۱۴۰۳ بهمن ۱۴, یکشنبه

افشای دجالیت ودروغپردازی خمینی وخامنه ای وحسن روحانی درباره رابطه با آمریکا واسرائیل قسمت دوم هئیت مذاکره کننده ونقش روحانی ونوع وارزش سلاح های دریافت از اسرائیل وآمریکا

 افشای دجالیت ودروغپردازی خمینی وخامنه ای وحسن روحانی درباره رابطه با آمریکا واسرائیل قسمت دوم  هئیت مذاکره کننده ونقش روحانی ونوع وارزش سلاح های دریافت از اسرائیل وآمریکا 

سفر هیئت مذاکره‌کننده

اعضای هیئت مذاکره‌کننده آمریکا-اسرائیل. بالا، چپ: رابرت مک‌فارلین راست: الیور نورث. پایین، چپ: هاوارد تیچر راست:امیرام نیر (اسرائیلی)

بعد از کمتر از یکسال معاملات پنهانی ایران و آمریکا، هیئتی در تاریخ ۲۵ مه ۱۹۸۶ (۴ خرداد ۱۳۶۵) جهت مذاکرات وارد تهران شدند عبارت بودند از: الیور نورث، رابرت مک‌فارلین تحلیلگر سازمان سیا و مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، جورج کِیو از مقامات شورای امنیت ملی، هوارد تیچر (مسئول تحویل پول به شورشیان نیکاراگوئه) و امیرام نیر، یکی از مأموران سرویس امنیت اسرائیل. این هیئت با خود یک اسلحه کلت و یک انجیل امضاشده توسط ریگان و یک کیک به همراه داشت. کیک شکلاتی با نظر جورج کِیو به شکل کلید و در تل‌آویو پخته شده بود تا سمبلی از گشایش در روابط ایران و آمریکا باشد.

بر اساس گفته‌های هاشمی رفسنجانی مک‌فارلین و همراهانش با نام ایرلندی با یک هواپیمای حمل سلاح وارد ایران شدند. در بدو ورود به ایران، اعضای این هیئت به یک هتل برده شدند. در مدت ۵ روز مکرراً به درخواست‌های رابرت مک‌فارلین مبنی بر ملاقات با یکی از مسئولان رده‌بالای ایران پاسخ منفی داده می‌شد. مأموران ایرانی اعضای هیئت را تهدید می‌کردند در صورتی که هدف و نقشه اصلی حضور غیرمنتظره در ایران را شرح ندهند، هویت‌شان در رسانه‌های جمعی معرفی خواهد شد.

بعد از آن اولین دور مذاکرات به مدت ۲ ساعت انجام شد. در این جلسه مقامات سیاسی ایران حاضر نبودند و تنها فرماندهانی از سپاه پاسداران هیئت ایرانی را تشکیل می‌دادند. دور دوم مذاکرات به دلیل ترک جلسه توسط مک‌فارلین تنها نیم‌ساعت ادامه پیدا کرد، وی این اقدام را به نشانه اعتراض به بی‌توجهی مقامات ایرانی نسبت به حضور وی در ایران انجام داد. دور سوم بدون حضور مک‌فارلین و با حضور چند دیپلمات ایرانی و به مدت ۶ ساعت انجام شد. در دور سوم، چهارم و پنجم توافقات نسبی بین طرفین انجام شد. در پایان دور ششم مذاکرات، هیئت آمریکایی به این دلیل که نتیجه مذاکرات را مورد قبول نمی‌دیدند، درخواست بازگشت به آمریکا را مطرح نمودند. این گروه در پایان دور هفتم مذاکرات (۱۷ خرداد ۱۳۶۵) گذرنامه خود را دریافت و ایران را ترک کردند.

نقش حسن روحانی

فارن پالیسی در گزارشی با عنوان «وقتی روحانی با اولیور نورث دیدار کرد» نوشت:


نقش کلیدی حسن روحانی در جریان مذاکره با آمریکا برای دریافت سلاح های اسرائیلی وآمریکائی
نقش روحانی در مذاکره با آمریکا در جریان ایران گیت 
حسن روحانی نماینده رفسنجانی وخمینی برای بزرگترین معامله تسلیحاتی با آمریکا واسرائیل

نقش روحانی بعنوان معاون رفسنجانی در مذاکرات ایران گیت برای دریافت سلاح های اسرائیلی وآمریکائی

حسن روحانی مشاور ارشد سیاست خارجی دولت وقت ایران، بیست و هفتم می ۱۹۸۶ با هیاتی از مقامات کاخ سفید در طبقه آخر هتل هیلتون در تهران همنشین شده و آمده بود تا پنهانی واسطه توافقی با آمریکایی‌ها شود. جزئیات این مذاکرات کاملاً مخفی و محرمانه بوده است و مدارک کمی درمورد نقش حسن روحانی وجود که در مستند قمار نیز به آن اشاره می‌شود.

این نشریه با تشریح جزئیات مذاکرات ایران و آمریکا هم‌زمان با جنگ تحمیلی ادعا کرده که حسن روحانی نقشی محوری در این ماجرا داشته است.

عوامل اصلی

کنترل عملیاتی معاملات تسلیحاتی ایران به سرهنگ دوم الیور نورث، یکی از اعضای شورای امنیت ملی، واگذار شد. نورث عمدتاً به دو فرد خصوصی - سرلشکر بازنشسته نیروی هوایی ریچارد سکورد و آلبرت حکیم - برای کمک به اجرای این فعالیت تکیه داشت. آنها با هم شبکه‌ای از نهادهای شرکتی برون‌مرزی را با عنوان شرکت هدایت می‌کردند که به پنهان کردن دخالت دولت ایالات متحده کمک می‌کرد. نورث جزئیات را هم به رابرت مک فارلین، مشاور امنیت ملی، و هم به جان پویندکستر، جانشین او، گزارش می‌داد که تمام فعالیت‌های او را تأیید می‌کردند. بسیاری از مقامات ارشد دیگر ایالات متحده از این برنامه مخفیانه اطلاع داشتند. رئیس‌جمهور ریگان تا زمان افشای عمومی آن در نوامبر ۱۹۸۶ از آن حمایت کرد. معاون رئیس‌جمهور جورج اچ دبلیو بوش، رئیس سیا ویلیام کیسی و رئیس دفتر کاخ سفید دونالد ریگان نیز آن را تأیید کردند. وزیر امور خارجه جورج شولتز و وزیر دفاع کاسپار واینبرگر در مراحل مختلف با فروش اسلحه مخالفت کردند، اما با این وجود با رئیس‌جمهور همراهی کردند. مقامات سطح پایین‌تر در چندین آژانس نیز در جریان اجرای آن از این برنامه آگاه شدند.[۳۹]

در طرف ایرانی، گفته می‌شود که علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس وقت مجلس، رهبران ارشد را به منظور تقسیم مسئولیت در ابتکار مبادله اسلحه با گروگان‌ها وارد کرد. در واقع، با توجه به اولویت بالای به دست آوردن سلاح برای جنگ و حساسیت برقراری تماس با واشنگتن و اسرائیل، این امر قطعاً قابل قبول است. مقامات دفاتر نخست‌وزیر میرحسین موسوی و سپاه پاسداران، از جمله دیگران، نقش‌های عملیاتی مستقیمی ایفا کردند. به طور خلاصه، همه جناح‌ها، نه فقط یک گروه فرضی از "میانه‌روها"، حضور داشتند. منوچهر قربانی‌فر، دلال اسلحه با روابط قبلی با سیا و احتمالاً اطلاعات اسرائیل، به عنوان واسطه اصلی رژیم ایران برای بیشتر عملیات خدمت کرد.[۴۰]

در اسرائیل نیز دخالت به بالاترین سطوح دولت رسید. شیمون پرز، نخست‌وزیر، اولین بار تماس‌هایی را پیشنهاد داد که منجر به معاملات مخفیانه شد. دیوید کیمچه، مدیر کل وزارت امور خارجه، در اواسط سال ۱۹۸۵ مک فارلین را برای پیشبرد این ایده تحت فشار قرار داد. برای بخش عمده‌ای از عملیات، مشاور ضد تروریسم پرز، امیرام نیر، مشارکت مستقیم داشت، در حالی که دیگران مانند وزیر دفاع اسحاق رابین و افسران ارشد نظامی در مواقع مختلف درگیر بودند. دو فرد خصوصی با روابط خوب، آدولف شویمر، بنیانگذار صنایع هوافضای اسرائیل، و یاکو نیمرودی، دلال اسلحه با تجربه گسترده در ایران، در چند ماه اول به اجرای معاملات کمک کردند.[۴۱]

یکی دیگر از بازیگران کلیدی در این ابتکار، عدنان خاشقجی، دلال اسلحه میلیاردر سعودی بود که از نزدیک با قربانی‌فر همکاری می‌کرد و بودجه حیاتی برای برخی از معاملات را فراهم می‌کرد.[۴۲]

محموله‌های ارسال شده به ایران

اولین محموله موشک‌های تاو در ۲۰ اوت ۱۹۸۵ (۲۹ مرداد ۱۳۶۴) به ایران ارسال شد.[۴۳] در ۱۴ سپتامبر ۱۹۸۵ (۲۳ شهریور ۱۳۶۴)، دومین محموله که شامل توپ‌های فوق پیشرفته و سنگین و دوربرد ۱۵۵ میلی‌متری بسیار دقیق و لوله بلند با شعله‌پوش (M198 Towed howitzer 155mm) که البته ساخت آمریکا بود ولی در ارتش ایران برای رد گم کردن به توپ‌های اتریشی معروف شدند. این محموله‌ها از طریق آبی و از بندرعباس به ارتش ایران تحویل داده شد.[نیازمند منبع] بنیامین ویر، گروگان آمریکایی در لبنان، در ۲۴ شهریور ۱۳۶۴ آزاد گردید.[۴۴] دومین گروگان دیوید جاکوبسن (به انگلیسی: David Jacobsen) نیز در تاریخ ۱۱ آبان ۱۳۶۵ آزاد شد.[۴۵][۴۶] رونالد ریگان همان ساعت با تلفن به شیمون پرز، مراتب تشکر دولت متبوعش را به خاطر هماهنگ‌سازی اسرائیل در انتقال تسلیحات به ایران ابراز داشت.[۴۷] سه نفر دیگر نیز در ماجراهای دیگری در ۱۸ و ۲۱ شهریور و نیز ۲۱ مهر آن سال در بیروت به گروگان گرفته شدند که در جریان مذاکرات پنهانی نبودند. در این موارد هم گروگان نخست سریعاً آزاد شد، اما دو تن دیگر برای مدت‌ها گروگان بودند.[۴۵]

ناهم مانبار (به عبری: נחום מנבר)، یکی از دلالان اسلحه اسرائیلی مدعی شده است که در طی معاملات اسلحه، ایران مقداری گاز اعصاب و گاز خردل نیز دریافت کرده است؛ احتمالاً ایران این مواد شیمیایی را در برابر دریافت موشک‌های قذافی لیبی با وی معامله کرده است.[۴۸]

موشک ضدهوایی هاوک نیز یکی از اقلام فروخته شده به ایران بوده که آدولف شویفر آن‌ها را از نیروی هوایی آمریکا تحویل گرفت.

ارزش کل کالاهای ارسال شده به ایران در خلال این معامله بالغ بر ۲ میلیارد دلار می‌باشد.[۲۳]

بر اساس گزارش نیویورک تایمز، این سلاح‌ها در جریان این معامله‌های پنهانی دراختیار ایران قرار گرفت:

  • ۲۰ اوت ۱۹۸۵: ۹۶ موشک ضدتانک تاو (بی‌جی‌ام-۷۱ تاو)
  • ۱۴ سپتامبر ۱۹۸۵: ۴۰۸ موشک ضدتانک تاو[۴۹]
  • ۱۲ نوامبر ۱۹۸۵: تعداد کثیری قطعات هواپیماهای فانتوم اف-چهار به ارزش تقریبی ۴۳ میلیون دلار
  • ۲۴ نوامبر ۱۹۸۵: ۵۰۰ موشک ضدهوایی هاوک (ام‌آی‌ام-۲۳ هاوک)
  • ۱۷ فوریه ۱۹۸۶: ۵۰۰ موشک ضدتانک تاو
  • ۲۷ فوریه ۱۹۸۶: ۵۰۰ موشک ضدتانک تاو
  • ۲۴ می ۱۹۸۶ :۵۰۸ موشک ضدتانک تاو و۲۴۰ قطعه یدکی موشک‌های ضدهوایی هاوک
  • ۱۴ ژوئن ۱۹۸۶: تعداد کثیری قطعات و تسلیحات اف-۵ تایگر و اف-۱۴ تامکت به ارزش تقریبی ۵۰ میلیون دلار
  • ۴ اوت ۱۹۸۶: قطعات یدکی موشک‌های ضدهوایی هاوک
  • ۲۸ اکتبر ۱۹۸۶: ۵۰۰ موشک ضدتانک تاو
  • ۱۹ نوامبر ۱۹۸۶: آخرین اف ۱۴ تامکت به رجیستر ۶۰۸۰–۳

مقامات ایرانی میکروفیشی به دست آورده بودند که نشان می‌داد قیمت قطعات یدکی موشک هاوک هفت برابر حساب شده است، اما قربانی‌فر اصرار داشت که اضافه قیمت تنها ۴۱٪ هست.[۵۰]


افشای دجالیت ودروغپردازی خمینی وخامنه ای وحسن روحانی درباره رابطه با آمریکا واسرائیل قسمت اول ماجرای مک فارلین

 افشای دجالیت ودروغپردازی خمینی وخامنه ای وحسن روحانی درباره  رابطه با آمریکا واسرائیل قسمت اول ماجرای مک فارلین


جعبه سیاه رسوائی ایران کنترا در تهران رفسنجانی ملیجک خمینی وروحانی معاون رفسنجانی 


ماجرای مک‌فارلین از ایران ویکی ودیا
بخشی از جنگ ایران و عراق و جنگ سرد
ریگان در ملاقات با (از چپ به راست) کاسپار واینبرگر وزیر دفاع، جرج پی. شولتس وزیر امور خارجه، اد میس دادستان کل، و رئیس کارکنان دان ریگن در دفتر بیضی
تاریخ۲۰ اوت ۱۹۸۵ – ۴ مارس ۱۹۸۷
با نام دیگرماجرای ایران—کنترا، رسوایی ایران—کنترا، ایران—کنترا، ریگان گیت
شرکت‌کننده‌هارونالد ریگان، رابرت مک فارلین، کاسپار واینبرگر، کنتراها، الیور نورث، هاشمی رفسنجانی، روح‌الله خمینی، احمد خمینی، منوچهر قربانی‌فر، محسن کنگرلو، علی هاشمی، جان پویندکستر، مانوئل نوریگا، عماد مغنیه (لبنان)[۱]

ماجرای ایران–کُنترا (به انگلیسی: Iran Contra affair) که به ماجرای مک‌فارلِیْن و ماجرای ایران گیت نیز معروف است، یک رسوایی سیاسی است که در ایالات متحده آمریکا از ۲۰ اوت ۱۹۸۵ تا ۴ مارس ۱۹۸۷ (۲۹ مرداد ۱۳۶۴ – ۱۳ اسفند ۱۳۶۵) به‌مدت یک‌سال و نیم، در دور دوم ریاست جمهوری رونالد ریگان رخ داد. مقامات دولت ریگان به‌طور مخفیانه، با فروش تسلیحات به ایران، که در تحریم تسلیحاتی بود، کمک‌رسانی کردند. آنان امیدوار بودند که بدین وسیله آزادی گروگان‌های آمریکایی در لبنان را تضمین کرده و شورشیان کنتراهای نیکاراگوئه را تأمین بودجه کنند. تأمین بودجهٔ کنتراها از سوی دولت آمریکا بر اساس لایحه بولند، از سوی کنگره ممنوع اعلام شده بود.

رسوایی ایران-کنترا بزرگ‌ترین بحران داخلی دوران ریاست جمهوری رونالد ریگان بود و افشای آن در ایران هم تأثیر قابل توجهی گذاشت.


اعضای هیئیت مذاکره کننده در ایران گیت با خمینی 

این رسوایی با عملیاتی به منظور آزادسازی هفت گروگان آمریکایی که در لبنان اسیر عماد مغنیه بودند، آغاز شد. این گروه شبه نظامی پیوندهایی با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی داشت. برنامه‌ریزی شده بود که از انبارهای سلاح‌های اسرائیل، تسلیحاتی را به ایران ارسال کنند، و آنگاه آمریکا انبارهای تسلیحات اسرائیل را از نو تأمین کرده و وجه آن را از اسرائیل دریافت کند. دریافت‌کنندگان ایرانی باید قول می‌دادند هر چه در توان‌شان باشد را برای آزادسازی گروگان‌های آمریکایی انجام دهند. سرگرد الیور نورث از شورای امنیت ملی ایالات متحده آمریکا در اواخر ۱۹۸۵ اصلاحاتی در نقشه تعبیه کرد، که بنا بر آن بخشی از عواید حاصل از فروش سلاح برای تأمین بودجهٔ مخالف جبهه آزادی‌بخش ملی ساندینیستا، یا همان کنتراها، در نیکاراگوئه هدایت می‌شد.

با این که رئیس‌جمهور رونالد ریگان از حامیان جنبش کنترا بود،[۱۱] شواهد در خصوص این که هدایت پول حاصله از فروش سلاح به ایران به کنتراها با اجازهٔ او بوده، مورد مناقشه است. یادداشت‌های دست‌نویس کاسپار واینبرگر در ۷ دسامبر ۱۹۸۵، نشان می‌دهند که ریگان از انتقال احتمالی گروگان‌ها با ایران، و نیز فروش موشک‌های ام‌آی‌ام-۲۳ هاوک و بی‌جی‌ام-۷۱ تاو به عناصر «میانه‌رو» در آن کشور مطلع بوده است. کاسپار واینبرگر نوشت که ریگان گفته «او می‌توانست پاسخگوی اتهامات غیرقانونی بودن باشد ولی نمی‌توانست به این اتهام پاسخی دهد که رئیس‌جمهور ریگان بزرگ قوی از فرصت آزاد کردن گروگان‌ها گذر کرده است» پس از افشای فروش تسلیحات در نوامبر ۱۹۸۶، ریگان در تلویزیون ملی ظاهر شد و گفت که انتقال تسلیحات رخ داده، ولی ایالات متحده در قبال گروگان‌ها تسلیحات داد و ستد نکرده است. تحقیقات در پی نابود شدن و عدم ارائهٔ حجم بزرگی از اسناد در خصوص این رسوایی، از سوی دولت ریگان به محققان، کند شد. در ۴ مارس ۱۹۸۷ ریگان در خطاب به تلویزیون ملی مسئولیت کامل همه اقداماتی که از آن مطلع نبوده را پذیرفت و اعتراف کرد «آنچه به عنوان گشایشی استراتژیک به ایران شروع شد، در هنگام اجرا، به تبادل اسلحه در قبال گروگان‌ها رو به زوال گذاشت.»

کنگره آمریکا در آن زمان کمک مالی به شورشیان نیکاراگوئه را ممنوع کرده بود.

در ایران، یک ماه بعد از آمریکا، این ماجرا را منوچهر قربانی‌فر دلال اسلحه، با نامه‌ای به فتح‌الله امید نجف‌آبادی از اطرافیان منتظری اطلاع داد (چون آمریکایی‌ها و دولت ایران تلاش کرده بودند او را از معاملات کنار بگذارند). پس برای اولین بار این موضوع، در بیت قائم‌مقام رهبری مطرح شد. گفته می‌شود سید مهدی هاشمی مسئول نهاد نهضت‌های آزادی‌بخش سپاه که از نزدیکان منتظری بود، به وسیله روزنامه الشراع لبنان این ماجرا را فاش کرد. ماجرای مک‌فارلین در خاطرات حسینعلی منتظری در صفحات ۵۸۷ و ۶۰۷ و همچنین نامه‌های منوچهر قربانی‌فر به محسن کنگرلو به همراه سند در پیوست‌های ۱۳۰ و ۱۳۱ خاطرات حسینعلی منتظری مفصل آمده است.


محسن کنگرلو معاون امنیتی میر حسین موسویدر رسوائی ایران کنترا یا ایران گیت

ماجرای ایران–کنترا بعد از رسوایی واترگیت بزرگ‌ترین رسوایی سیاسی آمریکا لقب گرفت.


شرح واقعه

ایران در اواسط دهه هشتاد میلادی، درگیر جنگ با عراق بود و به کمک از خارج برای جنگ و اقتصاد نیاز داشت. به علاوه ارتش ایران در پیش از انقلاب ۱۳۵۷ به‌طور گسترده‌ای مسلح به اسلحه آمریکایی بود و این نیاز ایران به تجهیزات آمریکایی را دو چندان می‌کرد، اما پس از بحران گروگان‌گیری در سفارت ایالات متحده آمریکا در تهران، جیمی کارتر رئیس‌جمهور وقت آمریکا، ایران را مورد تحریم تسلیحاتی قرار داده بود. همچنین از ژانویه ۱۹۸۴، آمریکا ایران را به فهرست حامیان دولتی تروریسم اضافه کرده بود که از این طریق نیز مشمول تحریم‌های از جمله تسلیحاتی آمریکا و متحدانش واقع می‌شد. همچنین از بهار ۱۹۸۳، تحت عملیات استانج آمریکا تلاش دیپلماتیک وسیعی برای قانع کردن کشورهای متحدش به امتناع از فروش اسلحه به ایران شروع کرده بود.[۲۰] در این زمان بخشی از نیروهای حکومتی ایران به بهبود روابط با آمریکا تمایل داشتند. از سوی دیگر رونالد ریگان رئیس‌جمهور وقت آمریکا، امید داشت تا با کمک ایران گروگان‌های آمریکایی در لبنان را آزاد کند. همچنین در این زمان آمریکا بیم داشت که یک ایران ضعیف به دامان شوروی کمونیستی بیفتد.[۲۱] در ژانویه ۱۹۸۶ ریگان دستور داد تا چهار هزار موشک تاو توسط سازمان سیا از وزارت دفاع خریده شود و از طریق اسرائیل به ایران فروخته شود. در این زمان ریگان، رابرت مک فارلین مشاور پیشین امنیت ملی را برای نزدیک شدن بیشتر به ایران و مذاکره به جناح‌های میانه‌رو ایران از جمله هاشمی رفسنجانی و طرفدارانش به ایران فرستاد. این روابط تا ماه نوامبر ادامه داشت تا زمانی که این روابط توسط یک روزنامه لبنانی فاش شد.[۲۲]

در ۵ اکتبر ۱۹۸۶ (۱۳ مهر ۱۳۶۵) یک هواپیمای باری قدیمی آمریکایی که در حال پرواز برفراز نیکاراگوئه بود، توسط یک موشک ضدهوایی سقوط کرد. یوجین هیزنفاس (به انگلیسی: Eugene Hasenfus) تنها بازمانده این حادثه بود که به اسارت درآمد. بعد از اطلاع از دستگیری، سازمان سیا تصمیم گرفت هرچه سریع‌تر وارد عمل شود و وی را بازگرداند. اما مدتی بعد هیزنفاس با حضور در پشت دوربین‌های تلویزیونی از نقش آمریکا در تجهیز و پروراندن شورشیان نیکاراگوئه (کنترا) پرده برداشت.[۲۳]

این خبر در حالی به اولیور نورث، عضو شورای ملی امنیت ایالات متحده آمریکا رسید که وی در حال مذاکره با نمایندگان ایران در اروپا بود. رابرت مک‌فارلین، عضو دیگر شورای ملی امنیت ایالات متحده آمریکا، بعد از اطلاع از این خبر از ادامه مذاکرات با طرف ایرانی دست کشید و به واشینگتن بازگشت.[۲۳]

از اوایل دههٔ ۱۹۸۰، موج آدم‌ربایی آمریکایی‌ها در لبنان توسط گروه‌های بنیادگرای اسلامی، خاطرات تلخ بحران گروگان‌گیری قبلی در ایران را زنده کرد. با این حال، این آدم‌ربایی‌ها واکنش شخصی شدیدی را از سوی رئیس‌جمهور رونالد ریگان برانگیخت، که علی‌رغم سوگندهای عمومی مبنی بر عدم مذاکره با تروریست‌ها، به دستیاران خود روشن کرد که قصد دارد گروگان‌ها را صرف نظر از پیامدهای سیاسی آزاد کند. در حالی که اهداف استراتژیک گسترده‌تر - ایجاد روابط نزدیک‌تر با ایران، جلوگیری از روی آوردن تهران به اتحاد جماهیر شوروی برای کمک، و حمایت مشترک از مجاهدین افغان - انگیزه بیشتری ایجاد می‌کرد، تعهد رئیس‌جمهور به آزادی گروگان‌ها محرک اصلی مشارکت آمریکا در ابتکار ایران بود.[۲۴]

کاتالیزور معاملات تسلیحاتی در ژوئیه ۱۹۸۵ ظهور کرد، زمانی که اسرائیل به ایالات متحده اطلاع داد که محافلی خاص در داخل ایران آمادهٔ برقراری مجدد تماس با ایالات متحده هستند. به گفته اسرائیلی‌ها، این "میانه‌روها" امیدوار بودند با به دست آوردن سلاح برای جنگ با عراق، جایگاه خود را در داخل رژیم بهبود بخشند. مهم‌تر از آن، در ازای مقدار کمی موشک، این گروه آماده کمک به آزادی گروگان‌های لبنان بود. رئیس‌جمهور ریگان، با وجود مخالفت وزرای امور خارجه و دفاع خود، پیشنهاد اسرائیل را تأیید کرد و در یادداشت روزانه خود در ۲۳ اوت نوشت: «اکنون باید منتظر بمانیم».[۲۵]

تریتا پارسی هم، در کتاب «اتحاد خائنانه» در تأیید ملاقات مقامات ایرانی (حسن روحانی، منوچهر قربانی‌فر (دلال اسلحه)) و اسرائیلی نوشته است که با میانجی‌گری اسرائیلی‌ها، ایرانی‌ها از آمریکایی‌ها، موشک ضدتانک تاو خریداری کردند.[۲۶] به نوشته گازیوروسکی در اوایل نوامبر ۱۹۸۶ مجله لبنانی الشراع گزارش داد که ایالات متحده به‌طور مخفیانه به جمهوری اسلامی ایران اسلحه می‌فروشد و مک‌فارلین به همراه دلال‌های اسلحه، مخفیانه به ایران سفر کرده است. طولی نکشید که این گزارش توسط مقام‌های رسمی آمریکایی تأیید شد و طولی نکشید که آشکار گشت که سود حاصل از فروش اسلحه در فعالیت‌های شورشی‌های نیکاراگوئی‌های کنترا هزینه می‌گردد. جزئیات بیشتر در طی ماه‌های بعد، در جلسه استماع کنگره ایالات متحده، در گزارش کمیسیون ویژه تحقیق که توسط رئیس‌جمهور ریگان گماشته شد، و در رسانه‌ها پدیدار گشت. در نتیجه این گزارش‌های متفاوت آشکارشده، ارسال محموله‌های تسلیحاتی آمریکایی به ایران متوقف شد و ایالات متحده نسبت به ایران متخاصم گشت.[۲۷]

به گفته امانت، نماینده ایران در این معامله، تاجر مرموزی به نام منوچهر قربانی‌فر بود. او سابقه عضویت در ساواک را داشت و در یک شرکت کشتیرانی اسرائیلی-آمریکایی شراکت داشت. او مدعی بود که با معتدل‌های منتفذ درون رژیم ایران ارتباط دارد. نماینده آمریکا، عضو تک‌روی شورای امنیت ملی، سرگرد اولیور نورث بود. آمریکایی‌ها ظرف 2 سال، بیش از 2500 موشک ضد تانک آمریکایی تاو را به ایرانی‌ها فروختند. اسرائیلی‌ها اولین محموله موشک‌ها و قطعات را تحویل دادند و قبل از آن هم، شماره‌ها و حروف عبری روی آنها را پاک کردند. از همان اول ایرانی‌ها، می‌دانستند که این سلاح‌ها از کجا می‌آیند و با چه قیمت دولا پهنایی، به دستشان می‌رسد. محموله‌های بعدی مستقیماً از آمریکا به ایران ارسال شدند.[۲۸]

روایت رژیم ایران

۱۴ ژوئن ۱۹۸۵ در طی ماجرای پرواز TWA ۸۴۷ که دو لبنانی عضو گروه عماد مغنیه اقدام به هواپیماربایی نمودند و خلبان را مجبور کردند در فروگاه بیروت بر زمین نشیند، با میانجیگری اکبر هاشمی رفسنجانی در طی سفرش به سوریه و لبنان، گروگانگیرها گروگان‌ها را آزاد کردند. این مسئله موجب توجه رونالد ریگان به نفوذ ایران در اقدامات گروه عماد مغنیه لبنان شد و درصدد برآمد مدتی بعد برای حل بحران ربایش برخی کارکنان سفارت آمریکا در بیروت توسط اعضای گروه عماد مغنیه، مجدداً از کمک ایران سود ببرد. در همین راستا آمریکا با واسطه ژاپن و پاکستان با سید احمد خمینی نیز تماس برقرار کرد.[۲۹]

از طریق ارتباط بین یک دلال اسلحه بین‌المللی ایرانی الاصل بنام منوچهر قربانی فر با محسن کنگرلو یکی از معاونان نخست‌وزیری مقدمات معاملات پنهانی گروگان-اسلحه بین ایران و آمریکا مهیا می‌شود و در چندین مرحله ماه‌ها انجام می‌گردد.

همچنین پس از اجرای چند عملیات نظامی موفق‌آمیز از سوی رزمندگان ایرانی در خلال سال‌های ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۴ که از آزادسازی خرمشهر آغاز شد و تا تصرف فاو ادامه داشت، سیاست‌مداران نسبت به شکست عراق توسط ارتش ایران بیمناک شدند و ادامه روند جنگ را به نفع ایران دیدند. ایران نیز کویت را به دلیل در اختیار قراردادن جزیره بوبیان به عراق به عنوان پایگاه موشکی تهدید کرد و موجب ترس سران کشورهای حاشیه خلیج فارس شد. از این روی بود که رونالد ریگان، جورج بوشِ پدر را ۳ ماه پس از تصرف فاو به منطقه خاورمیانه فرستاد تا با سران کشورهای عرب منطقه ملاقات کند. پس از پایان مذاکرات بود که آمریکا و اعراب به این نتیجه رسیدند که ادامه حمایت از صدام حسین کمکی به پیروزی وی در جنگ نمی‌کند و بهتر آن است که ایشان اقدام به مصالحه با ایران نمایند و از نفوذ بیشتر ایران در منطقه جلوگیری نمایند.[۳۰]

بنابراین مذاکرات برای آینده حکومت ایران بعد از روح‌الله خمینی و روی کار آوردن جناح میانه‌رو در دستور کار معاملات پنهانی آمریکا-ایران قرار گرفت.

۱۴۰۳ بهمن ۱۳, شنبه

طرف را به ده راه نمیدادند سراغ خانه کد خدا را میگرفت - ار اف ای نوشت تهران از ترامپ خواست برای تحکیم اعتماد دارایی‌های مسدود شدۀ ایران را آزاد کند

  طرف را به ده راه نمیدادند سراغ خانه کد خدا را میگرفت - ار اف ای نوشت تهران از ترامپ خواست برای تحکیم اعتماد دارایی‌های مسدود شدۀ ایران را آزاد کند



عباس عراقچی، وزیر امور خارجۀ حکومت تهران، در گفتگو با شبکۀ الجزیره از دولت دونالد ترامپ خواست که برای تحکیم اعتماد میان دو کشور دارایی‌های مسدود شدۀ جمهوری اسلامی ایران را آزاد کند.

در این مصاحبه عراقچی گفت که دارایی‌ها و منابع ایران بارها توسط دولت آمریکا مسدود شده و ایالات متحد آمریکا به وعده‌های پیشین خود برای آزاد کردن آنها عمل نکرده است. وزیر امور خارجۀ جمهوری اسلامی در ادامه گفت که دولت کنونی آمریکا می‌تواند با آزاد کردن دارایی های مسدود شدۀ تهران اعتماد میان دو کشور را احیاء کند.

مشکلات اقتصادی و نارضایتی‌های گستردۀ اجتماعی در ایران حکومت جمهوری اسلامی را به مذاکره با دولت دونالد ترامپ بیش از گذشته ترغیب کرده است. خود رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، در سخنرانی اخیر خود به طور غیرمستقیم موافقت خود را با انجام این مذاکره اعلام و در عین حال تصریح کرد که باید با حواس جمع، چشم باز و هوشیاری تمام با دونالد ترامپ گفتگو و معامله کرد.  

عباس عراقچی در اظهارات خود حملۀ احتمالی آمریکا به تأسیسات اتمی ایران را یکی از بزرگترین خطاهای تاریخی واشنگتن خواند که می‌تواند به گفتۀ او به جنگی تمام‌عیار در منطقه منجر شود.

دونالد ترامپ صریحاً گفته است که هدف او حل مناقشۀ اتمی ایران از طریق گفتگو است نه جنگ ولی برای ترغیب تهران به مذاکره تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران را تشدید خواهد کرد.

امروز شنبه اول فوریه، کاخ سفید اعلام کرد که سه شنبه چهارم فوریه رئیس جمهوری آمریکا، دونالد ترامپ، و نخست وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، جلسۀ کاری در کاخ سفید دربارۀ خاورمیانه خواهند داشت. پیشتر منابع خبری در اسرائیل گفته بودند که هدف از این ملاقات هماهنگی میان سیاست‌های دو کشور به ویژه در مورد ایران خواهد بود.     ار اف ای

معنی ضرب المثل یکی را به ده راه نمی دادند سراغ کدخدا را می گرفت 

مفهوم ضرب المثل یکی را به ده راه نمی دادند سراغ کدخدا را می گرفت به همراه توضیحات

معنی ضرب المثل یکی را به ده راه نمی دادند سراغ کدخدا را می گرفت : این عبارت به این معناست که وقتی کسی در جامعه‌اش نادیده گرفته می‌شود و دیگران او را قبول ندارند، هر گونه درخواست او بی‌نتیجه خواهد بود. در این شرایط است که می‌گویند “یکی را به ده راه نمی‌دادند، سراغ کدخدا را می‌گرفت.”

این ضرب‌المثل نماد اصرار و درخواست‌های بی‌جا است؛ زمانی که فردی هیچ اعتباری در میان دیگران ندارد، اما همچنان سعی می‌کند به خواسته‌هایش دست یابد.



این یکی همان عباس عراقچی است که وزیر خارجه پزشکیان است 

محسن غرویان خواستار برکناری ائمۀ جمعه خطاکار، بی‌اطلاع و بی اعتناء به مصالح ملی کشور شد


محسن غرویان خواستار برکناری ائمۀ جمعه خطاکار، بی‌اطلاع و بی اعتناء به مصالح ملی کشور شد

محسن غرویان، عضو سابق هیئت علمی و استاد "موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی" از ستاد برگزاری نماز جمعه که زیر نظر مستقیم علی خامنه‌ای است خواست که در قبال برخی رفتارها و اظهارات پرهزینۀ امامان جمعه کشور ساکت نماند. او گفت که ستاد برگزاری نماز جمعه باید به این دسته از روحانیان تذکر داده "و اگر مشاهده شد که اصلاحی در کار نیست... مثل وزیران آنان را استیضاح و در صورت لزوم برکنار "کند.

محسن غرویان تلویحاً امامان جمعه را افراد بی اطلاع و بدون آگاهی از ریز "مسائل سیاسی و روابط با کشورهای مختلف" دانست و از ائمۀ جمعه خواست که این حوزه ها را به "متخصصان و کارشناسان" واگذارند و از ورود به جزئیات یا به تعبیر او "مسائل غیرکارشناسی" اکیداً پرهیز کنند.

محسن غرویان ائمۀ جمعه را به موضعگیری‌های سیاسی-جناحی متهم کرد و گفت : "متاسفانه بعضی از امامان جمعه از تریبون [نماز جمعه] جناح خاصی را پشتیبانی کرده و گروه رسمی و قانونی دیگری را تخریب و تخطئه می‌کنند." به گفتۀ غرویان این قبیل رفتارها موجب شکاف بیشتر در جامعه و مشکلات بزرگ "برای کل کشور می شوند."  

محسن غرویان گفت : امامان جمعه که "اتفاقاً امامان جمعه شهرهای مهمی هم هستند" از "بینش سیاسی" لازم بی بهره‌اند. او تأکید کرد : "ائمۀ جمعه بهتر است به جای ورود به مباحث جناحی به توصیه‌های دینی، اخلاقی و فرهنگی بسنده کنند" و با موضعگیری‌های جناحی یا دفاع از شخصیت‌های یک جناح خاص "خود را به پادوی حزب یا شخصی خاص" بدل نسازند.

به تازگی اظهارنظرهای امامان جمعه اردبیل و قزوین به ایجاد تنش و بحران در مناسبات ایران و جمهوری آذربایجان منجر شد که مالاً برکناری امام جمعۀ قزوین را در پی داشت. امامان جمعه تهران و مشهد نیز اخیراً هرگونه تلاش برای مذاکره یا معامله با دولت جدید آمریکا را آماج انتقادهای تُند قرار دادند در حالی که خود رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، موافقت خود را تلویحاً با گفتگو و معامله با دونالد ترامپ اعلام کرده است.

اظهارات محسن غرویان در دفاع از استیضاح و برکناری ائمۀ جمعۀ خطاکار از شکاف‌های درونی نهاد روحانیت و اختلافات احتمالی برخی امامان جمعه با رهبر جمهوری اسلامی پرده برداشت که از جمله وظایفش انتصاب امامان جمعه در سراسر کشور است.    ار اف ای