آقاي رئيس، نمايندگان محترم،
دوستان عزيز!
خوشحالم كه امروز با شما هستم.
به مناسبت دهم دسامبر، شصت و ششمين سالروز تصويب اعلامية جهاني حقوق بشر، نسبت به قهرماناني كه در راه اين آرمان فداكاري كرده اند، اداي احترام ميكنم.
دوستان عزيز!
خوشحالم كه امروز با شما هستم.
به مناسبت دهم دسامبر، شصت و ششمين سالروز تصويب اعلامية جهاني حقوق بشر، نسبت به قهرماناني كه در راه اين آرمان فداكاري كرده اند، اداي احترام ميكنم.
طنز تلخ و غمناكي است كه در روز حقوق بشر، باز هم ايران به خون رنگين است. در دو هفتة گذشته ملاها پنجاه نفر را اعدام كردهاند. در زندان اروميه دهها زنداني شكنجه شده در بيستمين روز اعتصاب غذاي خود هستند، دهها زنداني بيمار به دارو و درمان دسترسي ندارند و آخوندهاي جنايتكار در حال زجركش كردن آنها هستند و هزاران زنداني تحت حكم اعدام بهسر ميبرند.
از اين رو از دولتهاي اروپا ميپرسم كه ادامة رابطه با اين حكومت وحشي، چه مشروعيتي دارد؟ آيا در حكومت روحاني، چيزي عوض شده است؟
دبير كل ملل متحد و نيز گزارشگر حقوق بشر اين سازمان، صريحاً به اين سؤال پاسخ منفي دادهاند. اما واقعيت فراتر از آن است. زيرا در ايران كنوني چيزي بهنام حقوق بشر وجود ندارد.
اين رژيم پايههاي خود را بر خون 120 هزار زنداني سياسي اعدام شده گذاشته است. سي هزار تن از آنها در سال1367 در عرض چند ماه، فقط بر اساس فتواي خميني قتل عام شدند. قانون اساسي، قوانين جزايي، قوانين مدني و قوانين مصوب مجلس ملاها، همه بر پايه نقض حقوق بشر است.
به وقايع اين يك ساله نگاه كنيد:
-در فروردين ماه، نيروهاي امنيتي، به يك حمله خونين به بند 350 زندان اوين، دست زدند.
-در مهر ماه مقامات، كارزار اسيد پاشي به زنان را در شهر اصفهان و ساير شهرها به بهانة بدحجابي سازمان دادند.
پزشكان گفتهاند بعضي از اين زنان قرباني بايد دست كم 50 بار تحت عمل جراحي قرار بگيرند.
-در آذر ماه، شبه نظاميان بسيجي عدهيي از زنان را در شهر جهرم با چاقو مجروح كردند.
هر دو اين حملات، پس از سخنرانيها و دستورات مقامات و نمايندگان خامنهاي سازمان داده شد.
-يك قانون جديد كه توسط مجلس رژيم به تصويب رسيده كساني را كه مرتكب چنين حملاتي ميشوند، مورد حمايت قرار ميدهد.
-از زمان انتخاب روحاني به رياست جمهوري، 1200 نفر اعدام شدهاند. در ميان آنها حداقل 8نفر زير هجده سال داشتند. همزمان، سركوب اقليتهاي قومي، مانند عربها، بلوچها و كردها، همچنين دستگيري سنيها، دراويش، مسيحيها و بهاييها شدت يافته است. با اين همه، حاميان روحاني در غرب، او را به عنوان يك مدره جا ميزنند.
در ربع قرن گذشته، هيچ سالي به اندازه نخستين سال روي كار آمدن روحاني در ايران اعدام نشده است. هيچ سالي به اندازه اين يك سال اعضاي اپوزيسيون هدف كشتار و گروگانگيري قرار نگرفتهاند و هيچ سالي زنان ايران در اين ابعاد هدف كارزارهاي جنايتكارانة علني واقع نشدهاند.
در 30فروردين امسال روحاني گفت: «وقتي كسي محكوم به اعدام باشد …، يا(برطبق) قانون خداست يا قانوني است كه مجلس تصويب كرده … و ما مجري هستيم».
-در ماه آبان، ريحانة جباري 26 ساله، پس از هفت سال زندان به خاطر دفاع از خود عليه تجاوز، اعدام شد. به رغم مخالفت گسترده در ايران و فراخوان بسياري نهادهاي مدافع حقوق بشر براي آزادي وي، دولت روحاني از طريق وزارت اطلاعات خود فعالانه براي اجراي حكم اعدام او تلاش كرد.
اين است معناي اعتدال و ميانهروي روحاني كه برخي دولتهاي غربي به عنوان توجيهي براي روابط نامشروع خود با ديكتاتوري مذهبي، از آن استفاده ميكنند. اين رژيم كمترين ظرفيتي براي اصلاح ندارد.
دولتهاي غربي حقوق بشر ايران را قرباني روابط خود با ديكتاتوري مذهبي كردهاند. به نتائج تلخ سفرهاي هيأتهاي پارلماني اروپا به تهران در همين يك ساله نگاه كنيد. ملاها از هركدام از اين سفرها به صورت فرصتي براي افزايش اعدامها استفاده كردهاند.
دوستان گرامي!
مذاكرات اتمي با ملاها در يك سال گذشته به موازات افزايش اعدامها صورت گرفت. اروپا و آمريكا، نه تنها در برابر فاجعة سركوب در ايران سكوت كردند، بلكه امتيازات ناموجه بيشتري در اختيار رژيم قرار دادند، اما با اين همه، مذاكرات شكست خورد و جهان همچنان در وحشت از دستيابي يك رژيم بنيادگراي وحشي به بمب اتمي بهسرميبرد.
اما تا آن جا كه به ملاها برميگردد، تمديد مذاكرات اتمي، حاكي از يك بنبست و شكست بزرگ است. اين رژيم ظرفيت توافقي كه متضمن دست برداشتن از بمب اتمي باشد را ندارند. اين رژيم با يك بنبست روبروست: ميخواهد به تحريمهاي بين المللي پايان بدهد، اما در عين حال، از عواقب دست كشيدن از بمب كه بهاي بقاي خودش است، وحشت دارد.
علاوه بر اين، رأس رژيم دچار يك جنگ قدرت كاهنده است. از آن مهمتر، جامعة ايران عميقاً ناراضي و در آستانة يك قيام ديگر است.
سه روز پيش، به مناسبت روز دانشجو در ايران، دانشجويان از دانشگاههاي مختلف، عليرغم تدابير امنيتي شديد توسط نيروهاي سركوبگر ملاها، ديكتاتوري حاكم بر ايران را با شعار «آزادي زنداني سياسي» به چالش كشيدند. بنابراين اكنون زمان بالا بردن فشار بر روي رژيم آخوندي ايران است.
آخوندها به واسطة بالا رفتن فشار، پاي ميز مذاكره آمدند؛ سپس به خاطر اعطاي امتيازات از سوي غرب، از امضاي توافق خودداري كردند. و اكنون تنها راه رو به جلو در رابطه با اين رژيم، افزايش فشار و افزايش تحريمهاست
را با اورانيوم غنيشده بپوشانند. اما آيا قبل از انرژي هستهيي، اين آزادي و حاكميت و كار و نان و مسكن نيست كه حق مسلم ملت ايران است؟»
دوستان عزيز!
امروز جنايات بنيادگرايان در سوريه و عراق، خشم و نفرت جامعه جهاني را بر انگيخته است. دولتهاي غرب براي مقابله با آن يك ائتلاف بينالمللي تشكيل دادهاند. اما چرا در مقابل رژيمي كه پدرخوانده داعش است نميايستند؟ مگر فجايع اين رژيم در 35 سال گذشته در ايران، صد بار بيشتر نبوده است؟ پس سكوت دولتهاي غرب نسبت به سركوبگريهاي آن چه توجيهي دارد؟ تأسف بارتر، اين است كه لابيهاي رژيم ايران تشويق شده اند كه همكاري با رژيم ايران را به عنوان راه حل جنگ با داعش پيش ببرند. اما اين نه راه حل، بلكه نسخهيي براي يك فاجعه است.
نمايندگان محترم!
به مناسبت روز جهاني حقوق بشر، من همچنين ميخواهم توجه پارلمان اروپا را به ادامة محاصرة ضدبشري ليبرتي، كمپ مخالفان ايراني در عراق، جلب كنم.
آخوندها بيش از هر چيز ماشين سركوب و كشتار را عليه مجاهدان آزادي به كار گرفتهاند. در 10شهريور 1392، قواي دولت مالكي در عراق بر اساس دستور خامنهاي، به يك قتل عام در كمپ اشرف دست زدند. 52 نفر اسير دست بسته را با شليك گلوله به سرهايشان اعدام جمعي كردند و هفت نفر شامل شش زن را به گروگان گرفتند. در روز پنجم دي ماه سال گذشته، براي چهارمين بار در عرض يك سال، كمپ ليبرتي را موشك باران كردند.
دولت عراق مجاهدان آزادي در اشرف و ليبرتي را طي شش سال گذشته، تحت محاصره قرار دادهاست. ممنوعيت رفت و آمد، ممنوعيت ديدار حتي با وكيل، و يك محاصرة پزشكي ضد بشري كه تا كنون به بهاي جان 22 نفر تمام شده است.
و حالا مدتي است نيروهاي عراقي بار ديگر به دستور سپاه پاسداران با بلندگوهاي بسيار قوي شكنجة رواني ساكنان را از سر گرفته اند. همان شكنجه هايي كه در سالهاي 2011 و 2012 در اشرف با 320 بلندگو جريان داشت.
بر اين اساس، از اتحادية اروپا ميخواهم از دولت عراق بخواهد كه به حقوق مجاهدان ليبرتي احترام گذاشته و با تغيير سياست خود، در مقابل استبداد وحشي حاكم بر ايران، قاطعيت نشان دهند.
به خصوص اكنون كه مسئولان جديدي زمام امور اتحادية اروپا، كميسيون اروپا و نهاد سياست خارجي اين اتحاديه را به دست گرفتهاند، انتظار ميرود كه آنان، رهبري ابتكار تازهيي را براي دفاع از حقوق بشر ايران، به دست بگيرند.
اين موضع جديد بايد شامل موارد زير باشد:
ـ روابط سياسي و تجاري با رژيم ايران منوط به بهبود وضعيت حقوق بشر، بهويژه توقف اعدام و شكنجه شود.
ـ مسئولان اين جنايتها، يعني سران اين رژيم، در برابر عدالت قرار گيرند.
ـ رژيم آخوندي به اجراي كامل قطعنامههاي شوراي امنيت، توقف غني سازي اورانيوم و پذيرش بازرسيهاي بينالمللي در تمام سايتها و مراكز مشكوك وادار شود.
ـ و محاصرة كمپ ليبرتي، بهويژه محاصرة پزشكي، لغو و كمپ ليبرتي به نهادهاي غير وابسته به رژيم ايران ارجاع شود.
تحقق اين خواستها نه فقط به سود ملتهاي ايران و تمام منطقه است، بلكه لازمة صلح و امنيت جهان است؛ چراكه مجاهدين و مقاومت ايران، تنها راه حل و آلترناتيو در برابر رژيم ملايان و ديكتاتوري حاكم بر ايران هستند و اين تنها آلترناتيو در برابر بنيادگرايي و تروريسم در ايران و در خاورميانه ميباشد.
گروههاي تروريستي، مانند حزب الله و داعش، نتيجة بنيادگرايي در تهران هستند. مقاومت ايران خواهان آزادي و دموكراسي براي مردم ايران و مردم منطقه، و صلح و امنيت براي تمام جهان است.
از همة شما متشكرم.
از اين رو از دولتهاي اروپا ميپرسم كه ادامة رابطه با اين حكومت وحشي، چه مشروعيتي دارد؟ آيا در حكومت روحاني، چيزي عوض شده است؟
دبير كل ملل متحد و نيز گزارشگر حقوق بشر اين سازمان، صريحاً به اين سؤال پاسخ منفي دادهاند. اما واقعيت فراتر از آن است. زيرا در ايران كنوني چيزي بهنام حقوق بشر وجود ندارد.
اين رژيم پايههاي خود را بر خون 120 هزار زنداني سياسي اعدام شده گذاشته است. سي هزار تن از آنها در سال1367 در عرض چند ماه، فقط بر اساس فتواي خميني قتل عام شدند. قانون اساسي، قوانين جزايي، قوانين مدني و قوانين مصوب مجلس ملاها، همه بر پايه نقض حقوق بشر است.
به وقايع اين يك ساله نگاه كنيد:
-در فروردين ماه، نيروهاي امنيتي، به يك حمله خونين به بند 350 زندان اوين، دست زدند.
-در مهر ماه مقامات، كارزار اسيد پاشي به زنان را در شهر اصفهان و ساير شهرها به بهانة بدحجابي سازمان دادند.
پزشكان گفتهاند بعضي از اين زنان قرباني بايد دست كم 50 بار تحت عمل جراحي قرار بگيرند.
-در آذر ماه، شبه نظاميان بسيجي عدهيي از زنان را در شهر جهرم با چاقو مجروح كردند.
هر دو اين حملات، پس از سخنرانيها و دستورات مقامات و نمايندگان خامنهاي سازمان داده شد.
-يك قانون جديد كه توسط مجلس رژيم به تصويب رسيده كساني را كه مرتكب چنين حملاتي ميشوند، مورد حمايت قرار ميدهد.
-از زمان انتخاب روحاني به رياست جمهوري، 1200 نفر اعدام شدهاند. در ميان آنها حداقل 8نفر زير هجده سال داشتند. همزمان، سركوب اقليتهاي قومي، مانند عربها، بلوچها و كردها، همچنين دستگيري سنيها، دراويش، مسيحيها و بهاييها شدت يافته است. با اين همه، حاميان روحاني در غرب، او را به عنوان يك مدره جا ميزنند.
در ربع قرن گذشته، هيچ سالي به اندازه نخستين سال روي كار آمدن روحاني در ايران اعدام نشده است. هيچ سالي به اندازه اين يك سال اعضاي اپوزيسيون هدف كشتار و گروگانگيري قرار نگرفتهاند و هيچ سالي زنان ايران در اين ابعاد هدف كارزارهاي جنايتكارانة علني واقع نشدهاند.
در 30فروردين امسال روحاني گفت: «وقتي كسي محكوم به اعدام باشد …، يا(برطبق) قانون خداست يا قانوني است كه مجلس تصويب كرده … و ما مجري هستيم».
-در ماه آبان، ريحانة جباري 26 ساله، پس از هفت سال زندان به خاطر دفاع از خود عليه تجاوز، اعدام شد. به رغم مخالفت گسترده در ايران و فراخوان بسياري نهادهاي مدافع حقوق بشر براي آزادي وي، دولت روحاني از طريق وزارت اطلاعات خود فعالانه براي اجراي حكم اعدام او تلاش كرد.
اين است معناي اعتدال و ميانهروي روحاني كه برخي دولتهاي غربي به عنوان توجيهي براي روابط نامشروع خود با ديكتاتوري مذهبي، از آن استفاده ميكنند. اين رژيم كمترين ظرفيتي براي اصلاح ندارد.
دولتهاي غربي حقوق بشر ايران را قرباني روابط خود با ديكتاتوري مذهبي كردهاند. به نتائج تلخ سفرهاي هيأتهاي پارلماني اروپا به تهران در همين يك ساله نگاه كنيد. ملاها از هركدام از اين سفرها به صورت فرصتي براي افزايش اعدامها استفاده كردهاند.
دوستان گرامي!
مذاكرات اتمي با ملاها در يك سال گذشته به موازات افزايش اعدامها صورت گرفت. اروپا و آمريكا، نه تنها در برابر فاجعة سركوب در ايران سكوت كردند، بلكه امتيازات ناموجه بيشتري در اختيار رژيم قرار دادند، اما با اين همه، مذاكرات شكست خورد و جهان همچنان در وحشت از دستيابي يك رژيم بنيادگراي وحشي به بمب اتمي بهسرميبرد.
اما تا آن جا كه به ملاها برميگردد، تمديد مذاكرات اتمي، حاكي از يك بنبست و شكست بزرگ است. اين رژيم ظرفيت توافقي كه متضمن دست برداشتن از بمب اتمي باشد را ندارند. اين رژيم با يك بنبست روبروست: ميخواهد به تحريمهاي بين المللي پايان بدهد، اما در عين حال، از عواقب دست كشيدن از بمب كه بهاي بقاي خودش است، وحشت دارد.
علاوه بر اين، رأس رژيم دچار يك جنگ قدرت كاهنده است. از آن مهمتر، جامعة ايران عميقاً ناراضي و در آستانة يك قيام ديگر است.
سه روز پيش، به مناسبت روز دانشجو در ايران، دانشجويان از دانشگاههاي مختلف، عليرغم تدابير امنيتي شديد توسط نيروهاي سركوبگر ملاها، ديكتاتوري حاكم بر ايران را با شعار «آزادي زنداني سياسي» به چالش كشيدند. بنابراين اكنون زمان بالا بردن فشار بر روي رژيم آخوندي ايران است.
آخوندها به واسطة بالا رفتن فشار، پاي ميز مذاكره آمدند؛ سپس به خاطر اعطاي امتيازات از سوي غرب، از امضاي توافق خودداري كردند. و اكنون تنها راه رو به جلو در رابطه با اين رژيم، افزايش فشار و افزايش تحريمهاست
را با اورانيوم غنيشده بپوشانند. اما آيا قبل از انرژي هستهيي، اين آزادي و حاكميت و كار و نان و مسكن نيست كه حق مسلم ملت ايران است؟»
دوستان عزيز!
امروز جنايات بنيادگرايان در سوريه و عراق، خشم و نفرت جامعه جهاني را بر انگيخته است. دولتهاي غرب براي مقابله با آن يك ائتلاف بينالمللي تشكيل دادهاند. اما چرا در مقابل رژيمي كه پدرخوانده داعش است نميايستند؟ مگر فجايع اين رژيم در 35 سال گذشته در ايران، صد بار بيشتر نبوده است؟ پس سكوت دولتهاي غرب نسبت به سركوبگريهاي آن چه توجيهي دارد؟ تأسف بارتر، اين است كه لابيهاي رژيم ايران تشويق شده اند كه همكاري با رژيم ايران را به عنوان راه حل جنگ با داعش پيش ببرند. اما اين نه راه حل، بلكه نسخهيي براي يك فاجعه است.
نمايندگان محترم!
به مناسبت روز جهاني حقوق بشر، من همچنين ميخواهم توجه پارلمان اروپا را به ادامة محاصرة ضدبشري ليبرتي، كمپ مخالفان ايراني در عراق، جلب كنم.
آخوندها بيش از هر چيز ماشين سركوب و كشتار را عليه مجاهدان آزادي به كار گرفتهاند. در 10شهريور 1392، قواي دولت مالكي در عراق بر اساس دستور خامنهاي، به يك قتل عام در كمپ اشرف دست زدند. 52 نفر اسير دست بسته را با شليك گلوله به سرهايشان اعدام جمعي كردند و هفت نفر شامل شش زن را به گروگان گرفتند. در روز پنجم دي ماه سال گذشته، براي چهارمين بار در عرض يك سال، كمپ ليبرتي را موشك باران كردند.
دولت عراق مجاهدان آزادي در اشرف و ليبرتي را طي شش سال گذشته، تحت محاصره قرار دادهاست. ممنوعيت رفت و آمد، ممنوعيت ديدار حتي با وكيل، و يك محاصرة پزشكي ضد بشري كه تا كنون به بهاي جان 22 نفر تمام شده است.
و حالا مدتي است نيروهاي عراقي بار ديگر به دستور سپاه پاسداران با بلندگوهاي بسيار قوي شكنجة رواني ساكنان را از سر گرفته اند. همان شكنجه هايي كه در سالهاي 2011 و 2012 در اشرف با 320 بلندگو جريان داشت.
بر اين اساس، از اتحادية اروپا ميخواهم از دولت عراق بخواهد كه به حقوق مجاهدان ليبرتي احترام گذاشته و با تغيير سياست خود، در مقابل استبداد وحشي حاكم بر ايران، قاطعيت نشان دهند.
به خصوص اكنون كه مسئولان جديدي زمام امور اتحادية اروپا، كميسيون اروپا و نهاد سياست خارجي اين اتحاديه را به دست گرفتهاند، انتظار ميرود كه آنان، رهبري ابتكار تازهيي را براي دفاع از حقوق بشر ايران، به دست بگيرند.
اين موضع جديد بايد شامل موارد زير باشد:
ـ روابط سياسي و تجاري با رژيم ايران منوط به بهبود وضعيت حقوق بشر، بهويژه توقف اعدام و شكنجه شود.
ـ مسئولان اين جنايتها، يعني سران اين رژيم، در برابر عدالت قرار گيرند.
ـ رژيم آخوندي به اجراي كامل قطعنامههاي شوراي امنيت، توقف غني سازي اورانيوم و پذيرش بازرسيهاي بينالمللي در تمام سايتها و مراكز مشكوك وادار شود.
ـ و محاصرة كمپ ليبرتي، بهويژه محاصرة پزشكي، لغو و كمپ ليبرتي به نهادهاي غير وابسته به رژيم ايران ارجاع شود.
تحقق اين خواستها نه فقط به سود ملتهاي ايران و تمام منطقه است، بلكه لازمة صلح و امنيت جهان است؛ چراكه مجاهدين و مقاومت ايران، تنها راه حل و آلترناتيو در برابر رژيم ملايان و ديكتاتوري حاكم بر ايران هستند و اين تنها آلترناتيو در برابر بنيادگرايي و تروريسم در ايران و در خاورميانه ميباشد.
گروههاي تروريستي، مانند حزب الله و داعش، نتيجة بنيادگرايي در تهران هستند. مقاومت ايران خواهان آزادي و دموكراسي براي مردم ايران و مردم منطقه، و صلح و امنيت براي تمام جهان است.
از همة شما متشكرم.
از سايت مريم رجوي
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر