وال استریت ژورنال: اعتراضها در ایران فرصتی برای فشار بیشتر
هیات تحریریه وال استریت ژورنال در سرمقالهای با عنوان "درباره اعتراضهای تازه ایران" نوشته است که خیزشهای جدید در شهرهای مختلف ایران، آن هم تنها چند ماه پس از حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی، نشان میدهد پیشبینیهایی که از "همبستگی مردم با رژیم در صورت حمله نظامی" سخن میگفتند اشتباه بوده است. این سرمقاله خواستار حمایت عملی واشنگتن از معترضان، حفظ و تشدید فشار اقتصادی و اجرای قوانین حقوق بشری علیه مقامات حکومت ایران شده است.
موج جدید اعتراضها؛ از بازار تهران تا دانشگاهها
به نوشته وال استریت ژورنال، اعتراضها ابتدا از میان بازاریها و کسبه در بازار بزرگ تهران و در واکنش به سقوط ارزش ریال و جهش تورم شروع شده، اما به سرعت به شهرهای دیگر و گروههای اجتماعی متفاوت سرایت کرده است.
این سرمقاله مینویسد که در کنار بازاریان، دانشجویان، رانندگان کامیون و رانندگان اتوبوس نیز به صف معترضان پیوستهاند و "نارضایتی اقتصادی" با شعارهای سیاسی گره خورده است. به نقل از این روزنامه، در شمال غرب ایران شعار "مرگ بر دیکتاتور" سر داده شده و در تهران معترضان فریاد زدهاند: «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران.»
سرمقاله تاکید میکند که تورم بالای حدود چهل و دو درصد، سقوط چهل درصدی ارزش پول ملی پس از جنگ خرداد و بحران آب و انرژی، بستر اصلی این اعتراضها را شکل داده و همین ترکیب مطالبات معیشتی و سیاسی، اعتراضها را برای حاکمیت خطرناکتر کرده است.
واکنش حکومت؛ از برکناری رییس بانک مرکزی تا بازگشت سرکوب
وال استریت ژورنال مینویسد که جمهوری اسلامی در روزهای اول، برخلاف گذشته، با احتیاط بیشتری واکنش نشان داد و به نظر میرسید حاکمان، "خطر یک خیزش گسترده ضدحکومتی" را درک کردهاند.
در این سرمقاله آمده است که حکومت در ادامه، رییس بانک مرکزی را برکنار کرد و رییس جمهور "اصلاحطلب"، مسعود پزشکیان را با وعده گفتوگو به صحنه فرستاد؛ در حالی که به نوشته این روزنامه، مردم میدانند قدرت واقعی در دست علی خامنهای است که در پشت صحنه سکوت کرده است.
به باور نویسندگان سرمقاله، با گسترش اعتراضها، حکومت به الگوی آشنای خود برگشته و بار دیگر دست به بازداشتهای گسترده و استفاده از زده است. این روزنامه با استناد به گزارشهای حقوق بشری یادآوری میکند که جمهوری اسلامی گفته است در جریان جنگ خرداد دستکم بیست و یک هزار نفر را بازداشت کرده و سازمانهای حقوق بشری از اعدام دستکم بین هزار و پانصد تا دو هزار نفر از آن زمان تاکنون خبر دادهاند؛ بسیاری از این اعدامها به نوشته این سرمقاله "در خفا" انجام شده است.
توصیه به واشنگتن: کمک واقعی، نه سکوت در برابر سرکوب
در بخش دیگری از این سرمقاله، هیات تحریریه وال استریت ژورنال اعتراضهای تازه در ایران را فرصتی برای سیاست آمریکا میداند و مینویسد که واشنگتن باید نشان بدهد در کنار مردم ایران ایستاده است.
سرمقاله با اشاره به رویکرد باراک اوباما در سال ۱۳۸۸ مینویسد که سکوت آن زمان در برابر سرکوب جنبش اعتراضی، به امید دستیابی به توافق هستهای، "اشتباهگ بود و هشدار میدهد که ترامپ نیز نباید همان مسیر را تکرار کند.
وال استریت ژورنال تاکید میکند اگر جمهوری اسلامی واقعا خواهان توافق هستهای بود، پس از جنگ، میتوانست به میز مذاکره بازگردد، اما همچنان بر غنیسازی داخلی اورانیوم و بازسازی سریع زرادخانه موشکی تاکید دارد؛ موشکهایی که میتوانند به اسرائیل و پایگاههای آمریکا برسند.
به نوشته این روزنامه، پیامهای وزارت خارجه آمریکا به زبان فارسی کافی نیست و "معترضانی که جان خود را به خطر انداختهاند، شایسته حمایت معنادارتر هستند."
از جمله اقداماتی که پیشنهاد شده، کمک به باز کردن دسترسی به اینترنت هنگام قطع ارتباط، افشای هویت عاملان سرکوب و اجرای کامل "قانون مهسا امینی برای تحریم مقامات مسئول نقض حقوق بشر" است.
در همین راستا مایک پنس، معاون ترامپ در دوره پیشین ریاست جمهوری او ضمن بازنشر این مقاله در حساب کاربری خودش در پست دیگری در شبکه اکس نوشت: «هیچ رژیم سرکوبگری نمیتواند تا ابد دوام بیاورد. در قلب هر انسانی آتشی خاموشنشدنی وجود دارد که برای آزادی میسوزد. همانطور که اتحاد جماهیر شوروی زیر بار خطاهای خود فرو ریخت، سرنوشت ستمگران ایران نیز چنین خواهد بود. باشد که سال ۲۰۲۶ سالی باشد که سپیده دم یک ایران آزاد و دموکراتیک را شاهد باشیم!»
فشار اقتصادی؛ محور اصلی پیشنهاد وال استریت ژورنال
در این سرمقاله، حفظ و تشدید فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی "اهمیت کلیدی" دارد. به نوشته وال استریت ژورنال، مهمترین اهرم، اجرای جدی تحریمهای نفتی است.
این روزنامه با مقایسه سیاست آمریکا در قبال ونزوئلا و ایران مینویسد که واشنگتن در عمل علیه صادرات نفت ایران بسیار کماثر عمل کرده است. به گفته نویسندگان، ایران با وجود تحریمها توانسته صادرات نفت خود را به حدود دو میلیون بشکه در روز برساند؛ رقمی که این روزنامه آن را "۲۰ برابر هدف اعلامشده آمریکا" توصیف میکند و آن را "تمسخر کارزار فشار حداکثری" میداند.
در ادامه این مقاله تاکید شده است که خامنهای برای حفظ وفاداری فرماندهان و نیروهای مسلح به درآمد نفتی نیاز دارد و اگر این منبع مالی به شکل جدی قطع شود، "وفاداری نیروهای سرکوبگر ممکن است تغییر کند."






