«وقتی راهحل سوم خواب از چشم ولی فقیه مفلوک و جلادان وبچه جلادان نجات میرباید»=خودسوزی تبلیغاتی شماره ۱
نشاندهنده سوختن پروژه تبلیغاتی رژیم در اثر فشار سیاسی، افشاگری، یا شکست در مقابل «راهحل سوم» و مقاومت ایران باشد.بهطور نمادین: «هرچه مینویسند، دود میشود. بیاعتبار و بیاثر.»
مقدمه:
در روزهایی که «راهحل سوم» یعنی نه به مماشات، نه به جنگ – بله به سرنگونی بهدست مردم و مقاومت سازمانیافته ایران بار دیگر به شعار و خواست مشترک اکثریت مردم و نیروهای آزادیخواه ایران و جهان بدل شده،
مثلا پارلمان انگلستان
راهحل سوم: بدیلی دموکراتیک برای پایان دادن به فاشیسم دینی در ایران
رژیم ولایت فقیه در پی کشاندن صحنه نبرد به سنگرهای شکستخوردهی تبلیغاتی است. او از یک سو با نفوذ در رسانههای بینالمللی و از سوی دیگر با بسیج بریدهمزدوران خود در «انجمن نجات» و سایتهای وابسته به وزارت بدنام اطلاعات، در تلاش است تا با حمله به مریم رجوی و مقاومت ایران، صورت مسئله را تغییر دهد و ردای ضدجنگ را به قاتلان مردم ایران بپوشاند.
دو نوشته مزدور امنیتی ایرج صالحی درسایت انجمن مافیائی نجات مازندران، نمونههای برجستهای از این خط مشترک وزارت اطلاعات، سپاه سایبری، و بازماندگان نجاتیافته از سوختن در آتش راهحل سوم است.
افشای وارونهگوییها:
-
حمله به مقاومت برای تایید جنگطلبی رژیم
-
درحالیکه راهحل سوم از دهه ۸۰ خورشیدی تاکنون بارها در نشستهای بینالمللی از زبان رئیسجمهور برگزیده مقاومت ایران، مریم رجوی اعلام شده، مزدور رژیم مدعی میشود که این موضع جدید و ریاکارانه است! دروغی مضحک، چرا که راهحل سوم نهتنها در پیامهای مکتوب و تصویری، بلکه در اسناد رسمی پارلمانهای اروپا و آمریکا نیز منعکس شده و به عنوان آلترناتیو واقعی و پایدار مطرح بوده است.
-
-
اعتراف غیرمستقیم به تأثیر مقاومت
-
تمام حمله ایرج صالحی عضو اطلاعات ملاها در نجات مازندران به مجاهدین حول این محور میچرخد که چرا «سر مار را باید در تهران کوبید»؟ اما او فراموش میکند که همین جمله، ترجمان خواست میلیونها ایرانی و مقاومت آنها علیه منبع اصلی صدور تروریسم و زنکشی و کودککشی در منطقه، یعنی رژیم ولایت فقیه است.
-
-
تناقض و اعتراف به وحشت
-
از یک سو میگویند مجاهدین خلق در مقر کوچک محصور هستند و پیر شدهاند، و از سوی دیگر هشدار میدهند که آنها عامل اصلی بحران برای رژیم هستند، کنفرانس برگزار میکنند، افشاگری هستهای میکنند، مردم را فریب میدهند، اسرائیل را تحریک میکنند و جهان را علیه رژیم میشورانند. اگر ناتواناند، پس از چه میترسید؟
-
-
بیمایگی مقایسه با اسرائیل
-
در مقاله دوم، با ناشیگری امنیتی، سعی شده بین مقاومت ایران و اسرائیل (که رژیم از آن بهعنوان «رژیم کودککش» یاد میکند) تشابهسازی شود. درحالیکه همین رژیم ولایت فقیه بود که برای حفظ قدرت، مردم سوریه، یمن، لبنان و عراق را به خاک و خون کشید و اکنون از زبان مزدوران داخلیاش، در نقش مدافع مردم ظاهر شده است.
-
-
تکرار سوختهترین برگ تبلیغاتی وزارت اطلاعات
-
موضوع جداسازی کودکان، بمبسازی، و حمله به غیرنظامیان سالهاست در سایتهای وزارت اطلاعات تکرار میشود و در دادگاههای اروپا باطل و رد شده. اینکه دوباره همان دروغها را یک کارمند وزارت اطلاعات در قائمشهر تکرار میکند، تنها نشانهی خالیشدن دست رژیم در برابر تهاجم سیاسی راهحل سوم است.
-
نتیجهگیری:
رژیم ولایت فقیه از راهحل سوم بیش از بمبارانهای اسرائیل و تهدیدات آمریکا میترسد. زیرا میداند آنچه تخت ولایت را واژگون خواهد کرد، نه فشار بیرونی بلکه قیام درونی، مقاومت سازمانیافته، و وحدت مردم با آلترناتیوی واقعی است.
بنویسید، ایرج صالحیها! تا تاریخ بداند که در واپسین لحظات عمر رژیم، حتی پادوهای محلی امنیتی در انجمن نجات هم با هراس از راهحل سوم، به خودسوزی تبلیغاتی افتادند.




هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر