتمان را ميپذيرفتيم... بيداري امام, هوشياري امام و رهبري قاطع امام اين بود كه يك لحظه اجازه نمي داد كه ما اسم آتش بس را ببريم... ما اگر آن طوري صلح را قبول ميكرديم ميبايست براي هميشه اين دو ميليون مهاجر جنگي روي دستمان باشد و براي هميشه آن منطقه را روي دستمان داشته باشيم و با سقوط اخلاقي و از دست دادن هيجان جنگي, ملتمان را از دست بدهيم...» (اطلاعات, 2مهر62).

ـ ميرحسين موسوي: «هيچگونه فشار بينالمللي نميتواند صلحي را بهما تحميل كند» (اطلاعات, 10 مرداد62).«ما البتّه, واژه صلح را, سعي ميكنيم, بههيچ وجه, بهكار نبريم» (اطلاعات, 25مرداد62).

ـ ناطق نوري, وزير كشور وقت رژيم,: «... اگر جنگ به آن روز برسد كه ما به خاطر جنگ سه وعده غذايمان يك وعده بشود... اگر تداوم جنگ لازمه اش اين باشد كه ما همة كارهاي عمراني كشور را تعطيل كنيم و همة بودجه مان را صرف جنگ كنيم, و ادارات را تعطيل كنيم و فقط ما مردم را تغذيه و قوتشان را بدهيم, اما, جنگ را اداره كنيم, همة اين كارهايمان را تعطيل كنيم, جنگ را اداره ميكنيم؛ اين جنگ, جنگي است كه سرنوشت اسلام و مسلمين را تعيين ميكند...» (روزنامة جمهوري اسلامي, 13 شهريور62).

در زیر کپی چند صفحه از این کتاب را خواهید دید



۱۳۹۵ فروردین ۴, چهارشنبه

عملیات جنایتکارانه وتروریستی بروکسل. نگاه به کانون ومنشا اصلی تروریزیم وراه حل اصلی

 عملیات جنایتکارانه وتروریستی بروکسل،نگاه به کانون ومنشا اصلی تروریزیم وراه حل اصلی

در روز گذشته بعداز حادثه تروریستی پاریس در 13 نوامبر، در بلژیک یک فاجعه تروریستی در فروگاه و ایستگاه متروی بروکسل  بار دیگر جنایتی را آفرید که بیش از 30 نفر کشته و 250 مجروح بجای گذاشت. در پی این حادثه بروکسل بار دیگر توجهات به سوی بنیادگرایی و تهدید آن جلب شد.
بعد از حوادث فاجعه‌بار و تروریستی11سپتامبر که کل جهان را تکان داد، مقاومت ایران کتابی به نام بنیادگرایی اسلامی تهدید جدید جهانی که توسط مسئول کمسیون خارجی  شورای ملی مقاومت ایران  نوشته شده بود را منتشر کرد. آنروز که آن کتاب منتشر میشد، اطلاعات مشخصی از دخالت رژیم در عملیات تروریستی 11 سپتامبر در دست نبود اما در مارس 2016 دادگاه فدرال نیویورک نقش خامنه ای و رژیمش را در این عملیات تروریستی به ثبت داد. قاضی دادگاه فدرال نیویورک در مارس 2016 طی حکمی نقش خامنه ای و رژیمش را در این عملیات تروریستی را به ثبت داد و رژیم ملایان را به 10.5 میلیارد دلار محکوم کرد. در این حکم که متکی به 6 سند است به اقدامات رژیم  که برای موفقیت عملیات 11 سپتامبر ضروری بوده اشاره میکند.

-      این اسناد نشان می‌دهد که عماد مغنیه، فرمانده پیشین حزب‌الله لبنان، با عاملان حملات 11 سپتامبر، اکتبر سال 2000 دیدار کرده و سفر آن‌ها به ایران را با گذرنامه‌های جدید تامین کرده است تا پیش از عملیات، حفاظت کامل از آن‌ها صورت گیرد.
-      بنا بر اسناد منتشره، مسئولان ایرانی به پلیس گذرگاه‌های مرزی دستور دادند تا گذرنامه‌های عاملان حملات را مهر نزنند تا عملیات نقل و انتقالشان تسهیل شود.
-      این اسناد نشان می‌دهد که پس از حوادث سپتامبر هم به کمک مالی به القاعده، ادامه داد و پناهگاهی امن برای رهبران این گروه تامین کرد
این حکم شش شخصیت حقیقی و حقوقی را تحت پی‌گرد قضایی قرار می‌دهد که عبارتند از: علی خامنه‌ای ولی فقیه ، علی فلاحیان وزیر سابق اطلاعات این کشور، سرتیپ پاسدار محمدباقر ذوالقدر معاون فرمانده سپاه پاسداران (وقت) ایران و و سه ارگان وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران و سپاه قدس
همچنین واشنگتن تایمز در 20 مارس 2016 در مقاله مستند، نشان میدهد که در یک طراحی پیچیده، فرماندهی، آموزش و تأمین مالی ترور سفیر آمریکا بهمراه 3 نفر دیگر در 11 سپتامبر 2012 در بنغازی با رژیم تروریسم پرور خامنه ای و بازوی تروریستی آن سپاه قدس بوده است.
چه بسا سالها بعد نقش مستقیم یا غیر مستقیم ابوداعش (خامنه ای) در فاجعه تروریستی پاریس و بروکسل نیز فاش شود.
بدنبال اوجگیری فاجعه های تروریستی، در سالهای اخیر روی پایه ها و علل اصلی این جنایات در مراکز فکری متمرکز شده اند تا با شناخت آن به مقابله  با این پدیده شوم و ریشه کنی آن اقدام شود.
در کتاب « بنیادگرایی اسلامی تهدید جدید جهانی» آقای محمد محدثین رئیس کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت یک دهه قبل روی دو پایه «نظری و دیدگاهی» و « تجربی و کارکرد سیاسی و عملی و مبارزاتی» انگشت گذشت که وقایع 10 سال اخیر صحت آنرا گواهی میدهد.
آقای محدثین از جمله در این کتاب نوشت: از لحاظ نظری، مجاهدین قبل از روی کارآمدن آخوندها و از زمانی که بینانگذاران مجاهدین با ارتجاع و برداشتهای طبقاتی از اسلام مرزبندی کردند، وقوف و بررسی تاریخی کاملی از نقش ارتجاع مذهبی در تاریخ سیاسی ایران و تاریخ چند صد ساله داشتند. در زمان مشروطه، با جریان ارتجاعی مشروعه‌خواهی شیخ فضل‌الله نوری روبرو بودیم که دست در وحشیانه‌ترین جنایات سیاسی دیکتاتوری حاکم داشت. شیخ فضل‌الله نوری با محمدعلی شاه و لیاخوف روسی، مجلس شورای ملی نو بنیاد را به توپ بستند و بر سر نمایندگان مردم آوار کردند؛ توجیه او برای این کار، مشروعه و همین حرفهایی که خمینی و خامنه‌ای زده‌اند بود. در دوره مصدق، مجدداً کاشانی و ارتجاع مذهبی در کنار کودتا و دربار و استعمار قرار گرفته و به هر جنایتی دست زدند. مرتجعین حتی به ترور دکتر فاطمی هم دست زدند.
درست به‌دلیل شناخت ماهیت مرتجعین بود که  مسعود رجوی  در اولین سخنرانی‌اش بعد از خروج از زندان شاه، در  دانشگاه تهران  گفت که ” انقلاب دموکراتیک ایران، نه انقلاب اسلامی“. در بحبوحه دود و دم و برو بیای خمینی، ” انقلاب اسلامی“ای که مرتجعین در مقابل ”اسلام انقلابی“مجاهدین می‌گفتند معنی خیلی پلیدی داشت و همان چیزی بود که بعداً به شورای اسلامی و بقیه مراکز به‌اصطلاح اسلامی ختم شد. از همان موقع، مجاهدین به‌لحاظ نظری می‌دانستند که این جریان قرون وسطایی، بدون ترور و ارعاب در ایران و صدور ترویسم در خارج امکان بقا ندارد. کما این‌که در همان زمان در کمیته مرکزی و شورای خاصی که حزب چماقداران (حزب جمهوری اسلامی) داشت، این بحث بود که انقلاب اسلامی بدون صدور و بدون این‌که در خارج مرزها پیش برود محکوم به مردن است. بنابراین از لحاظ نظری و با ارزیابی تاریخی و تئوریک، عمیقاً مشخص بود که این رژیم جز با تجاوز به بیرون و با تروریسم در داخل قادر به حکومت نیست.
بعد از پیروزی  انقلاب ضدسلطنتی  و گره زدن مرجعیت خمینی با رهبری سیاسی که دزدیده بود، مجاهدین یک تجربه سیاسی را با منتهای مدارا و انعطاف، طی دو سال و نیم پشت سر گذاشتند. حتی بعد از تصویب قانون اساسی ولایت‌فقیه، مجاهدین که به آن رأی نداده بودند و تحریم کرده بودند، با التزام عملی و مرزبندی ایدئولوژیک و سیاسی با آن سعی کردند در پراتیک و تجربه سیاسی، راهی برای یک تغییر مسالمت‌آمیز در ایران ایجاد کنند. ولی خمینی تیغ را برای نابودی مجاهدین و هر ندایی که علیه حاکمیت انحصاری و حاکمیت این تروریسم ولایت‌فقیه در ایران بلند می‌شد کشیده بود. قبل از صدور حکم قتل‌عام مجاهدین در سال 67، در فاز سیاسی، آخوندی در بم افشا کرد که خمینی، مخفیانه فتوایی داده بود که خون مجاهدین و هواداران و مال و نوامیس آنها هدر است. این آخوند، زیر شکایت یک هوادار مجاهدین که اسباب و اثاثیه خانه او در بم دزدیده شده بود نوشته بود که به حکم خمینی هدر است و اصلاً شکایت شما مقبول نیست.
برای مقاومت ایران، چه به‌لحاظ نظری و تئوریک و چه به‌لحاظ عملی و در تجربه سیاسی، ماهیت رژیم بسیار مسجل و مشخص بود. در شرایط بعد از جنگ ضدمیهنی هم، که رژیم مجبور به خوردن زهر آتش‌بس شد، این تهدید جهانی به قوت خودش باقی بود. کما این‌که بلافاصله خودش را به اشکال دیگری نشان داد و خمینی فتوای ترور رشدی را داد که دنیا را تکان داد.
 البته آن موقع کشورهای اتحادیه اروپا سفرای خود را فراخواندند و واکنش شدید نشان دادند، ولی بعد، اگر ‌چه که تهدید واضح بود و تیغ‌کشی تروریستی و ارتجاعی خمینی، بدون مقید بودن به هیچ حد و مرز جغرافیایی، علنی بود ولی در مقابل آن انعطاف نشان دادند و از تمرکز روی آن خارج شدند.
واقعیت این است که تروریسم، یک منشأء بالفعل مشخص سیاسی، نظامی و مالی دارد و آن، حکومت آخوندی و به‌طور خاص  سپاه پاسداران  و نیروی تروریستی قدس است که سازمان‌یافته برای این کار است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که خود خمینی آن را بنیانگذاری کرد، اساساً نیروی نظامی و عملی پراتیک بنیادگرایی و افراطی‌گرایی است. سپاه، نیرویی نیست که برای ایران و ایرانی و مرزهای ایران نقشی داشته باشد، بلکه برای انقلاب اسلامی و خلیفه انقلاب اسلامی و برای پیشبرد آن درست شده و سازمان پیدا کرده است.
بعد از خمینی هم، خامنه‌ای سپاه قدس  را از معاونت اطلاعات نظامي درست کرد. كه معاونت مسئوليت ترورهاي خارج كشور را داشت كه حمله به مقر تفنگداران آمریکایی در بیروت توسط یک تیپ به فرماندهي این معاونت سپاه که به آنجا فرستاده شده بودند انجام شد. رفیق دوست وزیر سپاه زمان رفسنجانی گفت که هم ایدئولوژی و هم تی.ان.تی آن از ما است.[1]
این نیروی سیاسی و نظامی که با افکار ارتجاعی و بنیادگرایانه موجودیت جهانی پیدا کرده، از زمانی شکل پیدا کرده که حکومت خمینی ایجاد شده است. اگر ‌چه که ممکن است اختلافاتی بین خودشان باشد ولی این تهدید جدید جهانی با حکومت آخوندی شکل گرفته و توسط حکومت آخوندی، تحت عنوان سپاه و نیروی تروریستی قدس با ایادی و سرکرده‌هایش از وحیدی گرفته تا پاسدار  قاسم سلیمانی  و تا حسین همدانی[2] آموزش نظامی گرفته و سازماندهی نظامی شده است.
تمرکز روی این کانون اصلی و افشا و مقابله با آن، تمام تاریکی‌ها و ابهاماتی که رژیم سعی دارد به آن دامن بزند و رد گم کند را کنار می‌زند. این تمرکز، هم وظیفه را مشخص می‌کند، هم راه را نشان می‌دهد و هم آن تهدید و کانون خطر را برجسته می‌کند. اولین وظیفه نیروهای این مقاومت و حامیان آن در پیشبرد این ایده، شعار خلع‌ید از این رژیم و از نیروهای تروریستی آن مثل سپاه قدس است، خلع‌ید از قلب این پدیده شوم و جایی که از آن تغذیه مالی، سیاسی و نظامی می‌شود.
آنچه که اکنون در فرودگاه و مترو بروکسل و قبل از آن  خیابانهای پاریس، در شارلی ابدو و سالن کنسرت باتاکلان می‌گذرد، زاد و ولد و نتیجه این کانون صدور تروریسم در جهان است که مجاهدین در نظر و در عمل، شناخت بسیار عمیقی نسبت به آن داشتند و به همین دلیل روی آن تأکید داشتند. تأکید مقاومت ایران و نشانه‌روی دقیق سیاسی به کانون خطر و مشکل و تهدید جهانی، یک خدمت بزرگ به جهان و بشریت معاصر است که قدردانی کسانی که منصف هستند و کسانی که عمیقاً آکادمیک به این موضوع توجه داشته‌اند را موجب شده است.
استفاده از این گزارش با ذکر نام منبع مجاز است
ایران اسرار

[1]  در واقعه 13 نوامبر 2015 پاریس هم، رئیس‌جمهور فرانسه در اولین نطق خودش گفت که ”ما با یک ارتش تروریستی مواجه هستیم که خارج از خاک فرانسه توطئه‌ها را تدارک می‌بیند“.
[2]  حسین همدانی در اکتبر 2015 بعنوان بالاترین فرمانده سپاه قدس در سوریه بدست ارتش آزاد سوریه به هلاکت رسید
بیشتر بخوانید مطالب مرتبط

دستان خونین سران وارگانهای اطلاعاتی عملیاتی ( سپاه قدس) رژیم ایران در ترور آلبرتو نیسمان دادستان پرونده آمیا

ترور وتروریزیم رژیم - محمد مهدی آخوندزاده بسطی دیپلمات تروریست وقاتل دکتر کاظم رجوی کیست؟
ترور وتروریزیم رژیم ایران- جزئیات شبکه اطلاعاتی و جاسوسی رژیم در آلمان افشاشد.

بانکدار،منشاء وکانون صدرور تروریزیم نظام ولایت فقیه ایران است(1) ترور دکتر کاظم رجوی شهید بزرگ حقوق بشر

یک ضربه جدی به ماشین ترور وتروریزم رژیم ایران - فلج شدن بازوهای حزب‌الله پس از ۳۰ روز تحریم خلیجی
ترور وتروریزم رژیم حاکم بر ایران - نقش آخوند روحانی در ترور آمیا در آرژانتین
ترور وتروریزیم رژیم - محمد مهدی آخوندزاده بسطی دیپلمات تروریست وقاتل دکتر کاظم رجوی کیست؟

نبرد علیه تروریسم برای قاره (اروپا) ما یک آزمون حقیقت است.

نبرد علیه تروریسم برای قاره (اروپا) ما یک آزمون حقیقت است.
نیروی قدس صدور انقلاب و عملیات تروریستی برون مرزی را راهبردی کرده و مسئول اجرای آن است
سپاه تروریستی قدس وحاکمیت ولایت فقیه منشا وکانون صدور تروریزم
سپاه ترودیستی قدس سپاه پاسداران وافشای این جنایتکار ترین منشا ترورها وعملیات خرابکارانه وصدور تروریزم بمناسبت عملیات تروریستی اخیر بروکسل
مرتضی رضائی پاسدار جنایتکاری ازمافیای پشت پرده “بیت خامنه اي
وحید حقانیان یا سردار جنایتکار وحید کیست - در مافياي بيت خامنه اي او دفتر خصوصي علي خامنه است