کتاب۲۶ مهر؛ جهش یک انقلاب – از حنیف تا مریم مسئول اولی مریم رجوی؛ انقلاب درونی، رهبری زنان و تحول ... جلد اول نویسنده: شهرام بهزادی منتشر شد

پیشگفتار
روی لینک زیر کلیک کنید تا در سایت افشای یاران شیطان کتاب را بخوانید
از حنیف تا مریم؛ وقتی تاریخ به نقطه عطف رسید
بنیانگذاران در شرایطی دست به تأسیس سازمان زدند که پس از سرکوب قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، مسئله شیوه مبارزه با حکومت شاه و ناکامی روشهای پیشین مبارزه سیاسی، به یکی از مهمترین پرسشهای نیروهای مخالف سلطنت تبدیل شده بود. آنان در پاسخ به این شرایط، سازماندهی مخفی، آموزش ایدئولوژیک، تربیت کادر و مبارزه سازمانیافته را در مرکز فعالیت خود قرار دادند.
محمد حنیفنژاد، نخستین مسئول اول سازمان، در این مرحله نقشی تعیینکننده داشت. اهمیت او تنها در مشارکت در بنیانگذاری نبود؛ بلکه در تلاشی بود که برای پیوند دادن اندیشه، تشکیلات، آموزش و مسئولیتپذیری انجام داد. در سازمانی که قرار بود مبارزهای طولانی را پیش ببرد، رهبری نمیتوانست صرفاً عنوانی تشریفاتی باشد. مسئولیت باید در عمل، در سازماندهی نیروها، تربیت اعضا و پاسخگویی در برابر تصمیمها معنا پیدا میکرد.
ضربه شهریور ۱۳۵۰ و دستگیری شمار زیادی از اعضا و کادرهای سازمان، نخستین آزمون بزرگ این تشکیلات بود. اعدام بنیانگذاران در چهارم خرداد ۱۳۵۱، سازمان را از چهرههای اصلی تأسیسکنندهاش محروم کرد؛ اما تاریخ سازمان در همان نقطه پایان نیافت.
مسعود رجوی، که از اعضای کادر مرکزی سازمان بود و دوران زندان را پشت سر گذاشت، پس از آزادی در دی ۱۳۵۷ در بازسازی و گسترش سازمان نقش محوری ایفا کرد. در دوره مسئولیت او، سازمان وارد عرصه تازهای از فعالیت علنی سیاسی، سازماندهی اجتماعی و سپس رویارویی با حکومت ولایت فقیه شد.
از اینجا به بعد، تاریخ مجاهدین با تحولات بزرگ و گاه بسیار پرهزینهای همراه بود؛ از گسترش فعالیتهای سیاسی پس از سقوط سلطنت تا سرکوب خونین سال ۱۳۶۰، از خروج رهبران و کادرها از ایران تا شکلگیری ساختارهای تازه مقاومت در خارج از کشور.
این کتاب بر تحول رهبری و مسئولیت در امتداد آن تاریخ تمرکز دارد.
موضوع اصلی ما تحولی است که در ادامه این مسیر، مفهوم رهبری و مسئولیت را در سازمان مجاهدین با پرسشها و تصمیمهای تازهای روبهرو ساخت؛ تحولی که از سال ۱۳۶۴ وارد مرحلهای آشکار شد و در ۲۶ مهر ۱۳۶۸، با معرفی مریم رجوی بهعنوان مسئول اول سازمان، نقطه عطف دیگری پیدا کرد.
۱۳۶۴؛ آغاز یک دگرگونی
در ۱۹ اسفند ۱۳۶۳، دفتر سیاسی و کمیته مرکزی سازمان مجاهدین با اعلام رهبری نوین سازمان با حضور مسعود و مریم رجوی، مرحله تازهای را آغاز کردند. این تحول در سال ۱۳۶۴ در چارچوب آنچه مجاهدین «انقلاب ایدئولوژیک» نامیدند، ادامه یافت.
در روایت رسمی سازمان، این انقلاب تنها یک تغییر در ترکیب رهبری نبود. هدف اعلامشده آن، دگرگونی در مناسبات درونی، بازنگری در موانع فکری و فرهنگی و فراهم کردن زمینه پذیرش مسئولیتهای گستردهتر از سوی زنان بود.
چنین تحولی، بهویژه در سازمانی با سابقه طولانی فعالیت مخفی، زندان، مبارزه سیاسی و نظامی، نمیتوانست صرفاً با صدور یک اطلاعیه تحقق پیدا کند. انتقال مسئولیت به زنان، اگر قرار بود از سطح اعلام موضع فراتر رود، باید در ساختار تصمیمگیری، فرماندهی، آموزش و اداره امور نمود پیدا میکرد.
از همین رو، برای شناخت این مرحله باید میان سه موضوع پیوند برقرار کرد: اندیشهای که تحول را ضروری میدانست، تصمیمهایی که برای اجرای آن اتخاذ شد و نتایجی که در سالهای بعد در ساختار سازمان پدیدار گردید.
بر اساس اسناد سازمان، پس از اعلام رهبری نوین، حضور زنان در مسئولیتهای مرکزی افزایش یافت. در سند مربوط به شورای رهبری، سهم زنان در شورای مرکزی که پیشتر حدود ۱۵ درصد گزارش شده بود، در مدتی کوتاه به ۳۴ درصد رسید. این ارقام، اگرچه برای بررسی نهایی نیازمند مراجعه به آمارهای اولیه سازمان هستند، نشان میدهند که موضوع ارتقای زنان در آن دوره به یکی از محورهای تغییر ساختار تبدیل شده بود.
مسئله اصلی دیگر تنها حضور زنان در سازمان نبود؛ مسئله، انتقال اختیار، تصمیمگیری و مسئولیت واقعی به آنان بود.
۲۶ مهر؛ عبور از یک مرز
بیستوششم مهر ۱۳۶۸، مریم رجوی در گردهمایی صدها تن از اعضای شورای مرکزی بهعنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران معرفی شد.
این انتخاب، در سیر تاریخی سازمان، از جهتی مشخص اهمیت داشت: مسئولیتی که پیشتر با محمد حنیفنژاد و سپس مسعود رجوی شناخته میشد، این بار به یک زن سپرده شد.
اما اهمیت تاریخی یک انتخاب را نمیتوان تنها از جنسیت فرد انتخابشده دریافت. پرسش اساسی آن است که آیا این انتخاب توانست در مناسبات واقعی سازمان تغییری ایجاد کند؟ آیا زنان بیشتری به مراکز تصمیمگیری راه یافتند؟ آیا مسئولیتهای نظامی، سیاسی و اجرایی در سطح گستردهتری به آنان واگذار شد؟ و آیا این روند پس از پایان دوره مسئول اولی مریم رجوی نیز ادامه پیدا کرد؟
پاسخ به این پرسشها، موضوع اصلی جلد نخست این کتاب است.
در روایت مجاهدین، انتخاب مریم رجوی مرحلهای تعیینکننده در انقلاب درونی و مبارزه با مناسبات مردسالارانه معرفی شده است. اما برای شناخت دامنه تاریخی این تحول، باید از اعلام انتخاب فراتر رفت و مسیر عملی آن را بررسی کرد.
این مسیر، در سالهای بعد، به شکلگیری شورای رهبری زنان در ۱۴ مرداد ۱۳۷۲ انجامید؛ شورایی که در آغاز از ۱۲ عضو و ۱۲ نامزد عضویت، همگی زن، تشکیل میشد.
پس از آن، انتقال مسئولیت اول سازمان به فهیمه اروانی و انتخاب پیدرپی زنان در این مسئولیت، مرحله دیگری از تداوم این روند بود.
در خرداد ۱۳۷۶، مفهوم «هزار همردیف» مطرح شد؛ چشماندازی که دامنه پرورش زنان برای مسئولیتهای رهبری را بسیار فراتر از یک شورای چنددهنفره میبرد.
سالها بعد، در مهر ۱۳۹۳، روند رسمی تشکیل شورای مرکزی هزارنفره آغاز شد و در شهریور ۱۳۹۴، تشکیل آن در پنجاهمین سالگرد تأسیس سازمان اعلام گردید.
فاصله میان شورای رهبری ۲۴نفره اولیه و شورای مرکزی هزارنفره، صرفاً فاصله میان دو عدد نیست. این فاصله، موضوع یک پژوهش تاریخی درباره تجربه عملی زنان، گسترش مسئولیتها، تربیت کادرها، آزمونهای تشکیلاتی و تحول ساختار رهبری است.
از همین منظر، حملات به اشرف در ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸، بحرانهای بعدی اشرف و لیبرتی و انتقال اعضای سازمان به آلبانی نیز در این کتاب بررسی میشوند؛ نه برای بازگویی تمام جزئیات آن حوادث، بلکه برای شناخت عملکرد ساختار رهبری و مسئولان سازمان در شرایط بحران.
از انتخاب تا کارنامه
۲۶ مهر؛ جهش یک انقلاب – از حنیف تا مریم مسئول اولی مریم رجوی؛ انقلاب درونی، رهبری زنان و تحول سازمان مجاهدین خلق ایران جلد اول نویسنده: شهرام بهزادی
پیشگفتار از حنیف تا مریم؛ وقتی تاریخ به نقطه عطف رسید پانزدهم شهریور ۱۳۴۴، نقطه آغاز راهی بود که در
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر