19فروردين1390؛ حماسه دفاع از آزادی و شرافت ملت ایران
چهارشنبه, 19 فروردين 1394 00:00
کشتار ۱۹فروردين90 در اشرف توسط دولت نوري مالکي يک صحنة مقدم رويارويي بزرگ ميان مردم ايران و فاشيسم مذهبي بود.
در کارزار کبير فروغ اشرف در بامداد ۱۹فروردين90، شليک زرهيها و تيربارها
و تکتيراندازها بهطور فشرده و سنگين بيش از ۶ساعت ادامه داشت. اين يک
طرحِ قتلعام تمام مجاهدان اشرف با همان الگوي قتلعام زندانيان سياسي بود
که خميني در حضيض ضعف پس از خوردن زهر آتشبس در سال ۶۷ به آن روي آورد.
نتيجه اين كشتار 36شهيد از جمله 8زن مجاهد خلق با شلیک مستقیم بهسر و قلب و قسمتهای دیگر بدنشان و همچنین با زیر گرفتن آنها با هاموی بود.
آخوندهاي حاکم از جمعبندي قيام ۲۵ بهمن 89 به ابعاد اثرگذاري مجاهدين در اين قيامها پي بردند و به دنبال آن خامنهاي حمله به اشرف، به قصد انهدام آن را در دستور کار رژيم قرار داد. از طرفي ديگر جبهه روبه گسترش مخالفت با برچسب تروريستي عليه مجاهدين در ايالات متحده سرمايهگذاريهاي ۱۵ساله رژيم آخوندي را روي ليست استعماري-ارتجاعي، بهخطر انداخته و آنها را بسيار نگران کرده و اين موقعيت آنان را بر سر يک دوراهي قرار داده بود:
يا سکوت و پذيرش پيشرويهاي بيشتر مقاومت و متلاشيشدن جبهه داخلي رژيم يا حمله به اشرف يعني حمله به کانون مقاومت سازمانيافته ايران به نيت نابودي آن.
با اين همه، پايداري و ايستادگي شگفتانگيز و معجزهآساي مجاهدين در جنگ صد برابر، اين طرح نسلکشي و قتلعام را در هم شکست و سرنوشت تازهيي رقم خورد.
چهار روز بعد از حمله (روز 23فروردين) بالاترين فرمانده نظامي ملايان يعني رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح رژيم ولايت فقيه گفت: دو گزينه در مقابل ساکنان اشرف است يا اين که تسليم شوند يا اين که خودکشي کنند.
سه روز بعد از حملة قتل عام به اشرف، اطلاعات بدنام آخوندها، بار ديگر صدور مأموران خود را از داخل ايران به عراق تحت عنوان «خانواده» و «اعضاي سابق»، از سر گرفت تا با بلندگوهاي هر چه بيشتر در پيرامون اشرف، به مدح و ثناي جلاد (مالكي) بپردازند و با لجن پراكني حداكثر در تلويزيون حكومتي، قرباني (ساكنان بيدفاع اشرف) را مقصّر جلوه بدهند!
در روزهاي 23، 26 و 28فروردين، 18مزدور تحت همين عنوانها از داخل ايران به اطراف اشرف اعزام شدند و در روز 28فروردين، زني به نام خدابنده (سينگلتون) مقيم انگلستان، مأمور شناخته شده اطلاعات آخوندها كه در حال خدمتگذاري در شكنجه گاه اوين هم ديده شده است، همراه با يك مزدور عراقي به نام احلام مالكي و شماري از مأموران اطلاعات و نيروي تروريستي قدس كه صورتهاي خود را پوشانده بودند در نزديكي سياج اشرف در حال لجن پراكني و فيلمبرداري ديده شدند.
رژيم 28ماه اشرف را محاصره كرد. 14ماه تمام، سيرك مزدوران خودش را دم در اشرف و همة اضلاع اشرف آورد با 210بلندگو و شب و روز به مزخرفگويي و به خيال خودش جنگ رواني عليه اشرفيها واداشت. قصد رژيم اين بود كه ارادة اشرفي ها را تضعيف بكند. يك هدف ديگرش هم زمينهسازي براي كشتار و همين كاري بود كه در 19فروردين انجام داد. اما نتيجه چي شد؟ شكست و ننگ و رسوايي براي ولي فقيه ارتجاع و پسرخوانده اش مالكي در برابر حماسه بي نظير پايداري و پاكبازي و تسليم ناپذيري مجاهدين و اثبات اين كه مجاهد اشرفي بر سر آرمان و سوگندش در راه آزادي خلق و ميهن خود ايستاده و حاضر است هر قيمتي را بدهد.
به همين دليل بود كه كمتر از 4ماه بعد وزارت اطلاعات با وحشت زياد اعلام كرد هر مجاهد اشرفي، «يك بمب متحرك» عليه نظام!است و نوشت:«قطعاسازمان مجاهدين منحل نخواهدشد... درحقيقت درپادگان اشرف۳۴۰۰نفربمب متحرک داريم. من به جامعه ومسوولان خودمان اخطارميکنم که به سمت اين موضوع نروند» (گفتگوي جام جم آنلاين با دژخيم هاشمي نژاد 900508)
وضعيت فلاکتبار فعلي رژيم ولايتفقيه و عقب نشيني تحميليِ استراتژيك در موضوع اتمي، از آثار جوشش خون آن شهيداني است که در نوزده فروردين ۹۰، بيسلاح و بيسپر، در برابر زرهيها ايستادند و درس پايداري دادند. اکنون مرحله سرنگوني رژيم ولايت با تمام نشانههايش فرا رسيده. راه و رسم اشرف و اشرفي نيز همچنان الهامبخش برخاستنها و خروشهاست. در چنين شرايطي، رژيم از مجاهدين و حضورشان در عراق بيش از پيش احساس وحشت ميكند، زيرا مجاهدين و ارتش آزاديبخش در هر شقي سمت و سوي سرنگوني به معادلات ميدهند.
نتيجه اين كشتار 36شهيد از جمله 8زن مجاهد خلق با شلیک مستقیم بهسر و قلب و قسمتهای دیگر بدنشان و همچنین با زیر گرفتن آنها با هاموی بود.
آخوندهاي حاکم از جمعبندي قيام ۲۵ بهمن 89 به ابعاد اثرگذاري مجاهدين در اين قيامها پي بردند و به دنبال آن خامنهاي حمله به اشرف، به قصد انهدام آن را در دستور کار رژيم قرار داد. از طرفي ديگر جبهه روبه گسترش مخالفت با برچسب تروريستي عليه مجاهدين در ايالات متحده سرمايهگذاريهاي ۱۵ساله رژيم آخوندي را روي ليست استعماري-ارتجاعي، بهخطر انداخته و آنها را بسيار نگران کرده و اين موقعيت آنان را بر سر يک دوراهي قرار داده بود:
يا سکوت و پذيرش پيشرويهاي بيشتر مقاومت و متلاشيشدن جبهه داخلي رژيم يا حمله به اشرف يعني حمله به کانون مقاومت سازمانيافته ايران به نيت نابودي آن.
با اين همه، پايداري و ايستادگي شگفتانگيز و معجزهآساي مجاهدين در جنگ صد برابر، اين طرح نسلکشي و قتلعام را در هم شکست و سرنوشت تازهيي رقم خورد.
چهار روز بعد از حمله (روز 23فروردين) بالاترين فرمانده نظامي ملايان يعني رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح رژيم ولايت فقيه گفت: دو گزينه در مقابل ساکنان اشرف است يا اين که تسليم شوند يا اين که خودکشي کنند.
سه روز بعد از حملة قتل عام به اشرف، اطلاعات بدنام آخوندها، بار ديگر صدور مأموران خود را از داخل ايران به عراق تحت عنوان «خانواده» و «اعضاي سابق»، از سر گرفت تا با بلندگوهاي هر چه بيشتر در پيرامون اشرف، به مدح و ثناي جلاد (مالكي) بپردازند و با لجن پراكني حداكثر در تلويزيون حكومتي، قرباني (ساكنان بيدفاع اشرف) را مقصّر جلوه بدهند!
در روزهاي 23، 26 و 28فروردين، 18مزدور تحت همين عنوانها از داخل ايران به اطراف اشرف اعزام شدند و در روز 28فروردين، زني به نام خدابنده (سينگلتون) مقيم انگلستان، مأمور شناخته شده اطلاعات آخوندها كه در حال خدمتگذاري در شكنجه گاه اوين هم ديده شده است، همراه با يك مزدور عراقي به نام احلام مالكي و شماري از مأموران اطلاعات و نيروي تروريستي قدس كه صورتهاي خود را پوشانده بودند در نزديكي سياج اشرف در حال لجن پراكني و فيلمبرداري ديده شدند.
رژيم 28ماه اشرف را محاصره كرد. 14ماه تمام، سيرك مزدوران خودش را دم در اشرف و همة اضلاع اشرف آورد با 210بلندگو و شب و روز به مزخرفگويي و به خيال خودش جنگ رواني عليه اشرفيها واداشت. قصد رژيم اين بود كه ارادة اشرفي ها را تضعيف بكند. يك هدف ديگرش هم زمينهسازي براي كشتار و همين كاري بود كه در 19فروردين انجام داد. اما نتيجه چي شد؟ شكست و ننگ و رسوايي براي ولي فقيه ارتجاع و پسرخوانده اش مالكي در برابر حماسه بي نظير پايداري و پاكبازي و تسليم ناپذيري مجاهدين و اثبات اين كه مجاهد اشرفي بر سر آرمان و سوگندش در راه آزادي خلق و ميهن خود ايستاده و حاضر است هر قيمتي را بدهد.
به همين دليل بود كه كمتر از 4ماه بعد وزارت اطلاعات با وحشت زياد اعلام كرد هر مجاهد اشرفي، «يك بمب متحرك» عليه نظام!است و نوشت:«قطعاسازمان مجاهدين منحل نخواهدشد... درحقيقت درپادگان اشرف۳۴۰۰نفربمب متحرک داريم. من به جامعه ومسوولان خودمان اخطارميکنم که به سمت اين موضوع نروند» (گفتگوي جام جم آنلاين با دژخيم هاشمي نژاد 900508)
وضعيت فلاکتبار فعلي رژيم ولايتفقيه و عقب نشيني تحميليِ استراتژيك در موضوع اتمي، از آثار جوشش خون آن شهيداني است که در نوزده فروردين ۹۰، بيسلاح و بيسپر، در برابر زرهيها ايستادند و درس پايداري دادند. اکنون مرحله سرنگوني رژيم ولايت با تمام نشانههايش فرا رسيده. راه و رسم اشرف و اشرفي نيز همچنان الهامبخش برخاستنها و خروشهاست. در چنين شرايطي، رژيم از مجاهدين و حضورشان در عراق بيش از پيش احساس وحشت ميكند، زيرا مجاهدين و ارتش آزاديبخش در هر شقي سمت و سوي سرنگوني به معادلات ميدهند.
ايران افشاگر
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر