۱۴۰۴ مهر ۲۶, شنبه

پروژهٔ «صنعتِ دروغ»: چگونه خامنه‌ای و وزارت اطلاعات تاریخِ مجاهدین را تحریف می‌کنند

 پروژهٔ «صنعتِ دروغ»: چگونه خامنه‌ای و وزارت اطلاعات تاریخِ مجاهدین را تحریف می‌کنند





(چاپِ هزاران عنوان؛ نمایشگاه‌ها؛ بریده‌ها؛ و شبکهٔ مزدوران دانشگاهی)

مقدمه
در سال‌های اخیر یک کارزار سازمان‌یافته و گسترده از سوی نهادهای رژیم جمهوری اسلامی برای تحریف تاریخ مجاهدین خلق ایران راه‌اندازی شده است. این کارزار چند رکن اصلی دارد: ۱) تولید و بازنشر گستردهٔ کتاب‌ها و جزوات به‌قصد جاانداختن روایت رسمی؛ ۲) بهره‌برداری از «بریده‌ها» و «تواب‌ها» (بازجویان سابق / زندانیان تحت عملیات تغییر موضع) برای تولید محتوا و مصاحبه؛ ۳) برگزاری نمایشگاه‌ها و نشست‌های صحنه‌سازی‌شده در دانشگاه‌ها؛ و ۴) به‌کارگیری شبکه‌ای از مأموران و مزدوران رسانه‌ای برای گسترش و تکرار روایت‌های ساختگی.
این نوشتار به‌طور مستند و مستدل نشان می‌دهد که این «صنعت دروغ» چگونه سازمان‌دهی شده و چه مهره‌هایی در آن نقش ایفا می‌کنند.


روش و منابع کار

  • مرجع این گزارش: اسناد منتشرشده، فهرست نمایشگاه‌ها و جدول‌های ارسالی، جلدهای منتشرشده و فهرست‌نگاری‌هایی که شما در اختیار قرار دادید (از جمله فهرست ۴۰۰ عنوان و جدول نمایشگاه‌های دانشگاهی).

  • برای گزاره‌های حساس از عبارت‌هایی مانند «بر اساس اسناد و گزارش‌ها» استفاده شده تا خواننده بداند ادعاها بر مدار مدارک و فهرست‌هاست.

  • هدف: گردآوری یک سندِ واحد و روان برای استفاده در کلیپ و متن توضیحی که مخاطب را آگاه کند و امکان استناد و ادامه‌پژوهش را فراهم سازد.


فصل اول — کارخانهٔ کتاب: بازنشر و ساختِ روایت

  1. مقیاسِ پروژه
    مطابق فهرست‌های موجود، رژیم ده‌ها تا صدها عنوان (در گزارش شما عدد ۴۲۸ عنوان ذکر شده) را در قالب کتاب و جزوه منتشر یا بازنشر کرده است؛ عناوینی که هدف‌شان تحریف تاریخ مبارزات، بدنام‌سازی سازمان و جاانداختن روایتِ «تواب»ها و بازجویی‌هاست.

  2. محل تولید و ناشرانِ رسمی
    ناشرانی که عمدتاً ارگان‌های حکومتی و نزدیک به امنیت و قضاییه‌اند — از جمله سپاه پاسداران، دادستانی انقلاب، مرکز بررسی اسناد وزارت اطلاعات، موسسه کیهان، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، سازمان تبلیغات و برخی «موسسات پژوهشی» حکومتی — در کانون تولید این کتاب‌ها قرار دارند. این یعنی پروژه نه یک کار فردی بلکه کار سازمانی و دولتی است.

  3. الگو و شکل‌نامهٔ تولید محتوا

    • استفاده از پرونده‌ها و برگه‌های بازجویی به‌عنوان «منبع تاریخی»؛

    • بازنشر اظهارات «تواب‌ها» و افرادِ تحت فشار با برچسب «اعتراف»؛

    • چاپِ کتاب‌هایی با عناوین جذاب و مُهر «تحقیقاتی» که در عمل ترکیبی از روایت قضایی و پروپاگاندا هستند.


فصل دوم — از کتاب تا صحنه: نمایشگاه‌ها و پروژهٔ دانشگاهی

  1. فاز اجراییِ دوم
    وقتی چاپ کتاب به‌تنهایی کفایت نکرد، پروژه‌گذاران وارد «صنعت نمایش» شدند: نمایشگاه‌های موضوعی در دانشگاه‌ها و مراکز فرهنگی که در آنها کتاب‌ها، پوسترها، تصاویر و ویدئوهای تحریف‌شده به نمایش درمی‌آید — و اغلب با حضور «مهمانان ویژه» و «کارشناسان» که در واقع مأموران اطلاعاتی یا مزدوران هستند.

  2. وسعتِ اجرا
    مطابق داده‌های موجود، این نمایشگاه‌ها در دانشگاه‌ها و اماکن فرهنگی در دست‌کم ۱۵ استان برگزار شده‌اند (قم، شیراز، اهواز، لرستان، ارومیه، گلستان، علامه، رشت، لاهیجان، یزد، کرمانشاه، تبریز، سنندج، زاهدان، شاهرود و غیره). جدول زمانی و اسامی مجریان محلی در دسترس است و نشان‌دهندهٔ کارِ هماهنگ‌شده و متمرکز است.


فصل سوم — بازیگرانِ کلیدی: تواب‌ها، مأموران و مزدورانِ فرهنگی

نکتهٔ مهم: اسامی زیر از فهرست‌ها و اسناد ارائه‌شده استخراج شده‌اند و در متون و جدول نمایشگاهی که منتشر یا ارسال شده، تکرار شده‌اند. این فهرست جهت اطلاعِ مستند و استفادهٔ پژوهشی در گزارش نگاشته شده است.

نمايشگاههاي وزارت اطلاعات تاكنون در دانشگاههاي 15 استان به اين شرح برگزار شده است: 

 

1

دانشگاه قم

كمك بازجو ابراهيم خدابنده

از 910729  تا  910804

2

دانشگاه شيراز

مزدوران ابراهيم خدابنده و محمود دشتستاني

از 910817 تا 910823

3

دانشگاه اهواز

گماشته هاي وزارت اطلاعات صمد نظري و علي اكرامي

910822

4

دانشگاه لرستان

كمك بازجو ابراهيم خدابنده

910829

5

آذربايجان غربي (مجتمع فرهنگي ارشاد اروميه)

مأمور آرش رضايي

910920 تا 910925

6

دانشگاه شيراز – بار دوم

مزدوران ابراهيم خدابنده و محمود دشتستاني

910923 تا 910930

7

دانشگاههاي گلستان

مزدوران ابراهيم خدابنده و علي قزل قارشي

اواخر آذرماه به مدت يك هفته

8

دانشگاه علامه طباطبايي

كمك بازجو ابراهيم خدابنده

910928

 

دانشگاه آزاد اسلامي واحد رشت - گيلان

مزدوران ابراهيم خدابنده، قربانعلي پوراحمدي، علي مرادي و نيما مهرجو

911002 تا 911006 به مدت4روز

 

دانشكده پزشكي – شيراز (براي بار سوم)

نفوذي اعتراف كرده محمدباقر مومن زاده و مزدور محمود دشتستاني نژاد

از 2تا9ديماه 91 –

 به مدت يك هفته

 

دانشگاه گيلان - رشت

مأموران دوره گرد وزارت اطلاعات ابراهيم خدابنده، علي مرادي، قربانعلي احمدي

بهمن ماه 91 – به مدت 2 روز

 

دانشكده فني مهندسي دانشگاه آزاد لاهيجان

مزدوران علي مرادي، صمد نظري، قربانعلي پوراحمدي، نيما مهرجو، داريوش بال افكنده، مالك هژبر، حميد حاجي پور، صادق خاوري

از 6تا8اسفند91 – به مدت 3 روز

9

سالن احمدي روشن - يزد

مزدور ابراهيم خدابنده، محمود دشتستاني

از 5 تا 10 اسفند91 –  به مدت 5 روز

 

دانشگاه رازي - كرمانشاه

مزدور ابراهيم خدابنده

از 12 تا 16 اسفند91 – به مدت 5 روز

 

دانشگاه آزاد - تبريز

 

از 13 تا 16 اسفند91 – به مدت 4 روز

 

مجتمع فرهنگي فجر - سنندج

مزدوران علي مرادي، صمد نظري، هادي شعباني و روناك دشتي

4 و 8 تير92 – به مدت 5 روز

 

دانشگاه آزاد زاهدان - زاهدان

مزدور ابراهيم خدابنده،

از 28 تا 30 بهمن 92 – به مدت 4 روز

 

دانشگاه شاهرود - شاهرود

مزدوران ابراهيم خدابنده، علي مرادي، علي اكرامي، ايرج صالحي، روناك دشتي

7و 8 ارديبهشت93 – به مدت 2 روز

 

  • علی قزل‌قارشی، داریوش بال‌افکنده، مالک هژبر، حمید حاجی‌پور، صادق خاوری، علی اکرامی، ایرج صالحی، هادی شعبانی، روناک دشتی — اسامی دیگرِ تکرارشونده در جدول‌ها و گزارش‌ها.

  • علاوه بر این‌ها، نام‌های شناخته‌شده‌تری نیز به‌عنوان پشتیبان‌ها و حامیان پروژۀ رسانه‌ای ذکر شده‌اند (در متون اداری و اسناد) — از جمله افراد با جایگاه سیاسی یا نظامی که هدایت سیاست کلی را برعهده داشته‌اند.


فصل چهارم — روش‌های کارگردانی و عملیاتِ روانی

  1. داستان‌پردازی ساختگی
    از برچسب‌گذاریِ «تحقیقی» برای کتاب‌های بی‌پایه تا تولید «شهدای ساخته‌شده» یا «اعتراف‌های ساختگی» — همه برای تزریق روایت واحد.

  2. تکرار و اشباع
    کتاب‌ها، نمایشگاه‌ها، مصاحبه‌های تلویزیونی، مقالات و ویدئوهای تکرارشونده در طول سال‌ها خواننده/بیننده را در معرض یک روایت مداوم قرار می‌دهند تا باورِ عمومی را شکل دهند.

  3. استفاده از دانشگاه به‌عنوان صحنهٔ مشروعیت‌بخشی
    برگزاری نمایشگاه در دانشگاه‌ها با حضور مدیران، نمایندگان مجلس و چهره‌های رسمی، تلاش می‌کند تا پروژهٔ دروغ را با «لباس علمی» و «اعتبار دانشگاهی» بپوشاند.


فصل پنجم — پیامدها و فهم تاریخی

  • تحریفِ حقیقتِ تاریخی: جوانانی که دنبال شناختِ حقایقِ دههٔ ۵۰–۶۰ هستند با روایت‌های تقطیع‌شده و ملوث مواجه می‌شوند.

  • معنای سیاسی: تلاش برای وارونه‌نمایی مبارزات و مشروعیت‌بخشی به دستگاه امنیتی و قضاییِ کنونی.

  • خطر اجتماعی: عادی‌سازیِ برخورد با تاریخِ مقاومت به‌عنوان «جرقه‌های خشونت» یا «خطاهای تاریخی» و حذف زمینهٔ سرکوب و کشتار واقعی.


نتیجه‌گیری و فراخوان به اقدام

رژیم خامنه‌ای این‌چنین پروژه‌هایی را به‌عنوان «پژوهش فرهنگی» جلوه می‌دهد؛ اما وقتی نهادهای امنیتی، بازجویان سابق، صفحاتِ بازجویی، و شبکه‌ای از مزدورانِ رسانه‌ای یک روایت واحد را تکرار می‌کنند، دیگر با پژوهش روبه‌رو نیستیم؛ با یک کارخانهٔ تولیدِ دروغ مواجه‌ایم.
خواننده و بیننده باید نه‌فقط متن‌های حکومتی را مصرف کند، که از منابع مستقل، شهادتِ بازماندگان، بایگانی‌های مستقل و پژوهش آزاد نیز استفاده کند. در برابر این پروژهٔ سازمان‌یافته، اقدام‌های زیر ضروری‌اند:

  • آرشیو و حفظِ اسناد و تصاویر واقعیِ مجاهدین و خانواده‌های شهدا؛

  • انتشار مستنداتِ مستدل و مقابلهٔ رسانه‌ای؛

  • افشای شبکهٔ نمایشگاه‌ها و عواملِ برگزارکننده در سطح بین‌المللی؛

  • آموزش رسانه‌ایِ جوانان برای تشخیصِ پروپاگاندا.


آری

«چهارصد کتابِ دروغ. صدها نمایشگاه دانشگاهی. ده‌ها مصاحبهٔ ساخته‌شده توسط بازجویان و «تواب‌ها».
این‌جا، کارخانهٔ دروغِ رسمیِ رژیم خامنه‌ای کار می‌کند: از چاپخانه تا صحن دانشگاه، از پروندهٔ بازجویی تا تریبون تلویزیون — همه دست‌به‌دست هم داده‌اند تا تاریخِ مقاومت را بازنویسی کنند. این کلیپ بخش دومِ افشاگری ماست: از کتاب تا نمایش، از صفحه تا صحنه؛ پروژه‌ای مأمورانه برای پاک‌کردن حقیقت.»

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر