۱۳۹۳ آبان ۵, دوشنبه



ارجاع جنايتكارانه حفاظت ليبرتي به نيروهاي 9 بدر و هادي عامري وزير ترابري مالكي


  به بهانه عقب كشيدن نيروهاي ارتش عراق از حفاظت ليبرتي براي جنگ در منطقه مجاور فرودگاه بغداد
 تغيير كادر هاي خدماتي استخدام شده در قرارگاه ليبرتي با نفرات مورد اعتماد [ مزدوران و جاسوسان حكومتي ] كه  درفرودگاه بين المللي كار ميكنند  
  جمهوري عراق
   دبيرخانه شوراي وزيران
   شماره: ق/2/3/23611                                        رقم  006221
   تاريخ: 29/12/2013 
   مُهر:سرّي و فوري
وزارت ترابري
موضوع: تامين امنيت قرارگاه ليبرتي
پس از برگزاري نشست ويژه بين عاليجناب نخست وزير و فرماندهان امنيتي مقرر گرديد:
1ـنيروهاي حفاظت وزارت ترابري به تأمين امنيت لازم براي قرارگاه ليبرتي گماشته شوند و اين به خاطر عقب كشيدن نيروهاي نظامي از اين منطقه و اعزام آنها به خارج از اين منطقه براي جنگ با كانون تروريسم در مجاورت منطقه فرودگاه است.
2ـ تغيير كادر هاي استخدام شده خدماتي در قرارگاه ليبرتي  با نفرات مورد اعتماد و كارگراني كه  در  فرودگاه بين المللي كار ميكنند... به اين خاطر تذكر دادن واجب شد.
جهت  اطلاع ... با تشكر
علي محسن اسماعيل
دبير كل شوراي وزيران به نيابت
29/12/2013
رونوشت به:
رياست شوراي وزيران / دفتر عاليجناب نخست وزير، جهت اطلاع... با تشكر
وزارت دفاع... جهت اطلاع... با تشكر
وزارت كشور... جهت اطلاع... با تشكر

شوراي ملي مقاومت ايران
كميسيون امنيت و ضد تروريسم
4 آبان 93 (26 اكتبر 2014)



افشاي ياران شيطان آشنایی با جیش المختار عراق / حزب الله عراق


آشنایی با جیش المختار عراق / حزب الله عراق

واثق البطاط آشنایی با جیش المختار عراق / حزب الله عراق

آشنایی با جیش المختار عراق / حزب الله عراق – شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه): به نظر نمی رسد واثق البطاط دبیرکل حزب الله عراق کم ترین اهمیتی به حکم بازداشتی بدهد که اخیرا وزارت کشور علیه او صادر کرده است. اتهام او تشکیل گروهی به نام «جیش المختار»‌ است.

680 آشنایی با جیش المختار عراق / حزب الله عراق

در مورد فعالیت های این نیروی جدید ابهامات زیادی وجود دارد و هم زمان با افزایش تبلیغات این گروه و نوشتن شعارهایی بر در و دیوار شهرها این ابهامات نیز بیشتر شده است. شعارهایی که می گوید: « مختار دوران را یاری کنید » و منظورش از این مختار دوران نوری المالکی نخست وزیر عراق است.


به دنبال برگزاری برخی تظاهرات در حمایت از دولت مالکی و نیز توزیع دعوت نامه هایی برای پیوستن به جیش المختار و نیز حمله موشکی به اردوگاه آزادی در عراق که بقایای گروه مجاهدین  به آنجا منتقل شدند یا انتشار شب نامه هایی که در آن برخی افراد تهدید شده بودند، وزارت کشور عراق تصمیم به بازداشت واثق البطاط کرد. نوری المالکی حتی به این اکتفا نکرد و از شهروندان خواست دولت او را در بازداشت این فرد یاری دهند.  اما بطاط که همچنان در شهر نجف زندگی می کند بدون اینکه هیچ نگرانی نسبت به این گونه تهدیدها داشته باشد در گفت وگویی با الشرق الاوسط شرکت کرده و به پرسش هایش پاسخ داد.

IMAGE635206737160587147 آشنایی با جیش المختار عراق / حزب الله عراق

وزارت کشور عراق می گوید قادر به دستگیری او نیست زیرا نمی تواند مکالمات تلفنی او را ردیابی کرده و بفهمد که او در کجاست. سرهنگ سعد معن با بیان این اظهارات می افزاید: دولت در استقرار امنیت جدی است ولی باید دانست هرکسی که شب نامه ای می نویسد یا از بیانیه ای از طریق اینترنت صادر می کند تهدیدی جدی به شمار نمی رود. وی می افزاید: در عراق سلاح مخصوص دولت است و هیچ گروه یا سازمان دیگری حق استفاده از سلاح را ندارد. دستگاه های ذیربط به زودی کسانی را که می خواهند فتنه گری کنند تحت تعقیب قرار خواهد داد.

430137 m آشنایی با جیش المختار عراق / حزب الله عراق

بطاط اما در پاسخ به اتهامات خود یا اینکه چرا دستگیر نشده است می گوید: به دو دلیل. یکی اینکه ما با دولت قطع رابطه نکرده ایم و دو سال است که پس از خروج نیروهای آمریکایی از عراق ما هم سلاح خود را زمین گذاشته و وارد روند سیاسی کشور شده ایم. دوم اینکه بازداشت من پیامدهایی خواهد داشت و دولت می ترسد که حمایت هزاران مجاهد از من برایش دشواری هایی را به وجود آورد.
از این رو بطاط تعجب می کند که چرا برای او حکم بازداشت صادر کرده اند. حال آنکه به گفته خودش او دبیرکل حزبی با ده ها هزار مجاهد مسلح و هزاران موشک است. البته منظورش حزب الله –نهضت اسلامی است که می گوید بعد از عقب نشینی آمریکایی ها نام آن را از «مقاومت اسلامی» به «‌نهضت اسلامی»‌ تغییر دادیم.
بطاط به گونه ای تمسخر آمیز می گوید: «ارتش مختار در زمان سختی تاسیس شد. هرچند این ارتش نه تشکیلاتی دارد و نه سلاح و نه حتی مثل حزب الله متشکل است. بلکه یک تشکیلات منطقه یی و محلی برای حمایت از مردم است. با این حال دشمنان ما از جمله گروه های مسلح یا تشکیلات القاعده و برخی گروه های سلفی و غیره که با اهل بیت دشمنی دارند از جیش المختار می ترسند. به اعتقاد او فشار همین افراد و گروه ها موجب شده تا دولت نوری المالکی حکم بازداشت بطاط  صادر کند. کاری که به نظر او و حزبش و سایر مجاهدینی که همراهش هستند «لازم نبود»‌.
بطاط کیست؟
گرچه خیلی ها بطاط را پیرو ولایت فقیه می دانند و او نیز این مساله را رد نمی کند اما می گوید: «ولایت فقیه را سخت می توان در عراق اجرا کرد. چون یک کشور تکثر گراست». وی می گوید با وجود اعتقاداتی که دارد به تمایل اکثریت جامعه عراق احترام می گذارد و بهترین نظام را همان «نظام ریاستی» می داند که با شرایط عراق سازگارتر است.

460569 آشنایی با جیش المختار عراق / حزب الله عراق

بطاط درسال ۱۹۷۳ در استان میسان در مناطق الاهوار دنیا آمد. این مناطق که به وسیله صدام حسین خشک شد در دوران جنگ عراق علیه ایران بارها گلوله باران گردید. مراحل تحصیلات ابتدایی خود را در شهر العماره گذراند. جایی که خانواده شان به آنجا منتقل شده بودند. سپس به بغداد انتقال یافت جایی که یکی از برادرانش درصنایع نظامی کار می کرد. دوران ابتدایی و متوسطه را به پایان رساند و درسال ۱۹۹۳ به ایران رفت. درآنجا به تشکل های مخالف نظام صدام حسین پیوست و با جمهوری اسلامی ایران وارد همکاری شد. این همکاری در چارچوب حزب الله عراق به رهبری حسن الساری بود.

(یکی از رهبران حزب الدعوه که اکنون قدرت را در اختیار دارد). در آن دوران بطاط برخود نام مستعار ابواسد الله گذاشته بود. زمانی که او در ایران بود،‌ پدر و برادرش را در بغداد بازداشت کردند. بطاط آن زمان به تشکیلات حسین شهرستانی پیوسته بود (معاون فعلی نخست وزیر و یکی از کارشناسان موشکی عراق که به دلیل مخالفت با پروژه اتمی عراق سال ها را در زندان های بعث سپری کرد). بطاط می گوید: دکتر شهرستانی یک سازمان جهادی مسلح را تاسیس کرده بود. افرادی از این تشکیلات از مرزهای دهلران وارد عراق می شدند و دست به اقداماتی علیه رژیم حاکم می زدند. وی می افزاید: من اسم سید علی سید طاهر البطاط را داشتم و این تشکیلات دارای ۳۰۰ عضو بود که مقامات عراقی در نهایت توانستند ۲۷۰ نفر از آنها را دستگیر کنند و او هم یکی از آنها بود.
به دلیل داشتن نام مستعار ابتدا کسی او را نشناخت. بعد به اطلاعات ایران منتسب شد و گفتند او برای اجرای عملیات بر ضد سازمان مجاهدین خلق فرستاده شده است. برای همین بعدها که او را شناسایی کردند برایش به صورت غیابی حکم اعدام بریدند. به همین دلیل بطاط مجبور شد دوباره به ایران بگریزد و این بار به سپاه بدر ملحق شود. درهمان حال وی توانست درایران به تحصیلات خود ادامه داده و در دانشگاه تهران لیسانس بگیرد. کاری که او آن را در بغداد ادامه داد و موفق شد از دانشگاه کوفه فوق لیسانس حقوق بگیرد.
یک بار از طرف سپاه بدر مامور ترور علی حسن مجید معروف به «‌علی کیمیایی» ‌شده بود  اما به هنگام ورود به عراق در راه بازداشت شده و به زندان افتاد. بعدها با عفو صدام حسین آزاد شد و کمی بعد دوباره بازداشت گردید و یک سال و ۸ ماه را در زندان ماند. وقتی او را شناسایی کردند برایش سه بار حکم اعدام بریدند که هیچ کدام اجرا نشد و دوباره با عفو صدام آزاد گردید. درنهایت سال ۲۰۰۲ بود که او تشکیلات ثارالله را بنیان گذاشت و بعد از سقوط صدام درسال ۲۰۰۳ به ارتش المهدی (وابسته به مقتدا صدر) پیوست. درسال ۲۰۰۶ بود که به لبنان سفر کرد و در آنجا بود که حزب الله عراق را تشکیل داد. تشکیلاتی که تقریبا شبیه حزب الله لبنان است.

460567 آشنایی با جیش المختار عراق / حزب الله عراق

حزب الله عراق (جیش المختار)، در واقع بخشی از حزب الله لبنان به رهبری سید حسن نصرالله است. حزب اللهی را که بطاط در عراق تاسیس  کرد درواقع بقایای همان تشکیلات ثارالله بود که در الاهوار فعالیت می کرد. وی درسال ۲۰۰۶ درلبنان این تشکیلات را به حزب الله تغییر داد و بنای کار آن را بر « مقاومت اسلامی » گذاشت اما بعد از عقب نشینی آمریکایی ها «‌مقاومت »‌را به « نهضت »‌تغییر داد. وی تعداد افراد وابسته به این تشکیلات را ۳۸۷ هزار نفر می داند و می گوید همه آنها مسلح هستند. به گفته او این حزب بیش از ۱۰ هزار موشک دارد و تاکنون بیش از ۱۲۰۰ عملیات نظامی برضد نیروهای آمریکایی اجرا کرده است. یکی از این عملیات ها موشک باران بندر کویتی مبارک در اوج درگیری های لفظی بین دولت عراق و کویت بود.

با این حال بطاط می گوید مهم ترین عملیاتی که گروهش انجام داده در سال های دهه ۹۰ و علیه سازمان مجاهدین خلق بوده است. وی در همین رابطه اعتراف می کند که اخیرا اردوگاه آزادی را با ۵۰ موشک هدف قرار داده است. همین حادثه بود که یک بار دیگر نگرانی نسبت به مسلح بودن این گروه را گوشزد کرد و دولت عراق را بر آن داشت تا علیه او حکم بازداشت صادر کند.
منبع: الشرق الاوسط

اهداف موشك باران ليبرتي را توسط 

مالكي را افشا ميكند


ناديده گرفتن عمدي موشك باران ليبرتي در دي ماه 92، شادماني و بغض و كين 
حيواني عليه مجاهدان اشرفي

مالكي در 7 دي 92 ( دو روز بعد از موشك باران ليبرتي) در جلسه مشاوران امنيتي:
-اين مهم نيست كه آنها كشته و يا مجروح ميدهند ويا خانه هايشان خراب ميشود. مهم اين است كه مورد ارعاب قرار گرفته و از عراق خارج شوند و من آنها را با هر شيوه اي كه شده اخراج ميكنم
-آنچه كه براي آنها اتفاق ميافتد ما را خوشحال ميكند...
ما به سازمان ملل متحد گفتيم كه ما ملتزم به حفاظت از جان آنها نيستيم. هر عراقي ميخواهد از آنها انتقام بگيرد و اين عملا همان چيزي بود كه در قرارگاه اشرف اتفاق افتاد
جمهوري عراق
شنبه ساعت 8 شب
    دبيرخانه شوراي وزيران
                                                                                     يادداشت داخلي
 تاريخ: 28/12/2013
ملاقات ويژه با ارگان مشاور امنيت ملي
با اعضاي ارگان مشاور امنيت ملي ملاقات برگزار گرديد و در اين ملاقات درباره عملياتي كه در طي آن قرارگاه ليبرتي مورد تهاجم موشكي واقع شد و خسارتهايي كه از  اين بابت بجاي گذاشت، با تاكيد حول موارد زير صحبت شد:
1ـ يكي از مستشاران گفت كه اخبار موثقي به ما رسيده بود كه قرارگاه ليبرتي به طور فشرده مورد تهاجم موشكي قرار خواهد گرفت. در همان موقع به وزارت كشور و امنيت فرودگاه اطلاع داده شد كه تهاجم موشكي وجود دارد كه هدف آن قرارگاه ليبرتي است. اما امنيت و وزارت كشور اين موضوع را ناديده گرفتند.
2ـ يكي از مستشاران گفت كه اين تهاجم موشكي از طرف منطقه المكاسب بوده است. تعداد كشته شدگان كم هستند اما خسارتهاي زيادي به دارايي هاي آنها وارد آمده است.
3ـ يكي از مستشاران گفت منابع اطلاعاتي كه در آن منطقه بودند اطلاعات مطلوب را مشخص كرده و گفتند عناصري وجود دارند كه وابسته به كتائب حزب الله بوده واينها عمليات موشك باران قرارگاه را انجام دادند. ما بعد از  اينكه منطقه شليك را چك كرديم تعداد 50 عدد موشك آماده براي شليك را پيدا كرديم. اما همه اين 50 موشك شليك نشده بودند.
4ـ يكي از مستشاران گفت عمليات موشك باران در دو مرحله انجام شد. مرحله اول اين بود كه يك روز قبل از موشك باران، محل قرارگاه آنها را اشتباه گرفته بودند و موشكها به فرودگاه اصابت كرد. اما آنها مجددا بازگشتند و تصحيحات دادند و در روز 26 [دسامبر 2013 / پنجم دي ماه 1390] اين قرارگاه مورد تهاجم موشكي واقع شد. اگر خطايي در هدف گيري نميبود و بقيه موشكها شليك ميشد قرارگاه ليبرتي به مكان خرابه اي تبديل ميشد.
5ـ جناب آقاي نخست وزير [مالكي] تأكيد كرد كه عمليات موشك باران بسيار مهم است زيرا اين عمليات وضعيت امنيتي وحتي اطلاعاتي كه قرارگاه بر اساس آن كار ميكند را بهم ميريزد. او در يك كلام گفت: ”يعني چه... مگر آنها نميدانند كه ما همه چيز را ميدانيم؟ وتماسها و فعاليت هايشان را ميدانيم؟
ما تمايلي به ماندن آنها درعراق نداريم و آنها را با روشهاي مختلف بيرون ميكنيم تا آنجا كه  آنچه را كه در اشرف اتفاق افتاد را فراموش كنند.
6ـ آقاي مالكي گفت اين عمليات واقعه مهمي براي خارج شدن آنها از عراق است. اما آنها فكر ميكنند كه درعراق ميمانند و يا امكان برگشت به اشرف وجود دارد...
7ـ او همچنين تأكيد كرد اين مهم نيست كه آنها كشته و يا مجروح ميدهند و يا خانه هايشان خراب ميشود. مهم اين است كه مورد ارعاب قرار گرفته و از عراق خارج شوند و من آنها را با هر شيوه اي كه شده اخراج ميكنم...


8ـ آنچه كه براي آنها اتفاق ميافتد ما را خوشحال ميكند...
9ـ ما به سازمان ملل متحد گفتيم كه ما ملتزِم به حفاظت از جان آنها نيستيم. هر عراقي ميخواهد از آنها انتقام بگيرد و اين عملا همان چيزي بود كه در قرارگاه اشرف اتفاق افتاد و بيم آن داريم آنچه در اشرف اتفاق افتاد در ليبرتي نيز اتفاق بيافتد.
10ـ در رابطه با وضعيت امنيتي در انبار صحبت شد.
پايان ملاقات      ساعت 9:45 شب

شوراي ملي مقاومت ايران
كميسيون امنيت و ضد تروريسم
3 آبان93 (25 اكتبر2014)

تقدیم به همه مادران رنجدیده ایران زمین از جمله مادر ريحانه بي گناه ودلير

تقدیم به همه مادران رنجدیده ایران زمین

315460_171056379721276_883943671_n
لای لای کودکم
کودکم، میگویم برایت از آن گذشته‌های دور
از میرزا،ستار،مصدق آن پیرمرد قامت خمیده استوار
محمد،سعید و علی‌ اصغر،پپیش‌قراولان کاروان آگاهی‌ و مهر و فدا
اشرفها،موسی ها؛زنان و مردان جان بر کف،
سر در راه میهن نهاده ،سمبلهای شرف و آزادی
که در دخمه‌های جهل و تباهی به چهار میخ کشیده شدند اما،
سرودی جز عشق و وفا به وطن و مردمشان از آنان برنخواست.

میگویم برایت از اشکهای فروخوردهٔ یتیمان
در شبهای حمله و هجوم
از لای لای مادرانِ سر بر گورِ فرزند نهاده ………..
و تو کودکم،
حال بشنو
از نسیم که می‌سراید،سرود رهایی و آزادی را
با دلیر فرزندان خود
علی‌اکبر‌ها،حمید‌ها،لادن‌ها،نداها،صبا و نسترن، سهراب و بهنود….
و خیل شهیدان به خون فتاده که
درخت دزد زده و خشکیدهٔ باورهای مردم را با خون خود آب رسانند

و تو مونس شبهای من
در صبح روشن فردا،ارج بگذار
برتن‌‌های زخمی
گورهای دست جمعی
و به آوای دل شکسته‌ی مادران و پدران سالخورده ….
با تو میگویم از درد‌هایمان اما با عشق و ایثار مرهمی میسازیم برای التیام آن
و تو،همه خشم شو و همه فریاد
تا طنین صدای تو همراه صدا و تن‌ شلاق خورده ما
جهل و تباهی را به لزره اندازد،
تا در کنار برومند فرزندان خلق
کاخهای بر پا شده بر نکبت و بدبختی را ویران سازد………
آری صبح روشن فردا در راه است

و تو پرنده کوچکم
و وقتی‌ در آسمان آبی روشن فردا
بال میگشائی
بهوش باش و بیدار
که فردا روزی دیگر است ….

ارسالی‌ از :دنیا دردمند

افشاي ياران شيطان عكسي از مامور كثيف وزارت اطلاعات به نام سربندي كه قصد تجاوز به ريحانه جباري را داشت

عكسي از مامور كثيف وزارت اطلاعات به نام سربندي كه قصد تجاوز به ريحانه جباري را داشت

10644696_361360130690899_6037122591142613096_o
اين پزشك واواكي ، هفت سال پیش قصد داشت دختری 19 ساله را به بهانه دکوراسیون مطب اش به آپارتمانی كشانده و او را با داروی بيهوشي كه پزشكان براي مداواي بيماران استفاده ميكنند بيهوش كرده و مورد تجاوز قرار دهد . دختر شجاع و دلير ريحانه جباري ، ضرباتی چاقو به او ميزند تا از دست های ناپاک این عنصر فاسد فرار كند و در زماني كه فرار ميكند وي حتي قدرت حركت كردن و راه رفتن داشته!
طفلك ريحانه ميتوانست دهها ضربه ديگر به او وارد كند ولي نكرد و فقط قصد خلاص شدن و رها كردن خودش را داشت .
اين مامور اطلاعاتي ملعون موسوم به دكتر! سربندي چند طبقه درحاليكه ظاهرا جراحت هم داشته !!! ريحانه را تعقيب ميكند و !!! به دليل فشاري كه به خودش مي آورد از شدت خونريزي به درك واصل ميشود.
امروز اما پس از هفت سال فرزند این «متجاوز » نقش يك دژخيم و جلاد را بازي كرد و صندلی را از زیر پای آن دخترک معصوم یعنی «ریحانه جباری» كشيد تا بتواند ننگ پدرش را از اذهان پاک کند غافل از آنکه با اینکار بیشتر آبروی نداشته خودش و پدر بی آبرویش را بر باد فنا داد.
و اما تمام رسانه هاي دنيا امروز خبر از اعدام دختر جواني دادند كه به جرم دفاع از ناموس خود در ايران بر چوبه دار رذالت و شقاوت آويخته شد. نامش ريحانه بود
دوستان تا ميتوانيد به اشتراك بگذاريد تا اين رژيم و مامورانش را هر چه بيشتر رسوا سازيد.
#بگونه #ریحانه #اعدام

۱۳۹۳ آبان ۴, یکشنبه

افشاي ياران شيطان باز نشر افشاي مسعود جاباني ازجدا شدهإإإإإإإإإإإإومامور برون مرزي گشتاپوي بدنام اطلاعات آخوندي

افشاي ياران شسطان






پس از صدورحكم اخراج بهزاد عليشاهي مزدور وزارت اطلاعات ، اكنون نوبت مسعود جاباني ا ست كه اخراج شود .

مسعودجاباني يكي از مأموران وزارت اطلاعات ملايان درهلند  است  كه ازسال 81 به خدمت وزارت اطلاعات درآمده است
جاباني درسال  64 به ارتش آزاديبخش پيوست و درسال 65 به دليل شرايط سخت مبارزه اعلام بريدگي كرد و از ارتش آزاديبخش اخراج گرديد. ولي  او دركتابش به دروغ براي خودش سابقه 20ساله فعاليت با مجاهدين ساخته است . اوسالها پس ازاخراج ازارتش آزاديبخش به عنوان يك فرد عادي در اروپا به زندگي خود ادامه ميداد  همزمان با جنگ آمريكا در عراق كه رژيم آخوندي براي نابودي مجاهدين و مقاومت ايران وارد معاملات بين المللي شده بود , وزارت اطلاعات ازطريق استخدام مزدوران جديد و لجن پراكني عليه مجاهدين تلاش ميكرد كه فضا را عليه دشمن اصلي خودش يعني مجاهدين برگرداند , مسعودجاباني درچنين شرايطي  به خدمت وزارت اطلاعات آخوندي درآمده و در10مهرماه  81 طي اطلاعيه اي , مزدوري خودش به وزارت اطلاعات را اعلام كرد.
جالب اين جاست كه او بعد از ساليان طولاني كه از ارتش آزاديبخش اخراج گرديده بود (16 سال) و به زندگي عادي خودش در اروپا مشغول بوده , ناگهان يادش آمد كه مدتي در ارتش آزاديبخش بوده و بايد از آن در جهت اهداف  وزارت اطلاعات عليه مجاهدين سوء استفاده كند.
براساس گفته هاي خودش  ا و تا قبل ازاين تاريخ  معتقد بود كه هرگونه فعاليتي عليه مجاهدين حمايت ازرژيم ملاها محسوب مي شود . اودر اطلاعيه 10مهر 81  درجواب به اين سوال كه چرا پس از13سال زندگي درخارج كشور ناگهان به فكر فعاليت عليه مجاهدين افتاده اي مي نويسد   : ” زيرا معتقد بودم  كه نبايد بهانه به دست رژيم جمهوري اسلامي داد” ولي او هيچ توضيحي نداده است  كه چرا اكنون ”دادن بهانه به دست رژيم جنايتكارخميني” اشكالي ندارد . آنهم دربحبوبه جنگ آمريكا درعراق و بمباران مجاهدين و تلاش هاي رژيم براي نابودي مجاهدين ؟ جاباني درهلند  ,  ازطريق عوامل شناخته شده وزارت اطلاعات مانند كريم حقي و شمس حائري به خدمت وزارت اطلاعات درآمد .
 در خود فروختگي اين مزدور همان بس كه حتي در مي نيمم هاي انساني , خون برادران شهيدش را نيز پايمال كرده  و با پشت كردن به اهداف آزاديخواهانه آنان  و به جاي گرفتن انتقام خون به ناحق ريخته آنان ازمسبين آن يعني رژيم آخوندي  , مجاهدين را مسول شهادت آنها اعلام كرده و تمام عيار سينه چاك اين رژيم دجال شده است..  اوسعي ميكند كه  با سوء استفاده از نام شهدا , خود را سفيد سازي و عنصري ضد رژيم نشان دهد و ايرانيان و پناهندگان سياسي را بفريبد ..
لازم به ياد آوري است كه  سه تن از برادران او درسالهاي 82 19بدست رژيم خميني به شهادت رسيده اند .(كوروش 15 ساله وحميد21  ساله كه درشهرمشهد تيرباران شدند  وسعيد  25  ساله درحالي كه با شهامت ازمجاهدين  دفاع ميكرد وباشعار درود بررجوي مرگ برخميني درملاء عام  درشهر مشهد به دارآويخته شد ) .


به دليل پشت كردن به آرمانهاي برادرانش و مردم ايران , مسعود جاباني  شديدا مورد تنفر ايرانيان وبويژه مردم قوچان(شهرمحل تولدش) مي باشد , مردم قوچان  ازاو  باكلماتي هم چون ”مردار” و ”نفله شده”  نام مي برند .
وقتي در سال 2007 مخفيانه  به ايران رفته بود به دليل همين نفرت , سريعا مجبور به ترك قوچان مي شود.
جاباني , فعاليت هاي خود را زير نظر وزارت اطلاعات , درپوش يك  انجمن به نام ”كانون رهايي” ويك سايت اينترنتي به همين نام به پيش مي برد .هدف ازفعاليت هاي اين سايت پيشبرد كارزار اهريمن سازي ملايان عليه مقاومت به ويژه ترويج اكاذيب و اتهاماتي نظير وجود خشونت و شكنجه و اعدام در سازمان مجاهدين مي باشد .
اودركليه برنامه هاي وزارت اطلاعات همراه با ماموران شناخته شده گشتاپوي آخوندي  شركت ميكند .
شركت دريك برنامه تلويزيوني بايكي ازماموران بد نام وزارت اطلاعات به نام سينگلتون درهلند
در تاريخ ششم فوريه 2005 او در يك برنامه تلويزيوني در هلند (تلويزيون كانال) همراه با يك مامور اعزامي از انگليس به نام «آن سينگلتون» شركت داشته است . آن سينگلتون مامور وزارت اطلاعات و رابطه اين ارگان اطلاعاتي براي مزدوران مقيم انگليس است.
کمیته پارلمانی بریتانیا برای آزادی ایران  جاسوسی برای ملایان : عوامل ایران در انگلستان اکتبر 2007 درمورد ”ان سنگليتون” چنين مي نويسد :

به گفته اشتهاد وین گریفیث، "مسعود خدابنده و آن سینگلتون از طریق وب سایتشان به نام” ايران اينترلينك” و نیز سایر فعالیتها، بنظر می رسد که تعدادکمی از افراد را هدایت می کنند که در یک کمپین تهاجمی شیطان سازی علیه مجاهدین فعال هستند" . رژیم ایران هیچ اعتباری ندارد بنابراین از این افراد بعنوان پوشش برای فعالیتهایش علیه اپوزیسیون و پناهندگان استفاده می کند.
در جون 2004، ”وین گریفیث” متعجب شد که آن سینگلتون را در زندان بدنام ”اوین ”دید. در استشهادش برای دادگاه، ”وین گریفیث” درباره زندان اوین گفت : "زندان اوین بعنوان یکی از مخفی ترین و وحشیانه ترین زندانها در جهان شناخته می شود. دهها هزار زندانی سیاسی در این زندان شکنجه و اعدام شده اند. زندان اوین جایی است که خبرنگار عکاس کانادایی زهرا کاظمی در جولای 2003 با مرگ وحشیانه اش روبرو شد".
آقای ”گریفیث” توضیح می دهد که چطور بین 14 تا 17 جون 2004 از ایران در یک ماموریت انساندوستانه دیدن کرد تا با دو عضو ”شورای ملی مقاومت” که در سوریه در نقض قوانین بین المللی ربوده شده بودند و به ایران فرستاده شده بودند ملاقات کند. یکی از این افراد” ابراهیم خدابنده”، برادر ”مسعود خدابنده” بود.
آقای ”گریفیث” افزود "من متعجب شدم که ”آن سینگلتون” را درزندان ”اوین” دیدم. او حتی پسر کوچکش را با خودش همراه داشت. او آزادانه آنجا می چرخید و در تماس مستقیم با مقامات ایران در زندان بود. این تعجب آور است در حالی که حقیقت روشنی است که بستگان زندانیان سیاسی بسیار مشکل و یا غیر ممکن می یابند که بتوانند بستکانشان را که زندانی هستند ملاقات کنند. جسد ”زهرا کاظمی” حتی به خانواده اش برگردانده نشد. بعلاوه، سازمانهای حقوق بشری بین المللی از دسترسی به اوین محرومند".
آقای ”گریفیث ”توضیح می دهد که ابراهیم خدابنده از حضور آن سینگلتون راحت نبود و نتوانست حتی یک لحظه را بخاطر بیاورد که آنها با هم صحبت کرده باشند. او نتیجه گیری کرد: "آن سینگلتون و رژیم ایران حد اکثر انگیزه را برای دیدار من داشتند و امیدوار بودند آن را به یک فرصت تبلیغاتی برای رژیم تبدیل کنم. بعد از بازگشتم از ایران، مجبور شدم زمان قابل ملاحظه زیادی را در رد ادعاهای غلط و گمراه کننده آن سینگلتون، ایران اینترلینک و ایران دیدبان، درباره دیدارم بگذارم.

لازم به ياد آوري كه ناشر كتاب ”مسعود جاباني” به نام ”روانشناسي خشونت وترور” انتشارا ت وابسته به ”مسعود خدابنده” و ”آن سينگلتون” به نام” ايرا ن اينترلينك”  مي باشد . .كتاب جاباني  درسال 2005 بوسيله اين ناشر به چاپ رسيده است .


كميته پارلماني بريتانيا , نام ”ايران اينترلينك” را بعنوان  ”وب سایتهای مختلف که توسط رژیم ایران برای گسترش سوء تبلیغات علیه مجاهدین بکار می رود” را افشاكرده است .
دروغ پردازي عليه مقاومت و نسبت دادن جنايات رژيم به مجاهدين
”مسعود جاباني” درصفحه 178 كتاب خود ,خودسوزي دختري 19 ساله ا ي  به نام ”مريم شايسته ”درهلند را به مجاهدين نسبت ميدهد  درحالي كه او به دليل اعدام مادر و برادرش در زندان  و  فشارهايي كه در زندان هاي مخوف خميني درحالي كه فقط 12سال سن داشت نا متعادل شده و به همين دليل در هلند درجنگل دست  به خود كشي زده بود .

زري شايسته , خواهرمريم شايسته در 7دسامبر 2005 دريك كنگره درهلند در مورد دروغ پردازي جاباني چنين ميگويد :
”در مزدوري مسعود جاباني براي آخوندها همين بس كه تلاش كرده است كه مسبب خودكشي خواهرمرا كه رژيم خميني بوده است به مجاهدين نسبت دهد.
ما جرا ازاين قراراست كه دراوايل سال 61 من به همراه سه فرزندم به نامهاي وحيده 6ساله، آزاده 2ساله ومهدي 7 ماهه، خواهرم مريم شايسته كه 12 ساله بود، برادرم ومادرم، مادر شايسته 56ساله، در مشهد دستگير شديم.
ازهمان آغاز همة ما زير شديدترين شكنجه‌هاي وحشيانه قرار گرفتيم. من بارها فريادهاي گوشخراش مريم 12ساله را در زير‌دست پاسداران جنايتكار مي‌شنيدم ومي‌گريستم. مريم بعدازيك محاكمة فرمايشي به 15 سال زندان محكوم شد. پس ازمدتي مادر قهرمانم درسن 56سالگي همراه با 16مجاهد قهرمان ديگر به‌دارآويخته شد ولي من به همراه سه فرزند خردسالم وهمسرم ومريم تا اواخرسال65 يعني به مدت سه سال درزندان بسربرديم.
درسال 67 به‌همراه فرزندانم و مريم و همسرم از كشور خارج شده وبه پاكستان رفتيم و بعد از طريق سازمان ملل به هلند آمديم. مريم طي اين مدت چندين نوبت در ايران، پاكستان و هلند دست به خودكشي زده بود كه هر بار نجات يافته بود. تا اين كه درآخرين بار درسال73 خودكشي كرد و به علت شدت جراحات وارده فوت كرد. ولي مزدور جاباني كه به خدمت وزارت اطلاعات درآمده است، براي اين كه بر جنايات بيشمار رژيم سرپوش بگذارد، خودكشي خواهرم مريم را به توصية ملايان به گردن سازمان پر‌افتخار مجاهدين مي‌اندازد.
اظهارات تكاندهندة زري شايسته تعجب همة شركت‌كنندگان را بر‌انگيخته بود و آنها به خاطر اين‌همه قلب واقعيت به مزدوران خميني لعنت مي‌فرستادند”
برگزاري جلسات براي لابي هاي رژيم درهلند
نمونه ديگر روز پنجشنبه 12 آبان ( 3 نوامبر) 2005 ” مسعود جاباني” دريك جلسه مشترك با تعدادي ازماموران وزارت اطلاعات ويكي ازلابي هاي شناخته شده رژيم به نام ”جوديت نورينگ” برگزار ميكند .
برغم اين كه تعدادي ازپناهندگان سياسي , پس ازسوال وجوابهاي زياد و درخواست پاسپورت ومدرك شناسايي كه حتي موجب تعجب كارمندان محل برگزاري سالن شده بود , جارزو كرده بودند ولي روز برگزاري جلسه آنهارا به داخل سالن راه ندادند.
آنها حتي از ورود  افراد هلندي كه بنظر آنها احتمال داشت بر عليه رژيم آخوندي موضع بگيرند جلوگيري كرده و نا چار شدند اين خيمه شب بازي را با حضور معدود  انگشت شمار كه به زعم آنها هيچ مشكلي براي اجراي اين  بازي مفتضح پيش نمي  آوردند برگزار كنند. در طول اين برنامه افتضاح كار اين مزدوران آنقدر بالا گرفت كه همان  تعداد معدود هم كه به اصطلاح چك و اسكن اطلاعاتي شده بودند زبان به اعتراض گشوده و بطور  مشخص  از مزدوران برگزار كننده پرسيدند كه چرا از  حضور  ايرانيان مبارز  و بخصوص هواداران مجاهدين خلق در اين جا خودداري كرده ايد؟ آيا اين خود دليل واضحي بر عدم حقانيت ادعاهاي شما نيست.

 اطلاعيه انجمن پناهندگان ايراني مقيم هلند13 آبان 1384 دراين باره مي نويسد :”  يكي از شركت كنندگان معترض به اين گونه برخوردها يك خانم نويسنده هلندي بود : او مطرح كرد اگر شما معتقديد كه راست مي گوييد چرا از  ورود اين همه افراد معترض كه جلوي درب تجمع كرده اند جلوگيري مي كنيد؟ مزدوران كه از اين وضعيت هراس و وحشت وجودشان را فرا گرفته بود شروع به دروغ پردازي و هذيان گويي آخوندي در مقابل اين اعتراضات كردند كه خنده و تعجب حضار را بر انگيخت. يكي از آنها درپاسخ مطرح كرد كه ما كساني را  راه نداده ايم چون كه پاسپورت  و كارت شناسايي همراهشان نبوده است.  يكي از معترضين مطرح كرد كه دروغ مي گوييد. من ديدم كه آنها پاسپورت و كارت شناسايي شان را  جلوي درب در دست داشتند و جالب اين كه خود من را بدون كارت شناسايي راه داده ايد. چون فكر مي كرديد موافق افكار شما هستم. در  جواب به يكي ديگر  از اعتراض كنندگان به جلوگيري از شركت ايرانيان مبارز و مخالف رژيم ,مزدور ديگري مطرح كرد كه چون جا نداشته ايم از ورود آنها جلوگيري كرده ايم كه فرد معترض با دست به نشان دادن جاهاي خالي فراواني كه در محل وجود داشت  پرداخت و گفت پس اين صندلي هاي خالي براي چيست؟ جالب اين كه يكي از سخنرانان كه  به زعم اين كه  مزدوران براي موضع گيري عليه مجاهدين به اين برنامه دعوت شده بود بر خلاف توقع آنها نسبت به غير مشروع بودن برخوردهاي آنها و جلوگيري از شركت ايرانيان مبارز و هواداران مقاومت و مجاهدين زبان به اعتراض گشود كه در مجموع كاسه و كوزه خيمه شب بازي آخوندي به همريخت. پس  از پايان برنامه  همان تعداد اندكي هم كه با چك و اسكن مزدوران در برنامه شركت كرده بودند با مراجعه به  ايرانيان حاضر  در مقابل محل برگزاري برنامه انزجار خود را از اين ترفندهاي آخوندي ابراز مي داشتند و بطور خاص مي گفتند  كه اين مزدوران كاري كردند كه ما بيشتر به حقانيت مقاومت و مبارزه مردم ايران در مقابل ديكتاتوري آخوندي  ايمان بيا وريم.”

”جاباني” پس ازشكست فضاحت بارش دراين برنامه به ايرانيان پناهنده فحاشي كرده وآنهارا تهديد ميكرد وتلاش ميكرد كه درگيري فيزيكي ايجاد كند كه با هوشياري پناهندگان توطئه آنها شكست خورد .
جاسوسي عليه پناهندگان ايراني درهلند
ازديگر فعاليت هاي جاباني دادن آدرس پناهندگان به وزارت اطلاعات  رژيم آخوندي است تا براي آنها كتاب وسي دي ونامه هاي تهديد آميز برايشان ارسال كند . اين كتابها با صرف هزينه هاي گزاف وكلان ازايران بوسيله پست براي ايرانيان ارسال ميشود .
ارسال كتب ونشريات وزارت اطلاعات ومامورين آن , بارها ازطريق پناهندگان ايراني مورد اعتراض قرارگرفته و دراين رابطه به پليس كشورهاي اروپايي شكايت كرده وخواهان اخراج مسعود جاباني  وساير ماموران وزارت اطلاعات  ازهلندشده است .
منجمله 150 تن از پناهندگان سياسي درهلند طي نامه اي به وزارت امور خارجه هلند خواستار اخراج ماموران وزارت اطلاعات ازهلند شده بودند .
متن نامه به قرارزير است .
متن نامه بناهندگان به وزارت خارجه هلند
 عالیجناب ....
ما ایرانیان بناهنده در هلند تقاضای اخراج جاسوسان رزیم ایران از خاک هلند را داریم.                                    
اخیرا جاسوسان رزیم ایران در هلند مشخصات بناهندگان سیاسی در هلند را تهیه کرده و به وزارت اطلاعات رزیم ایران ارسال نموده اند.بدنبال آن وزارت اطلاعات رزیم آخوندی شروع به تماس با خانواده های ما در ایران نموده و با استفاده از تاکتیک تطمیع و تهدید سعی دارد بر ما بناهندگان که سالهاست بر اثر فشار و اختناق رزیم جلای وطن کرده و الان شهروند هلند محسوب میشویم را مجبور به بازگشت بایران نماید...                                                              
درهمین رابطه انجمن نجات وابسته به وزارت مخوف اطلاعات رزیم با استفاده از اطلاعاتی که از طریق جاسوسان خود در هلند کسب کرده اقدام بارسال تعدادی کارت تبریک و کتاب به آدرس بناهندگان سیاسی در هلند نموده است.
از اینرو ما بناهندگان سیاسی ایرانی در هلند احساس امنیت نمیکنیم و تقاضای اخراج سریع این جاسوسان شناخته شده   رزیم را داریم.اسامی این ماموران شناخته شده رزیم عبارتند از :
1-   احمد شمس
2-   كريم حقي
3-   حبيب خرمي
4-   مسعود جاباني                                                                     
لازم به ياد آوري است كه :پناهندگان ايراني براساس مصوبه شوراي وزيران اتحاديه اروپا درخواست اخراج آنها ازهلند را داده اند.
لازم به ياد آوري است  كه احمد شمس حائري چند سال قبل فوت كرده است .
  مصوبة شوراي وزيران اتحادية اروپا در 29 آوريل‌1997
مصوبة شوراي وزيران اتحادية اروپا در 29 آوريل‌1997 بر «همكاري ميان دولتهاي اروپايي براي تضمين اين كه به ايرانياني كه داراي مأموريتهاي اطلاعاتي و امنيتي هستند ويزا داده نشود» تأكيد مي‌كند و همة دولتهاي عضو را به «اقدام هماهنگ براي اخراج و ممانعت از ورود پرسنل اطلاعاتي ايران در كشورهاي عضو اتحادية اروپا» فرامي‌خواند.
وزارتخارجه هلند , طي نامه اي شكايت پناهندگان ايراني را مورد بررسي قرارداده است .
متن  جوابيه وزارت خارجه هلند به قرارزير است .
جواب مديركل وزارتخارجه هلند
از بخش شمال افریقا و خاورمیانه در وزارتخارجه هلند-لاهه   
اقای ……. عزیز نامه شما به وزیر خارجه هلند را که حاوی نگرانی شما به نمایندگی از 150 نفر از بناهندگان سیاسی ایرانی مقیم هلند از سرویس مخفی رزیم ایران و بر طبق اظهار شما فعالیتهای جاسوسی این رزیم در هلند بود را دریافت کردم و نامه مذکور را به مقامات صلاحیتدار تحویل دادم.                                                  
                                            با تقدیم احترام مدیرکل اداره شمال افریقا
جاباني  از هنگامي  كه بوسيله ايرانيان پناهنده درنزد مقامات هلندي بعنوان يك مامور وزارت اطلاعات افشا شده است , او براي براي اين كه ظن هرگونه وابستگي, خودش به ملايان را در نزد مقامات خارجي  به مي نيمم كاهش بدهد , درقسمت هلندي سايت همه اسنادي را عليه مقاومت ايران دربخش هلندي بوده است را حذف كرده است ولي قسمت فارسي آن پر است ازلجن پراكني به مقاومت ايران. كه تماما كپي برداري از سايتهاي وزارت اطلاعات مي باشد .
متوسل شدن به دروغ براي فريب ارگانهاي هلندي
جاباني براي فريب مردم وارگانهاي هلندي بدروغ خودش را يك فرد  آشنا به مسايل ”تروريسم” و ”فرقه ” معرفي ميكند.  منجمله قراربود كه  درجلسه دانشجويان ”فينترس” درهلند كه در ”كافه توتر” برگزارمشود , سخنراني نمايد.
هواداران مقاومت  , به محض اطلاع ازاين موضوع , نامه هاي افشاگرانه اي , براي مسول انجمن دانشجويي فوق الذكر ارسال كردند و اسناد مربوط به همكاري او با وزارت اطلاعات وگشتاپوي آخوندي  را براي انجمن فوق الذكر فرستادند مسول انجمن دانشجويان ”فينترس” , پس  از مطالعه اسناد و پس ازآگاهي از مزدوري او برا ي وزارت اطلاعات آخوندي , سخنراني مسعود جاباني را كه به نيابت ازجانب گشتاپوي ملايان  قراربود انجام بشود , كنسل كردند . مسول اين انجمن دانشجويي ازاطلاعاتي كه دراين باره ازجانب پناهندگان سياسي  به اوداده شده بود تشكر كرده است .جالب اين جاست كه اين انجمن جداي از اطلاعاتي كه توسط هوادارن مقاومت  ارسال شده بود , خود نيز تحقيقات مبسوطي درباره اينماموروزارت اطلاعات ,انجام داده بود كه صحت اطلاعات داده شده بوسيله هواداران مقاومت را اثبات
كرده است .
نامه زير يکي از نمونه هاي فراوان بد نامي اين مأمور وزارت اطلاعات است 
« خدمت آقاي .....ما از کافه توتر( محل تجمع انجمن دانشجويي فينترس ) اطلاع حاصل کرديم که شما در ارتباط با فردي به نام آقاي جاباني تماس گرفته بوديد.ما خودمان هم در ارتباط با پيشينه جاباني  و تجربياتي که در مورد سخنرانيهاي او در شهرهاي ديگر بدست آمده  تحقيق کرديم. بر اساس اين تحقيقات ما تصميم گرفتيم که مانع سخنراني او بشويم و لذا برنامه او پيش نمي رود. من بابت اين افشاگري از شما تشکر ميکنم و به شما اطمينان ميدهم که تحت اين شرايط ايشان نمي تواند اجازه سخنراني داشته باشد.با سلامهاي دوستانه
از طرف انجمن دانشجويي فينترس
شركت درتوطئه رژيم دراور سوراوايز .
همزمان با جنگ آمريكا در عراق كه رژيم آخوندي براي ضربه زدن و متلاشي كردن  مجاهدين و مقاومت ايران, بيش از پيش وارد معاملات و زد و بند هاي بين المللي شد , وزارت اطلاعات نيز مزدورانش را در خارج از كشور بكار گرفت تا با سندسازي جعلي و شهادتهاي دروغ و پرونده سازي در نزد سرويسهاي خارجي , فريبكاريها و دستاويزهاي لازم براي توطئه ها و شبه كودتايي نظير حمله گسترده پليس فرانسه در 17 ژوئن  برضد مقاومت را فراهم گردد .
مسعود جاباني يكي از مأموران شركت كننده در اين توطئه مشترك وزارت اطلاعات و برخي سرويسهاي فرانسوي بود.  شايان ذكر است كه وي بعد از ساليان طولاني (18 سال) كه از ارتش آزاديبخش  بريده بود  و به زندگي عادي خود در اروپا مشغول بود, ناگهان  در نيمه سال  81  (پس از عضوگيري شدن توسط گشتاپوي ملايان) مدعي ميشود كه  در زمان كوتاهي كه در ارتش آزاديبخش بوده مورد شكنجه و اذيت و آزار قرار گرفته است !
مسعود جاباني , يك بار دراواخر سال 81 ازجانب پليس هلند احضارشده تا دررابطه با شكايتي كه ازجانب تعدادي ازپناهندگان ايراني مقيم هلند دررابطه با جاسوسي به نفع ملاها  مورد وسوال وپرسش قراربگيرد .
شركت  درتظاهرات وزارت اطلاعات درحوالي دفترمركزي شوراي ملي مقاومت
مسعود جاباني  در اول آوريل 2005  براي شركت دريك  آكسيون نمايشي  وزارت اطلاعات در حوالي دفتر مركزي شوراي ملي مقاومت در اور سوراواز با هزينه  وزارت اطلاعات , از هلند به فرانسه  آمده بود تا چهره اي شيطاني ازمجاهدين بسازد  ولي خوشبختانه , اهالي اورسور اوايز , كه وابستگي جاباني  ودوستانش  به رژيم برايشان محرز شده بود  ,  آنهارا مجبوركردند كه منطقه را ترك كنند.
اودرتاريخ ششم آوريل 2005 درنوشته اي به خاطر اين كه ازجانب اصلي ترين مامور وزارت اطلاعات درخارج كشور يعني كريم حقي , كم به خدمت گرفته شده ودستمزدكمي دريافت كرد است درمقاله اي تحت عنوان  : ”آقاي كريم حقي شما هم من را ازقلم انداخته ايد مي نويسد :
”نوبت به آقاي كريم حقي رسيد كه آگاهانه ! من را درليست سخنرانان سيمنار قرارنداد و من را غريب كش كرد .اين درحالي بود كه دوستان مجاهدي(سايرماموران)  كه از هلند براي ديدارفاميلشان ! اتفاقي به محل سيمنار آمده بودند توسط برگزاركنندگان پذيرايي شدند و حضورشان مورد استقبال قرارگرفت , به هرحال نمي دانم كه چه حكمتي بود كه هرچه خودم رابه دوربين هاي عكاسي و فيلمبرداري ميزدم , بازهم عكسي , حركتي ازمن ثبت نمي شد وهيچكس ازمن تقاضاي مصاحبه نكرد وسخنراني من هم ماست مالي شد .”
تلاش براي برگزاري كنفرانس به نفع ملايان درهلند
-         در سپتامبر 2006 گشتاپوي ملايان  كنفرانسي عليه مجاهدين و مقاومت با عنوان«" همايش رابطه فرقه و تروريسم در تاريخ معاصر" در دانشگاه اصفهان» برگزار نمود و سپس برگزاري كنفرانسهايي مشابه را در خارج كشور در دستور كار ماموران خود قرار داد. مسعود جاباني با هزينه وزارت اطلاعات و هدايت و پشتياني سفارت رژيم در هلند,  مامور برگزاري چنين كنفرانسهايي در هلند شد .  اما از آنجا كه ماهيت اين مزدور در شهر محل اقامتش خرونينگن شناخته شده است , تلاش نامبرده برگزاري كنفرانس مورد نظر ملايان  در دانشگاه خرونينگن با شكست مواجه شد و مقامات و دانشجويان اين دانشگاه اجازه چنين گستاخي را به مأموران رژيم ندادند. ولي او تلاش ميكند كه اين خط را با جمع هاي كوچك به پيش ببرد .

اين مزدور هم چنان دركليه تجمعات و مراسمي كه بوسيله وزارت اطلاعات تهيه برگزارميشود شركت ميكند. وبعضا تحت عنوان مصاحبه با مزدوران رنگارنگ به لجن پراكني مشغول ميباشد . اوسال دونوبت به ايران ميرود وپس ازگرفتن دستورالعملهاي مشخص از وزارت اطلاعات ، به براي جاسوسي عليه پناهندگان به هلند برميگردد .
ايرانيان مقيم هلند ، از دولت هلند خواستار اخراج اين مزدور ازهلند مانند بهزاد عليشاهي ميباشند.
درحالي كه براساس اخباررسيده ، اين مزدور تلاش ميكند تا مانع اخراج بهزاد عليشاهي ازهلند گرد د.