منابع آگاه: مقامات امنيتى با حضور مجتبی خامنهای در مراسم خاکسپاری پدرش مخالفت كردند
مجتبی وعلی خامنه ای
همزمان با آغاز مراسم تشییع علی خامنهای، رهبر پیشین جمهورى اسلامى ایران، در روز شنبه، که قرار است طی حدود یک هفته در پنج شهر ایران و با حضور طرفداران نظام و شماری از شخصیتهای خارجی برگزار شود، همچنان ابهامها درباره حضور مجتبی خامنهای، رهبر کنونی، ادامه دارد.
مجتبى خامنهای از زمان انتصابش در اسفند گذشته پس از کشته شدن پدرش در نخستین روز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تاکنون در انظار عمومی ظاهر نشده است.
علی اکبر پورجمشیدیان، قائم مقام وزیر کشور ايران و دبیر ستاد ملی مراسم تشییع جنازه خامنهای، در یک کنفرانس مطبوعاتی اظهار داشته «موضوع حضور رهبر ایران در حوزه اختیار یا اطلاع ایشان نیست.»
او افزود که «اگر ترتیباتی در این زمینه وجود داشته باشد، دفتر ایشان جزئیات را اعلام خواهد کرد»، که هنوز این اتفاق نیفتاده است.
عدم حضور در مراسم تشییع همسرش
مجتبی خامنهای که گمان میرود به دلیل تدابیر شدید امنیتی در یک پناهگاه مستحکم اقامت دارد و دسترسی و ارتباط با او بهشدت محدود شده است، در مراسم یادبود همسرش، زهرا حدادعادل، که شامگاه چهارشنبه در تهران برگزار شد نیز حضور نداشت. زهرا حدادعادل نیز به همراه فرزند نوجوانشان و چند تن دیگر از اعضای خانواده، در جریان همان حملات کشته شده بود.
بسیاری از حامیان مجتبی خامنهای امیدوار بودند او در مراسم تشییع حضور یابد، در عین حال اما نشریه «نیویورکتایمز»، به نقل از دو عضو سپاه پاسداران و یک فرد آگاه از برنامهریزی مراسم تشییع گزارش داد که او قصد داشت در مراسم خاکسپاری پدرش در مشهد حضور یابد، اما نهادهای امنیتی با این درخواست مخالفت کردند.
این دو مقام افزودند که این مجتبى خامنهای 56 ساله به مقامات اطلاع داده بود که مایل است حداقل در برخی از بخشهای مراسم تشییع جنازه شرکت کند.
این دو مقام همچنین گفتند او تمایل داشت در مراسم خاکسپاری پدرش که قرار است 9 ژوئیه در حرم امام رضا در شهر مشهد برگزار شود، حضور یافته و نماز میت را اقامه کند.
پیشتر خبرگزاری «انصاف نیوز» ایران به نقل از محمدحسین خوشوقت، که خواهرش همسر مصطفی خامنهای، دیگر فرزند رهبر پیشین ایران است، در ماه ژوئن اعلام کرده بود کارشناسان امنیتی به رهبر جدید توصیه کردهاند «به هیچوجه در انظار عمومی ظاهر نشود و حتی از انتشار فایلهای صوتی خود نیز خودداری کند.»
مراسم رسمی عزاداری که از روز شنبه در تهران آغاز شد انتظار میرود میلیونها نفر در آن شرکت کنند. پیکر علی خامنهای اکنون در مصلای تهران نگهداری میشود.
مراسم عزاداری تا روز دوشنبه ادامه خواهد داشت و سپس پیکر علی خامنهای به شهر قم و پس از آن به عراق منتقل میشود. قرار است او روز پنجشنبه آینده در زادگاهش مشهد دفن شود. ایران بهدلیل ملاحظات امنیتی تصمیم گرفته حریم هوایی خود را برای چند روز ببندد.
علی خامنهای نهم اسفند سال گذشته در پی حمله هوایی به محل اقامت او در تهران کشته شد. پس از آن، آمریکا و اسرائیل جنگی گسترده را علیه ایران آغاز کردند که بیش از پنج هفته ادامه داشت و در نهایت، نمایندگان واشینگتن و تهران بر سر آتشبس توافق کردند. در جریان این حملات، دهها تن از فرماندهان ارشد و اعضای سپاه پاسداران، همچنین شماری از مقامهای سیاسی ایران کشته شدند.
دو مقاله مرتبط به رژیم ومقاومت ایران- عکس از آرشیو... معنای گسترش شکاف در حاکمیت و سرایت آن به مجلس خبرگان و حوزههای علمیه - اعتبار بینالمللی مقاومت و الزامات آن
اجلاس شورای ملی مقاومت در روزهای جمعه و شنبه ۵ و۶ تیر ۱۴۰۵ با حضور خانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده شورا برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران برگزار شد و در ساعت ۲۳ شنبهشب ۶تیر پایان یافت.
جمعی از یاران شورا و نمایندگان جوامع ایرانی در کشورهای مختلف در نخستین روز اجلاس بهعنوان ناظر شرکت داشتند و شماری از آنها سخنانی ایراد کردند.
در آغاز اجلاس، سرود «ای ایران» (سرود رسمی شورا از سال ۱۳۶۱) اجرا شد و آنگاه خانم رجوی در سخنان افتتاحیه، با تبریک چهل و پنجمین سالگرد تأسیس شورا گفت:
امسال صد و بیستمین سالگرد انقلاب مشروطه است. درود می فرستیم به همه آنها که با رزم و رنج و نثار جان، آن انقلاب بزرگ را به پیروزی رساندند. یاد ستارخان سردار ملی بخیر که میگفت: «من برای آن جان در کف گرفتهام و با بدخواهان مُلک و ملت به مبارزه برخاستهام که مردم را از زنجیر استبداد خلاص کنم».
تأسیس شورای ملی مقاومت در ۳۰ تیر ۱۳۶۰ در تهران، یعنی در سالگرد قیام ملی ۳۰ تیر درحمایت از مصدق بزرگ ، ادامه تکاملی جنبشهای آزادیخواهانه مردم ایران از مشروطه به اینسو است.
مبارزات شورا و مسئول آن در دفاع از مرزهای جنبش در برابر شاه و شیخ دستاورد بزرگ مردم ایران است. برنامه شورا که در سال ۱۳۶۰ منتشر شد و طرحهای آن که مبانی یک جمهوری دموکراتیک را بیان میکنند از مهمترین اسناد انقلاب دموکراتیک مردم ایران است.
خانم رجوی افزود: حالا که دفتر تاریخ ایران در حال ورق خوردن است. لحظهیی به این ۱۲۰سال گذشته نگاه کنیم. دیکتاتوری ۵۷ ساله رضاشاه و پسرش با سه بار کودتا و دخالت قدرتهای خارجی و با سرکوب آزادیها و بیعدالتی ادامه پیدا کرد تا با انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران سرنگون شد.
سلطنت مطلقه خمینی و خامنهای هم که با سرقت رهبری انقلاب ۵۷ و انحصار طلبی و سرکوب خونبار بهار آزادی، قدرت را قبضه کرد، ۴۸ سال به ضرب اعدام و قتلعام و جنگافروزی ادامه یافت ولی امروز در مقابله با مردم و مقاومت ایران و زیر آوار شکستهای بزرگ در حال خرد شدن است.
در این ۱۲۰ سال پرچمداران و سمبلها و رهروان راه آزادی در برابر سرکوب و قتلعام یا شیطانسازی، میجنگند و پایداری میکنند. برپایی جایگزین دموکراتیک شورای ملی مقاومت پایدارترین ائتلاف سیاسی تاریخ ایران دستاورد بزرگ همین مسیر است. اعلام دولت موقت با سابقه ۴۵ ساله و شعار صلح و آزادی، به این معناست که مردم ایران از شایستگی و قدرتی برخوردار شدهاند که میتوانند بعد از سرنگونی رژیم قدرت را بهصورت دموکراتیک و صلح آمیز به منتخبان واقعی خود بسپارند.
خانم رجوی خاطر نشان کرد: همچنانکه پیش از این نیز بارها اعلام کردهایم ما از توقف جنگ و پایان مصیبتهای مردم ایران و هرگونه تفاهم و توافق و قرارداد صلح استقبال میکنیم و تأکید داریم که هر توافق بینالمللی برای پایان جنگ باید دربرگیرنده توقف اعدام زندانیان سیاسی و توقف کشتار معترضان باشد. به آخوندها گفتهایم و میگوییم که از عقبنشینی و خوردن زهر توسط شما بسیار استقبال میکنیم. سرنگونی رژیم آخوندی و نیل به آزادی و جمهوری دموکراتیک برعهده خود ما و خلق ما و ارتش آزادیست.
خانم رجوی با اشاره به فشار و شانتاژ رژیم که ممنوعیت ناموجه تظاهرات۳۰ خرداد در پاریس را در پی داشت و با قدردانی از هموطنان و دستاندکاران کارزار ایران آزاد که این توطئه را نقش برآب کردند گفت: اسناد رسمی پلیس فرانسه که به دادگاه ارائه شد تصریح میکند که تظاهرات در معرض خطر حمله بزرگ رژیم آخوندی است و از سوی ساواک بازماندگان شاه تهدید به بمبگذاری شده است. یعنی در برابر مقاومت مردم ایران و جایگزین دموکراتیک، بقایای دیکتاتوری شاه به خدمت بقایای شیخ درآمدهاند.
اما این رژیم هیچ راهی برای خروج از بنبست ندارد، نه از بحرانهای داخلی و سیاسی و اقتصادی و نه از دو راهی زهر آتشبس یا ادامه جنگ مرگبار خارجی. عوارض مرگ خامنهای هم، هرچه زمان میگذرد، بارزتر و جنگ گرگها و بحران درونی رژیم شدیدتر میشود. آنهم در وضعیتی که فقر و تورم و گرانی و بیکاری، نارضایتی اجتماعی را بیش از پیش انفجاری کرده است. رژیم ولایت فقیه، بیش از هر زمان دیگر به سرنگونی توسط مردم و مقاومت ایران نزدیک است.
اعضای شورا با تبریک کارزار ایران آزاد و گردهماییهای کهکشان مقاومت و شکست رژیم در جلوگیری از رساندن پیام تظاهرات ۳۰خرداد، تأکید کردند امواج خروشان دهها هزار تن از هموطنان و حامیان مقاومت از زن و مرد و پیر و جوان که برای تظاهرات به پاریس آمده بودند، در میدان ووبان و در چندین نقطه دیگر شهر صدای مردم مظلوم ایران و رزمندگان آزادی و کانونهای شورشی را رساتر از همیشه طنین انداز کردند. آنها بهمثابه گردانهای نبرد و پایداری در برابر این رژیم به جهانیان نشان دادند که یگانه راه برقراری آزادی و دموکراسی در ایران همین جایگزین دموکراتیک و ارتش آزادی است و این حقیقت را به اثبات رساندند که اراده آزاد و داوطلبانه فرزندان میهن شکستناپذیر است و بقایای شیخ و شاه در برابر فرزاندان آزادیخواه و شورشگر ایران زمین، زبون و محکوم به شکست هستند.
شورا بر این عقیده بود که کهکشان ایران آزاد امسال آزمون سیاسی و بینالمللی بزرگی بود که بار دیگر نشان داد چگونه شورای ملی مقاومت در مسیر ۴۵سال پایداری، با وفاداری بیشکاف به مرزبندی و شعار اصولی نه شاه نه شیخ، در پرتلاطمترین دورههای تاریخ ایران، حضوری تعیینکننده داشته و در برابر انواع توطئهها ایستادگی کرده است. مقاومتی که در ۴۵سال گذشته پیوسته بهای سنگین ایستادن در برابر دشمنی خونخوار همچون خمینی ضدبشر را پرداخت کرده است.
اجلاس در قسمت دیگری از مباحث خود از مواضع مسئولانه، اصولی و میهن پرستانه شورای ملی مقاومت و مسئول و رئیس جمهور آن در مورد جنگ و آتشبس تقدیر کرد، مواضعی که منافع ملی و استراتژیک را تحت الشعاع منافع تاکتیکی و کوتاه مدت و ملاحظات سیاسی قرار نداد.
اعضای شورا تأکید کردند که بیشک هدایت کشتی مقاومت در توفان حوادث متلاطم و آزمونهای گوناگون، مرهون نقش تعیینکننده مسئول شوراست که طی ۴۵سال گذشته با درایت و استواری براصول، انسجام و اعتلای دیرپاترین ائتلاف سیاسی در طولانیترین و خونینترین و بغرنجترین مقاومت سازمانیافته تاریخ ایران را تضمین کرد. عملکرد و مواضع شجاعانه این مقاومت و درستی مواضع و تحلیلهای شورا آن را بهعنوان یکی از مهمترین سرمایههای مردم ایران در مبارزه برای سرنگونی نظام منحوس آخوندی و رسیدن به آزادی و حقوق بشر و عدالت باید قدر شناخت. طرحها و مصوبات شورا از افتخارات ماندگار این شورا و نشانههای روشن پیوند میان شرافت و سیاست در تجربه این مقاومت است.
شورا با درود به ۱۰مجاهد سرموضع که در واقع اعضای همین شورا هستند و در ماههای اخیر سرفراز به پای چوبههای دار رفتند و با ستایش از حماسه آفرینی جوانان مجاهد و شورشگر در میدانهای رزم و در دل زندانها تأکید کرد تجربه مقاومت ایران در شرایط پرتلاطم و سرشار از شگفتی که سپهر سیاسی ایران را در یکسال اخیر فراگرفته بود نویدبخش آیندهیی است که با پیکار پرشکوه زنان و مردان آزادیخواه ساخته خواهد شد. نسل شورش و انقلاب که نمودی از آن روز ۳۰خرداد امسال در پاریس به صحنه آمد از پشتوانههای این آینده درخشان است.
اجلاس تأکید کرد طی سالیان، شورای ملی مقاومت بارها و بارها تأکید کرد جنگ و مماشات قادر به مهار سیاست بنیادگرایانه رژیم ایران نیست و تجربه نشان داد که مماشات سرانجام منجر به جنگ ویرانگر میشود. این حقیقت را جنبش انقلابی و قیامهای دیماه و جنگ اخیر ثابت کرد که هرگونه دخالت نظامی و خارجی و هرگونه جانشینسازی ارتجاعی استعماری و رباتیک، راه به جایی نمیبرد و کسب آزادی و مبارزه برای رهایی از استبداد دینی حق و وظیفه مردم ایران و زنان و مردان آزادیخواه و نیروهای پیشتاز و شورشی است.
اعضای شورا تأکید کردند معامله و پول دادن و نفس دادن و فرصت دادن به این رژیم قرون وسطایی در هرشکل و به هربهانه محکوم است و جز خسارت و زیان برای مردم ایران و برای منطقه و جهان حاصلی ندارد.
آنها افزودند آلترناتیو ارتجاعی استعماری و مجازی حول بچه شاه یک پروژه امنیتی است که وزارت اطلاعات رژیم و پارهیی از دوائر امنیتی خارجی در آن شرکت داشتند، در عمل کاری جز سنگاندازی در مقابل قیام و مقاومت مردم ایران نکرد. این دار و دسته فاشیستی با راه اندازی باندهای جنایتکار و به صحنه آوردن آنها با آرم ساواک نیات شوم خود را به نمایش گذاشت. اما امروز بقایای این طرح استبدادی و وابستهگرایانه در همه ابعاد رسوا و بیآبرو شدهاند و روی دست سازندگان و طراحانش ماندهاند.
اجلاس دو روزه شورا وضعیت اقتصادی، اجتماعی در داخل میهن اسیر و شرایط معیشتی مردم، بهویژه کارگران و زحمتکشان و بازنشستگان و معلمان و پرستاران و صاحبان درآمدهای ثابت را مورد بررسی قرار داد. آنان که تورم سه رقمی از جمله در گرانی فزاینده نان و دارو و دیگر نیازمندیهای اولیه زندگی را در سختترین شرایط تجربه میکنند.
اجلاس نتیجهگیری کرد هرچند رژیم با تشدید سرکوب و موج اعدامها و ایجاد جو رعب و وحشت تلاش میکند نارضایتیهای متراکم و بحران انقلابی را کنترل کند، اما از انفجار خشم مردم گریزی ندارد و زمان قطعیترین نبرد در جنگ اصلی بین مردم و مقاومت سازمانیافته با رژیم سفاک و درهم شکسته ولایت فقیه، هرچه نزدیکتر میشود.
آری، میدان، میدان کانونهای شورشی و ارتش آزادی و مردم بپاخاسته است. خامنهای ضحاک پس از قتلعام و کشتار دیماه میخواست اختناق مطلق را با بسیج همه نیروهایش حاکم کند، اما، کانونهای شورشی با عملیات قهرمانانه خود شعلههای آتش مقاومت را روشن وفروزان نگهداشتند. تهاجم ۲۵۰ رزمنده مجاهد این شورا به بیت العنکبوت خامنهای ۵ روز قبل از جنگ ۴۰ روزه نشان داد تنها راه رهایی، همانا مقاومت سازمانیافته و مجاهدان و شورشگران برای آزادی هستند که حرف آخر را میزنند. همچنانکه مسئول شورا و فرمانده ارتش آزادی تأکید کرد: «اگر کسی گمان میکند میتواند انقلاب دموکراتیک نوین ایران را مانند انقلاب مشروطه و انقلاب ضدسلطنتی برباید و در لجه خون اندازد، سخت در اشتباه است، انقلابیون و شورشگران هوشیار و بیدارند. این گوی و این میدان».
بیش از صد روز از اعلام رهبری مجتبی خامنهای در حالی میگذرد که از آن زمان تاکنون هیچ تصویر یا حتی صدایی از او منتشر نشده است. مقامات حکومتی درباره وضعیت کنونی و میزان جراحتاش چه میگویند؟ آیا مجتبی خامنهای زنده است؟
علی خامنهای، مجلس خبرگان رهبری روز ۱۷ اسفندماه سال ۱۴۰۴ با صدور بیانیهای،مجتبی خامنهایرا رهبر جدید جمهوری اسلامی اعلام کرد.
اکنون بیش از صد روز از آغاز رهبری دومین فرزند علی خامنهای میگذرد؛ مجتبی خامنهای متولد ۱۷ شهریورماه سال ۱۳۴۸ در مشهد حالا در شرایطی بر صندلی پدر تکیه زده که از زمان اعلام رهبریاش تا امروز نه تصویری از او منتشر شده و نه حتی صدایی؛ هرچه هست، پیامهاییست مکتوب و "منتسب به او".
با این حال، بررسی اظهارات مقامهای جمهوری اسلامی درباره وضعیت مجتبی خامنهای میتواند به سرنخهایی بینجامد؛ اظهاراتی اغلب جستهوگریخته و حتی در تریبونهایی "غیررسمی" همچون تجمعهای شبانه حامیان حکومت.
این ادعاها البته به طور کلی در دو موضوع تقریبا مشترکاند؛ نخست اینکه مجتبی در حملات روز ۹ اسفندماه ۱۴۰۴ "مجروح" و "به بیمارستان سینا منتقل شد". دوم اینکه او "زنده" و "هوشیار" است.
مجتبی "در سلامتی کامل" است
یکی از نخستین اظهارات رسمی درباره وضعیت مجتبی خامنهای را سعید خطیبزاده، معاون وزارت خارجه، روز ۲۰فروردین ۱۴۰۵ در مصاحبه با بیبیسینیوز مطرح کرد.
او در ادبیاتی دیپلماتیک گفت: «ایشان، خوب و در سلامت کامل است و در دفتر خود حضور دارد. ایشان کنترل همهچیز را در دست دارد.»
خطیبزاده البته در همان گفتوگو در پاسخ به این پرسش که آیا خودش رهبر جدید را دیده یا کسی را میشناسد که او را دیده باشد، پاسخ مستقیمی نداد و طفره رفت.
تقریبا همزمان با این اظهارات، یک عضو مجلس شورای اسلامی نیز در جملاتی مشابه ادعا کرد که رهبر جدید "هوشیاری کامل" دارد و "حتی یک شب هم در بیمارستان بستری نشده است".
محسن زنگنه که در تلویزیون دولتی ایران سخن میگفت، جراحتهای مجتبی خامنهای را در حد "چند خراش، بریدگی و بخیههای جزئی" توصیف کرد.
مجتبی از مرگ میگریزد؛ "کاری کوچک در حیاط"
شدت حملات هوایی به بیت خامنهای به حدی بود که از همان ابتدا گمانهزنیهایی درباره مرگ مجتبی خامنهای نیز منتشر شد؛ این گمانهزنیها پس از آن بالا گرفت که علاوه بر "مقام معظم رهبری"، شماری از محافظان و نزدیکان او از جمله محمدرضا ثقفیفر نیز کشته شدند.
در نتیجه این پرسش رفتهرفته رنگوبوی جدیتری به خود گرفت که به فرض اینکه ادعای مقامات درباره زندهبودن مجتبی درست باشد، او اساسا چگونه از مرگ گریخت؟
خبرگزاری فارس، نزدیک به سپاه پاسداران و محافل امنیتی، روز ۱۱ اردیبهشتماه از قول محسن قمی، معاون امور بینالملل دفتر رهبری جمهوری اسلامی درباره نحوه جانبهدر بردن مجتبی از مرگ نوشت: «ایشان چند دقیقه پیش از انفجار به مناسبت کاری در حیاط حضور یافتند و همین امر موجب نجاتشان شد.»
او البته درباره این "کار" توضیح بیشتری نداد و البته جای تعجب نیست که "خبرنگار" فارس نیز سوالی مطرح نکرد.
قمی نیز بر این موضوع تاکید کرد که "مجتبی در سلامت کامل است" و "مذاکرات و مدیریت میدان با نظر مستقیم ایشان انجام میشود".
مجتبی به بیمارستان سینا منتقل شد
یکی از مفصلترین روایتها از سوی مقامات درباره وضعیت جسمی مجتبی خامنهای را رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاعرسانی وزارت بهداشت ارائه کرد.
حسین کرمانپور اواخر اردیبهشتماه گفت روز ۹ اسفند ۱۴۰۴، پس از حمله به محدوده بیت رهبری، "بین ساعات ۱۱ تا ۱۳ گفته شد مقامی را از بیت خواهند آورد؛ کادر درمان بیمارستان تصورشان این بود که رهبری هستند ... در آن لحظات متوجه شدیم رهبری به درجه شهادت نائل شدند و قرار است آقا مجتبی را بیاورند".
او درباره میزان جراحت مجتبی گفت: «به جز جراحت سطحی بر صورت، سر و پاها که منجر به هیچ قطع عضو و ناراحتی خاصی نشده بود، اتفاق خاصی نیفتاده بود و جزو مجروحیتهای مهمی تلقی نمیشد و نیاز به اقدامات خاصی نداشت، جز یک الی دو بخیه که به ایشان زده شد.»
به گفته او، مجتبی حدود ساعت ۲ بامداد روز ۱۰ اسفندماه از بیمارستان سینا مرخص شد.
روایتها درباره وضعیت سلامتی مجتبی خامنهای البته تنها به افراد و تریبونهای رسمی محدود نمیشود. از جمله آنها، مدیرکل تشریفات دفتر خامنهای در تجمع شبانه ۱۸ اردیبهشت حامیان حکومت، جزئیات بیشتری از جراحتها ارائه کرد.
مظاهر حسینی گفت که مجتبی در زمان حمله "دچار موج انفجار شد و به زمین افتاد؛ یک خرده کشکک پایش صدمه دید و یک خرده کمرش".
او همچنین گزارشها درباره آسیب جدی به پیشانی یا چهره رهبر جدید جمهوری اسلامی را رد کرد و گفت آنچه رخ داده، "یک ترَک کوچک پشت گوش" بوده که زیر عمامه قرار میگیرد و مشخص نیست.
روایت پزشکیان از "دیدار دوساعت و نیمه" با رهبر جدید
از جمله بحثبرانگیزترین ادعاها درباره مجتبی خامنهای، سخنان مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران است. پزشکیان روز ۱۶ اردیبهشتماه در نشستی در وزارت صنعت، معدن و تجارت از "دیدار اخیر" و "دوساعت و نیمه" با مجتبی خامنهای خبر داد.
او فضای دیدار را "صمیمی" توصیف و ادعا کرد که "نحوه مواجهه، نوع نگاه و شیوه برخورد متواضعانه و عمیقاً صمیمی" رهبر جدید، توجهاش را به خود جلب کرده است.
از این دیدار البته هیچ تصویر، سند و مدرکی منتشر نشده است. تردیدها درباره این دیدار از آن جهت بالا گرفت که همزمان گمانهزنیهای بسیاری درباره اختلاف میان سپاه پاسداران و دولت مسعود پزشکیان بویژه در زمینه جنگ و مذاکرات با آمریکا بالا گرفته بود. برخی ناظران، این سخنان پزشکیان را مانوری در مقابل سپاه پاسداران و محافل امنیتی دانستند با این پیام ویژه که پزشکیان و دولتش از حمایت رهبر جدید برخوردارند.
زمینهچینی برای غیبت طولانی؟
عدم انتشار تصویر یا حتی صدایی از مجتبی خامنهای باعث شده تا این گمانهزنی رفتهرفته قدرت یابد که او به دلیل جراحت یا شاید مسائل امنیتی، احتمالا تا مدتی طولانی در محافل عمومی ظاهر نشود و به غیبت خود از انظار عمومی ادامه دهد؛ مدلی شبیه زندگی سیدحسن نصرالله که اغلب زیر زمین است تا روی آن.
افزون بر این، رگههایی از نگاه شیعی نیز گهگاه در برخی اظهارنظرها دیده میشود؛ رگههایی که سعی میکند تا از مجتبی به عنوان "امام غایب" یاد کند به این امید که نوعی جنبه قدسی و دینی نیز برای او فراهم سازند. این تلاشها البته چندیست که شروع شده آنچنانکه مثلا حسین کرمانپور، رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاعرسانی وزارت بهداشت نیز در روایتش از حضور مجتبی خامنهای در بیمارستان ادعا میکند: «همکارانم گفتند هرکاری کردیم ایشان روزهشان را باز کنند، نکردند و تا افطار ایشان روزهشان را نگه داشتند.»
با این حال، پررنگترین اظهارات درباره احتمال غیبت طولانیمدت مجتبی از انظار عمومی را میتوان در سخنان برادر همسر مصطفی خامنهای یافت.
محمدحسین خوشوقت که با وبسایت انصافنیوز سخن میگفت، ادعا کرد: «کارشناسان توصیه اکید کردهاند که مطلقا هیچ تصویری از مجتبی خامنهای دیده نشود و حتی پیام صوتی هم ندهد.»
آیا مجتبی زنده است؟
همه این ادعاها و روایات درباره وضعیت جسمی مجتبی خامنهای در حالی مطرح میشود که به هرحال، برای حامیان حکومت در جمهوری اسلامی، بویژه لایههای تندروی آن همچون آتشبهاختیارها و ذوبشدگان در ولایت، حضور فیزیکی و رویت رهبر از اهمیت فراوانی برخوردار است؛ جنبهای نمادین اما مهم که علی خامنهای نیز به آن واقف بود آنچنانکه مثلا دیر یا زود پس از بحرانهای سیاسی مختلف، پشت تریبون میرفت؛ خطبه میگفت یا با شماری از حامیانش دیدار میکرد.
مجموعه این شرایط اما بار دیگر این پرسش بنیادین را زنده میکند، که آیا مجتبی از حملات روز ۹ اسفندماه ۱۴۰۴ جان به در برده است؟ آیا "حضور در حیاط برای انجام کاری کوچک" به روایت محسن قمی، برای گریختن از مرگ در مقابل انبوهی از انفجار کفایت میکند؟ آیا مجتبی زنده است؟