پایان عصر «خمینیسازی» و مدلهای فیک - پیوند ارگانیک آلترناتیو دموکراتیک با کانونهای شورشی
شاه وشیخ دوروی سکه دیکتاتوری ووابستگی عصر هر دو بسر رسید
مرگ بر ارتجاع ساواک باشه یا سپاه
تجربه تلخ سال ۵۷، واکسنی همگانی برای جامعه ایران بود. در آن سالها، فقدان پلتفرم سیاسی مشخص و در زندان شاه بودن پیشتازان انقلابی، باعث شد تا جریانی مرتجع بر موج نارضایتیها سوار شود. امروز اما، تلاش برای بازسازی آن مدل -این بار در قامت «بچه شاه» و با شعارهای فاشیستی همچون «جاوید شاه»- با سد هوشیاری مردم ایران برخورد کرده است. جامعهیی که شعار «مرگ بر ستمگر؛ چه شاه باشه چه رهبر» را به ترجیعبند قیامهای خود تبدیل کرده، در واقع در حال اعلام بلوغ سیاسی خویش است. این شعار، یک انتخاب میان بد و بدتر نیست؛ بلکه نفی تمامیت الگوی «فردمحوری» و «دیکتاتوری» در هر جامه و فرماسیون است.
پیوند ارگانیک آلترناتیو دموکراتیک با کانونهای شورشی
یکی از دلایل اصلی که انقلاب دموکراتیک مردم ایران را بیمه میکند، حضور جریانی است که در ۴دههٔ گذشته، از ۳۰خرداد ۶۰ تاکنون، هرگز میدان را ترک نکرده است. برخلاف اپوزیسیونهای فصلی که با وزش نسیم قیام پدیدار میشوند و با نخستین تندباد ناپدید میگردند، جنبش اصیل دموکراتیک ایران دارای ریشههایی در اعماق فداکاریهای طبقات فرودست، زنان و جوانان است. این انقلاب، رهبری خود را نه در سالنهای کنفرانس غرب، بلکه در «کانونهای شورشی» و در متن مبارزهٔ بیامان علیه سپاه پاسداران بازیافته است

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر