۱۴۰۵ خرداد ۳۰, شنبه

سقوط سرمایه اجتماعی؛ تهدید بزرگ‌تر از جنگ برای نظام

 سقوط سرمایه اجتماعی؛ تهدید بزرگ‌تر از جنگ برای نظام

اعتراضات اجتماعی ـ عکس از آرشیو
اعتراضات اجتماعی ـ عکس از آرشیو

هنوز برگه‌ی تفاهم پس از جنگ امضاء نشده است که فقدان سرمایه‌ی اجتماعی و ظهور «چالش‌ها و تهدیدات»، چشم‌انداز آینده‌ی نظام ملایان را گرفته است.

اکنون نعمت جنگ برای گریز از مواجه شدن با اصلی‌ترین جنگ از دست رفته است: مصاف جامعه با حاکمیت و به‌غلیان آمدن آشتی‌ناپذیریِ اکثریت قاطع جامعه با نظام. از این روست که رسانه‌های حکومتی هشدار «نااطمینانی ساختاری» در مواجهه با «نزول سرمایه اجتماعی» می‌دهند.

 

روزنامه توسعه ایرانی در شماره‌ی ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ به محورهایی از بحران‌های خطرناک‌تر از جنگ خارجی برای نظام پرداخته است. آن‌چه در این هشدارها بیش از هر چیز جلب توجه می‌کند، اعتراف به بحرانی است که سال‌ها زیر سایه‌ی تهدیدهای خارجی پنهان نگه داشته می‌شد. اکنون خود رسانه‌های حاکمیت می‌گویند که ایران در آستانه‌ی دوره‌یی قرار گرفته که دیگر با «تبلیغات و وعده‌های کلی» نمی‌توان آن را اداره کرد. «جامعه خواهان شفافیت، پاسخگویی و امکان پیش‌بینی آینده است» و  «هنگامی که مردم نسبت به تصمیمات سیاسی و اقتصادی اطمینان خود را از دست می‌دهند، «نااطمینانی ساختاری» به بخشی از زندگی روزمره تبدیل می‌شود و این وضعیت بیش از هر عامل خارجی، بنیان‌های قدرت سیاسی را فرسوده می‌کند».

 

اعتراف دیگر، «نزول مستمر سرمایه‌ اجتماعی در یک دهه‌ گذشته» است. در همه‌ی جهان سرمایه‌ی اجتماعی، همان ذخیره‌ی اعتماد و همکاری میان مردم و نهادهاست که در شرایط بحران به کمک دولت‌ها می‌آید. وقتی این سرمایه رو به زوال می‌رود، حکومت در بزنگاه‌های حساس با جامعه‌یی روبه‌رو می‌شود که «دیگر حاضر نیست هزینه‌ی سیاست‌های آن را بپردازد».

این رسانه‌ی حکومتی به «افزایش مناسبات و همبستگی‌های اجتماعی میان مردم» اشاره می‌کند. این امر نشان می‌دهد جامعه هرچه از حاکمیت دور شده، به شبکه‌های مستقل و روابط درونی خویش روی آورده است. درواقع این جابه‌جاییِ کانون اعتماد، همان هراسی‌ست که بلافاصله با طرح توافق، رسانه‌های حکومتی زنگ خطرش را هشدار می‌دهند.

 

از همین روست که حتی دست‌آوردهای احتمالیِ توافق‌ خارجی نیز نمی‌توانند ضامن ثبات آینده‌ی نظام باشند. به‌همین دلیل رسانه‌ی حکومتی هشدار می‌دهد «تا زمانی که شکاف میان جامعه و حاکمیت ترمیم نشود و آزادی‌های مدنی به رسمیت شناخته نشوند، هیچ موفقیت سیاسی یا اقتصادی قادر نخواهد بود انسجامی پایدار ایجاد کند».  منظور از «شکاف میان جامعه و حاکمیت» چیزی جز مجموع قیام‌های شش‌گانه نیست که مدام این شکاف را تعمیق داده‌اند.

 

در چنین شرایطی، مفهوم «بازسازی پس از بحران» معنایی فراتر از ترمیم زیرساخت‌ها پیدا می‌کند، چرا که «آن‌چه بیش از ساختمان‌ها و تأسیسات آسیب دیده، اعتماد عمومی است. بازسازی اعتماد نیازمند تغییر در شیوه‌ی حکمرانی، پذیرش حق نقد، گسترش مشارکت شهروندان و پایان دادن به سیاست‌های محدودکننده‌ است که طی سالیان، فاصله‌ی میان مردم و حاکمیت را افزایش داده‌اند». می‌خواهد بگوید ببینید چه تحولی غول‌آسا پس از توافق، پیش پای نظام است.  

 

بی‌تردید پایان جنگ، آغاز رویارویی با بحران‌های انباشته‌ی داخلی است. اکنون مطالبه‌ی گشایش سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بیش از گذشته گریبان نظام را می‌فشارد. حتی رسانه‌های حکومتی نیز اذعان دارند که زمان تصمیم‌های بزرگ فرارسیده است. با این حال، پرسش اصلی این است که آیا نظام ولایت فقیه توان و اراده‌ی پاسخ‌گویی به این ضرورت‌های سرسخت را دارد؟ واقعیت‌ها حتی از منظر رسانه‌های خودی می‌گویند حاکمیت در مسیری‌ست که نشانه‌های فرسودگی و بن‌بست آن آشکارتر پاسخ‌گویی به ضرورت‌های سرسخت است.  

مای ساتو: صدای میلیون‌ها ایرانی که خواستار تغییرات بنیادین شدند باید شنیده شود

 

مای ساتو: صدای میلیون‌ها ایرانی که خواستار تغییرات بنیادین شدند باید شنیده شود

مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق‌بشر ایران
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق‌بشر ایران

مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق‌بشر ایران، به همراه شماری از کارشناسان مستقل این سازمان هشدار دادند هر گونه توافق نهایی میان آمریکا و رژیم ایران که به وضعیت حقوق‌بشر در کشور نپردازد، «اساساً ناقص» خواهد بود و نمی‌تواند صلحی پایدار به همراه داشته باشد.
ساتو در پیامی به تاریخ جمعه ۲۹ خرداد، به زبان فارسی در شبکه ایکس نوشت یادداشت تفاهم ۱۴ بندی میان آمریکا و رژیم ایران عمدتاً بر خروج نیروهای نظامی، بازگشایی تنگه هرمز، تعهدات هسته‌یی، لغو تحریم‌ها و صندوق بازسازی متمرکز شده، اما حقوق‌بشر و مطالبات مردم ایران در آن تقریباً نادیده گرفته شده است.
در بیانیه مشترک کارشناسان سازمان ملل که در ژنو منتشر شد، آمده است مردم ایران با وجود تحمل «سرکوب داخلی» و پیامدهای جنگ، جایگاهی در این توافق ندارند. ساتو تأکید کرد: «میلیون‌ها ایرانی به خیابان‌ها آمدند و خواستار تغییرات بنیادین شدند. صدای آنان باید در هر مذاکره‌ای که مدعی تأمین آینده آنان است، شنیده شود».
کارشناسان سازمان ملل اعلام کردند رژیم ایران از زمان آغاز جنگ، سرکوب مخالفان و معترضان را تشدید کرده و هزاران نفر را بازداشت کرده است. بر اساس این گزارش، مواردی از شکنجه، ناپدیدسازی قهری، اعتراف‌گیری اجباری و اعدام‌های سیاسی ثبت شده و دست‌کم ۱۵۶ نفر از آغاز جنگ اعدام شده‌اند.
در این بیانیه هم‌چنین آمده است که رژیم ایران دارایی‌های دست‌کم ۱۵۰۰ شهروند، از جمله صدها ایرانی خارج از کشور، را توقیف کرده و اقلیتهایی مانند بهائیان، شهروندان کرد و بلوچ در معرض خطر بیشتری قرار دارند.
همزمان، سازمان عفو بین‌الملل نیز با استقبال محتاطانه از توافق میان آمریکا و رژیم ایران هشدار داد هر توافقی که تنها بر ملاحظات امنیتی و ژئوپلیتیکی متمرکز باشد، می‌تواند به «پوششی برای تداوم مصونیت از مجازات و سرکوب» تبدیل شود.
اگنس کالامار، دبیرکل عفو بین‌الملل، تأکید کرد پایان حملات نظامی به‌معنای پایان خطر برای شهروندان ایرانی نیست و رژیم ایران در طول ماه‌های گذشته با بازداشت‌های گسترده، محاکمه‌های ناعادلانه، شکنجه و اعدام‌های با انگیزه سیاسی، فشار بر جامعه را افزایش داده است.
کارشناسان سازمان ملل و عفو بین‌الملل خواستار توقف قابل راستی‌آزمایی اعدام‌ها، آزادی بازداشت شدگان خودسرانه، روشن شدن سرنوشت ناپدیدشدگان قهری، جبران خسارت قربانیان و پاسخگو شدن مسئولان نقض حقوق‌بشر شدند.
مای ساتو در پایان تأکید کرد: «پایان درگیریها نباید با بازگشت حقوق و آزادی‌ها برای مردم اشتباه گرفته شود. برای مردم ایران، مسیر دستیابی به این حقوق هنوز آغاز نشده است».

 سازمان مجاهدین خلق ایرانhttps://news.mojahedin.org/i/

۱۴۰۵ خرداد ۲۹, جمعه

حمایت رهبران کلیسایی جهان از گردهمایی ۳۰ خرداد پاریس؛ محکومیت اعدامها و سرکوب رژیم زیر پوشش جنگ

 

حمایت رهبران کلیسایی جهان از گردهمایی ۳۰ خرداد پاریس؛ محکومیت اعدامها و سرکوب رژیم زیر پوشش جنگ

محکومیت اعدامها و سرکوب رژیم توسط رهبران کلیسایی جهان
محکومیت اعدامها و سرکوب رژیم توسط رهبران کلیسایی جهان
  • خبرگزاری کلیسای پروتستان آلمان: نمایندگان کلیسا علیه اعدامها در ایران اعتراض می‌کنند، رژیم از فضای جنگ به‌عنوان پوششی برای تشدید سرکوب استفاده می‌کند
  • تظاهرات بزرگ پاریس به اقدام علیه اعدامها فراخوان می‌دهد و از جمهوری دموکراتیک طبق برنامه ۱۰‌ماده‌یی مریم رجوی حمایت می‌کند

 

خبرگزاری کلیسای پروتستان آلمان درباره بیانیه ۳۰ اسقف و رهبر مذهبی از کشورهای مختلف جهان در محکومیت اعدامها در ایران و در حمایت از تظاهرات بزرگ ۳۰ خرداد در پاریس نوشت:

سه رئیس پیشین شورای کلیسای پروتستان آلمان از موضع‌گیری بین‌المللیِ سی تن از نمایندگان کلیساها و خاخام‌ها علیه موج کنونی اعدام‌های سیاسی در ایران حمایت می‌کنند. دفتر اسقف پیشین ایالت هانوفر روز چهارشنبه اعلام کرد، هاینریش بدفورد-اشتروم، رئیس شورای جهانی کلیساها، اسقف ولفگانگ هوبر و اسقف مارگوت کٍثمآن این فراخوان را امضا کرده‌اند. مناسبت این اقدام، گردهمایی بزرگ بین‌المللی انجمنهای ایرانی در روز شنبه در پاریس است.

این بیانیه به ابتکار روان ویلیامز، اسقف اعظم پیشین کانتربری، تهیه شده است. او می‌نویسد که هیچ تردیدی نمی‌تواند وجود داشته باشد که اعدام‌های سیاسی در ایران رو به افزایش است. مقام‌های رژیم از فضای جنگ به‌عنوان پوششی برای تشدید سرکوب استفاده می‌کنند. اقلیت‌های مذهبی در معرض آسیب قرار دارند.

همان‌گونه که این بیانیه با استناد به گزارشی از دبیرکل سازمان ملل متحد برجسته می‌کند، مسیحیان نیز از قربانیان نقض حقوق‌بشر در جمهوری اسلامی ایران هستند. «در طول سال‌ها، بسیاری از کشیشان مسیحی در ایران به‌دلیل موعظه مسیحیت یا پافشاری بر اجرای آزادانه آیینهای عبادی مسیحی بازداشت شده یا حتی به‌قتل رسیده‌اند».

هدف تظاهرات بزرگ پاریس، فراخواندن جامعه بین‌المللی به اقدام علیه اعدامهاست و تظاهر کنندگان از برپایی یک جمهوری دموکراتیک در ایران حمایت می‌کنند؛ همان‌گونه که در برنامه ده‌ماده‌ای مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران، تشریح شده است.

«حرکت کاروانهای ایرانیان آزاده از کشورهای مختلف به‌سوی پاریس برای حضور در تظاهرات بزرگ ۳۰ خرداد»

 «حرکت کاروانهای ایرانیان آزاده از کشورهای مختلف به‌سوی پاریس برای حضور در تظاهرات بزرگ ۳۰ خرداد»

حرکت کاروانهای ایرانیان آزاده از کشورهای مختلف به‌سوی پاریس
حرکت کاروانهای ایرانیان آزاده از کشورهای مختلف به‌سوی پاریس

«حرکت کاروانهای ایرانیان آزاده از کشورهای مختلف به‌سوی پاریس برای حضور در تظاهرات بزرگ ۳۰ خرداد»

  • برلین - حرکت اتوبوسها به‌سمت تظاهرات بزرگ پاریس - ۲۹ خرداد ۱۴۰۵

 

  • هامبورگ - حرکت اتوبوسها به‌سمت تظاهرات بزرگ پاریس - ۲۹ خرداد ۱۴۰۵

 

  • هلند - حرکت اتوبوسها به‌سمت تظاهرات بزرگ پاریس -۲۹ خرداد ۱۴۰۵

  • هایدلبرگ - حرکت اتوبوسها به‌سمت تظاهرات بزرگ پاریس -۲۹ خرداد ۱۴۰۵

 

  • کپنهاگ - حرکت اشرف‌نشانان به‌سوی برگزاری تظاهرات بزرگ در پاریس - ۲۹ خرداد ۱۴۰۵

 

  • پاریس - برگزاری میز کتاب و فراخوان به شرکت در تظاهرات بزرگ در پاریس - ۲۹ خرداد ۱۴۰۵

  • مونیخ - حرکت اشرف نشانان به‌سوی برگزاری تظاهرات بزرگ پاریس - ۲۹ خرداد ۱۴۰۵

 


از «تسلیم بی‌قید و شرط» تا تفاهم‌نامه اسلام‌آباد؛ برنده و بازنده واقعی چه کسانی هستند؟شهرام بهزادی

 از «تسلیم بی‌قید و شرط» تا تفاهم‌نامه اسلام‌آباد؛ برنده و بازنده واقعی چه کسانی هستند؟


نه جنگ نه مماشات راه حل سوم حمایت از مردم ومقاومت سازمان یافته

چند هفته پیش سخن از «تسلیم بی‌قید و شرط» بود. رسانه‌ها از فروپاشی قریب‌الوقوع، تغییر موازنه قوا و پایان یک رویارویی تاریخی سخن می‌گفتند. اما امروز به جای تسلیم، از تفاهم‌نامه، مذاکرات شصت‌روزه، لغو احتمالی تحریم‌ها و بسته‌های اقتصادی چندصد میلیارد دلاری سخن گفته می‌شود.

همین تغییر ناگهانی، مهم‌ترین پرسش را پیش روی ناظران قرار می‌دهد:

اگر قرار بود یک طرف تسلیم شود، چرا نتیجه به مذاکره و تفاهم ختم شد؟

جنگ نظامی و نتیجه سیاسی دو چیز متفاوت‌اند

تاریخ بارها نشان داده است که موفقیت نظامی الزاماً به پیروزی سیاسی منجر نمی‌شود. ممکن است یک طرف در میدان نبرد ضربه بخورد، اما در میز مذاکره بخشی از اهداف خود را حفظ کند.

به همین دلیل، برای فهم نتیجه یک بحران نباید تنها به موشک‌ها، هواپیماها و میدان‌های نبرد نگاه کرد؛ بلکه باید دید پس از پایان درگیری، چه کسی امتیاز می‌گیرد و چه کسی هزینه می‌پردازد.

غایب بزرگ همه توافق‌ها

در متن‌های منتشرشده درباره تفاهم‌نامه، از نفت، تنگه هرمز، تحریم‌ها، برنامه هسته‌ای، امنیت منطقه و تجارت جهانی بسیار سخن گفته می‌شود.

اما یک غایب بزرگ وجود دارد:

مردم ایران.

نه سخنی از زندانیان سیاسی دیده می‌شود، نه از اعدام‌ها، نه از آزادی احزاب، نه از حق انتخاب مردم و نه از حقوق بنیادین شهروندان.

گویی ایران فقط یک پرونده هسته‌ای و یک مسیر انتقال انرژی است.

نفت مهم‌تر است یا آزادی؟

قدرت‌های جهانی معمولاً بر اساس منافع خود عمل می‌کنند. برای آن‌ها امنیت انرژی، ثبات بازارها، مسیرهای کشتیرانی و توازن منطقه‌ای اهمیت حیاتی دارد.

اما برای مردم ایران، مسئله اصلی چیز دیگری است:

آزادی، حقوق بشر، عدالت، امنیت اجتماعی و حق تعیین سرنوشت.

همین فاصله است که باعث می‌شود بسیاری از توافق‌های بین‌المللی نتوانند پاسخگوی خواسته‌های واقعی مردم باشند.

بازندگان واقعی

در هر جنگ و هر بحران، کسانی هستند که بیشترین هزینه را می‌پردازند.

نه مذاکره‌کنندگان.
نه صاحبان صنایع نظامی.
نه سیاستمداران.

بلکه مردمی که خانه‌هایشان ویران می‌شود، فرزندانشان را از دست می‌دهند، با تورم و فقر دست‌وپنجه نرم می‌کنند و در عین حال از آزادی نیز محروم‌اند.

به همین دلیل شاید مهم‌ترین سؤال امروز این نباشد که کدام دولت پیروز شد و کدام دولت عقب نشست.

سؤال اصلی این است:

جای مردم ایران در این معادله کجاست؟

جمع‌بندی

تفاهم‌نامه‌ها می‌آیند و می‌روند. تحریم‌ها وضع و لغو می‌شوند. جنگ‌ها آغاز و متوقف می‌شوند.

اما آنچه سرنوشت یک کشور را تعیین می‌کند، نه توافق قدرت‌ها بلکه اراده مردم آن کشور است.

اگر مردم در مرکز راه‌حل قرار نگیرند، هیچ توافقی پایدار نخواهد بود؛ زیرا صلح بدون آزادی و ثبات بدون مشارکت مردم، دیر یا زود دوباره به بحران بازخواهد گشت. شهرام بهزادی

بازندگان واقعی جنگ؛ مردمی که نه بمب خواستند و نه سرکوب ، اما تا آخرین نفس برای سرنگونی حاضرند شهرام بهزادی

بازندگان واقعی جنگ؛ مردمی که نه بمب خواستند و نه سرکوب ، اما تا آخرین نفس برای سرنگونی حاضرند شهرام بهزادی



بازنده جنگ مردم ایرانند ولی زن مقاومت آزادی

اظهارات وزیر خارجه فرانسه درباره ایران، فارغ از بحث تحریم‌ها و تنگه هرمز، یک واقعیت تلخ را یادآوری می‌کند: در جنگ‌ها و بحران‌های منطقه‌ای، معمولاً بازندگان اصلی نه دولت‌ها بلکه مردم هستند.

در حالی که مقام‌های سیاسی درباره توافق‌ها، تحریم‌ها، نفت، تنگه هرمز و موازنه‌های ژئوپلیتیک مذاکره می‌کنند، این مردم عادی هستند که هزینه واقعی را می‌پردازند؛ مردمی که نه تصمیم‌گیرنده جنگ بوده‌اند و نه در سرکوب داخلی نقشی داشته‌اند.

وزیر خارجه فرانسه در حالی بر باز بودن تنگه هرمز و ادامه تحریم‌ها تأکید می‌کند که همزمان به واقعیتی اشاره می‌کند که کمتر در مذاکرات سیاسی دیده می‌شود: مردم ایران قربانی دو فشار همزمان شده‌اند؛ از یک سو فشارهای ناشی از تنش‌های منطقه‌ای و از سوی دیگر سرکوب و محدودیت‌های داخلی.


ژان نوئل بارو

مسئله فقط هرمز نیست

در بسیاری از تحلیل‌های بین‌المللی، ایران به نفت، برنامه هسته‌ای، تحریم‌ها و امنیت منطقه تقلیل پیدا می‌کند. اما ایران فقط یک پرونده هسته‌ای یا یک گذرگاه انرژی نیست.

ایران بیش از هر چیز، مردمی است که سال‌هاست بهای بحران‌های پی‌درپی را می‌پردازند؛ مردمی که در خیابان‌ها کشته می‌شوند، در زندان‌ها گرفتار می‌شوند، با تورم و فقر دست و پنجه نرم می‌کنند و همزمان قربانی تنش‌های خارجی نیز هستند.

فراموش‌شدگان مذاکرات

در هر دور از مذاکرات، بحث بر سر نفت، غنی‌سازی، تحریم و امنیت کشتیرانی است. اما کمتر کسی از زندانیان سیاسی، اعدام‌ها، آزادی‌های مدنی و حقوق اساسی مردم سخن می‌گوید.

گویی مردم ایران در بسیاری از معادلات جهانی به حاشیه رانده شده‌اند و تنها زمانی دیده می‌شوند که بحران به نقطه انفجار برسد.

صلح بدون آزادی کافی نیست

پایان جنگ و کاهش تنش‌ها بی‌تردید یک ضرورت انسانی است. اما صلح پایدار تنها با توقف درگیری‌های نظامی حاصل نمی‌شود.

صلح واقعی زمانی معنا پیدا می‌کند که مردم بتوانند بدون ترس زندگی کنند، حق انتخاب داشته باشند، از آزادی بیان برخوردار باشند و سرنوشت خود را تعیین کنند.

جمع‌بندی

بحث اصلی تنها این نیست که تحریم‌ها لغو شوند یا نشوند، یا تنگه هرمز باز بماند یا بسته شود. پرسش مهم‌تر این است که در میان همه این مذاکرات و توافق‌ها، جای مردم ایران کجاست؟

بازندگان واقعی جنگ‌ها، تحریم‌ها و سرکوب‌ها همان مردمی هستند که نه جنگ را آغاز کرده‌اند و نه از آن سودی می‌برند. آینده‌ای پایدار زمانی شکل می‌گیرد که امنیت، آزادی و کرامت انسانی مردم در مرکز هر راه‌حل سیاسی قرار گیرد، نه در حاشیه آن.

با این همه قیام وشورشگری مردم وکانونهای شورشی ومقاومت ایران تا سرنگونی حکومت ولایت فقیه ادامه دارد این خواسته مردم ایران مردم نه کینگ مجبتیب میخواهند نه کینگ پهلوی  شهرام بهزادی

مذاکرات برای پیگیری توافق پایان جنگ خاورمیانه به تعویق افتاد

 مذاکرات برای پیگیری توافق پایان جنگ خاورمیانه به تعویق افتاد

سوئیس به عنوان میزبان مذاکرات میان ایران و آمریکا روز جمعه ۱۹ ژوئن، اعلام کرد که مذاکرات برنامه‌ریزی‌شده برای پیگیری توافق پایان جنگ خاورمیانه به تعویق افتاده است. این در حالی است که خبرگزاری تسنیم از رسانه‌های وابسته به سپاه پاسداران نیز گزارش داده بود که «هنوز هیچ چیز» دربارۀ سفر هیئت ایرانی به سوئیس قطعی نشده است. در همین حال مجتبی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران نیز در پیامی ابراز داشته که نظرش در مورد توافق آمریکا «چیز دیگری بوده» ولی پس از این که مسعود پزشکیان رئیس جمهوری اسلامی ایران مسوولیت آن را پذیرفته با امضای آن موافقت کرده است.


توافقنامه ترامپ وپزشکیان

امضاء تفاهم‌نامه میان ایران و ایالات متحدۀ آمریکا. © AFP