۱۴۰۵ تیر ۹, سه‌شنبه

روایت مقامات نظام از مجتبی خامنه‌ای؛ آیا او زنده است؟

 در پی کشت

روایت مقامات نروایت مقامات نظام از مجتبی خامنه‌ای؛ آیا او زنده است؟



۱۴۰۵ تیر ۷, یکشنبه

بیش از صد روز از اعلام رهبری مجتبی خامنه‌ای در حالی می‌گذرد که از آن زمان تاکنون هیچ تصویر یا حتی صدایی از او منتشر نشده است. مقامات حکومتی درباره وضعیت کنونی و میزان جراحت‌اش چه می‌گویند؟ آیا مجتبی خامنه‌ای زنده است؟

علی خامنه‌ای، مجلس خبرگان رهبری روز ۱۷ اسفندماه 
سال ۱۴۰۴ با صدور بیانیه‌ای، مجتبی خامنه‌ای را رهبر جدید جمهوری 
اسلامی اعلام کرد.

اکنون بیش از صد روز از آغاز رهبری دومین فرزند علی خامنه‌ای می‌گذرد؛ مجتبی خامنه‌ای متولد ۱۷ شهریورماه سال ۱۳۴۸ در مشهد حالا در شرایطی بر صندلی پدر تکیه زده که از زمان اعلام رهبری‌اش تا امروز نه تصویری از او منتشر شده و نه حتی صدایی؛ هرچه هست، پیام‌هایی‌ست مکتوب و "منتسب به او".

با این حال، بررسی اظهارات مقام‌های جمهوری اسلامی درباره وضعیت مجتبی خامنه‌ای می‌تواند به سرنخ‌هایی بینجامد؛ اظهاراتی اغلب جسته‌و‌گریخته و حتی در تریبون‌هایی "غیررسمی" همچون تجمع‌های شبانه حامیان حکومت.


این ادعاها البته به طور کلی در دو موضوع تقریبا مشترک‌اند؛ نخست اینکه مجتبی در حملات روز ۹ اسفندماه ۱۴۰۴ "مجروح" و "به بیمارستان سینا منتقل شد". دوم اینکه او "زنده" و "هوشیار" است.

مجتبی "در سلامتی کامل" است

یکی از نخستین اظهارات رسمی درباره وضعیت مجتبی خامنه‌ای را سعید خطیب‌زاده، معاون وزارت خارجه، روز ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ در مصاحبه با بی‌بی‌سی‌نیوز مطرح کرد.

او  در ادبیاتی دیپلماتیک گفت: «ایشان، خوب و در سلامت کامل است و در دفتر خود حضور دارد. ایشان کنترل همه‌چیز را در دست دارد.»

خطیب‌زاده البته در همان گفت‌وگو در پاسخ به این پرسش که آیا خودش رهبر جدید را دیده یا کسی را می‌شناسد که او را دیده باشد، پاسخ مستقیمی نداد و طفره رفت.

تقریبا همزمان با این اظهارات، یک عضو مجلس شورای اسلامی نیز در جملاتی مشابه ادعا کرد که رهبر جدید "هوشیاری کامل" دارد و "حتی یک شب هم در بیمارستان بستری نشده است".

محسن زنگنه که در تلویزیون دولتی ایران سخن می‌گفت، جراحت‌های مجتبی خامنه‌ای را در حد "چند خراش، بریدگی و بخیه‌های جزئی" توصیف کرد.

مجتبی از مرگ می‌گریزد؛ "کاری کوچک در حیاط"

شدت حملات هوایی به بیت خامنه‌ای به حدی بود که از همان ابتدا گمانه‌زنی‌هایی درباره مرگ مجتبی خامنه‌ای نیز منتشر شد؛ این گمانه‌زنی‌ها پس از آن بالا گرفت که علاوه بر "مقام معظم رهبری"، شماری از محافظان و نزدیکان او از جمله محمدرضا ثقفی‌فر نیز کشته شدند.

در نتیجه این پرسش رفته‌رفته رنگ‌وبوی جدی‌تری به خود گرفت که به فرض اینکه ادعای مقامات درباره زنده‌بودن مجتبی درست باشد، او اساسا چگونه از مرگ گریخت؟

بیشتر بخوانید: درباره مجتبی خامنه‌ای چه می‌دانیم؟

خبرگزاری فارس، نزدیک به سپاه پاسداران و محافل امنیتی، روز ۱۱ اردیبهشت‌ماه از قول محسن قمی، معاون امور بین‌الملل دفتر رهبری جمهوری اسلامی درباره نحوه جان‌به‌در بردن مجتبی از مرگ نوشت: «ایشان چند دقیقه پیش از انفجار به مناسبت کاری در حیاط حضور یافتند و همین امر موجب نجاتشان شد.»

او البته درباره این "کار" توضیح بیشتری نداد و البته جای تعجب نیست که "خبرنگار" فارس نیز سوالی مطرح نکرد.

قمی نیز بر این موضوع تاکید کرد که "مجتبی در سلامت کامل است" و "مذاکرات و مدیریت میدان با نظر مستقیم ایشان انجام می‌شود".

مجتبی به بیمارستان سینا منتقل شد

یکی از مفصل‌ترین روایت‌ها از سوی مقامات درباره وضعیت جسمی مجتبی خامنه‌ای را رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت بهداشت ارائه کرد.

حسین کرمان‌پور اواخر اردیبهشت‌ماه گفت روز ۹ اسفند ۱۴۰۴، پس از حمله به محدوده بیت رهبری، "بین ساعات ۱۱ تا ۱۳  گفته شد مقامی را از بیت خواهند آورد؛ کادر درمان بیمارستان تصورشان این بود که رهبری هستند ... در آن لحظات متوجه شدیم رهبری به درجه شهادت نائل شدند و قرار است آقا مجتبی را بیاورند".

او درباره میزان جراحت مجتبی گفت: «به جز جراحت سطحی بر صورت، سر و پا‌ها که منجر به هیچ قطع عضو و ناراحتی خاصی نشده بود، اتفاق خاصی نیفتاده بود و جزو مجروحیت‌های مهمی تلقی نمی‌شد و نیاز به اقدامات خاصی نداشت، جز یک الی دو بخیه که به ایشان زده شد.»

به گفته او، مجتبی حدود ساعت ۲ بامداد روز ۱۰ اسفندماه از بیمارستان سینا مرخص شد.

روایت‌ها درباره وضعیت سلامتی مجتبی خامنه‌ای البته تنها به افراد و تریبون‌های رسمی محدود نمی‌شود. از جمله آنها، مدیرکل تشریفات دفتر خامنه‌ای در تجمع شبانه ۱۸ اردیبهشت‌ حامیان حکومت، جزئیات بیشتری از جراحت‌ها ارائه کرد.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

مظاهر حسینی گفت که مجتبی در زمان حمله "دچار موج انفجار شد و به زمین افتاد؛ یک خرده کشکک پایش صدمه دید و یک خرده کمرش".

او همچنین گزارش‌ها درباره آسیب جدی به پیشانی یا چهره رهبر جدید جمهوری اسلامی را رد کرد و گفت آنچه رخ داده، "یک ترَک کوچک پشت گوش" بوده که زیر عمامه قرار می‌گیرد و مشخص نیست.

روایت پزشکیان از "دیدار دوساعت و نیمه‌" با رهبر جدید

از جمله بحث‌برانگیزترین ادعاها درباره مجتبی خامنه‌ای، سخنان مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران است. پزشکیان روز ۱۶ اردیبهشت‌ماه در نشستی در وزارت صنعت، معدن و تجارت از "دیدار اخیر" و "دوساعت‌ و نیمه"‌ با مجتبی خامنه‌ای خبر داد.

او فضای دیدار را "صمیمی" توصیف و ادعا کرد که "نحوه مواجهه، نوع نگاه و شیوه برخورد متواضعانه و عمیقاً صمیمی" رهبر جدید، توجه‌اش را به خود جلب کرده است.

از این دیدار البته هیچ تصویر، سند و مدرکی منتشر نشده است. تردیدها درباره این دیدار از آن‌ جهت بالا گرفت که همزمان گمانه‌زنی‌های بسیاری درباره اختلاف میان سپاه پاسداران و دولت مسعود پزشکیان بویژه در زمینه جنگ و مذاکرات با آمریکا بالا گرفته بود. برخی ناظران، این سخنان پزشکیان را مانوری در مقابل سپاه پاسداران و محافل امنیتی دانستند با این پیام ویژه که پزشکیان و دولتش از حمایت رهبر جدید برخوردارند.

زمینه‌چینی برای غیبت طولانی؟

عدم انتشار تصویر یا حتی صدایی از مجتبی خامنه‌ای باعث شده تا این گمانه‌زنی رفته‌رفته قدرت یابد که او به دلیل جراحت یا شاید مسائل امنیتی، احتمالا تا مدتی طولانی در محافل عمومی ظاهر نشود و به غیبت خود از انظار عمومی ادامه دهد؛ مدلی شبیه زندگی سیدحسن نصرالله که اغلب زیر زمین است تا روی آن.

افزون بر این، رگه‌هایی از نگاه شیعی نیز گهگاه در برخی اظهارنظرها دیده می‌شود؛ رگه‌هایی که سعی می‌کند تا از مجتبی به عنوان "امام غایب" یاد کند به این امید که نوعی جنبه قدسی و دینی نیز برای او فراهم سازند. این تلاش‌ها البته چندی‌ست که شروع شده آنچنانکه مثلا حسین کرمان‌پور، رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت بهداشت نیز در روایتش از حضور مجتبی خامنه‌ای در بیمارستان ادعا می‌کند: «همکارانم گفتند هرکاری کردیم ایشان روزه‌شان را باز کنند، نکردند و تا افطار ایشان روزه‌شان را نگه داشتند.»

با این حال، پررنگ‌ترین اظهارات درباره احتمال غیبت طولانی‌مدت مجتبی از انظار عمومی را می‌توان در سخنان برادر همسر مصطفی خامنه‌ای یافت.

بیشتر بخوانید: رهبری مجتبی؛ یک "آسیب‌دیده جسمی و روحی" بر صندلی قدرت مطلقه

محمدحسین خوشوقت که با وبسایت انصاف‌نیوز سخن می‌گفت، ادعا کرد: «کارشناسان توصیه اکید کرده‌اند که مطلقا هیچ تصویری از مجتبی خامنه‌ای دیده نشود و حتی پیام صوتی هم ندهد.»

آیا مجتبی زنده است؟

همه این ادعاها و روایات درباره وضعیت جسمی مجتبی خامنه‌ای در حالی مطرح می‌شود که به هرحال، برای حامیان حکومت در جمهوری اسلامی، بویژه لایه‌های تندروی آن همچون آتش‌به‌اختیار‌ها و ذوب‌شدگان در ولایت، حضور فیزیکی و رویت رهبر از اهمیت فراوانی برخوردار است؛ جنبه‌ای نمادین اما مهم که علی خامنه‌ای نیز به آن واقف بود آنچنانکه مثلا دیر یا زود پس از بحران‌های سیاسی مختلف، پشت تریبون می‌رفت؛ خطبه می‌گفت یا با شماری از حامیانش دیدار می‌کرد.

مجموعه این شرایط اما بار دیگر این پرسش بنیادین را زنده می‌کند، که آیا مجتبی از حملات روز ۹ اسفندماه ۱۴۰۴ جان به در برده است؟ آیا "حضور در حیاط برای انجام کاری کوچک" به روایت محسن قمی، برای گریختن از مرگ در مقابل انبوهی از انفجار کفایت می‌کند؟ آیا مجتبی زنده است؟

https://www.youtube.com/watch?v=TRIc9NSuLhw از یوتوب مجتی وزندگی وخصوصیات او را ببینید


۱۴۰۵ تیر ۶, شنبه

گزیده اخبار حمله سنتکام به رژیم ایران - مهمترین اخبار در ۶۰ ثانیه -دادگاه هامورگ-جمله پهبادی به بحرین و سناتور جولیو ترتزی: آینده ایران باید لزوماً از مسیر ساخت یک جمهوری دموکراتیک و مبتنی بر جدایی دین

 گزیده اخبار حمله سنتکام به رژیم ایران - مهمترین اخبار در ۶۰ ثانیه -دادگاه هامورگ-جمله پهبادی به بحرین و  سناتور جولیو ترتزی: آینده ایران باید لزوماً از مسیر ساخت یک جمهوری دموکراتیک و مبتنی بر جدایی دین



  • حمله سنتکام به اهدافی در ایران در پاسخ به حمله رژیم به نفتکش؛ گزارشها از انفجار در سیریک

    • فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) اعلام کرد بامداد یکشنبه به دستور دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، چندین هدف در ایران را در پاسخ به حمله جمهوری اسلامی به یک نفتکش تجاری در تنگه هرمز هدف قرار داده است. سنتکام در بیانیه خود اعلام کرد که پس از حملات روز گذشته آمریکا، به حکومت ایران فرصت داده شد تا به آتش‌بس پایبند بماند، اما تهران با حمله یک پهپاد انتحاری به نفتکش ‌کیکو‌ با پرچم پاناما، که حامل بیش از دو میلیون بشکه نفت خام و در نزدیکی تنگه هرمز در حال حرکت بود، این توافق را نقض کرد. بر اساس این بیانیه، جنگنده‌های آمریکایی در پاسخ، ...

۱۴۰۵ تیر ۴, پنجشنبه

«افشای یاران شیطان» از مرز دو میلیون بازدید گذشت

 «افشای یاران شیطان» از مرز دو میلیون بازدید گذشت



۲٬۰۰۲٬۸۸۲ بازدید؛ پاسخی روشن به سال‌ها تلاش برای خاموش کردن یک صدا

با افتخار و سپاس از همه خوانندگان، همراهان و مخاطبان وفادار، اعلام می‌کنیم که بلاگ «افشای یاران شیطان» از مرز ۲٬۰۰۲٬۸۸۲ بازدید عبور کرد.



این موفقیت، پیش از هر چیز، متعلق به شماست؛ کسانی که با مطالعه، بازنشر و معرفی مطالب، سبب شدید این بلاگ به یکی از منابع پرمراجعه در حوزه فعالیت خود تبدیل شود.



سال‌ها پیش، در سال ۱۳۹۸، در مطلبی با عنوان «چرا سایت افشای یاران شیطان تعطیل شد؟» که در سایت انجمن نجات گیلان منتشر شد، ادعا شده بود که فعالیت این رسانه متوقف شده است. اما امروز، عبور از مرز دو میلیون بازدید نشان می‌دهد که این رسانه نه‌تنها به فعالیت خود ادامه داده، بلکه توانسته مخاطبان بیشتری را نیز جذب کند.

این نقطه عطف، مسئولیت ما را سنگین‌تر می‌کند.

ما همچنان خود را متعهد می‌دانیم که با انتشار مطالب مستند، حفظ دقت در نقل مطالب و احترام به مخاطبان، این مسیر را ادامه دهیم.

از همه شما که در رسیدن به این موفقیت سهیم بوده‌اید، صمیمانه سپاسگزاریم.

دو میلیون بازدید، پایان راه نیست؛ آغاز مسئولیتی بزرگ‌تر است.

با سپاس از اعتماد شما

افشای یاران شیطان

۱۴۰۵ تیر ۳, چهارشنبه

خراتیان در تلویزین : یا مجاهدین وممنوعیت تظاهرات ۳۰ خرداد ( ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶)یا عبور کشتی های فرانسوی- واضح تر از این نمیشه دشمن اصلی و الترناتیورژیم را جار زد

خراتیان در تلویزین : یا مجاهدین وممنوعیت تظاهرات ۳۰ خرداد ( ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶)یا عبور کشتی های فرانسوی- واضح تر از این نمیشه دشمن اصلی و الترناتیورژیم را جار زد 



ارتباط عبور کشتی‌های فرانسوی از تنگه هرمز و ممنوعیت تظاهرات ۳۰خرداد در پاریس

خراتیان: باید به فرانسوی‌ها پیام بدهیم اگر می‌خواهید کشتی‌هایتان از تنگه هرمز عبور کند ابتدا باید تکلیف پرونده مجاهدین را روشن کنید!!!
پیام هم دادند ممنوعیت را انتخاب کردند

اینهم حکم دادگاه

 

بقاياي رژيم شاه همدستان و آلت فعلهاي ديكتاتوري ديني

دادگاه اداري: تظاهرات ۳۰خرداد در معرض حمله بزرگ رژيم ايران يا شاهپرستها قرار دارد

و ساواك تهديد به بمب گذاري در اين تظاهرات كرده است

 

lدادگاه با توجه به تهديد بمب‌گذاري از سوي رژيم و شاهپرستان عليه تظاهركنندگان، برگزاري تظاهرات را منتفي اعلام كرد اما وكلا استيناف خواستند

 

دادگاه اداري در پاريس امروز در حكم خود اعلام كرد دستور ممنوعيت پليس شامل دلايل كليشه‌اي و عاري از هرگونه اطلاعات زمينه‌اي است. اما گزارشهاي اطلاعاتي كه در اختيار دادگاه قرار گرفته نشان ميدهد تظاهرات روز ۳۰ خرداد «در معرض خطر حمله بزرگ رژيم ايران يا سلطنت‌طلبان ايراني قرار دارد». حكم مي افزايد بقاياي رژيم شاه «يك سرويس امنيت داخلي به نام ساواك دارد. اين "سرويس" در اروپا فعال است و تهديد كرده است در صورت صدور مجوز تظاهرات در ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶ توسط مقامات اداري، بمبي را كار خواهند گذاشت.».

به اين ترتيب يك بار ديگر اثبات شد كه شاهپرستان چيزي جز همدستان و آلت فعلهاي حقير فاشيسم ديني حاكم بر ايران عليه مردم و مقاومت ايران نيستند. تجربه ماههاي گذشته نيز نشان داده است، باندهاي فاشيستي شاهپرست از هيچ جنايتي عليه مخالفان شاه و شيخ رويگردان نيستند.

حكم با اشاره به اينكه حضور ساواك «از شركت آن در تظاهرات ۲۶ آوريل ۲۰۲۶ در لندن و ۱۰ مه همان سال در رگنسبورگ آلمان مشهود است، كه طي آن اعضاي راهپيمايي لباس‌ها و بنرهايي با نماد ساواك به نمايش گذاشتند» مي افزايد «جنبش سلطنت‌طلب، از طريق يكي از اعضاي فعال خود، محمد صادقي آهنگر، كه به خاطر «مواضع تهديدآميزش، به‌ويژه نسبت به نيروهاي امنيتي فرانسه و رئيس‌جمهور» «شناخته شده است»، از هواداران خود خواست تا «راهپيمايي را مسدود كنند».

دادگاه با توجه به تهديد بمب‌گذاري از سوي رژيم و شاهپرستان عليه تظاهركنندگان، برگزاري تظاهرات را منتفي اعلام كرد اما وكلا استيناف خواستند.

 

دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران

۳۰ خرداد ۱۴۰۵ (۲۰ ژوئن ۲۰۲۶)

اینهم پلیس

دستگیری افراد در ۳۰ خرداد۱۴۰۵ یا ۲۰ژوئن۲۰۲۶ پاریس


نتیجه چی شد ؟


تظاهرات در چندین نقطه برگزار شد دو روز هم کنفرانس بود
پلاس وبان









 این جان کلام از جان جانان


پیام #مسعود_رجوی - ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ با درود و سلام به یاران شورشگر و اشرف‌نشان شما با وفا و پرداخت بها، از شر کثیر خیر عظیم درو کردید سناریو و طرح مشترک بقایای شیخ و شاه و اصحاب مماشات را برملا و به خود آنها برگرداندید اگر این مقاومت و این مجاهدین پایه و مایه‌یی ندارند چرا از روز اول تا ۱۷ ژوئن و تا همین امروز تنها چیزی که فاشیسم دینی را در هر معامله‌یی به‌ویژه معاملات نفت‌آلود راضی می‌کند زدن به آنها و پرداخت از جیب آنهاست. اما شما امروز به جای یک تظاهرات، خود را در چند تظاهرات در نقاط مختلف شهر تکثیر کردید و گسترش دادید به این می‌گویند یک تیر و چند نشان، با یاران اشرف‌نشان در پیامی به خلق قهرمان در داخل ایران و سراسر جهان اثبات جایگزین دموکراتیک و مستقل بر دوش فرزندان رشید میهن در روز شهیدان و زندانیان سیاسی، تأسیس ارتش آزادیبخش ملی با کهکشان شهیدان و زندانیان سرموضع، جنگل رویان بی‌شماران در ۴۵ سال رزم بی‌امان که از پیروزی محتوم نشان دارد راستی که تاریخ ایران به خود می‌بالد #نه_شاه_نه_شیخ

تنگه هرمز در برابر آزادی بیان؟ وقتی حق تجمع به ابزار چانه‌زنی سیاسی تبدیل می‌شود شهرام بهزادی

 تنگه هرمز در برابر آزادی بیان؟ وقتی حق تجمع به ابزار چانه‌زنی سیاسی تبدیل می‌شود


تنگه هرمز یا ممنوعیت تظاهرات مجاهدین= پلیتیک کمپله زانس= سیاست مماشات = سیاست حفظ نظام

اظهارات اخیر خراتیان در یک برنامه تلویزیونی، بحث تازه‌ای را درباره نسبت میان منافع اقتصادی و حقوق سیاسی برانگیخته است. او در سخنانی کم‌سابقه گفت:

«باید به فرانسوی‌ها پیام بدهیم اگر می‌خواهید کشتی‌هایتان از تنگه هرمز عبور کند، ابتدا باید تکلیف پرونده مجاهدین را روشن کنید.»

صرف‌نظر از این‌که مخاطب با مجاهدین خلق موافق باشد یا مخالف، این سخنان یک پرسش اساسی را مطرح می‌کند:

آیا حق تجمع، آزادی بیان و فعالیت سیاسی مخالفان باید به موضوعی برای معامله در مذاکرات سیاسی و اقتصادی تبدیل شود؟

از تنگه هرمز تا خیابان‌های پاریس

در حالی که مقامات جمهوری اسلامی همواره تأکید می‌کنند فعالیت اپوزیسیون در خارج از کشور برای آنان اهمیتی ندارد، چنین اظهاراتی نشان می‌دهد که موضوع مخالفان سیاسی همچنان در محاسبات دیپلماتیک و امنیتی جایگاه ویژه‌ای دارد.

وقتی عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز در کنار ممنوعیت یا محدودیت تجمع مخالفان در پاریس قرار می‌گیرد، این پرسش مطرح می‌شود که آیا میان این دو موضوع از نگاه گوینده ارتباطی وجود دارد؟

یک اعتراف ناخواسته؟

منتقدان جمهوری اسلامی سال‌هاست ادعا می‌کنند که حکومت تلاش می‌کند فعالیت مخالفان خود را در خارج از کشور محدود کند. اکنون برخی معتقدند چنین اظهاراتی دست‌کم نشان می‌دهد که پرونده اپوزیسیون برای حکومت صرفاً یک موضوع داخلی نیست، بلکه در سطح روابط خارجی نیز مورد توجه قرار دارد.

مسئله فراتر از یک سازمان است

موضوع اصلی فقط یک سازمان سیاسی نیست. مسئله این است که آیا یک دولت می‌تواند از ابزارهای ژئوپلیتیک، انرژی یا تجارت برای اثرگذاری بر حقوق سیاسی مخالفان خود در کشورهای دیگر استفاده کند؟

در جوامع دموکراتیک، حق تجمع و آزادی بیان اصولی بنیادین محسوب می‌شوند و اصولاً نباید موضوع معامله یا بده‌بستان سیاسی قرار گیرند.

نتیجه‌گیری

منتقدان سیاست جمهوری اسلامی معتقدند که این نخستین بار نیست که موضوع مجاهدین خلق و فعالیت‌های اپوزیسیون ایران در خارج از کشور به بخشی از معادلات دیپلماتیک و امنیتی تبدیل می‌شود. از نگاه آنان، طی بیش از چهار دهه، حکومت همواره تلاش کرده است مخالفان سازمان‌یافته خود را نه فقط در داخل کشور، بلکه در عرصه بین‌المللی نیز تحت فشار قرار دهد.

در همین چارچوب، برخی ناظران اظهارات اخیر خراتیان را صرفاً یک موضع‌گیری شخصی تلقی نمی‌کنند، بلکه آن را بازتاب نوعی نگاه می‌دانند که فعالیت مخالفان را موضوعی مرتبط با مذاکرات، روابط خارجی و حتی مسائل اقتصادی و امنیتی می‌بیند.

فارغ از درستی یا نادرستی این برداشت، آنچه در ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶ در پاریس رخ داد این بود که با وجود محدودیت‌ها و ممنوعیت اعلام‌شده، حامیان مقاومت ایران و اشرف‌نشانان برنامه‌های خود را متوقف نکردند. به‌جای تمرکز در یک نقطه، در چندین نقطه شهر پاریس حضور یافتند و پیام خود را به افکار عمومی، رسانه‌ها و شخصیت‌های بین‌المللی رساندند.

به این ترتیب، ماجرای ۲۰ ژوئن تنها یک بحث حقوقی یا اداری درباره یک تجمع نبود؛ بلکه به صحنه‌ای برای مناقشه بر سر دو نگاه متفاوت تبدیل شد: از یک سو تلاش برای محدود کردن صدای مخالفان، و از سوی دیگر اصرار بر این‌که راه‌حل آینده ایران نه در جنگ، نه در معامله بر سر حقوق مردم، بلکه در اتکاء به مردم، مقاومت سازمان‌یافته و حق آزادی بیان و تجمع نهفته است.

جرقه یک بحران سیاسی

 

جرقه یک بحران سیاسی

بحران درونی در نظام
بحران درونی در نظام

پیش‌نویس ۱۴ ماده‌‌ای یادداشت تفاهم میان آمریکا و حاکمیت آخوندی، هر نتیجه‌‌ای که برای طرفین داشته باشد، آن‌چه به طرف ایرانی به‌معنی آثار مستقیم بر ساختار حاکمیت دارد، حکایت از شروع یک فصل مهم در شقه و شکاف میان باندهای حکومتی دارد.

 

پیش‌نویس ۱۴ ماده‌‌ای البته هنوز به‌مثابه قطعنامه یا توافق نهایی نیست. مفاد این تفاهم‌نامه را باید به دروازه‌ی ورود به یک سالن یا ساختمان تشبیه نمود که تازه پس از ورود به آن باید بر سر اصلی‌ترین مسائل بحث و مذاکره صورت بگیرد. طرفین در این ۱۴ ماده، شروط خود را برای ورود به این مذاکره ــ که گفته‌اند تا ۶۰ روز ادامه خواهد داشت ــ اعلام نموده‌اند.

 

اما آن‌چه باید بر آن یقین داشت، این‌که به شرایط جدید پای می‌گذاریم که مهم‌ترین شاخص آن برای ایران، تلنبار شدن ابربحران‌ها میان جامعه و حاکمیت و خروجی آن‌ها در راستای تعیین تکلیف شکاف عمیق میان جامعه و حاکمیت ملایان است. مضاف بر این، ساختار حاکمیت در انتظار یک شقه‌ی بزرگ است. تفاهم‌نامه‌‌ای که هنوز به توافق‌نامه و حکم نهایی تبدیل نشده، چنان آثاری بر حاکمیت گذاشته که حتی مجتبی خامنه‌ای باصراحت از پذیرفتن مسؤلیت آن طفره رفت و به پزشکیان و شورای امنیت پاس داد!

 

این واکنش به‌خودی خود بیانگر عمق نگرانی در رأس هرم قدرت است. زیرا هرگونه عقب‌نشینی در پرونده‌هایی که طی سالیان طولانی به‌عنوان خطوط قرمز نظام معرفی شده‌اند، می‌تواند به موضوعی مناقشه‌برانگیز در درون حاکمیت تبدیل شود. تجربه‌ی دهه‌های گذشته نشان داده است که هرگاه نظام، ناگزیر از پذیرش شرایطی برخلاف تبلیغات و شعارهای پروپاگاندای پیشین خود شده، دامنه‌ی اختلافات داخلی به‌سرعت گسترش یافته و به سطوح بالاتر قدرت راه یافته است.

 

بنابراین چشم‌انداز پیش روی حاکمیت، علاوه بر شقه‌ی بزرگ در ساختار آن، شقه‌ی عظیم میان حاکمیت و جامعه هم فراتر از گذشته ــ حتی بیش از آثار قیام دی ۱۴۰۴ ــ خواهد بود.

 

علت این امر آن است که جامعه‌ی ایران در شرایطی به‌مراتب متفاوت‌تر از دوره‌های پیشین قرار دارد. فشارهای اقتصادی، فرسایش معیشت عمومی، گسترش فقر، بحران‌های زیست‌محیطی، ناترازی‌های گسترده در حوزه‌ی انرژی و آب و نیز سقوط سرمایه‌ی اجتماعی حکومت، مجموعه‌‌ای از بحران‌های درهم‌تنیده را پدید آورده‌اند که هر تحول سیاسی در رأس حاکمیت را مستقیماً به متن جامعه پیوند می‌زند. از این‌رو، پیامدهای هر توافق یا تفاهم احتمالی صرفاً به عرصه‌ی دیپلماسی محدود نخواهد ماند، بلکه بازتاب آن در معادلات داخلی و در مناسبات میان مردم و حکومت نیز بیش از گذشته آشکار خواهد شد.

 

از آن‌جا که مشخصه‌ی این فصل، افول جریان‌وار حاکمیت است، هر باند حکومتی خواهد کوشید هزینه‌های ناشی از این مسیر را بر دوش باند رقیب بیندازد. همین روند می‌تواند به تشدید جنگ قدرت و افزایش صف‌بندی‌های درونی منجر شود. آن‌چه اکنون در قالب موضع‌گیری‌های محتاطانه و گاه متناقض مشاهده می‌شود، در مراحل بعدی ممکن است به رویارویی‌های آشکارتر سیاسی و تبلیغاتی تبدیل گردد.

 

نتیجه‌گیری

از این رو، پیش‌نویس ۱۴ ماده‌‌ای را نباید صرفاً یک سند دیپلماتیک تلقی کرد. این تفاهم‌نامه، فارغ از آن‌که در پایان به توافقی جامع منتهی شود یا در میانه‌ی راه با بن‌بست مواجه گردد، در عمل به عاملی برای آشکار شدن شکاف‌های پنهان و تعمیق تضادهای موجود در ساختار حاکمیت تبدیل شده است. به‌همین دلیل، دوره‌ی پیش رو را باید دوره‌ی تعیین‌تکلیف بسیاری از تناقض‌های انباشته‌شده در درون حاکمیت و نیز در مناسبات میان جامعه و حکومت دانست؛ تناقض‌هایی که نشانه‌های بروز و گسترش آن‌ها از هم‌اکنون به جریان افتاده‌اند.