۱۴۰۳ دی ۷, جمعه

«ریاض حسن»، مسئول امنیت سیاسی رژیم مخلوع اسد در دمشق بازداشت شد

«ریاض حسن»، مسئول امنیت سیاسی رژیم مخلوع اسد در دمشق بازداشت شد


«دستگیری ریاض حسن»، مسئول امنیت سیاسی رژیم مخلوع اسد


اداره عملیات نظامی در سوریه پیش‌تر اعلام کرد که «چهره‌های بارزی از بقایای رژیم اسد و عوامل اغتشاش در شهر ساحلی طرطوس» توسط نیروهای آن بازداشت شده‌اند.

اداره عملیات نظامی در سوریه، جمعه هفتم دی از دستگیری «ریاض حسن»، مسئول «امنیت سیاسی» رژیم سابق سوریه، در دمشق خبر داد.

این بیانیه پس از آن منتشر شد که اداره عملیات نظامی کارزار امنیتی گسترده‌ای را در مناطق مختلف سوریه برای تعقیب آنچه که از آنان به‌عنوان «بقایای رژیم اسد» یاد می‌کند، آغاز کرده است.

این اداره توضیح داد که هدف از این عملیات‌ها «برقراری امنیت، ثبات و آرامش اجتماعی و تعقیب بقایای شبه‌نظامیان اسد» است.

در همین راستا، نیروهای حکومت جدید سوریه حملات مشابهی را در مناطق مختلف این کشور، از جمله منطقه ساحلی در غرب سوریه که پایگاه اصلی طرفداران رژیم سابق اسد است، آغاز کردند.

در این‌باره اداره عملیات نظامی در سوریه از بازداشت برخی مقامات ارشد امنیتی بازمانده از رژیم مخلوع اسد و شماری از آشوبگران طرفدار رژیم سابق در شهر ساحلی طرطوس در غرب سوریه خبر داد. العربیه فارسی

حمله نیروی هوایی اسرائیل به زیرساخت‌های قاچاق سلاح از سوریه به لبنان

 حمله نیروی هوایی اسرائیل به زیرساخت‌های قاچاق سلاح از سوریه به لبنان



ارتش اسرائیل اعلام کرد که نیروی هوایی این کشور بامداد روز جمعه هفتم دی به «زیرساخت‌هایی که برای قاچاق سلاح از طریق سوریه به سازمان تروریستی حزب‌الله لبنان در گذرگاه جانتا در مرز سوریه و لبنان استفاده می شد»، حمله کرده است.

به گزارش کانال تلگرامی ارتش اسرائیل، «سازمان تروریستی حزب‌الله از زیرساخت‌های غیرنظامی برای فعالیت‌های تروریستی و قاچاق سلاح‌ها برای انجام حملات تروریستی علیه شهروندان اسرائیلی، استفاده می‌کند.»

ارتش اسرائیل اشاره کرد: این تلاش‌ها توسط واحد ۴۴۰۰ حزب‌الله رهبری می‌شود که مسئولیت قاچاق سلاح به خاک لبنان از طریق جمهوری اسلامی ایران و گروه‌های نیابتی آن و برای افزایش ذخیره سلاح‌های حزب‌الله را بر عهده دارد.

ارتش اسرائیل با اشاره به هدف قرار دادن نیروها و مواضع این واحد گفت که حملات بامداد جمعه بخش دیگری از تلاش برای هدف قرار دادن عملیات قاچاق اسلحه از سوریه به لبنان و جلوگیری از ایجاد مجدد مسیرهای قاچاق اسلحه توسط حزب‌الله بوده است.

ارتش اسرائیل تاکید کرد که به اقدامات خود برای رفع هرگونه تهدید علیه این کشور مطابق با تفاهمات مندرج در توافقنامه آتش بس با حزب‌الله ادامه خواهد داد.

۱۴۰۳ دی ۶, پنجشنبه

«کارتهای رژیم ایران یکی پس از دیگری سوخت»

 

«کارتهای رژیم ایران یکی پس از دیگری سوخت»

کارتهای رژیم...
کارتهای رژیم...

اگر مقاومت ایران تنها پس از چند روز از اشتباه محاسبهٔ خامنه‌ای در جنگ‌افروزی در غزه درباره «باخت استراتژیک» رژیم می‌گفت اینک پس از یک سال و اندی از آغاز آن، تشت رسوایی و فروپاشی استراتژیک رژیم از بام دنیا افتاده و هر ناظر بی‌طرفی شاهد اضمحلال دعاوی سالیان این نظام اهریمنی است.

مفسران و تحلیل‌گران و رسانه‌های عربی هم که دستشان در کار است و از نزدیک سرنگونی خاندان منفور اسد و پیامدهای آن را دنبال می‌کنند از بر باد رفتن تمام دجالیت‌های آخوندساخته که به اسامی مختلف از جمله «محور مقاومت»، «هلال شیعی»، «عمق استراتژیک» و... ارائه می‌شد سخن‌ها دارند و نکته‌ها می‌گویند:

«اگر چه برخی مقامات رژیم ایران حتی در گذشته نزدیک چنین تظاهر می‌کردند که ایران بر ۴ پایتخت عربی کنترل دارند اما طی چند ماه گذشته جایگاه آن در خاورمیانه پس‌رفت داشته و تغییرات ریشه‌یی ژئوپلتیک و نظامی در منطقه انجام شده است. نتایج این پس‌رفت پدیده‌یی را القا می‌کند مبنی بر این‌که بهار ایران و تابستان و حتی پائیزش در منطقه برباد رفته و چنین می‌نماید که در آستانه یک زمستان سیاسی سخت قرار دارد. کارتهای رژیم ایران یکی پس از دیگری بعد از حمله ۷ اکتبر سوخت» (اسکای نیوز عربی، ۲۴ آذر ۱۴۰۳).

 

«شکست اخلاقی» ولایت فقیه

رژیم آخوندی علاوه بر شکست استراتژیک، با حمایت بی‌چون‌وچرا از رژیم سرکوبگر بشار اسد در سوریه و بی‌اعتنایی به خواسته‌های مردم این کشور برای آزادی و رهایی از استبداد، خود را در معرض یک شکست اخلاقی قرار داد و دیگر هیچ آبرویی در میان ملت‌های عربی ندارد. بسیاری از اعراب اکنون رژیم ایران را هم‌دست استبداد و عامل ادامه رنج‌های مردم سوریه می‌دانند:

«جمهوری اسلامی از نظر اخلاقی نیز زیان دید؛ به‌دلیل حمایت بی‌پایان از نظام سوریه و بی‌توجهی به آرمانهای مردم سوریه برای رهایی از استبداد. این در حالی است که فراموش کرد یا نادیده گرفت آنچه ایرانیان خود در مبارزه با استبداد نظام سلطنتی پهلوی انجام دادند... به نظر می‌رسد کاهش نفوذ ایران نتیجه استراتژی‌هایی است که فاقد گزینه‌های جایگزین و درک عمیق از تحولات سریع منطقه خاورمیانه بوده‌اند. این کاهش نفوذ با زیان اخلاقی آغاز شد، زیرا هماهنگی در فهم مفهوم ”دفاع از مظلومین و مستضعفین“ وجود نداشت؛ چرا که سلطهٔ مستبدان تفاوتی با سلطهٔ اشغالگران ندارد» (الجزیره ۲ دی ۱۴۰۳).

بدیهی است این نوع شکست، بر حوادث روی زمین و چالشهای بعدی رژیم تأثیری فزاینده و بلافصل دارد: «این کاهش نفوذ در سوریه و لبنان تنها آغاز کار است و هم‌چنین فروپاشی یکی از مهم‌ترین پایه‌های نظریه امنیت ملی ایران پس از جنگ ایران و عراق را نشان می‌دهد. این نظریه بر حضور در خارج از مرزها برای مقابله با تهدیدات احتمالی، به‌جای انتظار برای نزدیک شدن آنها به مرزها، استوار بود. به نظر می‌رسد عراق - بر اساس داده‌های موجود - مقصد بعدی باشد که نفوذ ایران در آنجا با چالشها و شاید آزمونهای سختی روبه‌رو خواهد شد» (همان).

این شکست اخلاقی بیش از همه توسط فلسطینی‌هایی احساس می‌شود که اولین قربانیان سیاست‌های فرصت‌طلبانه رژیم با دجال‌گری بر سر نیزه کردن پرچم کشور آنها بوده‌اند. حمید قرمان، نویسندهٔ فلسطینی در این باره می‌نویسد: «دخالت رژیم ایران از طریق عناصر وابسته به جنبش جهاد اسلامی در مناطق کرانه باختری، نه تنها منفعتی برای فلسطینی‌ها ندارد، بلکه دقیقاً برعکس است... ملت فلسطین، که اکنون صدای اعتراض خود را علیه دخالت‌های مسلحانه بلند کرده‌اند، به‌خوبی می‌دانند که این اقدامات وابسته به نیروهای منطقه‌ای، که هیچ توجهی به قداست جان فلسطینی‌ها و سرنوشتشان ندارند، تنها مصیبت‌های جدیدی به همراه خواهد داشت. آنها به این آگاهی رسیده‌اند که زمان‌بندی فعالیت‌های هسته‌های وابسته به ایران پیامدهای فاجعه‌باری به همراه خواهد داشت، فاجعه‌هایی که باز هم بر سر مردم فلسطین نازل خواهد شد و هزینه‌های سنگینی را بر آنان تحمیل خواهد کرد» (العرب لندن، اول دی ۱۴۰۳).

 

«بغداد آخرین سنگر ولایت فقیه»!

پس از موضع‌گیری مهم ابراهیم صمیدعی مشاور سیاسی نخست‌وزیر عراق که گفته است: «اگر خودمان برای منحل کردن گروه‌های مسلح اقدام نکنیم، دیگران با زور این کار را خواهند کرد. عراق نمی‌تواند پس از سقوط نظام اسد و تضعیف حزب‌الله در لبنان هم‌چنان به‌عنوان شمشیر محور مقاومت (خامنه‌ای) باقی بماند»، این سؤال مطرح بود که آیا این صحبت‌ها موضع‌گیری شخصی این مقام عراقی است یا «اراده» و جریانی نیز در پشت آن قرار دارد. روزنامه شرق‌الاوسط روز ۲۸ آذر ۱۴۰۳ به همین سؤال پاسخ داده است: «برخی منابع نزدیک به نیروهای ”چارچوب هماهنگی“ شیعی احتمال می‌دهند که نخست‌وزیر سودانی به صمیدعی اختیار داده باشد تا دیدگاه دولت درباره گروه‌های مسلح را بیان کند... در داخل عراق، گفتگوهایی گسترده درباره این موضوع وجود دارد که ”اراده بین‌المللی“ مصمم به پایان دادن به ارتباط دوگانه (دولت ـ گروه‌های مسلح) است. این مسأله با تحولات سیاسی و امنیتی منطقه‌ای، از جمله حوادث غزه در اکتبر سال گذشته، تضعیف حزب‌الله لبنان و سقوط نظام بعث در دمشق تقویت شده است. این تحولات به فروپاشی چیزی که به نام ”محور مقاومت“ تحت رهبری ایران شناخته می‌شود، منجر شده است».

جالب این‌که دیگر مفسران و نویسندگان عرب از این فراتر می‌روند و بغداد را «آخرین سنگر ولایت فقیه» می‌دانند: «بغداد آخرین دروازه‌ای است که ”ولایت فقیه“ پشت آن سنگر گرفته است. مسیری تدریجی با محاسبات زمانی دقیق، ایران «ولایت فقیه» را به زندانی که تا ابد در آن اسیر باشد سوق می‌دهد؛ روندی که با ”طوفان الاقصی“ و وسوسه‌های کریدورهای ”الوعده الصادق“ آغاز شد. این مسیر از بیروت گذشت، مرزها را درنوردید، به اعماق دمشق رسید و از فراز کوه قاسیون بغداد را به نظاره نشست تا در دشت هموارش نقشه‌ای برای رسیدن به تهران ترسیم کند» (العرب لندن، ۲۵ آذر ۱۴۰۳).

داستان دروغین «دفاع از حرم»

 

داستان دروغین «دفاع از حرم»

سقوط دیکتاتور خون‌ریز سوریه
سقوط دیکتاتور خون‌ریز سوریه

سرنگونی دیکتاتور منفور بشار اسد و جاخالی دادن نفرات رژیم و پناه بردن آنها به روسیه برای بازگشت به ایران، پرده‌ها را به‌طور کامل از داستان دروغین «دفاع از حرم» کنار زد.

اکنون بر همگان آشکار شده است که این شعار فریبکارانه که سال‌ها به‌عنوان ابزار بسیج نیروها و توجیه جنایات رژیم ولایت فقیه استفاده می‌شد، هدفی جز حفظ بقای اسد به‌عنوان ستون خیمهٔ نیابتی‌های رژیم نداشت. این پروژه شوم، با هزینه‌های سنگین جانی و مالی از جیب مردم ایران، تنها به‌منظور تقویت پل ارتباطی رژیم برای تأمین سوخت و ارسال تسلیحات به گروه‌های تروریستی وابسته‌اش در لبنان و فلسطین به‌کار گرفته شد.

امروز، با فروپاشی این سناریوی پوشالی، حتی بسیاری از عناصر درون نظام نیز به تناقضات و دروغهای آن پی برده و مسأله‌دار شده‌اند. یک سایت حکومتی در این باره می‌نویسد: «”خون شهدای مدافع حرم هدر رفته است؟“ یکی از گزاره‌های پرتکرار این روزها در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی است و برخی می‌کوشند با تحلیل ناقص از تحولات اخیر در سوریه، این‌گونه قلمداد کنند که جان‌فشانی‌های مدافعان حرم در جریان جنگ نخست سوریه، بی‌نتیجه شده‌است» (افکار نیوز، ۲۱ آذر)

 

پنبه شدن رشته‌های خامنه‌ای

خامنه‌ای سال‌ها با ادعای دروغین «دفاع از حرم» تلاش کرد تا سیاست‌های جنایت‌بار خود در سوریه را توجیه کند. او با سخنرانی‌های پیاپی، این شعار را به‌عنوان پوششی برای بسیج نیروهای نیابتی‌اش به‌کار برد و آن را به‌ظاهر ابزاری مذهبی معرفی کرد تا احساسات مزدورانش را دستمایه پیشبرد اهداف شوم خود کند. خامنه‌ای در این سخنرانی‌ها، به‌جای پاسخ‌گویی به مردم ایران که تحت فشارهای اقتصادی و اجتماعی قرار داشته و دارند، به ترویج جنگ‌افروزی و دخالت‌های منطقه‌یی پرداخت.

او در ۳۰ خرداد امسال گفت: «خاورمیانهٔ جدید که می‌گفتند، همان خاورمیانه‌ای بود که اینها مختصاتش بود: در سلطه مطلق آمریکا، حاکمیتی با پشتوانه دینی، هم در عراق، هم در سوریه، به نام دین، اما به کام اسراییل و آمریکا و مانند اینها و فشار روی جمهوری اسلامی از دو طرف. حرکت مدافعان حرم، با این نگاه، منطقه را نجات داده؛ یعنی این چیز مهمی است که منطقه را از یک خطر بزرگ، از شر یک نقشه خطرناک نجات داد»!.

در ۲۲ اسفندماه ۱۳۹۷ در دیدار با تعدادی از خانواده‌های کشته‌های رژیم در سوریه گفته بود: «این جوان شما که از اینجا بلند می‌شود می‌رود در خان‌طومان، در زینبیه، در حلب می‌جنگد و به‌شهادت می‌رسد، او جلوی چشم آمریکاست، او جلوی چشم رژیم‌صهیونیستی است، این را می‌بینند؛ این انگیزه را، این شجاعت را، این نیروی عظیم را مشاهده می‌کنند، حساب می‌کنند، از ملّت ایران حساب می‌برند».

در ۲۸ خردادماه ۱۳۹۶ هم باز در صحبت برای همان قماش خانواده‌ها گفته بود: «شهدای دفاع از حرم اگر نبودند، ما باید حالا با عناصر فتنه‌گرِ خبیثِ دشمنِ اهل‌بیت (ع) و دشمن مردم شیعه، در شهرهای ایران می‌جنگیدیم».

و در اول آذرماه ۱۳۹۵ نیز در مشابه همان جمع قپی آمده بود که «افتخار جمهوری اسلامی، امروز این است که ما در مجاورت مرزهای رژیم صهیونیستی و بالاسر آنها نیروهای حزب‌الله یا نیروهای مقاومت را داریم. این‌که اینها این‌قدر ناراضی هستند و می‌گویند جمهوری اسلامی چرا دخالت می‌کند، به این خاطر است... جوانهایی که رفتند به سوریه و عراق و عمدتاً به سوریه، این بصیرت را داشتند. یک عده‌یی امروز اینجا نشسته‌اند در خانه و نمی‌فهمند که قضیه چیست».

 

«جمهوری اسلامی حرم است»!

اما اکنون پس از بازگشایی حرم حضرت زینب و امنیت اماکن و زائران آنجا همهٔ دعاوی مسخرهٔ ولی‌فقیه و اعوان و انصارش بر باد رفته است. مشخص شده که:

شعار دجالانهٔ «دفاع از حرم» تنها ابزاری برای گسترش نفوذ ولایت فقیه در کشورهای منطقه مانند سوریه، عراق و لبنان بوده است، همان‌طور که قاسم سلیمانی دژخیم تصریح کرده بود: «به شما می‌گویند مدافعان حرم، مدافعان حرم می‌دانید یعنی چه؟ حرم یعنی کل جمهوری اسلامی ایران و کل جمهوری اسلامی حرم است و شما هر کجا که هستید مدافع جمهوری اسلامی هستید» (پاسدار چهارباغی، خبرگزاری دفاع مقدس، ۴ دی ۱۴۰۳)

به‌جای دفاع از حرم و مقدسات اسلامی، این رژیم از این بهانه برای ایجاد بحرانهای جنگی و گسترش تروریسم در منطقه استفاده کرده است.

در حالی که مردم ایران در فقر و بحران اقتصادی زندگی می‌کنند، رژیم میلیاردها دلار را برای حمایت از جنگ‌ها و نیروهای وابستهٔ به خود در خارج از کشور صرف کرده است. پس برای حل فقر، تورم، گرانی، اختلاف طبقاتی و... تنها راه‌حل خلاصی از دیکتاتوری دینی است.

حمایت از گروه‌هایی مانند حزب‌الله لبنان، حشدالشعبی عراق، حوثی‌های یمن و دیگر نیروهای وابسته به سپاه پاسداران تنها برای تقویت قدرت رژیم در سطح منطقه‌یی و بین‌المللی بوده و هیچ ربطی به منافع مردم ایران ندارد.

یکی از موضوعاتی که با فاش شدن این دروغ آشکار شد، سوءاستفاده رژیم از مفاهیم مذهبی و مقدس در راستای پیشبرد سیاست‌های خود بود. همان‌طور که برای سالیان سیاست جنگ‌طلبی خود با عراق را «دفاع مقدس» نامید.

سال ۲۰۲۴، سال بدی برای دیکتاتورها - سقوط اسد و شکست‌های رژیم ایران

 

سال ۲۰۲۴، سال بدی برای دیکتاتورها - سقوط اسد و شکست‌های رژیم ایران

خامنه‌ای و بشار اسد
خامنه‌ای و بشار اسد

وال استریت ژورنال در گزارشی به تاریخ ۶ دی ۱۴۰۳ به بررسی تحولات سال ۲۰۲۴ و چالشهای پیش‌روی رژیم‌های خودکامه پرداخته است. در این سال، دیکتاتوریها در نقاط مختلف جهان با موجی از شکست‌های غیرمنتظره روبه‌رو شدند که رژیم جمهوری اسلامی ایران نیز در این روند به‌شدت آسیب دید.

در سوریه، پس از ۲۴ سال حکومت بشار اسد، شورشیان توانستند به دمشق یورش برده و به دیکتاتوری اسد پایان دهند. این شکست سنگین برای رژیم اسد که مدتها از حمایت ایران، روسیه و شبه‌نظامیان مختلف برخوردار بود، پیامدهای زیادی داشت. بزرگ‌ترین بازنده در این سقوط، رژیم تئوکراتیک ایران بود که میلیاردها دلار از فروش نفت خود را به‌صورت اعتباری به سوریه اختصاص داده بود و امیدوار بود از طریق این کشور به یک امپراتوری تجاری در منطقه دست یابد. حالا ایران با از دست دادن حمایت‌های سوریه، یکی از شرکای استراتژیک خود را از دست داده است.

در همین راستا، ایران نه تنها در سوریه شکست خورد، بلکه در جبهه‌های دیگر نیز وضعیت بهتری نداشت. نیروهای نیابتی ایران در غزه و لبنان نیز در برابر حملات اسراییل شکست‌خورده‌اند و رژیم اسراییل حتی برای اولین بار حملاتی را در داخل خاک ایران انجام داد. از طرفی، در حالی که حملات موشکی ایران به اسراییل نتواسته است خسارت‌های جدی به اسراییل وارد کند، رژیم ایران با بحرانهای داخلی نیز مواجه است.

ارز ایران با سقوط شدید روبه‌رو شده و نارضایتی مردم در پی مشکلات اقتصادی و کمبود انرژی در کشور افزایش یافته است. در کنار این مسائل، دولت ایران با قطعی‌های مکرر برق مواجه است، در حالی که این کشور یکی از بزرگ‌ترین ذخایر گاز طبیعی و نفت خام جهان را در اختیار دارد.

به گفته مویسس نعیم، عضو بنیاد کارنگی، ایران اکنون به نماد شکست حکومت‌های استبدادی تبدیل شده است. این تحولات در کنار احتمال بازگشت ترامپ و اجرای سیاست فشار حداکثری، ممکن است بحرانهای داخلی رژیم ایران را تشدید کند.

در نهایت، سال ۲۰۲۴ به‌عنوان یک سال پر از بحران و شکست برای رژیم‌های استبدادی در سراسر جهان، به‌ویژه برای رژیم جمهوری اسلامی ایران، ثبت خواهد شد.

اسراییل فرودگاه صنعا و بندر الحدیده یمن را بمباران کرد

 

اسراییل فرودگاه صنعا و بندر الحدیده یمن را بمباران کرد

اسراییل فرودگاه صنعا و بندر الحدیده یمن را بمباران کرد
اسراییل فرودگاه صنعا و بندر الحدیده یمن را بمباران کرد

بر اساس گزارش‌های منتشر شده در رسانه‌های بین‌المللی، روز پنجشنبه ۶دی، اسراییل حملاتی هوایی به یمن انجام داده است. این حملات در واکنش به پرتاب موشک‌های بالستیک توسط حوثی‌ها به سمت تل‌آویو صورت گرفته است.

در این حملات، فرودگاه بین‌المللی صنعا، پایتخت یمن و هم‌چنین بندر الحدیده هدف قرار گرفته‌اند. به گزارش العربیه، ۷حمله در صنعا و ۳حمله در الحدیده انجام شده است. منابع اسراییلی تأیید کرده‌اند که ده‌ها جنگنده در این عملیات شرکت داشته‌اند.

این حملات هم‌زمان با سخنرانی عبدالملک الحوثی، سرکرده حوثی‌ها، انجام شده و اهدافی مانند نیروگاه‌های برق و تأسیسات نفتی را شامل می‌شده است. مقامات اسراییلی اعلام کرده‌اند که حوثی‌ها بهای سنگینی برای حملات خود خواهند پرداخت و در صورت ادامه اقدامات خصمانه، با پاسخ‌های شدیدتری مواجه خواهند شد.

این نخستین باری نیست که اسراییل به یمن حمله می‌کند. پیش‌تر در ژوئیه ۲۰۲۴، در پاسخ به حمله پهپادی حوثی‌ها به تل‌آویو، بندر حدیده هدف حملات هوایی اسراییل قرار گرفته بود.

این تحولات نشان‌دهنده تشدید تنش‌ها در منطقه و افزایش درگیری‌ها بین اسراییل و حوثی‌های یمن است.

 


۱۴۰۳ دی ۴, سه‌شنبه

مختصات فاشیسم دینی و مسئولیت جامعهٔ جهانی

 

مختصات فاشیسم دینی و مسئولیت جامعهٔ جهانی

مختصات فاشیسم دینی و مسئولیت جامعهٔ جهانی
مختصات فاشیسم دینی و مسئولیت جامعهٔ جهانی

سرنگونی دیکتاتور خون‌ریز سوریه نه تنها تحولی عمیق در سیاست‌های منطقه‌ای، بلکه نشانه‌ای از ضعف ساختاری فاشیسم دینی حاکم بر ایران به‌شمار می‌رود. خامنه‌ای، که سوریه را به‌عنوان عمق استراتژیک خود می‌دید، اکنون با سقوط یکی از مهم‌ترین سدهای خود برای جلوگیری از فروپاشی داخلی، مواجه شده است. فساد ساختاری و ناتوانی نظامی ارتش سوریه مدتها پیش در خلال جنگ داخلی این کشور آشکار شد. اما نکته جدید، فروپاشی روانی و وارفتگی نیروهای نیابتی رژیم ایران است که نشان‌دهنده شکست استراتژیک و از هم‌پاشیدگی جریان‌وار و بی‌انگیزگی نیروی انسانی آن است.

 

پیامدهای کلیدی سرنگونی اسد

سقوط خاندان منفور اسد، پیامدهایی فراتر از مرزهای سوریه دارد. این رویداد، چهره واقعی ضعف رژیم ایران و ناتوانی سپاه پاسداران در حفظ نفوذ منطقه‌یی را به‌وضوح نشان داد. سپاه، که همواره به‌عنوان بازوی نظامی و امنیتی خامنه‌ای عمل کرده، دیگر قادر به حفظ استراتژی گروه‌های نیابتی در خاورمیانه نیست. شکست این استراتژی، نشانه‌ای از پایان سیاست‌های توسعه‌طلبانه رژیم و آغاز فرآیند سرنگونی آن است.

با فرو ریختن یکی از تکیه‌گاههای اصلی رژیم در منطقه، شرایط برای گسترش قیامهای مردمی در ایران و تسریع فرآیند تغییرات سیاسی بیشتر فراهم‌ شده است. این تحول، ضعف مفرط رژیم ایران در مواجهه با بحرانهای داخلی و منطقه‌یی را بیش‌ از پیش آشکار می‌کند.

 

فریبکاری لابی‌ها و تصویرسازی کاذب

یکی از ابزارهای رژیم ایران در سیاست خارجی، لابی‌های گسترده در کشورهای غربی بوده است. این لابی‌ها وظیفه داشتند تصویری کاذب از قدرت و استحکام رژیم ارائه داده و جایگزین دموکراتیک آن، یعنی مقاومت ایران، را انکار کنند. این تلاش‌ها با هدف پنهان کردن توانایی مقاومت ایران در سرنگونی رژیم و نادیده گرفتن فعالیت‌های گسترده کانون‌های شورشی در شهرهای ایران انجام شد.

اما تحولات اخیر این استراتژی را ناکام گذاشته است. جامعه جهانی دیگر نمی‌تواند در برابر اراده مردم ایران برای دستیابی به آزادی و دموکراسی بی‌تفاوت باشد. قطعنامه دوحزبی ۱۱۴۸ کنگره آمریکا، که حق مردم ایران را برای مقابله با سرکوب و ایجاد تغییر به‌رسمیت می‌شناسد، نمایانگر پیشرفت دیپلماسی انقلابی مقاومت ایران است.

 

ضرورت فعال‌سازی مکانیزم ماشه

نظام ولایت‌فقیه، پس از شکست‌های منطقه‌ای، به‌سرعت برنامه ساخت سلاح هسته‌یی خود را تسریع کرده است. هدف این برنامه نه تأمین امنیت ملی، بلکه ایجاد ابزاری برای حفظ بقای رژیم است. در این شرایط، فعال‌سازی مکانیزم ماشه در قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت ضروری است. این اقدام می‌تواند به جامعه جهانی اجازه دهد تا فشارهای بین‌المللی را برای مهار تهدیدات هسته‌یی رژیم ایران افزایش دهد.

حقیقت این است که تنها راه‌کار پایدار برای جلوگیری از تهدیدات هسته‌یی، سرنگونی رژیم ایران توسط مردم و مقاومت است. مردم ناراضی و خشمگین ایران، همراه با کانون‌های شورشی و نیروهای مقاومت در خارج از کشور، نیروی اصلی تغییر را تشکیل می‌دهند.

 

آلترناتیو دموکراتیک

شورای ملی مقاومت، که به‌عنوان جایگزین دموکراتیک رژیم شناخته می‌شود، تأکید دارد که هدف نهایی آن انتقال قدرت به مردم ایران است.

خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور منتخب مقاومت ایران برای دوران انتقال بارها و از جمله در پیام آنلاین خود به گردهمایی در کنگره آمریکا بر این واقعیت تأکید کرد:

«شورای ملی مقاومت نه به‌دنبال کسب قدرت، بلکه در پی انتقال آن به صاحبان حقیقی، یعنی مردم ایران است. بر اساس برنامه شورا، بعد از سرنگونی رژیم، یک دولت موقت به مدت حداکثر ۶ماه تشکیل می‌شود که وظیفه اصلی آن برگزاری انتخابات مجلس مؤسسان و انتقال حاکمیت به نمایندگان مردم است».

مقاومت ایران بر ارزش‌هایی هم‌چون آزادی‌های سیاسی، حقوق برابر زنان، خودمختاری ملیت‌ها، جدایی دین از دولت، لغو حکم اعدام و ایجاد یک ایران غیراتمی تأکید دارد. این اصول، بنیانی برای ساختن ایران فردا و تبدیل آن به کشوری صلح‌طلب و مدافع ثبات در منطقه خواهد بود.

مقاومت ایران از کشورهای غربی، به‌ویژه ایالات متحده، انتظار دارد تا با برقراری تحریم‌های جامع، راههای تأمین مالی رژیم ایران را مسدود کنند. هم‌چنین، فعالیت عوامل رژیم که در قالب گروه‌های پوششی در خارج از کشور فعالیت می‌کنند، باید به‌طور کامل متوقف شود.

 

امتداد دومینوی شکست تا تهران

سقوط دیکتاتور خون‌ریز سوریه، که یکی از بزرگ‌ترین متحدان رژیم ایران بود، نه تنها شکستی برای سیاست‌های منطقه‌یی خامنه‌ای، بلکه زنگ خطری برای ادامه بقای حاکمیت برآمده از ولایت فقیه است. این تحول نشان‌دهنده این واقعیت است که رژیم ایران دیگر توانایی حفظ ساختارهای منطقه‌یی خود را ندارد و با سرعت به سوی زوال پیش می‌رود.

مهم‌تر از این شکست منطقه‌ای، اراده مردم و مقاومت ایران است که تغییر را از درون رقم خواهند زد. تحولات اخیر، نشان‌دهنده نزدیک شدن به مرحله‌ای تاریخی در مبارزات مردم ایران است؛ مرحله‌ای که در آن آزادی و دموکراسی جایگزین استبداد و سرکوب خواهد شد.

در این مسیر، جامعه جهانی باید با ایستادن در کنار مردم ایران و حمایت از حقوق آنها، نقش مؤثری در تسریع این تغییرات ایفا کند. اکنون زمان آن است که همه کشورها از مقاومت ایران حمایت کرده و به رژیم حاکم در تهران نشان دهند که دوران استیلای دیکتاتوری در ایران به پایان رسیده است.