۱۴۰۳ دی ۱۲, چهارشنبه

هیولایی در پس نقاب – قاسم سلیمانی – قسمت سوم

 

هیولایی در پس نقاب – قاسم سلیمانی – قسمت سوم


هیولايی در پس پرده -قاسم سلیمانی ۳

هیولایی در پس نقاب - قاسم سلیمانی - قسمت دوم

هیولایی در پس نقاب -  قاسم سلیمانی -  قسمت دوم
هیولایی در پس نقاب -  قاسم سلیمانی -  قسمت دوم

 

هیولایی در پس نقاب ـ قاسم سلیمانی ـ قسمت اول

 

هیولایی در پس نقاب ـ قاسم سلیمانی ـ قسمت اول



ایران؛ گراز وحشی دلار از کجا تغذیه می‌کند؟

 

ایران؛ گراز وحشی دلار از کجا تغذیه می‌کند؟

دلار
دلار

اقتصادِ صددرصد سیاسی شده در حاکمیت ملایان، مدام «کودکان ناهمگون»(۱) در عرصه‌های اقتصادی، معیشتی و حتی سیاسی می‌آفریند.

در این حاکمیت، اقتصاد از مصدر مفهوم و تعریف استاندارد خود خارج شده و در خدمت تحکیم سلطه‌ی سیاسی قرار گرفته است.

اقتصادِ وصل به سیاست‌های حاکمیت، در خدمت تأمین توسعه‌طلبی‌های فرامرزی است.

اقتصاد، در خدمت تکثیر خصوصی‌سازی‌های متصل به حاکمیت است.

اقتصاد، دمنده‌ بر کوره‌ی استثمارافزایی برای تضمین صدارت طبقه‌ی حاکم است.

 

مجموع این‌ها وقتی به‌هم می‌پیوندند، یک مافیای سیاسی ــ اقتصادی تولید می‌شود که اولین محصولی که می‌دهد، این است که رد علت تمام بحران‌های اقتصادی و معیشتی را گم یا کور کند تا معلوم نشود که چرا گراز وحشیِ قیمت دلار و تبعات متصل به آن، قابل کنترل نیست! گنگ و گم نشان دادن علت این وضعیت را حتی روزنامه‌های حکومتی هم به‌طور غیرمستقیم اشاره کرده‌اند: «دست نامرئی بازار ارز.»(۲)  «در فاصله سال‌های ۹۰ تا ۹۵، به‌رغم آن‌که بیش از ۳میلیون واحد مسکونی در کشور ساخته و تولید شد، اما «مالک‌‌‌ها، مالک‌‌‌تر» شدند و «جمعیت مستاجرها به‌جای کاهش، افزایش یافت.»(۳)

حاکمیت آخوندی با کشورهای دیگر قراردادهای کلان می‌بندد، جنس وارد می‌کند، بازار را با سیاست متمرکز چپاول‌گری قرق می‌کند و کسبه و بازار و اقشار را گرفتار گرداب ناکارآمدی، بیکاری و نداشتن قدرت خرید می‌کند.

 

مجموع این‌ها وقتی یک رشته‌ی به‌هم پیوسته می‌شوند، دیگر طاقت بازار اقتصاد هم طاق می‌شود و بازاریان تهران به‌طور متحد در روز ۹دی به دادخواهیِ درآمد، معیشت و حق زندگی برمی‌خیزند و فریاد فراخوان به اعتصاب سراسری سرمی‌دهند. بازاریان، ادامه‌ی سلسله‌ی اعتراضات و اعتصابات اقشار دیگر مثل کارگران، پرستاران و بازنشستگان هستند که اتحاد و یکپارچگی‌شان، می‌تواند حاکمیت مغروق در بحران بالفعل سیاسی و استراتژیک را تعیین تکلیف نهایی کند.

 

صعود «خط فقر» در پیوند با «گراز مهارناپذیر دلار» و «افت پول ملی»، به شخم زدن زمین زندگی در ایران آخوندزده مشغولند. حاکمیت بحران‌زی از طریق امامان ریاییِ جمعه و نمایندگان متمول گماشته‌ی ولی‌فقیه در مجلس ارتجاع، داد رفع مشکل معیشت مردم را می‌دهد، ولی سال به سال و دولت به دولت، گرازهای قیمت‌گذار حکومتی، وحشی‌تر می‌شوند:

«بین سال‌های ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۱، آمار خانوار‌های مستأجری که در کشور درگیر فقر بودند ۴۸درصد افزایش داشته است. در سال ۱۴۰۱ بیش از ۱ میلیون خانوار مستأجر درگیر فقر در مناطق شهری(۸۲درصد)، درآمدی کمتر از خط فقر داشته و ۲۳۳هزار خانوار(۱۸درصد) با اضافه شدن هزینه تأمین مسکن استیجاری به سبد هزینه آن‌ها درگیر فقر شده‌اند.»(۴)

 

صعود هندسیِ «دلار» و تفریق شتابان ارزش ریال و تومان، تسمه‌یی شده است که هر روز گرده‌ی اقشار مردم ایران را بیش از پیش می‌فشرد. هر دولتی را هم که ولی‌فقیه می‌گمارد، جز حرافی‌های بی‌هزینه با هدف عوام‌فریبیِ بیش از گذشتگانش، هیچ عایدی بر کف نیازمندی‌های مردم نمی‌گذارد، که از قضا بر سیاست بحران‌افزاییِ دلار می‌دمد:

«قیمت دلار، طلا و سکه در اولین روز هفته رکورد زد. دلار از کانال ۸۱هزار تومان و سکه از کانال ۵۷میلیون تومان عبور کردند. جراحی اقتصادی عامل مؤثر در افزایش قیمت دلار است. عامل اصلی افزایش قیمت دلار، تورم است که ناشی از سیاست‌های پولی می‌باشد.»(۵)

 

اقتصاد صددرصد سیاسی شده و پیوند خورده با جان‌مایه‌ی سلطه و تداوم عمر نظام ملایان، تنها پاسخ سیاسی دارد. وجهی از این پاسخ ضروری را قدرت بازاریان و اقشار صنفی و اجتماعی ایران در ید موقعیت به‌غایت تأثیرگذار خود دارند. بی‌شک اتحاد آنان و استمرار اعتراضات و اعتصابات، می‌تواند مسیر پایان‌بخش سلطه و صدارت دیکتاتوری آخوندی را سرعت و کیفیت تعیین‌کننده بخشد.

 

پی‌نوشت:

۱ـ تعبیری از احمد شاملو در مجموعه‌ی «کاشفان فروتن شوکران»، شعر «خطابه تدفین».

۲ ـ روزنامه شرق، ۹دی ۱۴۰۳

۳ ـ روزنامه دنیای اقتصاد، ۹دی ۱۴۰۳

۴ ـ روزنامه آرمان امروز، ۹دی ۱۴۰۳

۵ ـ روزنامه ستاره صبح، ۹دی ۱۴۰۳

بحرانهای مرگبار و «سرمازدگی حکمرانان»

 

بحرانهای مرگبار و «سرمازدگی حکمرانان»

بحرانهای مرگبار و «سرمازدگی حکمرانان»
بحرانهای مرگبار و «سرمازدگی حکمرانان»

اقتصاد ایران در دوران استیلای عمامه‌داران ریایی با چالشهای ساختاری و پیچیده‌ای مواجه بوده است که پیامدهای آن در ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی قابل مشاهده است. «مسعود نیلی»، در مقاله‌یی با عنوان «خطر سرمازدگی حکمرانان» تلاش کرده است به سردمداران و کارگزاران نظام ولایت فقیه در بارهٔ بحرانهای گوناگون در عرصه‌های روابط خارجی، اقتصاد و چالشهای اجتماعی اندرز و هشدار دهد و به آنان بفهماند که «خطا در تشخیص موقعیت می‌تواند هزینه‌های جبران‌ناپذیر تاریخی ایجاد کند»!

به‌نظر می‌رسد این‌بار کار از انذار و هشدار گذشته باشد؛ زیرا او می‌نویسد:

«طی چند ماه اخیر، تعدد و تنوع مشکلات بزرگ به‌شدت افزایش پیدا کرده و از مرحله نگرانی عبور کرده‌ایم. آنچه درباره وقوع آن در آینده هشدار داده می‌شد، در زمان حال محقق شده و ابعاد آسیب‌زای خود را نمایان ساخته است.» (جهان صنعت. ۸ دی ۱۴۰۳)

 

«خواب ناشی از سرمازدگی»

وضعیت حاکمیت به اندازه‌ای بحرانی و در آستانهٔ سقوط است که از دید این اقتصاد‌دان «لرزه بر اندام انسان می‌اندازد و خواب از چشم می‌رباید»! او حکمرانان نظام ولایت فقیه را به کوهنوردانی تشبیه می‌کند که دچار سرمازدگی و به خواب رفتگی ناشی از آن شده‌اند.

«شاید سیاستمداران ما شبیه به کوهنوردانی شده‌اند که در سرمای کوهستان، گرفتار سرمازدگی شده‌اند و در پی آن، به خواب رفته‌اند. این یادداشت هر چند بسیار تلخ نوشته شده است، اما امیدوارم تلخی آن، نیشتری باشد که این افراد را از خواب سرمازدگی بیدار کند» (همان منبع)

 

اصلاح یا انقلاب؟

اندرزها و هشدارهای مسعود نیلی و دیگر اقتصاد‌دانان حکومتی ممکن است حاوی برخی انتقادهای تند و تیز علیه نظام ولایت فقیه باشد، اما در نهایت، در خدمت اصلاح یک نظام ضدتاریخی و واپسگرا و محتوم به سرنگونی است. راه‌حل بحرانهای ایران تنها در براندازی ساختار حکومت نهفته است، نه اصلاحات جزیی آن

خانه از پای‌بست ویران است

خواجه در بند نقش ایوان است.

با در نظر گرفتن این موضوع مروری بر هشدارهای این اقتصاددان نه‌تنها تأییدی بر ناکارآمدی ساختار فاشیسم دینی است، بلکه تأکیدی بر ضرورت براندازی نظام حکمرانی کنونی تلقی می‌شود.

این هشدارهای کارشناسانه را می‌توان در محورهای زیر دسته‌بندی کرد:

 

چالشهای خارجی: تلاطم‌های بین‌المللی و اثرات آن

۱. چشم‌انداز تشدید تحریم‌ها در دوران ترامپ

انتخاب ترامپ به‌عنوان رئیس‌جمهور آمریکا می‌تواند موجب تشدید محدودیت‌های جدید بر صادرات نفت فاشیسم دینی شود. این مسأله به‌طور مستقیم بازار ارز، بودجه، تولید، و تورم را تحت تأثیر قرار می‌دهد. هم‌چنین، فعال شدن مکانیزم ماشه از سوی کشورهای اروپایی، فراتر از یک احتمال است.

۲. جنگ‌افروزیهای منطقه‌یی و اصرار بر تداوم صدور تروریسم

ادامهٔ سیاست جنگ‌افروزانه و اصرار بر صدور تروریسم می‌تواند به گسترش درگیریهای نظامی و تمرکز بر سر مار بنیادگرایی بیانجامد.

۳- تأثیر پیروزی انقلاب سوریه

با پیروزی انقلاب در سوریه و کمرشکن‌شدن استراتژیک نظام ولایت فقیه هر نوع ماجراجویی جنگی نه تنها به نفع فاشیسم دینی نیست بلکه بیش‌از‌پیش اقتصاد ورشکستهٔ ایران را به سمت هزینه‌های نظامی سوق می‌دهد و به انهدام کامل می‌کشاند.

 

بحرانهای داخلی: اقتصاد ناتراز و محیط‌زیستی تخریب‌شده

۱. ناترازی انرژی

با وجود رتبه‌های بالای ایران در ذخایر نفت و گاز، بحران انرژی به تعطیلی گسترده فعالیت‌های اقتصادی و اداری منجر شده است. این وضعیت نشانه‌ای از فساد ساختاری، ناکارآمدی مدیریتی و نبود برنامه‌ریزی بلندمدت در بهره‌برداری از منابع طبیعی است.

۲. آلودگی هوا و فرو نشست خاک

آلودگی هوا، ناشی از مصرف بی‌رویه منابع و نبود صنعتی‌شدن پایدار، به سلامتی شهروندان آسیب جدی وارد کرده است. هم‌چنین، فرو نشست خاک به‌عنوان تهدیدی جدی برای زیرساخت‌های کشور، آینده سرزمینی ایران را به خطر انداخته است.

۳. کسری بودجه و نظام بانکی بیمار

ابعاد کسری بودجه و ناترازی نظام بانکی کشور هشداردهنده است. دولت در ارائه خدمات عمومی و سرمایه‌گذاریهای زیربنایی ناتوان است، ورشکستگی نظام بازنشستگی نیز وضعیت را پیچیده‌تر کرده است. این وضعیت به‌طور مستقیم بر نرخ ارز و تورم اثر گذاشته و بی‌ثباتی اقتصادی را تشدید کرده است.

 

مسائل اجتماعی: گسترش فقر و کاهش سرمایه اجتماعی

۱. افزایش جمعیت زیر خط فقر

افزایش ۱۰ میلیونی جمعیت زیر خط فقر، پیامدهایی هم‌چون رشد اعتیاد، طلاق، و جرایم اجتماعی را به‌دنبال داشته است. این وضعیت نشان‌دهنده ضعف ساختاری در توزیع عادلانه منابع و مدیریت اقتصادی است.

۲. فساد و کاهش سرمایه اجتماعی

فساد گسترده در میان مقامات و بنگاههای اقتصادی رانتی، سرمایه اجتماعی نظام حکمرانی را به پایین‌ترین سطح تاریخی خود رسانده است. این شرایط اعتماد عمومی به حاکمیت به‌شدت تضعیف کرده و جامعه را به سمت شورشگری سوق داده است.

«پیمایش‌های انجام شده از نگرش‌های ایرانیان نشان می‌دهد که وضعیت سرمایه اجتماعی نظام حکمرانی در حضیض تاریخی خود قرار دارد» (همان).

۳. گسست‌های فرهنگی و اجتماعی

گسست میان نسل جوان و نظام حکمرانی، به‌ویژه در موضوعاتی مانند فیلترینگ، نشان‌دهنده عدم درک صحیح از تحولات اجتماعی و فرهنگی است. این وضعیت، مانند آتش زیر خاکستر، ظرفیت بالقوه‌ای برای بروز بحرانهای اجتماعی فراهم کرده است.

 

جزایر جداگانه در حکمرانی

مسعود نیلی معتقد است که ساختار تصمیم‌گیری در نظام ولایت فقیه به‌گونه‌یی است که مسائل اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی به‌صورت جزایر جداگانه مدیریت می‌شود.

او در مورد وضعیت قاراشمیش و بحران‌زدهٔ نظام و تشتت درونی آن می‌نویسد:

«پررونق‌ترین بازار در کشور ما، هم‌چنان، بازار دعواهای سیاسی و مشغول شدن به تخریب ظرفیت‌های درونیِ نظام سیاسی و نابود‌سازی مقدار ناچیز باقی مانده از سرمایه اجتماعی نظام تصمیم‌گیری است. کافی است کسی بررسی کند و ببیند در میانه این همه مشکلات هول‌انگیز، مشغله اصلی سیاستمداران مؤثر ما چه بوده است. گروهی، همه تلاش خود را صرف ترغیب تصمیم‌گیرندگان به افتادن در عرصه درگیریهای نظامی می‌کنند. گروهی دیگر، به‌طور خستگی‌ناپذیر در تلاش برای برکناری فلان مقام مسئول و استعفای فلان مقام دیگر مسئول هستند و عده‌یی دلواپسِ تأخیر در ابلاغ قانون حجاب‌اند. از سوی دیگر، در سطوح بالای دولت، هنوز راجع به رشد ۸درصد و اجرای برنامه هفتم صحبت می‌شود و مجلس شورای اسلامی با جدیت و صرف وقت در حال بررسی بودجه‌یی است که احتمال محقق شدن فروض اصلی آن بسیار پایین است، گویی هر نهادی سعی می‌کند خود را از مسائل اصلی دور نگه داشته و به مسائل دست چندم مشغول کند.» (همان)

***

تصویری که از این مجموعه اعتراف در ذهن نقش می‌بندد، این است که دیگر زمان آن نیست که «سیاست‌مداران از خواب سرمازدگی بیدار شده و با درک واقعی از عمق بحرانها، برای نجات کشور برنامه‌یی عملی و جامع تدوین کنند»! جملهٔ درست آن است که بگوییم: «لحظه به خواب رفتن در حالت سرمازدگی، مرگ قطعی را در پی خواهد داشت».

شمارش معکوس این مرگ از هم‌اکنون آغاز شده است.

۱۰دی‌ماه ۱۲۹۰، شهادت ثقةالاسلام تبریزی، به‌دست مزدوران استعمار و استبداد

 

۱۰دی‌ماه ۱۲۹۰، شهادت ثقةالاسلام تبریزی، به‌دست مزدوران استعمار و استبداد

ثقةالاسلام تبریزی مبارزی دلیر و وفادار آزادی
ثقةالاسلام تبریزی مبارزی دلیر و وفادار آزادی
«ما به وجود ثقةالاسلام که در تبریز است، می‌نازیم و او را تکیه‌گاه ملی می‌شناسیم... او مفتی مشروطه و قهرمان آزادی است».(از یادداشت روشنفکران و آزادی‌خواهان و روحانیان حامی مشروطیت)

*** ***

میرزا علی‌آقا تبریزی پسر حاج میرزا موسی ثقةالاسلام بود. در سال ۱۲۳۹ خورشیدی در تبریز به‌دنیا آمد. تحصیلاتش را نخست در تبریز و بعد در کربلا و نجف کامل کرد و به ایران بازگشت. پس از مرگ پدرش در سال ۱۲۷۸، لقب ثقةالاسلام را به اسم خود افزود و با همین لقب مشهور گشت و در تاریخ مشروطه ماند.

ثقةالاسلام علاوه بر زبان مادری به زبان‌های فارسی، عربی و فرانسه احاطه کامل داشت.‌ او ذهنی کنجکاو و فکری باز و روشن و همواره پرسش‌گر داشت. در ادبیات فارسی و عربی استاد شد و بر فقه، اصول، حکمت و کلام، تاریخ و جغرافیا مسلط. طبع شاعرانه و نفوذ کلام داشت و سخنور بود. در نوشتن، سبک گلستان سعدی و قائم‌مقام فراهانی را خوش می‌داشت و بسیار نوشت و در دفترهای زمانه از جوهر آزاداندیشی‌ا‌ش امضاها نهاد.

ثقةالاسلام در سخنرانی‌هایش مردم را به آشنا شدن با دنیای نوین و افکار روشن دعوت می‌کرد. شعرخوانی‌اش موجب جمع شدن مشتاقان تغییر اوضاع ایران در کتابخانه‌اش می‌گشت.

با شروع مشروطیت از نخستین حامیان و مبلغان و گرونده‌گان آن شد. در مقابل تشکیل‌دهنده‌گان انجمن اسلامیه که روحانیان مخالف مشروطه بودند، از انجمن ایالتی آذربایجان دفاع کرد و با آن همکاری کامل داشت. با اعلام رسمی مشروطه، در انتخابات دوره اول مجلس شورای ملی شرکت کرد و نفر اول تبریز شد؛ با این حال از رفتن به مجلس خودداری نمود.

ثقةالاسلام در تشخیص منافع سیاسی مشروطیت، دارای ذهنی وقاد و نافذ بود. در نشست و برخاست‌ها میان آزادی‌خواهان و مشروطه‌خواهان، شخصیتی پرجنب‌وجوش و پرجذبه داشت. در بیشتر تصمیم‌گیری‌ها و ملاقات‌ها حضور و نقش تعیین‌کننده داشت. با تسلطی که به زبان‌های عربی و فرانسه داشت، ملاقات‌ها و امورات خارجی مشروطه‌خواهان را سر و سامان می‌داد. از ویژه‌گی‌های ثقةالاسلام باید از شجاعت، دلیری و ریسک‌پذیری‌اش یاد کرد.

با به توپ بستن مجلس شورا و آغاز «استبداد صغیر» که تهدید اشغال تبریز وجود داشت، تلاش بسیار کرد که تبریز آسیب نبیند و در امان باشد. همواره کوشید که اوضاع در کنترل انقلابیون بماند. پای روس‌ها که به تبریز رسید، بلافاصله نامه‌یی به رئیس شهربانی تبریز نوشت که وقت همت است و در مقابل اشغال‌گری روس دست به‌کار شوند.

ثقةالاسلام با نفوذ سیاسی و اشرافی که به تقدم تضادها داشت، بر سر واداشتن محمدعلی شاه به قبول مشروطیت تلاش کرد. در مقاومت ۱۱ماهه انقلابیون تبریز کنار آنان بود و عین‌الدوله را به‌زانو درآوردند. با سعی و دخالت و فعالیت‌های سیاسی او محاصره تبریز ترک برداشت و راه ورود آذوقه به روی مردم گشوده شد.

یکی از شرایط دشوار تصمیم‌گیری برای ثقةالاسلام، اوضاعی بود که روس‌ها در تبریز ایجاد کرده بودند که همانا قلع‌وقمع انقلابیون بود. عثمانی‌ها به ثقةالاسلام هشدار دادند که به آنها پناهنده شود؛ ولی او توجهی نکرد و از مخفی شدن و پناهندگی خودداری نمود. در ادامهٔ ‌ حوادث که هر روز پیچیده‌تر می‌شد، تصمیم به رفتن به کنسول روسیه گرفت.

روس‌های تزاری که به نفوذ شخصیت و شهرت ثقةالاسلام پی برده بودند، به سیاق همهٔ اشغال‌گران و دیکتاتورها که از نفرت مردم نسبت به جنایات‌شان هراس دارند، از وی خواستند کاغذی بنویسد و اعلام کند که جنگ را مجاهدین تبریز شروع کردند و مسبب این خون‌ریزی آنها هستند! ثقةالاسلام با آن‌که حس می‌کرد بوف مرگ بالای سرش می‌چرخد، نپذیرفت و چشم در چشم روس‌ها آنان را اشغال‌گر و مسبب جنایت علیه مجاهدان تبریز نامید.

تزاری‌ها که پی برده بودند ثقةالاسلام از چه وجهه و احترام و نفوذی میان مردم و مجاهدان تبریز برخوردار است، به‌زعم خود خواستند او را اعدام کنند تا زهرچشم بگیرند؛ اما هنگامی که اشغال‌گران به طرف چوبهٔ دارش می‌بردند، روحیه‌اش قوی‌تر شد. در مسیر رفتن به‌سوی مرگ، با لحنی آمرانه میرغضب‌ها و جلادان و دژخیمان را از خود دور می‌کرد؛ با چهره‌ای شاداب و خندان، چهره‌های اندوه‌ناک دیگران را تسلی می‌داد و به دلیری و اعتماد به‌نفس فرامی‌خواند.

ثقةالاسلام تبریزی روز ۱۰دی ۱۲۹۰(عاشورای ۱۳۳۰) توسط قوای تزاری مسلط بر تبریز به‌همراه ۷آزادی‌خواه دیگر از جمله پسران ۱۶ و ۱۷ساله علی‌مسیو اعدام شد. پیکر او را در مقبره شعرای تبریز به‌خاک سپردند و میعادگاه سلام و ارادت و محبت و تکریم و پیوند مشتاقان عدالت و آزادی و استقلال گشت.

خون ثقةالاسلام که در جویبار همیشه‌جاری مبارزات پیشتازان عدالت‌طلبی و آزادی‌خواهی جریان یافته است، کماکان در پرتو هماره رخشان آنها زنده و جاری ماند و به نسل‌های دهه‌های بعد و اکنون ایران پیوست.

بعد از پیروزی انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه که امپراتوری تزار را از صفحه روزگار محو نمود، هیأتی سیاسی ـ نظامی از جانب دولت شوروی و کنسول آن در ایران حضور یافتند و از به‌قتل رساندن ثقةالاسلام پوزش خواستند. آنان به‌همراه آزادی‌خواهان ایرانی بر مزار ثقةالاسلام رفتند، به او ادای احترام نمودند و دسته‌های گل تقدیمش کردند.

از ثقةالاسلام تبریزی مقاله‌ها، کتاب‌ها و تألیفاتی به‌جا مانده که گویای نواندیشی و سرشت انسان‌دوست او و آرزویش برای نشستن همای آزادی بر فلات ایران‌زمین است...

خامنه‌ای در واکنش به سقوط اسد: برخی کشورها اگر دچار اشتباه بزرگ شوند مانند سوریه خواهند شد

خامنه‌ای در واکنش به سقوط اسد: برخی کشورها اگر دچار اشتباه بزرگ شوند مانند سوریه خواهند شد


خامنه ای ولی فقیه ارتجاع - افشا

علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران در سخنانی صبح چهارشنبه ۱۲ دی، در واکنش به سقوط رژیم بشار اسد گفت: «برخی کشورها اگر دچار اشتباه بزرگ شوند و عوامل ثبات و اقتدار خود را که همان جوان‌های مومن هستند، از صحنه خارج کنند؛ همانند سوریه خواهند شد.»

او افزود: «سوریه متعلق به مردم سوریه است،کسانی که تعرض کردند یک روزی درمقابل جوانان غیور سوری عقب خواهند رفت.»

این در حالی است که احمد الشرع، رهبر مرحله انتقالی سوریه در گفت‌وگوی اختصاصی با العربیه ضمن انتقاد از اظهارات اخیر مقامات ایران گفت: «ما وارد تهران یا جنوب لبنان نشدیم، بلکه به شهرها و روستاهایمان بازگشتیم. منتظر اظهارات مثبت از سوی تهران بودیم و ایران باید با مردم سوریه همسو می‌شد.»

علی خامنه‌ای در واکنش به سقوط اسد و روی کار آمدن احمد الشرع، گفت: «به این جوله باطل نگاه نکنید، این‌هایی که امروز جولان می‌دهند روزی زیر پای مومنان لگدمال خواهند شد.»

احمد الشرع، رهبر اداره جدید سوریه در گفت‌وگوی اختصاصی با العربیه گفته بود که «هر کشوری که ایران در آن نفوذ دارد از جمله عراق، لبنان و سوریه تنش‌های فرقه‌ای در مقیاس بسیار گسترده رخ می‌دهد به طوری که منجر به جنگ داخلی می‌شود، فساد اداری قابل توجهی در سطح دولت و نهادهای عمومی آن کشور ایجاد می‌شود و تولید و صنعت کپتاگون و دیگر انواع مواد مخدر در آن گسترش می‌یابد.»

الشرع گفت امیدوار بودم ایران در مداخلات خود در منطقه تجدید نظر کند، مساله‌ای که دارد به ضرر مردم منطقه تمام می‌شود.

او تاکید کرد که سوریه نمی‌تواند با کشور بزرگی در منطقه مانند ایران قطع رابطه کند اما باید روابط دمشق و تهران مبتنی بر دیپلماتیک، احترام متبادل به حاکمیت دو کشور، عدم مداخله در امور داخلی باشد.

الشرع گفت: «معتقدم بخش وسیعی از جامعه داخل ایران وجود دارد که آرزو دارند نقش ایران در منطقه مانند هر کشور عادی دیگری مثبت و قابل درک باشد و آن هم بدون دخالت در امور کشورهای دیگر، حمایت از برخی گروه‌های شبه‌نظامیان و بدون نفوذ به روستاها و شهرهای ما و دستکاری در آنها، همانطور که در 14 سال گذشته اتفاق افتاد.»

الشرع در پاسخ به خبرنگار العربیه در خصوص شکایت علیه حکومت ایران برای الزام این کشور به پرداخت غرامت به سوریه به دلیل ویرانی کشورش در اثر مداخله نظامی تهران گفت: «خیلی به این موضوع فکر نکرده‌ام.» و افزود: «کمیته‌های حقوقی درخواست‌های غرامت از کشورها یا گروه‌هایی که در ویرانی سوریه نقش داشتند را بررسی خواهند کرد.»

پیشتر یک منبع نزدیک به «اداره سیاسی» جدید در سوریه فاش کرد که دولت جدید دمشق در حال تهیه شکایتی علیه تهران برای ارائه به دادگاه‌های بین‌المللی است که شامل درخواست برای ملزم کردن ایران به پرداخت غرامتی به مبلغ 300 میلیارد دلار است.العربیه فارسی