۱۴۰۴ مهر ۲۱, دوشنبه

چرا رژیم نرفت شرم‌الشیخ؟

 چرا رژیم نرفت شرم‌الشیخ؟



۷ دلیل اصلی

  1. ترس از «تصویر» و هزینه‌ی داخلی
    یک قاب مشترک—even بدون مصافحه—در کنار ترامپ و میانجی‌های عربی، برای هسته‌ی سخت حاکمیت «عقب‌نشینی» تلقی می‌شد و خوراک شکستن روایت «ایستادگی» بود.

  2. دوپارگی در رأس و ناهماهنگی پیام
    میان «برویم برای اثرگذاری» و «نرویم تا اصول حفظ شود» اجماع شکل نگرفت؛ رسانه‌های حکومتی هم دوصدا شده‌اند. بدون پیام واحد، رفتن ریسک‌دارتر از نرفتن دیده شد.

  3. خطر اجبار به موضع مکتوب
    در شرم‌الشیخ احتمال صدور متنی درباره آتش‌بسِ مرحله‌ای، تبادل گسترده، ترتیبات امنیتی و بازسازی وجود داشت. امضای هر بند، عملاً محدودکننده‌ی کارت‌های نیابتی تهران بود.

  4. ترس از «کاهش اهرم» در پرونده غزه
    با تثبیت آتش‌بس/تبادل، برگ‌های فشار (گروگان، تشدید میدانی) کم‌اثر می‌شود. حضور رسمی، این روند را سرعت می‌داد و کارت جنگِ دائمی را می‌سوزاند.

  5. پرونده‌ی موشکی–منطقه‌ای روی میز
    بعد از تقابل مستقیم با اسرائیل، هر نشست امنیتی می‌تواند مطالبه‌ی «مهار موشک/پهپاد و نیابتی‌ها» را روی میز بگذارد؛ تهران نمی‌خواست در قاب علنی به این قیود نزدیک شود.

  6. نگرانی از «توقع‌سازی» در اقتصاد و تحریم‌ها
    حضور، انتظارِ گشایش اقتصادی و کاهش تحریم را بالا می‌بُرد. بی‌نتیجه‌ماندن نشست، می‌توانست ارتداد افکار عمومی و حمله‌ی رسانه‌های تندرو را در پی داشته باشد.

  7. محاسبه‌ی کوتاه‌مدت: بمانیم تا ببینیم
    ترجیح «ریسک صفر»؛ صحنه را به رقبا واگذار کردند تا تعهدی ندهند، هزینه‌ی داخلی ندهند، و اگر بسته‌ی صلح پیش رفت، بعداً نقداً از حاشیه فشار بیاورند.

نتیجه‌ی عملی

  • بازنده‌ی قاب سیاسی: با نرفتن، صندلی به ترکیه/قطر/مصر/عربستان رسید؛ وزن تهران در طراحی پساجنگ کمتر شد.

  • فرسایش روایت: وقتی روند آتش‌بس و بازسازی جلو می‌رود، غیبتِ عمدی تهران، دوصدایی داخلی و «انزوای اختیاری» را پررنگ‌تر می‌کند.

  • اهرم‌ها کُندتر می‌شوند: هرچه تبادل/کمک انسانی/نقشه‌ی بازسازی تثبیت شود، کارت جنگ دائمی کم‌اثرتر می‌شود—با یا بدون حضور تهران.

جمع‌بندی دوخطی

  • شرم‌الشیخ یک فرصت بود برای تبدیل «بازنده‌ی جنگ» به «صاحب صدا در صلح». رژیم نرفت؛ چون از تصویر، تعهد و هزینه‌ی داخلی ترسید.

  • حاصلش: صحنه‌ی صلح بدون تهران چیده می‌شود و همان سیاستی که ستون مشروعیتش «مقاومت» بود، امروز بازنده‌ی جنگ و صلح توأمان است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر