۱۴۰۵ فروردین ۵, چهارشنبه

تاریخ تازه‌ها چرا جمهوری اسلامی ایران تسلیم نمی‌شود؟

 تاریخ تازه‌ها

چرا جمهوری اسلامی ایران تسلیم نمی‌شود؟

منتشر شده در: 


جنگ کنونی اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی ایران با حملات هوایی به اقامت‌گاه رسمی و محل کار رهبر جمهوری اسلامی که به آن «بیت رهبری» می‌گفتند، آغاز شد. فرض این بود که با حذف ناگهانیِ علی خامنه‌ای پایه‌های قدرت فروخواهد ریخت. اما چنین نشد. سرچشمۀ این پنداشت نادرست تجربۀ سقوط نظام‌های سیاسی در لیبی پس از کشته شدن معمر قذافی و در سوریه پس از فرار بشار اسد بود. گمان می‌رفت در ایران نیز مانند لیبی و سوریه هستی نظام به هستی یک فرد وابسته است.

این گمان را بعضی از مخالفان ایرانیِ جمهوری اسلامی نیز شایع کرده بودند به‌ویژه آن دسته از مخالفان که در گذشته به نوعی با جمهوری اسلامی مربوط بودند. شکی نیست که مرگ علی خامنه‌ای برای جمهوری اسلامی ضربۀ سنگینِ تاریخی بود. با این حال، پس از مرگ او و به رغم ضربه‌های سنگین دیگر، رژیم به حیات خود ادامه داد. بسیاری از تحلیلگران به ویژه تحلیل‌گران غربی از سال‌ها پیش می‌گفتند که رهبران جمهوری اسلامی ایران با توجه به تجربۀ سقوط نظام‌های سیاسی در کشورهای منطقه از جمله در ایران، نظام سیاسی خود را برای مقابله با بحران‌هایی از این دست سازماندهی کرده‌ اند تا از فروپاشی ناگهانی آن جلوگیری کنند.

جمهوری اسلامی ساختاری پیچیده و در هم تنیده‌ دارد. در این نظام، قدرت میان چندین نهاد مذهبی، سیاسی و نظامی توزیع شده است. به گفتۀ بسیاری از کارشناسان، این مدل برای حفظ رژیم و پایداری آن در شرایط بحرانی به‌ویژه پس از ناپدید شدن رهبر اصلی آن یا فرماندهان درجه اول نظامی طراحی شده است.

فهرست ترورهای هدفمندِ مقام‌های بلندپایۀ رژیم از همان آغاز جنگ چنان طولانی شد که بسیاری از ناظران خارجی حتی خود ایرانیان شگفت‌زده بودند از اینکه رژیم به حیات خود ادامه می‌دهد. در سه هفتۀ گذشته رهبر جمهوری اسلامی و مشاور او، دبیر شورای عالی امنیت ملی، فرمانده سپاه پاسداران، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، وزیر دفاع، رئیس اطلاعات نیروی انتظامی، فرمانده سازمان بسیج و بسیاری دیگر از فرماندهان نظامی کشته شدند، اما رژیم هنوز تسلیم نشده است.

در یکی دو هفتۀ اول جنگ بسیاری از ناظران غربی سقوط نزدیک رژیم را پیش‌بینی می‌کردند بی‌آنکه از توانایی آن برای سازگار شدن با بحران کنونی آگاهی داشته باشند. به نوشتۀ مجلۀ «فارین پالیسی»، جمهوری اسلامی برای گذار از بحران‌های بزرگ سازمان یافته است. چندین مرکز قدرت در آن وجود دارد که وابسته به هم و پشتیبان هم اند. هنگامی که خطر کلیت نظام را تهدید می‌کند، شبکه‌های سیاسی، مذهبی و نظامی یکدیگر را تقویت می‌کنند.

یکی از عناصر کلیدیِ پایداری رژیم در اوضاع و احوال کنونی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. وظیفۀ اصلی این سازمان که اندکی پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایجاد شد، پاسداری از نظام و تضمین بقای آن است. سپاه پاسداران اساسی‌ترین نیروی نظامی، بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی و پرنفوذترین بازیگر سیاسی در جمهوری اسلامی است. هم‌اکنون، رهبری کشور، راهبرد نظامی و مهار اوضاع داخلی، همه در دست سپاه پاسداران است.

به گفتۀ «اِلوئیز فایه»، پژوهشگر مؤسسۀ روابط بین‌الملل فرانسه و مدیر برنامۀ پژوهشی در زمینۀ بازدارندگی و اشاعه هسته‌ای، ایران دهه‌هاست خود را برای چنین وضعی آماده کرده است. سپاه پاسداران هنوز می‌تواند شبکۀ شبه‌نظامیان خود را در منطقه سازماندهی و فعال کند و به حملات خود ادامه دهد.

به گفتۀ این پژوهشگر، اهداف آمریکا و اسرائیل در این جنگ پیوسته تغییر می‌کند. ما هنوز نمی‌فهمیم اسرائیل و آمریکا به طور مشخص به دنبال چیستند. با ادامۀ جنگ، بحرانی هم در روایت سیاسی دو کشور آمریکا و اسرائیل دربارۀ این درگیری آشکار شد. اعلام زودهنگام پیروزی راه را برای یک جنگ فرسایشی هموار می‌کند. حملات شبه‌نظامیان طرفدار ایران به پایگاه‌های آمریکایی و نیروهای محلی عراق نشان‌دهندۀ وضع بسیار پیچیده‌ای است.

 در نبود یک استراتژی روشن، اعلام زودهنگام پیروزی می‌تواند در میان‌مدت آتش درگیری تازه‌ای را شعله‌ور کند. سرنوشت این جنگ به سه عامل کلیدی و تعیین کننده وابسته است: امنیت تنگۀ هرمز، پیامدهای اقتصادی جنگ در سطح جهانی و گسترش منطقه‌ای جنگ. در حال حاضر، مهار این سه عامل در دست ایران است.

سپاه پاسداران به پنج شاخه تقسیم شده است: نیروی زمینی، نیروی هوایی، نیروی دریایی، نیروی قدس و سازمان بسیج. تنها در نیروی زمینیِ سپاه ۱۶۵ هزار نظامی فعالیت می‌کنند. نیمی از اقتصاد کشور در دست سپاه است. ده در صد از نیروی سپاه در بخش اقتصاد فعال است. سازمان بسیج که یکی از وظایفش حفظ امنیت داخلی است، بیش از یک میلیون عضو دارد.

گفته می‌شود جمهوری اسلامی دوازده سیستم اطلاعاتی و امنیتی دارد که مانند نظام‌های تو در توی مافیایی کار می‌کنند. در دل هر سیستمی، سیستم دیگری تعبیه کرده‌اند. گویا علی لاریجانی تنها کسی بود که این سیستم‌های تو در تو را سازماندهی و اداره می‌کرد. او مانند دیگر رهبران درجه اول رژیم چنین روزی را پیش‌بینی کرده بود. به همین سبب، نه تنها برای فرماندهان نظامی بلکه برای خود نیز سه جانشین تعیین کرده بود. حتی خامنه‌ای هم برای خود سه جانشین در نظر گرفته بود.

به عقیدۀ بسیاری از کارشناسان، سپاه پاسداران مانند «مار آبی» (هیدرا) سرهای فراوان دارد. این سازمان در سی و یک استان کشور ریشه دوانده و در هر یک از آن‌ها به گونه‌ای مستقل و خودفرمان عمل می‌کند. تنها هدفی که شاخه‌های گوناگون آن دنبال می‌کنند، حفظ نظام به هر قیمتی است.

کارشناسان علت دیگر ایستادگیِ جمهوری اسلامی را در برابر اسرائیل و آمریکا «ناقرینگی» این جنگ می‌دانند. به رغم نفوذ گستردۀ موساد در ایران و تصویرهای دقیق ماهواره‌ای که آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها از انبارهای موشکی و پهپادی ایران و محل موشک‌اندازها و پرتابگرهای پهپاد در اختیار داشتند، در نابود کردن زرادخانۀ ایران چندان موفق نبودند.

اکنون بیشتر حملات موشکی و پهپادی ایران از پرتابگرهای پنهان در زیر زمین انجام می‌گیرد که یافتن آن‌ها با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای بسیار دشوار و نابود کردن آن‌ها دشوارتر است. به گفتۀ یک کارشناس نیروی هوایی فرانسه، ایرانیان موشک‌ها را می‌توانند از کانتینرهای سادۀ استتار شده در جای جای ایران، کشوری  با وسعت سه برابر فرانسه، یا پهپاد‌ها را از هر گاراژی، پرتاب کنند. بنابراین، پیامدهای ناقرینگی در این جنگ، آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها را غافلگیر کرده است.

۱۴۰۵ فروردین ۲, یکشنبه

ترامپ: اگر تنگه هرمز تا ۴۸ساعت باز نشود، نیروگاههای ایران هدف قرار می‌گیرند

 

ترامپ: اگر تنگه هرمز تا ۴۸ساعت باز نشود، نیروگاههای ایران هدف قرار می‌گیرند

دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا
دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، رژیم ایران را تهدید کرد که اگر تنگه هرمز ظرف ۴۸ ساعت باز نشود، نیروگاههای ایران هدف حمله قرار خواهند گرفت.

ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی خود نوشت که اگر ایران ظرف ۴۸ ساعت از این لحظه تنگه هرمز را بدون هیچ تهدیدی به‌طور کامل باز نکند، ایالات متحده نیروگاههای مختلف ایران را هدف قرار داده و آنها را نابود خواهد کرد و این اقدام از بزرگ‌ترین نیروگاه آغاز می‌شود.

خبرگزاری رویترز گزارش داده است که بزرگ‌ترین نیروگاههای ایران شامل نیروگاه دماوند در نزدیکی تهران با ظرفیت حدود دو هزار و هشتصد و شصت و هشت مگاوات، نیروگاه کرمان در جنوب شرق کشور با حدود هزار و نهصد و ده مگاوات و نیروگاه بخاری رامین در استان خوزستان با حدود هزار و هشتصد و نود مگاوات است. هم‌چنین تنها نیروگاه هسته‌یی ایران در استان بوشهر حدود هزار مگاوات برق تولید می‌کند.

تنگۀ هرمز که گذرگاه حدود یک‌پنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان است، عملاً به روی بیشتر کشتیرانی‌ها بسته شده است.

بیش از ۲۰ کشور روز شنبه اول فروردین اعلام کردند که برای تضمین عبور ایمن از تنگهٔ هرمز مشارکت خواهند کرد و اقدام ایران در «بستن» این آبراه حیاتی را محکوم کردند.


۱۴۰۵ فروردین ۱, شنبه

جنگ، ملی‌گرایی و سرکوب؛ چرا اعتراضات کم شده اما بحران عمیق‌تر شده است؟

 جنگ، ملی‌گرایی و سرکوب؛ چرا اعتراضات کم شده اما بحران عمیق‌تر شده است؟



 مقدمه

کاهش نسبی اعتراضات در ماه‌های اخیر، برخی تحلیل‌ها را به این نتیجه رسانده که حاکمیت توانسته با اتکا به ابزارهای امنیتی، جامعه را مهار کند.
اما واقعیت پیچیده‌تر از این برداشت ساده است.

آنچه امروز در ایران جریان دارد، نه «پایان اعتراض»، بلکه تعلیق موقت جامعه در شرایطی خاص است؛ تعلیقی که می‌تواند در آینده به شکل شدیدتری بروز کند.


🔴 سه ضربه‌ای که وضعیت را تغییر داد

سال ۱۴۰۴ را باید سال «جهش‌های کیفی بحران» دانست؛ سالی که در آن، ساختار قدرت با سه چالش همزمان روبه‌رو شد:

1️⃣ ضربه به امنیت

در جریان تحولات و درگیری‌های اخیر، برخی مراکز و لایه‌های حساس امنیتی هدف قرار گرفتند و یک واقعیت مهم آشکار شد:
آسیب‌پذیری در سطوح بالای ساختار امنیتی

این موضوع به افزایش بی‌اعتمادی درونی و تغییراتی در آرایش نهادهای امنیتی انجامید.


2️⃣ بحران مشروعیت

قیام دی‌ماه و به‌ویژه برخوردهای خشونت‌آمیز، شکاف میان جامعه و حاکمیت را به سطحی بی‌سابقه رساند.

 بخش‌هایی از جامعه از مرحله «نارضایتی» عبور کرده و به سمت تقابل فعال‌تر حرکت کرده‌اند.


3️⃣ بی‌ثباتی در فرماندهی

تحولات اخیر، انسجام در مرکز تصمیم‌گیری را کاهش داده و ساختار قدرت را پیچیده‌تر و چندلایه‌تر کرده است.

 نتیجه: افزایش رقابت‌های درونی و کاهش تمرکز در مدیریت کلان


 چرا اعتراضات کاهش یافته؟

کاهش اعتراضات را نمی‌توان تنها به سرکوب نسبت داد.
سه عامل همزمان در شکل‌گیری این وضعیت نقش دارند:


🔹 سرکوب (عامل سنتی)

بازداشت، فشار امنیتی و کنترل میدانی همچنان وجود دارد، اما به‌تنهایی توضیح‌دهنده وضعیت فعلی نیست.


🔹 شرایط جنگی (عامل ساختاری)

در شرایط جنگی، اولویت‌های جامعه تغییر می‌کند:

  • بقا بر اعتراض مقدم می‌شود

  • آمادگی روانی برای ریسک کاهش می‌یابد

  • مطالبات اجتماعی به‌طور موقت به تعویق می‌افتد

در نتیجه، جامعه وارد وضعیتی می‌شود که می‌توان آن را «تعلیق موقت» نامید.


🔹 ملی‌گرایی (عامل روانی–سیاسی)

در مواجهه با تهدید خارجی، شکل‌گیری نوعی حساسیت و همبستگی ملی امری طبیعی است. حتی بخش‌هایی از جامعه که نسبت به حاکمیت معترض هستند، در چنین شرایطی ممکن است اولویت را به «دفاع از کشور» بدهند و از ورود به تقابل فعال فاصله بگیرند.

این واکنش، نه ناشی از رضایت سیاسی، بلکه نتیجه تغییر موقت اولویت‌ها در شرایط بحرانی است.

با این حال، همین وضعیت می‌تواند به‌طور ناخواسته به کاهش موقت سطح اعتراضات منجر شود و جامعه را در وضعیت تعلیق نگه دارد؛ وضعیتی که در آن نارضایتی‌ها از بین نمی‌روند، بلکه به‌طور موقت به عقب رانده می‌شوند.


 نتیجه کلیدی

 کاهش اعتراضات، الزاماً نشانه تقویت قدرت حاکمیت نیست
بلکه محصول ترکیب سه عامل است:

«شرایط جنگی + همبستگی ملی + ابزارهای امنیتی = تعلیق موقت جامعه»


 یک برداشت نادرست

این تحلیل که «کنترل کامل جامعه نتیجه قدرت مطلق نهادهای امنیتی است»، نیازمند بازنگری است.

در واقع:

✔ نهادهای امنیتی ابزار کنترل هستند
✔ شرایط جنگی زمینه این کنترل را فراهم می‌کند
✔ و همبستگی ملی آن را تقویت می‌کند

 این سه عامل در کنار هم عمل می‌کنند، نه به‌صورت جداگانه


 چشم‌انداز آینده

کوتاه‌مدت:

✔ کاهش نسبی اعتراضات
✔ افزایش انسجام ظاهری

میان‌مدت:

✔ فرسایش این انسجام
✔ بازگشت تدریجی نارضایتی‌ها

بلندمدت:

 افزایش احتمال بروز اعتراضات شدیدتر با تأخیر


 جمع‌بندی

آنچه امروز دیده می‌شود، سکوت نیست؛
بلکه فشرده شدن نارضایتی در زیر سطح جامعه است.

این وضعیت نه پایدار است و نه نشانه ثبات،
بلکه مرحله‌ای از یک بحران چندلایه است که می‌تواند در آینده به شکلی گسترده‌تر بروز کند.
                                             شهرام بهزادی


وزیر خزانه‌داری آمریکا: ۱۴۰ میلیون بشکه نفت ایران وارد بازار جهانی می‌شود؛ جمهوری اسلامی سر مار تروریسم جهانی است

 وزیر خزانه‌داری آمریکا: ۱۴۰ میلیون بشکه نفت ایران وارد بازار جهانی می‌شود؛ جمهوری اسلامی سر مار تروریسم جهانی است

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری ایالات متحده گفت جمهوری اسلامی سر مار تروریسم جهانی است

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری ایالات متحده، اعلام کرد که دولت دونالد ترامپ در چارچوب سیاست‌های خود برای مدیریت بازار انرژی و فشار بر جمهوری اسلامی، مجوزی موقت برای عرضه بخشی از نفت ایران به بازارهای جهانی صادر کرده است.

بسنت در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «ایران سرِ مار تروریسم جهانی است و ما از طریق عملیات خشم حماسیِ پرزیدنت ترامپ، در این نبرد حیاتی با سرعتی بیش از حد انتظار در حال پیشروی هستیم.»

او افزود که در واکنش به حملات جمهوری اسلامی علیه زیرساخت‌های انرژی، دولت آمریکا «به استفاده از توان اقتصادی و نظامی خود ادامه خواهد داد تا جریان انرژی به جهان را به حداکثر برساند، عرضه جهانی را تقویت کند و ثبات بازار را حفظ کند.»

وزیر خزانه‌داری آمریکا اعلام کرد امروز، این وزارت «مجوزی محدود و کوتاه‌مدت صادر می‌کند که اجازه فروش نفت ایران را که هم‌اکنون بر دریا متوقف شده، می‌دهد.»

به گفته او، در حال حاضر «نفت تحریم‌شده ایران توسط چین با قیمت پایین انبار شده است» و آزادسازی موقت این منابع می‌تواند تأثیر قابل‌توجهی بر بازار داشته باشد.

بسنت گفت: «با آزادسازی این ذخایر، ایالات متحده به‌سرعت حدود ۱۴۰ میلیون بشکه نفت را وارد بازار جهانی خواهد کرد.»

او تأکید کرد که این اقدام در راستای کاهش فشارهای ناشی از اختلالات عرضه انجام می‌شود و افزود: «در واقع، ما از بشکه‌های نفت ایران علیه تهران استفاده خواهیم کرد تا قیمت‌ها را پایین نگه داریم، در حالی که عملیات خشم حماسی ادامه دارد.»

بسنت در عین حال تصریح کرد که این مجوز «کاملاً محدود» است و شامل تولید یا خرید جدید نمی‌شود.

او گفت: «این مجوز فقط شامل نفتی است که هم‌اکنون در حال انتقال است و اجازه هیچ خرید یا تولید جدیدی را نمی‌دهد.»

او همچنین افزود که جمهوری اسلامی «به سختی می‌تواند به درآمدهای حاصل از این فروش دسترسی پیدا کند» و ایالات متحده همچنان «فشار حداکثری» بر این کشور و دسترسی آن به نظام مالی جهانی را حفظ خواهد کرد.

وزیر خزانه‌داری آمریکا همچنین اعلام کرد که دولت ترامپ تاکنون تلاش کرده است «حدود ۴۴۰ میلیون بشکه نفت اضافی را به بازار جهانی وارد کند» تا توان جمهوری اسلامی برای بهره‌برداری از اختلالات در تنگه هرمز را کاهش دهد.

بسنت در پایان تأکید کرد: «برنامه انرژی‌محور رئیس‌جمهور ترامپ تولید نفت و گاز آمریکا را به سطوح بی‌سابقه رسانده و امنیت انرژی را تقویت کرده است. هرگونه اختلال کوتاه‌مدت در نهایت به دستاوردهای اقتصادی بلندمدت برای آمریکایی‌ها منجر خواهد شد، چرا که بدون امنیت، رفاهی وجود ندارد.»

صدای آمریکا

https://ir.voanews.com/a/8128465.html

۱۴۰۴ اسفند ۲۹, جمعه

حملات حملات اسراییل و آمریکا؛ پاسدار مهدی قریشی از سرکرده های هوا وفضای رژیم ،کشته شد

 حملات اسراییل و آمریکا؛ پاسدار مهدی قریشی از سرکرده های هوا وفضای رژیم ،کشته شد


پاسدار مهدی قریشی سرکرده هوا وفضا رژیم در اصفهان کشته شد


۲۹ اسفند ۱۴۰۴
ایران‌وایر


رسانه‌های ایران تایید کرده‌اند که «مهدی قریشی» از فرماندهان



 ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کشته شده است. 

طبق گزارش خبرگزاری «دفاع مقدس»، مهدی قریشی از فرماندهان نیروی هوافضای سپاه پاسداران، پنج‌شنبه ۲۸اسفند۱۴۰۴ در جریان حملات اسراییل و آمریکا به منطقه صنعتی «جی» در اصفهان، کشته شده و امروز جمعه ۲۹اسفند۱۴۰۴ پیکر او در اصفهان تشییع شده است.




اسماعیل احمدی، مسئول اطلاعات سازمان بسیج کیست که در بمباران کشته شد

 اسماعیل احمدی، مسئول اطلاعات سازمان بسیج کشته شد


اسماعیل احمدی، مسئول اطلاعات سازمان بسیج کشته شد

اسماعیل احمدی، مسئول اطلاعات سازمان بسیج و معاون غلامرضا سلیمانی، رییس این سازمان کشته شده است.

 

خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران نوشت وی همراه با «غلامرضا سلیمانی» رئیس سازمان بسیج در حمله اسرائیل کشته شده است.

 

تسنیم در یادداشت خود افزود:«او یکی از مهم‌ترین ارکان سازمان بسیج بود و مسئولیت امنیتی مهمی بر عهده داشت.»

بیشتر بدانید

ارتش اسرائيل: اعضای بسیج را در ایست‌های بازرسی، چادرها و هر مکانی که باشند شکار می‌کنیم




Gunaz.tv 

۱۴۰۴ اسفند ۲۷, چهارشنبه

از پشت صحنه عملیات «خشم حماسی»؛ آناتومی قدرت نظامی آمریکا در نبرد با رژیم ایران بیشتر بدانید

از پشت صحنه عملیات «خشم حماسی»؛ آناتومی قدرت نظامی آمریکا در نبرد با رژیم ایران بیشتر بدانید



یک فروند جنگنده «اف ۱۸ سوپر هورنت» متعلق به اسکادران جنگنده تهاجمی ۴۱ نیروی دریایی آمریکا، بر عرشه پرواز ناو هواپیمابر «یواس‌اس آبراهام لینکلن» از کلاس «نیمیتز»، در چارچوب پشتیبانی از عملیات «خشم حماسی»، برای پرواز آماده می‌شود؛ ۲۸ فوریه ۲۰۲۶

اسناد مربوط به عملیات «خشم حماسی» نشان می‌دهد ایالات متحده مجموعه‌ای گسترده را از تجهیزات نظامی شامل بمب‌افکن‌های راهبردی، جنگنده‌های رادارگریز، پهپادها، ناوهای هواپیمابر، سامانه‌های دفاع موشکی و هواپیماهای شناسایی، در نبرد با جمهوری اسلامی به کار گرفته است.

صدای آمریکا با بررسی اسناد مربوط به این عملیات، به فهرستی طولانی از تجهیزات و سامانه‌های نظامی ایالات متحده دست یافته، که در کارزار «خشم حماسی» مورد استفاده قرار گرفته است. این تجهیزات طیف گسترده‌ای از توانمندی‌های هوایی، دریایی، اطلاعاتی و دفاعی را در بر می‌گیرند.

در این گزارش، آناتومی قدرت نظامی آمریکا را در عملیات علیه جمهوری اسلامی بررسی کرده‌ایم.

بمب‌افکن‌های راهبردی

در بخش بمب‌افکن‌ها، سه نوع هواپیمای راهبردی در عملیات حضور داشته‌اند.

نخست بمب‌افکن بی–۱ که یک هواپیمای دوربرد با توان حمل حجم بالایی از مهمات هدایت‌شونده است و برای حمله هم‌زمان به شمار زیادی از اهداف زمینی استفاده می‌شود.

دوم بمب‌افکن رادارگریز بی–۲ که برای نفوذ به مناطق دارای پدافند هوایی سنگین طراحی شده و می‌تواند اهداف حساس و به‌شدت محافظت‌شده را با دقت بالا هدف قرار دهد.

سوم بمب‌افکن بی–۵۲ که از شناخته‌شده‌ترین بمب‌افکن‌های راهبردی محسوب می‌شود و توانایی شلیک موشک‌های کروز و حمل بمب‌های هدایت‌شونده را دارد.

پهپادهای شناسایی و رزمی

در بخش سامانه‌های بدون سرنشین نیز دو نوع پهپاد در این عملیات به کار گرفته شده است.

نخست، پهپادهای لوکاس که عمدتاً برای مأموریت‌های شناسایی، نظارت و جمع‌آوری اطلاعات مورد استفاده قرار می‌گیرند و در برخی مأموریت‌ها قابلیت انجام حمله نیز دارند.

دوم، پهپاد ریپر که یک پهپاد رزمی با توان ماندگاری طولانی در آسمان است و علاوه بر جمع‌آوری اطلاعات می‌تواند حملات دقیق علیه اهداف زمینی انجام دهد.

سامانه‌های دفاع موشکی

در حوزه دفاع موشکی، دو سامانه مهم در این عملیات مستقر شده‌اند.

سامانه پاتریوت که برای رهگیری هواپیماها، پهپادها و موشک‌های مهاجم طراحی شده و نقش مهمی در دفاع از نیروها و پایگاه‌های نظامی دارد.

همچنین سامانه تاد که یک سامانه پیشرفته رهگیری موشک‌های بالستیک در ارتفاع بالا است و برای مقابله با تهدیدهای موشکی دوربرد به کار گرفته می‌شود.

جنگنده‌های چندمنظوره و رادارگریز

در بخش جنگنده‌ها نیز چندین نوع هواپیما در عملیات حضور داشته‌اند.

این فهرست شامل جنگنده اف–۱۵ است که برای برتری هوایی و درگیری با هواپیماهای دشمن طراحی شده است.

جنگنده اف–۱۶ نیز در این عملیات حضور داشته؛ هواپیمایی چندمنظوره که توانایی انجام مأموریت‌های مختلف از جمله حملات زمینی و نبرد هوایی را دارد.

جنگنده اف–۱۸ که از ناوهای هواپیمابر عملیات انجام می‌دهد نیز در این کارزار به کار گرفته شده است.

در کنار این هواپیماها، دو جنگنده رادارگریز نسل جدید نیز حضور داشته‌اند: اف–۲۲ که یکی از پیشرفته‌ترین جنگنده‌های برتری هوایی در جهان محسوب می‌شود و اف–۳۵ که یک جنگنده چندمنظوره با قابلیت انجام هم‌زمان مأموریت‌های تهاجمی، شناسایی و جنگ الکترونیک است.

هواپیماهای پشتیبانی نزدیک و جنگ الکترونیک

در کنار جنگنده‌ها، هواپیماهای تخصصی دیگری نیز در عملیات حضور داشته‌اند.

یکی از آن‌ها هواپیمای تهاجمی ای–۱۰ است که برای پشتیبانی نزدیک از نیروهای زمینی طراحی شده و توانایی هدف قرار دادن تانک‌ها و خودروهای زرهی را دارد.

همچنین هواپیمای جنگ الکترونیک ای‌ای–۱۸جی در این عملیات به کار گرفته شده است؛ هواپیمایی که می‌تواند با ایجاد اختلال در سامانه‌های راداری و ارتباطی، کارایی سامانه‌های دفاعی طرف مقابل را کاهش دهد.

هواپیماهای شناسایی و هشدار زودهنگام

در حوزه جمع‌آوری اطلاعات و کنترل میدان نبرد نیز چندین هواپیمای تخصصی در این عملیات حضور داشته‌اند.

هواپیمای هشدار زودهنگام ای–۲دی با رادار قدرتمند خود قادر است تحرکات هوایی را در شعاع وسیعی شناسایی کند و اطلاعات لازم را در اختیار فرماندهان عملیات قرار دهد.

هواپیمای شناسایی آرسی–۱۳۵ نیز برای جمع‌آوری اطلاعات الکترونیکی و شنود سیگنال‌های ارتباطی استفاده شده است.

همچنین هواپیمای شناسایی ارتفاع بالای یو–۲ برای جمع‌آوری اطلاعات راهبردی از ارتفاع بسیار بالا در این عملیات به کار گرفته شده است.

حضور ناوهای هواپیمابر و ناوشکن‌ها

در حوزه دریایی نیز ایالات متحده از چندین نوع شناور نظامی استفاده کرده است.

در رأس این نیروها ناوهای هواپیمابر با پیشران هسته‌ای قرار دارند که به‌عنوان پایگاه‌های هوایی شناور عمل می‌کنند و امکان پرواز جنگنده‌ها و هواپیماهای پشتیبانی را در دریا فراهم می‌سازند.

ناوهای عظیم آبراهام لینکلن از کلاس نیمیتز و جرالد فورد از کلاس فورد، قلب تپنده نظامی آمریکا در جریان «خشم حماسی» در دریاست.

در کنار آن‌ها ناوشکن‌های مجهز به موشک‌های هدایت‌شونده نیز در عملیات حضور داشته‌اند. این شناورها توانایی انجام مأموریت‌های دفاع هوایی، نبرد دریایی و حملات موشکی به اهداف زمینی را دارند.

سامانه‌های پشتیبانی و لجستیکی

برای پشتیبانی از عملیات نیز مجموعه‌ای از سامانه‌های لجستیکی به کار گرفته شده است.

هواپیماهای سوخت‌رسان امکان سوخت‌گیری جنگنده‌ها و بمب‌افکن‌ها در آسمان را فراهم می‌کنند و به این ترتیب برد عملیاتی آن‌ها به شکل قابل توجهی افزایش می‌یابد.

در حوزه انتقال نیرو و تجهیزات نیز هواپیماهای ترابری سنگین سی–۱۷ برای انتقال نیروها، تجهیزات و خودروهای نظامی مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

همچنین هواپیماهای ترابری سی–۱۳۰ برای مأموریت‌های پشتیبانی و انتقال تجهیزات در مناطق عملیاتی به کار گرفته شده‌اند.

در دریا نیز کشتی‌های سوخت‌رسان برای تأمین سوخت ناوهای جنگی در طول عملیات حضور داشته‌اند.

سامانه‌های جنگ الکترونیک و ارتباطی

در حوزه جنگ الکترونیک و ارتباطات نیز سامانه‌های تخصصی مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

هواپیمای ای‌سی–۱۳۰ که برای ایجاد اختلال در ارتباطات و سامانه‌های راداری دشمن طراحی شده است در این عملیات حضور داشته است.

علاوه بر آن، سامانه‌های رله ارتباطی هوابرد برای گسترش و تقویت شبکه ارتباطی نیروهای نظامی در میدان نبرد مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

سامانه‌های دفاعی زمینی

در نهایت، برای حفاظت از نیروها در برابر تهدیدات نزدیک، سامانه‌های دفاعی زمینی نیز در عملیات مستقر شده‌اند.

از جمله این سامانه‌ها سامانه دفاعی رهگیری راکت، توپخانه و خمپاره است که برای مقابله با حملات کوتاه‌برد طراحی شده است.

همچنین سامانه‌های ضدپهپاد برای شناسایی، رهگیری و نابودی پهپادهای دشمن در میدان نبرد به کار گرفته شده‌اند.

صدای آمریکا 

https://ir.voanews.com/a/8126263.html?withmediaplayer=1